Pierwsze 195 wierszy.
شیرینی دانش
افسانه ای که در مورد این شیرینی به عنوان یکی از عجایب هفتگانه ی کالج ایدن گفته میشه
یه شیرینی پز مرموز یهویی توی کافه تریاشون ظاهر میشه
و بصورت غیرمنتظره ای این شیرینی رو سرو میکنه
نه فقط بطور مطبوعی خوشمزه است
بلکه خیلی از دانش آموزانی که این شیرینی ها رو چشیدند آخرش دانش آموز امپراتوری شدند
برای همین مردم شروع کردن به گفتن اینکه خوردن اونها همون لحظه باهوشترت میکنه
این باعث شد بعضی از دانش آموزان ایدن
هر کاری از دستشون برمیاد رو انجام بدن تا فرصت سفارش دادن این شیرینی ها رو بدست بیارن
ماموریت : 29 شیرینی دانش
اوه ! نکنه تو همون شاهزاده ای هستی که قبلاً دیدم ؟
نه ، من همزاد تو هستم
! نه ، کاملاً در موردش مطمئنم ! اون چشمها ! اون موها
! آه ، شاهزاده ی عزیزم ! عاشقتم
نه ، منم مثل تو یه گوسفند ماده ام
اوه ، ای بابا ! با این داستان به جایی ! نمی رسیم ! به هم ریخته است
آخه ، اینها دقیقاً مثل همدیگه اند
! بخاطر داستان می تونی بی خیال اون بخشش بشی
بعدش نوبت منه ، قراره در مورد یه مبارزه بین دوقلوهایی باشه که موقع تولد از هم جدا شدند
نه ! اگه هر نوع مبارزه ای انجام بدیم ، پاره میشن
شوک
راستی ، شنیدی ؟
ترم بعد ، بر اساس نمراتمون قراره از هم جدا بشیم
اون یعنی چی ؟
... یعنی
کلاس باهوشها
کلاس معمولی ها
... مثلاً من که توی مدرسه درسم معمولیه
و تو که درست وحشتناکه
پایینتر از اون
کلاسی که به تلاش نیاز داره
براساس اینکه درسهامون چطور پیش برند می تونیم از هم جدا بشیم
شوک
! آنیا تنها میشه
همینطوره ! برای همین باید توی درس خوندن بیشتر تلاش بکنی
علاوه بر امتحانات میانترم و پایان ترم
شنیدم امتحان فردا هم یه عامل تعیین کننده است
و همینطور امتحان زبان باستانیمون ، اوه ، این بده
دیگه همه چی برای آنیا تمومه
! یه خـ خـ خـ خبر مهم
! اتفاق افتاده ! ظاهر شده
چی ؟ چی شده ؟
! توی کافه تریای دوم ظاهر شده ! اون دسر
ها ؟ درباره ی چی داری حرف میزنی ؟
خنگول ! نمی دونی ؟
همون دسری که شیرینی پز افسانه ای که ! قبلاً سرآشپز سلطنتی بوده درستش کرده
! به اسم شیرینی دانش معروفه
دسر افسانه ای که گفته میشه هرکسی که اونو بخوره رو
! یه دانش آموز امپراتوری میکنه
ظاهراً امسال ماکارونه
تعدادش خیلی محدوده ، پس باید قبل از اینکه یه ! نفر دیگه بدستشون بیاره ، بدستشون بیاریم
! باشه
! اگه اونو بخورم ، منم نابغه میشم
لطفاً توی راهرو ندوید
خوب ، مطمئنم فقط یه شایعه ی مسخره است
! اما همچین خرافاتهایی هم می تونند مهم باشند
درضمن ، ماکارونهای که سرآشپز سلطنتی درستشون کرده ! باشه ؟ فقط به همون خاطر دلم می خواد بخورمشون
! خوشمزه بنظر می رسند
ماکارون چیه ؟
! اوه ، باید خودش باشه ! باید عجله کنیم یا تموم میشند
! اه
پسر دوم
! کوتوله
چرا اینقدر عجله داری ؟
خفه ! خودتون چی ؟
فقط به اندازه ی یه سفارش از شیرینی جدید پیر پومیر باقی مونده
! هرکی زودتر بیاد به اون میرسه
! شماها بدستش نمیارید
! این مبارزه اساساً سر استلاهاست
از این می خواستم ، لطفاً
باشه
! اون آخرین سفارش اونها برای امروز بود
اوه ، خیلی شانس آوردم ، یعنی الان می تونم یه استلا بگیرم ؟
خیلی هیجانزده ام
... جورج
ها ؟
! لعنتی ! اون برای منه
! ردش کن بیاد ! قرار بود من اونها رو بخورم
! اوه ! دزدها بهم حمله کردند
! اینها رو با یه ذره پولی که داشتم خریدم ! نمی تونید اونها رو داشته باشید
! درسته ! تو هیچوقت جامدادی منو پس ندادی
ها ؟
و با مجبور کردنم به آواز خوندن وقتی که لازم نبود باعث شدی خجالت بکشم
انتقام اون برگ رو میگیرم
خیلی خوب ، باشه
پنج تاست ، پس می تونید چهارتای دیگه رو داشته باشید
اینجوری مساوی میشیم
تو آدم خوبی هستی
... چهارتا می مونه
... و بدین ترتیب
یه نبرد حماسی برای تعیین اینکه چه کسی دانش آموز امپراتوری میشه شروع شد
یه دست پیشخدمت پیر بازی می کنیم
اونی که آخر بشه ، ماکارون نمی گیره
! خیلی خوب ، بیاید شروع کنیم
آنیا تا حالا کارت بازی نکرده و قوانینش رو نمی دونه
جدی میگی ؟
ساده است ، فقط باید شماره های یکسان رو جفت بکنی و از جوکر دوری بکنی
باشه
! مبارزه
هی ، جوکر رو بده به من ، مجبورش می کنیم ! برش داره و نشونش میدیم رئیس کیه
! اطاعت
شیرینی دانش برای یکی که حتی نمی دونه
پیش خدمت پیر چیه حیفه
هی ، نوبت توست
... آنیا ... یه شش ، یه چهار و یه ده داره
لازم نیست بهشون بگی ، آنیا-چان
! عجب احمقی
گرفتن جوکر رو براش آسونتر میکنم
و شش رو دورتر میذارم تا برش نداره
بفرما ، یکی انتخاب کن
! شش
!ها ؟
! عالی بود ، آنیا-چان
فقط شانسی بود
! چهار
! ده
! ای
! یه پیرمرد
! هورا ! آنیا دیگه هیچ کارتی نداره
! صبر کن صبر کن ، تو زیادی کارت خوب بود
! آره ! معلومه که تقلب کردی
! حتماً کارتها رو علامتی چیزی زدی
! حالا هر چی ! بازنده های بدی نباشید
اگه تقلب نکرده ، تنها جواب اینه که ! اون می تونه ذهن خوانی بکنه
! ای وای ! زیاده روی کردم
اگه اصرار داری ، می تونیم دوباره بازی کنیم
! چی ؟ آنیا-چان ، زیادی داری بهشون آسون میگیری
! با یه دست کارت جدید دوباره شروع می کنیم
! ترتیبمون رو هم عوض می کنیم
! و جرات داری دوباره تقلب کن
نکردم
... نزدیک بود
باید از قصد خراب کنم تا در مورد قدرت ذهن خوانیم نفهمند
اوه ، جوکر افتاد دست من
بفرما
! جوکر وسطه ، حالا ، برش دار
... باید از قصد خراب کنم
اوه ، ای وای
آنیا با بی دقتی آقای جووکر رو برداشت
! بدرد نخور
! کم عقل خنگ
... حالا وقت
! نه ، آنیا-چان ، نمی تونی بزنیش
شانس طرف من نیست
نزدیک بود ، اگه اخراج می شدم ، کار ماموریت تموم بود
! باید مثل بابا یه دروغگوی خونسرد باشم
مشکلی نیست
اگه پسر دوم بعدش آقای جوکر رو برداره مشکلی برام پیش نمیاد
یکی بردار
! شوک
ضایع معلومه
خوب ، جفتش رو دارم
یعنی ممکنه پسر دوم هم بتونه ذهن خوانی بکنه ؟
! و برای من تموم شد
! منم همینطور
ای وای ، نمی تونم از شر جوکر خلاص بشم
! برای منم تموم شد
دامین-کون ، تو هم توی این بازی خیلی بدی
! خفه
! تلاشت رو بکن ، آنیا-چان
بگیر که اومدم
این همه چیز رو تعیین میکنه
! نه ، اگه فقط صورتش رو نگاه کنم ، حتماً موفق میشم
باید بهترین قیافه ی دروغ گفتنم رو به ! خودم بگیرم تا جوکر رو برداره
اگه ببازم ، نمی تونم اون دسر رو ! بخورم و خنگ می مونم
بعدش امتحانهام رو خراب میکنم و توی ! یه کلاس متفاوت از بکی میوفتم
! آنیا تنها می مونه
خیلی خوب ، این باید همونی باشه که جوکر نیست
خیلی خوب ، بفرمایید ، چهارتای شما
! هورا ! خوشمزه بنظر میرسه
خیلی هیجانزده ام
دامین-ساما ، چطور تونستی جوکر رو برداری ؟
! خفه
خیلی بی انصافه ... لعنتی
پسر دوم
می خواهی با من نصفش بکنی ؟
! نـ نـ نـ نـ نه ، نمی خوام ، خنگول
حتی اگه اونو نخورم هم می تونم ! دانش آموز امپراتوری بشم
! تو بخورش چون خنگی ، خنگول
ای
چه بی ادب ! بیا بخوریمشون ، آنیا-چان
! ایتاداکیماس
! خوشمزه است
حالا منم می تونم یه استلا بگیرم
حالا ، امتحانتون رو شروع کنید
تایید شد : آنیا قراره تک و تنها بمونه
بقیه ی زندگی مدرسه ایم قراره تاریک باشه
حقیقت نداره ، بیا توی امتحانات پایان ترم تمام تلاشمون رو بکنیم
آره ، هنوز هم وضعیتت از من بهتره چون من همین الانش هم تنهام
امتحانات مدرسه خیلی سختند
میرم توی تختم غصه بخورم
درسهای پایه ایش یه کم بهتر شده اما هنوز هم راه درازی در پیش داره
... این امتحان زبان باستانی
بخاطر اشتباهات املایی دائمی ازش نمره کم شده
اما بدون اون ، نمره ی خوبی می گرفت
No comments yet. Be the first to leave one.