Pierwsze 171 wierszy.
اوه ببينيد ؟
من تنونستم برا شب تولدم جايي رو رزو کنم
پس ما پنج شنبه شب ناهار ميخوريم
پنج شنبه اون شب شبه هالوينه خب ؟
اون شب شبح داره همين
مايک هم برا شام مياد ؟
نه اين اولين تولدم با دوست پسرم هست و اون بايد بره سر کار
من از دستش عصباني شدم اما فکر کردم ديدم الان برا نشون دارن چهره واقعي خودم زوده
من فکر کنم بايد برا 5 نفر رزور کني يکي از ماها بايد پيش عما بمونه
کدوم يکي از ما بايد بره برا شام ؟ ريچل
در حقيقت من فکر کنم جفتمون بتونيم با هم بريم
ممنونم من يک عالمه فکر برات کادو ميارم
خيله خب پس عاليه ما هممون ميتونيم بيايم
اين خيلي جالبه ميدونيد چيه ؟
ما برا خيلي وقته که شش نفرمون با هم نبوديم
در مورد چي صحبت ميکني / ما الان با هم هستيم
مون؟ چندلر اينجا نيست
اوه خداي عزيزم
مترجم : شهرام
استفاده از تمام يا قسمتي از زيرنويس بدون ذکر نام منبع و مترجم خلاف قوانين است و با آن برخورد خواهد شد
سلام خيلي خوشحالم که برا اولين بار تيم رو دارم با هم ميبينم
قبل از اينکه شروع کنيم کسي سوالي داره ؟
بله کين درسته ؟ درسته
درسته دليل اينکه شما تو تسلا هستيد به خاطر اينکه موقع جلسه
خوابتون برده و بدون اينکه تشخيص بديد شما آره گفتيد ؟
خب هر چيزي رو ميشنوي باور نکن کين
اما بله درسته
خيله خب بزاريد يک نگاه به نمودار ارقام هندسي بندازيم
کلاديا تو ميدوني که نبايد دود سيگار رو تو کون رئيست فوت کني ؟
ببخشيد سيگار شما رو اذيت ميکنه ؟ نه من قبلا سيگار مي کشيدم اما ترک کردم
اما الان که فکر ميکنم نميدونم چرا
شما اجازه نداريد که تو دفتر سيگار بکشيد درسته ؟
بله تو اوکلاهاما موقعي که تو دفتري کمتر از 15 نفر باشه قانوني هست که سيگار بکشي
يک دونه ميخواي ؟ خليه خب ببين من ديگه سيگار نميکشم
اما اگه بقيه شما ميخوايد روشن کنيد انجام بديد موردي نداره
پس همه شما سيگار مي کشيد ؟
ميدونيد اين الان بي ادبي هست که من سيگار نمي کشم
اين حقيقت نداره اگه شما نميخوايد کين لطفا
نه من نميتونم من نميتونم سيگار بکشم اگه من سيگار بکشيم زنم من رو مي کشه
ببخشيد خانم شما مگه تو نيويورک نيست ؟
کين من هميشه ازت خوشم ميومد
قاشق زنيه
سلام و لذت بخش اينه
واوو خيلي خوشحالم که لباسم رو عوض کردم
من اون لباس بدن نما رو پوشيده بودم که سينه هام رو نشون نميداد
اين چيزي نيست که من مي پوشم رحم من اماده هستش
و چندلر داره مياد خونه پس من فکر کردم که يک تلاشي قبل از شام داشته باشيم
صبر کن شما نبايد برا شام دير کنيد دير ميکنيد ؟
ما نزديک يک هفته هست که همديگه رو نديديم
و ما اولين نفرهايي خواهيم بود که اونجا هستين
خب پس ميبينمتون رو کار بودنتون هم مبارک
سلام
واووو کسي اين بيرون سيگار کشيده ؟
خداي من مردم نميدونن که نبايد تو فضاي عمومي سيگار بکشن ؟
در حقيقت تو اکلاهاما قانونيه که تو دفتر که کمتر از 15 نفر باشن سيگار بکشي
اوه تو سيگار کشيدي
نه فقط برا اين بوده که فرهنگ هر منطقه رو برا سيگار بدونم
برا مثال در هاوايي به سيگار ميگن لي لالا لاکوس
اوه چندلر تو بوي تعفن سيگار ميدي فکر ميکني مونيکا حسش ميکنه ؟
شوخيت گرفته اون زن حس بويايي قوي داره
و سينه الهه يونان رو
فيبي ؟
من بايد برم
خب يک چيزي برا پوشش بوي سيگار
اجاق تميز کن
بي بو
به خونه خوش اومدي
من دلم برات تنگ شده بود
ميخواي تو اتاق به من ملحق بشي؟ نه ممنون من اينجا خوبم
خب پس ميخواي اين جوري بازي کني ها ؟
خب ميدوني چيه در حقيقت من تازه از هواپيما پيدا شدم
و خيلي بدن بو ميده من بايد برم يک دوش بگييرم
بيا اينجا تو به دوش نياز نداري خيله خب حقيقت اينه ؟
من در جريان يک شلوغ کاري بدن پر چرک شده
من دارم چي حس ميکنم ؟ من سيگار حس ميکنم
تو سيگار کشيدي ؟
بله اما فقط يک دونه
دو تا
دو تا سيگار کوچولو باشه پنج تا
يک پکش دو تا پک يک کارتن
سه تا کارتن بزرگ تو دو روز
اما تموم شد من تصميم خودم رو گرفتم من ديگه سيگار نمي کشم
خب اين ها مال تو هست
خيله خب وقتي رسيدي ميبينيمت خداحافظ
اوه اين مامانم بود اون تو ترافيک گير افتاده
اين هم از سومين علامت که من نبايد عما رو تنها بزارم
اون دو تا ديگه چي بود ؟ خب اوليش اينه که من نميخوام
دوميش اينه که من نميام
ميدونم اين اولين دفعس که بچه رو تنها مي زاريم
ميدونم چه قدر برات سخته اما
همه چيز خوب پيش ميره منظورم اينه مادرم پيشش هست
اون با بچه ها عاليه اون واقعا هست ؟
بله
مونيکا چي/
تو فقط اون قسمت مونيکا رو مي شنوي باشه اون چاقالو وحشتناک بود
من فقط فکر نميکنم که بتونم انجامش بدم ميدوني چيه ؟ تو ميتوني و بايد اين کار رو بکني
واقعا اين برا تو خوب هست
در حقيقت ميدوني چيه ؟
شما برو رستوارن و من تا موقعي که مامانم بياد منتظر مي مونم
و بعدش من اونجا مي بينمت نه نه واقعا تو بايد بري برو
واقعا دينا برات دوست داشتني باشه با کفشهاي پاشنه بلندت بدو و شهر رو قرمز زنگ کن
تو بايد يک کم اصطلاح عاميانه ياد بگيري من جدي ميگم بجم تو بايد بري
اينجا نه فقط برو
خب نه نه ميدوني چيه ؟
تو اينجا بر نميگردي بچه خوبه بزن به چاک
بله موقع راه رفتن داستانت رو بگو
من فقط ميخواستم بگم من کليد هام يادم رفته
خداي من الان تو وضعيت دشواري هستيم
بقيه کجا هستن اون 40 دقيقه هست دير کردن
ميدونم دارم از گشنگي ميميرم
من چون مي دونستم که داريم ميايم اينجا هيچي در طول روز نخورم
من چي پس؟ من فقط يک وعده ناهار خوردم
خب ما بايد چشم انتظار جشن کوچيک شما باشيم ؟
بله اون ها به زودي ميان بله
اون ها به زودي وارد ميشن
بله ما يک ميز برا دو نفر داريم
شايد شما نه اون ها ميان
ما همين جا منتظر مي مونيم
جوزف
کسي نبايد نگران نباشه اون ها ديگه ميان
فقط موضوع اينه که يک جشن بزرگ ديگه در حال انتظار داريم
اوه پس اون ها بايد رو يک پاشون وايستن باشه ؟
چه طور تونستي امروز سيگار بکشي و همه چيز رو بهم بزني ؟ تو اين علائم رو نديدي ؟
اون بچه کوچولويي که پيش بابابزرگش مي رفت کو ؟ اين باعث دلسرديه
من قاطي کرده بودم اين يک ملاقات بود همه سيگار مي کشيدن
خب که چي ؟ تو هيچ قدرتي نداري ؟
قدرت ؟ من يک فيلم خونه گي از خوردن ديگ و دانگ تو ديدم
بدون اينکه ورق درورش رو باز کني
تو گفتي اون سکسيه
باشه نگاه کن ميشه اين قضيه رو تمومش کنيم من ديگه سيگار نميکشم
درسته من تو رو از اينکه دوباره سيگار بکشي ممنوع ميکنم
تو من رو ممنوع ميکني ؟
من اين همه راه رو اومدم که زن دوست داشتني رو ببينم
اون اينجاست ؟
چندلر با من شوخي نکن باشه ؟ من خيلي خيلي ناراحت هستم
اين بيشترين ناراحتي هست که تو داري ؟ من فکر کنم
خب شايد من اينکار رو بکنم
اين کار رو
مطمئن نيستم بايد الان چي کار کنم
من بهت ميگم ما بايد چي کار کنيم
ما همين الانش هم برا جشن تولد فيبي دير کرديم
پس تو اون سيگار رو کنار ميزاري
و اين دعوا رو فعلا تمومش مي کنيم و ميريم سکس انجام ميديم
باشه چي ؟
سکس اين آخرين روز آمادگي من هست اگه من انجامش ندم
ما بايد تا ماه ديگه صبر کنيم
جدي ميگي ؟
اوه بله باشه اما هيچ صحبتي نميکنيم
و هيچ بغل کردني هم در کار نيست و هيچ بوسيدن گردن هم در کار نيست
اوه خوبه من متنفرم موقعي که اين کار رو ميکني
و يک عالمه بوسيدن گردنت
اوه سرايدار خونه نيست
اما مادرم الان هست که برسه و اون کليد داره
من اين همه نمي تونم صبر کنم توبايد يک کاري کني در رو بزن بازش کن
دوست دارم اما بدن من لطيفه
بعلاوه همه چيز خوبه بچه هم که خوابه
گه اون از گهواره اش بپره بيرون چي ؟ اون نمي تونه سرش رو نگه داره اما بپره
اوه خدا من من شير آب رو باز گذاشتم
تو شير آب رو باز نذاشتي لطفا خودت رو کنترل کن باشه ؟
خب شايد اجاق رو روشن گذاشتم ؟ تو از سال 1996 آشپزي نکردي
اگه پنجره باز باشه چي ؟ يک پرنده مياد داخل
خداي من ميدوني چيه ؟ من فکر کنم راست ميگي
گوش کن چي؟ چي ؟
يک کبوتر نه نه صبر کن نه يک عقاب اومد تو اتاق
رو بخاري نشست و آتيش گرفت
بچه هم اين صحنه رو ميبينه و به اون طرف خونه مي پره تا شايد بتونه به پرنده کمک کنه
عقاب به هر حال اين حرکت رو درست متوجه نميشه و فکر ميکنه يک حملس
و بچه رو به چنگالش ميگيره
ضمنا خونه هم توسط شيرآب پر آب شده
بچه و پرنده که آتيش گرفتن هنوز نتونستن از صحنه خودشون رو نجات بدن
گرفتار گرداب آب داخل خونه هم شدن
No comments yet. Be the first to leave one.