Pierwsze 200 wierszy.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
راستش دقیقا یه دونه شبیه به اینو بچگیم داشتم
،و خیلی هم دوستش داشتم ولی این عکسها اصلا چی هستن؟
منم یه دونه داشتم. مال من ،عکسهای گرند کنیون داشت
ولی یه عکس وحشتناک از من درحالی که داشتم تعقیب میشدم، اون تو هست
.و بعدشم چندتا تصویر انتزاعی
...نمیدونم .نمیدونم چین
قطعا شبیه به یه چیزی هستش که
یه قاتل سریالی از .خودش به جا بذاره
،یه سوال درمورد برلین دارم ،اون کیف
،کلاهگیس خونی .یه بمبگذاری عجیب
یا شایدم نشتی .یه لوله اصلی
قبول کردنش از .بمبگذاری، راحتتره
...خیلیخوب، باشه
بعدش برای چند ساعت
.همینطوری غیبت زد
کس، دقیقا انگار داری داخل
.یه رمان جاسوسی جان لوکاره زندگی میکنی - چی؟ -
درگیر چه گوهی شدی، کسی؟
.هیچی - .یه بار دیگه بگو هیچی -
.هیچی - یک کلمه از حرفات -
.رو هم باور نمیکنم - .هیچی -
!هیچی
شبیه یه چیزی از .مستند سیاره حیانات شده
.خیلیخوب، خیلیخوب
...گورباباش
.یه شغل دوم کوچولویی دارم
.یه مهره مهم برای سیآیای هستم
میدونم گفتیم که ،دیگه راز بی راز
ولی اونا سیآیای هستن .و خیلی مخفیکارن
مجبور بودم، و خیلی .دلم میخواست بهتون بگم
به اضافه اینکه شما .تقریبا داشتین حدس میزدینش
چه اهمیتی داره پس؟ - کسی، من عملا -
.حتی نزدیک حدس زدن اون هم نبودم
.واو
،خیلیخوب، باشه .یکم دیگه هم هست
،اوه، یه مامور واسطه هم دارم .که اسمش بنجامینـه
.از من متنفره - چی؟ -
خلاصه بهم یه سری اهداف میدن که باید برم پیداشون کنم
.و ازشون جاسوسی میکنم
اره، تو برلین بودم و یه زنی بود که
.قیافش دقیقا شبیه به من بود .حتی خالکوبیهای شبیه به منم داشت
بعدش یه انفجار .بزرگی اتفاق افتاد
،پرت شدم زمین عملا
بعدش تو گوشهام .حسابی صدای سوت میشنیدم
سی آی ای؟ - .اره، همون حروف -
.اره، همون... اره عزیزم. سیآیای
...باشه، به نظر
میاد که یه نفر میخواد .برات پاپوش درست کنه
.اوه، خوبه، عالیه .صاف برو سراغ ترسناکترین گزینه
.عالیه - اگه این خانمی که بدلـته -
،اون کلاهگیس رو پوشیده
این یعنی خون اون یارو مرده رو چمدونتـه؟
حتی نمیدونیم این اصلا رسید به فرودگاه لسانجلس، باشه؟
هرکی داشته منو تو برلین تعقیب میکرده
شاید... احتمالا منو ...تا اینجا تعقیب کرده. من
فکر نکنم یارو این همه زحمت به خودش دادهباشه
که بعدش یهو تو خونه تو پیداش بشه، مگه نه انی؟
.سانتال 33 سانتال 33 کوفتی؟
.این یه عطر خیلی گرونـه
خیلیخوب، به اون مامور واسطه سیآیای
،بنجامین، که ازت متنفره درمورد این چیزی گفتی؟
.آنی، اون از من متنفر نیست
!فقط از من خوشش نمیاد. حواست با من باشه
تو دقیقا الان .گفتی که ازت متنفره
...ای خدا، داره بهم زنگ میزنه
...دقیقا همین الان، چیکار
،خیلیخوب، ببخشید .این خیلی مشکوکـه
.اوه خدا، دوباره داره زنگ میزنه
.چندان هم مشکوک نیست سازمان اناسای
حتی وقتی گوشی خاموش باشه .هم بازم میتونه شنود کنه
...لازم نیست اینو بهم بگی، فقط
سلام، بنجامین، حالت چطوره؟
درمورد جلسه توضیحیت .برای برلین بهت زنگ زدم
فردا ظهر خوبه؟ خیلی چیزا .هست که باید درموردشون حرف بزنم، باودن
...باشه، اره، الان ،الان یکم دیر شده
فردا منظورت امروزه؟
یا فردا منظورت فرداست؟
...سلا
.خیلیخوب، این خوب نیست همین الانشم منو برکنار کردن
که عجیبوغریبه، و این همین الانشم عجیبوغریب بود
قبل اینکه اون چمدون .عجیبوغریب رو باز کردیم
چجوری قراره همه اینارو توضیح بدم؟
راستش، فکر نمیکنم .که باید این کارو بکنی
،کلاهگیس، مطمئنا اون دوربین ویو مستر
.همشون ممکنه مدرک جرم حساب بشن
میشه به زبان ساده بگی؟ چی؟ - .یعنی تو دخیل بودی -
لعنتی، ما هم همینطور. دیانای .ما الان همه جای خونه افتاده
.ببین، من یه بار یه مشتری داشتم
یه سر جدا شده توی .صندوق عقب مرسدسـش پیدا کرد
اون اونجا گذاشتهبودتش؟ .مطمئنا نه
هیئت منصفه اهمیتی داد؟ .مطمئنا نه
توی سیآیای کسی هست که میتونی بهش اعتماد کنی؟
من یه دوست خوب توی ،سیآیای دارم
...ولی، میتونم... میتونم میتونم از همین الان حرفاش رو حدس بزنم
که بهم میگه کاری بهش نداشتهباش
.و بذار اونا بهش رسیدگی کنن
!مارکو! سلام - !سلام! سلام! سلام -
!مارکو اومده - .اره -
سلام! یادم رفتهبود .که داری میای
.بیا باهاشون آشنا شو
،اینا انی و مکس هستن .بهترین دوستام. سلام
.انی و مکس افسانهای
.سلام - .اوه، افسانهای؟ واو -
.سلام - .ببخشید دیر کردم -
داشتم روی یه ارائه ایده برای
.این آلبوم جدید والی برچ
ولی، تا سر حد مرگ باید کار کنیم، مگه نه؟
نمیدونستم مردم تو دنیای .واقعی هم از این استفاده میکنن
خوب، اونا خیلی خسته سفر هستن .و تو هم به نظر خسته میای
.انگار از نفس افتادی .بهتره بری یه دوش بگیری
میام پیشت ولی، باشه؟
.همین؟ باشه - .اره -
.باشه - .اره، میفهمی که چی میگم -
.قراره فردا با هم شام بخوریم .اون موقع خبر هم رو میگیریم
.فردا شب برای شام میبینمتون
!اره! شب خوش - .از آشنایی با شما خوشحال شدم -
.شب خوش
.ازش خوشم اومده یارو مثل اون
یه استاد باحال توی دانشگاه است .که علف هم میکشه
،اره، خوب، اون اهل اینا نیست .پس این کارو نمیکنه
به طرز عجیبی با این موضوع که تقریبا
،توی برلین منفجر شدی .راحت هستش
.اره - .تف تو مغزم -
بهش نگفتی، مگه نه؟
.البته که بهش نگفتم میخوای بهش چی بگم؟
نمیخوام برام .نگران بشه
خیلی حیفه که .به مارکو چیزی نمیگی
.مطمئنا میتونه قبولش کنه
.خیلیخوب، باید آروم باشی
فقط پنج ثانیه دیدیش و .الان پسر خاله شدین
.البته خیلی بدتر از این - .بچهها، حواسا اینجا. زودباشین -
،قضیه اینه... فردا
مکس سعی میکنه اون .اسلایدها رو شناسایی کنه
.اره، چون اهل کارای خلافـه - .کاملا -
که امیدوارم ما رو به هر بنی بشری که
.داره این کارو باهات میکنه، نزدیکتر کنه
.اوه، خدا - ولی فعلا، میشه لطفا بری -
و یکم بخوابی؟ باشه؟
.گوشهام هنوز دارن سوت میکشن
.گوشهام هنوز دارن سوت میکشن
روسریـت مال .دو سال پیشه
روسریـت مال .دو سال پیشه
.من گریس هستم .آدم خوبی نیستم
.آدم خوبی نیستم
.گوشهام هنوز دارن سوت میکشن
اوه، خدا. چه اتفاقی افتاد؟ - .فکر کنم بدونم کیه -
.خیلیخوب، خواب از سرم پرید .فرضیت رو بهم بگو
باشه، خیلیخوب، توی ،پرواز برگشتم از برلین
.یه مهماندار پرواز جدید اومدهبود
اسمش هم گریس بود، باشه؟
،خیلی باحال بود ،ولی من نمیدونم
...یه چیزی درموردش
حس میکنم که شاید .اون همون بدل من باشه
صبح بخیر. تو به .حقایق مسلم نیاز داری
.خیلیخوب، قضیه ایننه .موهاش کوتاهـه
.یه کلاهگیس نیاز داره .یه مهماندار پروازـه
،به چمدون من دسترسی داره .به لباسهای کارمون
گفت گوشهاش ،داشتن سوت میکشیدن
با این حال گفت که
،وقتی انفجار اتفاق افتاد .تو اتاقش بوده
به اضافه اینکه توی .پرواز هم یه روسری پوشیدهبود
یادته درمورد سکس خشنی ،،که دیدم، بهت گفتم
اره، همون سکسی که گفتی
.حتما باید جاش بمونه
نه، باشه، ولی این روسریها جزوی از لباس رسمی شما نیستن؟
نه، شرکت لباس رسمی .رو از اون موقع دو بار عوض کرده
یعنی خوب، لباسامون .کاملا فرق میکنن
،هیچکس دیگه اونارو نمیپوشه .ولی اون پوشیده بود
،خیلی خوشگل بود ،ولی بهش گفتم
.و یه جواب یهویی خیلی باحال بهم داد
مکس چی داری میپزی؟ - .تورتیلا اسپانیایی -
هی، فکر میکنی مارکو هم یکی میخواد؟ - .اوه، رفته -
.توی روزای عکسبرداری، زود میره - .اوه -
میشه درمورد این علاقه عجیب ایشون به مارک حرف بزنیم؟
.ولکن - درضمن، طرف -
چه ایرادی داره؟ چون اگه بهم نگی
.خودم میرم میفهمم - مارکو؟ -
.هیچ ایرادی نداره .عالیه
.همه چیش خوبه - نمک کجاست؟ -
.به نمک نیاز دارم - مشکل چیه؟ -
.اینجاست ،گوش کن، انی
میشه لطفا برگردیم سراغ این لیستی که
درست کردم، باشه؟ ،یعنی خوب
قشنگ تابلوـه که گریس همون بدلـه، مگه نه؟
این رو قبول میکنم که
یه ادعای متقاعد کنندهاست
.که توی دادگاه قبولش نمیکنن - ،خیلیخوب، یه چیز دیگه -
.بهم آدرسش رو داد
.حالا کم کم داریم دوست میشیم
گفتم شاید ،بتونم یه سر بهش بزنم
،نگاهی به اطراف بندازم .ببینم چیز مشکوکی هست یا نه
.خیلیخوب، یه نقشه دیگه - چی؟ -
،من میرم به ماه و یه خونه میسازم
،ولی خوب اونجا که اکسیژنی نیست .پس میوفتم، میمیرم
کس، اگه واقعا خطرناک باشه چی؟
گوش کن، من خیلی سخت ،کار کردم تا یه زندگی بینقص جدید رو بسازم
.و دو دستی چسبیدم بهش
داری بهم میگی خلاف غریزم عمل کنم؟
اره. اگه میخوای به این زندگی بینقصی که
No comments yet. Be the first to leave one.