Pierwsze 200 wierszy.
***099 NASSI N :تنظیم***
در زندان (نفوذی) سام سریال
قسمت 6-ترجمه اختصاصی
بیا. عصا و دخترم هر دو مال تو
چه خبره؟
زنده باد حسن کچل
بهش گفتم دخترتو به حسن کچل نده اما گوش نکرد
اونا سالهای سال با شادی و خوشحالی زندگی کردن
تو بهترین پادشاه دنیا هستی پسرم
مصطفی من
به من میگی برو
کدوم حرفتو باور کنم؟
نرو سارپ
آبجی ملک
خیلی عالی بودی مصطفی
تو برو تا من بیام
شما دو تا اینجا چیکار می کردین؟
مصطفی عصاشو جا گذاشته بود
اونو دادم
.خوب کردی به هر کاری خوب رسیدگی می کنی
اگر امر دیگه ای ندارین می تونم برم؟
برو ببینم
حمل و نقل به هم خورده رئیس گفت برگردین به مرکز
.پسرم فوق العاده اس مگه نه؟
پسرت عالیه
خوب
باید پدرشم ببینیم و نظر بدیم
اونجاش خیلی راحته
وقتی ما اینجا بودیم کار انجام شد
بریم ببینیم
البته رفیق
بفرما ببینیم
بله .
این کار امشب تمومه
مثل کشیدن مو از ماست این کارو انجام دادیم
این کاری که کردی به عقل شیطون هم نمی رسید
اونم راز شیطانه داداش حسین
کار تمامه بابا
عالیه ..
داریم میاییم اونجا
تو این دو دقیقه کجا غیبت زد
یه کار فوری برام پیش اومد باید سر بزنم خونه
مشکلی که نیست؟
نه همه چی خوبه نگران نباش
باشه .
قطع کن دیگه
نه تو قطع کن
نخیر تو قطع کن
باشه .
تو رو تو همین تابوتا دفن می کنم جلال
دفنت می کنم
تو در اینجا رو نبسته بودی؟
بستم
فکر کنم
محموله اینجاست جلال هم داره میاد. بیایین
زود باشید. می ریم
خوش اومدی بابام
ممنونم
بیا ببینم جلال
به پایان راه رسیدی اما هنوز نمی دونی
بله آکین ایشیک
قرار از اینه
محموله آماده اس
خوبه
داخله؟
داخله
جلال چه خبره؟
دارین چیکار می کنین؟
کبابی این چتر رو نگاه کن ببین
باز میشه یا باز نمیشه
ببینم از این هم میتونی در بری؟
یه بار جستیگ ملخک. دو بار جستیگ ملخک
آخر به دستی ملخک
ملخک پیر
جوجه رو آخر پاییز می شمارن
سورپرایز
ساعت قبل 1
چراا میخنده؟
پلیس ترافیک
داخل ماشینی نئش کش
که داوود می رونه جی پی اس گذاشته
شارژش تموم شد
از اون چی که فکر میکردم باهوش تری رئیس
میخواین داخل تریلی ها رو خوب بگردیم؟
از سگای پلیس
نیازی نیست ماشینا خالی هستن
بار کمی نیست
فهمیدم حالا چیکار می کنیم؟
هیچی
شما برین
راننده ها رو آزاد کنید همه برن
تلفن من چی شد؟
شارژر این کجاست؟
این نیست این نیست
مرت احمق
دوباره شروع شد
دارن میرن به بارانداز
نمیذارم باباجلال رو گیر بندازی
تو در اینجا رو نبسته بودی؟
فکر کنم بستم
گمشو
رئیس بریم داخل؟ برین
رئیس تو داری با کی بازی می کنی؟
پسر گناه داره به خدا چتر هم با خودش آورده بود
چی کار می کنی دوست من؟
هر کی که باشی نمی تونی فرار کنی
رئیس ماشین نئش کش داخل نیست
از ماشین تبلتم رو برام بیار
ول کن ما رو بذار بریم رئیس
البته .
اطرافتو خوب ببین جلال
اینا آخرین ساعتهاییه که آزاد هستی
جلال این کار اینجا تموم نمیشه
تاوانشو پس می دی
حرفای اشتباه از دهنت درنیاد آکین
جاش نیست
الان
سرم اصلا آروم نیست
نگران نباش
آروم میشه
وقتی سرتو دادم زیر بغلت
هیچ دردی برات نمی مونه
صبر کن
هنوز چی تموم نشده
داری عجله می کنی
الان میگم که شنفته باشی
من دیوانه ها رو دوست دارم شیرمرد
اما نباید از من دیوانه تر باشه
تو نمی دونی الان داری به کی چپ چپ نگاه می کنی
ماشین نئش کش رو فراری دادن
داره دور میشه
همه ی راها رو ببند. سریع
شما هم زود بیفتید دنبالش
به منم بگو جلال دارین در مورد چی حرف میزنین؟
باعث به هم خوردن شراکتتون شدم؟
از 14 به مرکز
باید به سمت ماشین حرکت کنید
یه اکیپ برن به اون مسیر
به گوشم مرکز همه به پیش
در چه وضعیتی هستین؟
داریم نزدیک میشیم رئیس
شنیدی جلال؟
کم مونده. کم
کوچولو
چی میگی؟ داستان دختر نمرود رو یه بار دیگه تعریف کن
خوب فهمیدم. امشب حالت خوب نیست
به مهمون پنج ستاره ات یه کم خوش بگذره مگه نه جلال؟
اذیتش نکنیم
حیف شد. اینم به قهقرا فرستادی
منم با خودم میگم چراا یادم رفت
به سلامت برادر کامیون سوار
چه خبره؟ این کامیون از کجا پیداا شد؟
رئیس خبرا بده
جی پی اس از تو کامیون سر دراورده
اون بی شرف جی پی اس رو انداخته تو کامیون
با ما بازی کرده
چی میگی؟
فاتح بله رئیس
خبر بدین
همه ی راههای اطراف بسته بشه
همه ی پلیس ها گوش به زن باشن
تنها کارتون باید پیداا کردن ماشین جنازه باشه
سریع چشم قربان
لعنتی
اون شغال از راه فرعی رفته
همینه . خودشه
این لعنتی باهوش کیه؟
دستت درد نکنه که داشتی برادر
مسیرت کجاست؟
هر جا که تو بری
خیر باشه این وقت شب اینجا چیکار داری؟
نپرس بابا دیدار اقوام
ماشین جنازه رو پیداا کردم اما تابوتا خالیه
احتمالا محموله رو یه جایی تخلیه کردن
چطور از دستمون در رفت
اون محموله هر جور شده باید پیداا بشه
همه جا قدم به قدم باید جستجو بشه
سریع
بهت گفتم عجله نکن
رئیس
بی خود ما رو اینجا داشتی ول کن بذار بریم
همه ی اینا رو دستگیر کنین
هر کی مقاومت کرد با اسلحه از خجالتش در بیاین
همه ی شغالا رو دستبند بزنین
ببرین
کوچه چقدر شلوغه
کم مونده بود سینی از دستم بیفته
دوباره چیکار کردی پسر؟
این هون دست و پا چلفتیه که میگفتی؟
خواهر خیلی عذر میخوام
به خدا همه رو جمع میکنم
پول همه اش رو هم بهت میدم
از ماهانه ام کم کن
باشه مشکلی نیست
چراا کوچه شلوغه؟
این جلال کبابی
مثل اینکه تو محله ی شما خیلی معروفه
اونو دستگیر کردن
همه ی محله الان جمع شدن برای شهادت به نفعش میخوان برن اداره ی پلیس
خیلی خوب شده
No comments yet. Be the first to leave one.