Pierwsze 200 wierszy.
...حالا داستان یه خانوادهی ثروتمند
که همه چیزو از دست داده ...و تنها پسری که هیچ شانسی نداشته
.به جز اینکه اونا رو پیش هم نگه داره
.به این میگن توسعهی ناتمام
."مایکل بلوث" تازه پیش خانوادهش برگشته
حالا که "مایکل" اصلی برگشته، فکر کنم .دیگه لازم نباشه دست رو دست بذاریم
.پس میتونی بری
.دوباره خود "توبیاس" بشم. بله
دقیقا، چون هنوزم .یه عضو باارزش از خانوادهم
حداقل تا وقتی که برگههای ...طلاق امضا بشه، که
...خیلی بیرحمانه از صندلی عقب ماشینم
توسط کسی که فکر میکرد .رانندهی لیفتراکم بهم داده شد
.ممکن بود سیبیبل صورتی داشته باشی
.اوه، چقدر خندهداره
."لوسیل" هم فکر میکرد صورتی ـه
..چون همه در مورد
.ریش "تونی واندر" فکر میکنن
- صورتی بود، درسته؟ ...- رنگش کردم
.چون فکر میکردم رنگ پوست "مایکل" اینطوریه
...اگرچه الان که برگشتی، ای کاش از رنگی با موندگاری کمتر
.استفاده کرده بودم
...فقط یه چیز از "تونی" یادمه
...ریشش به شکل "دابلیو" بود
.که فکر کردم چون اول فامیلش هم "دابلیو" خندهداره
.میدونی، غلغلکم میداد
.- ریشش غلغکم میداد .- آره
و در مورد همین قسمتش اینقدر گیج شدی؟
.اینم جزشه
با اینحال میخوام بدونم .چرا شماها اینجایین
.داریم برای "لیندزی" فیلم میگیریم
.فیلم تبلیغاتی
حالا میخوای تو انتخابات شرکت کنی؟
.راستشو بخوای آره .میخوام بخشی از مشکل باشم
...اگرچه، هفتهها پیش
لیندزی" برای پیوستن" .به خانوادهش چندان مشتاق نبود
خب، مامان چطوره؟ از دستم عصبانیه؟
عصبانی؟ چرا باید عصبانی باشه؟
نشنیدی؟
...شاید چند تا عکس ناجور از من و
.کاندیدا "هربرت لاو" درز کرده باشه
اگر عکسها رو ببینه، تا .آخر عمر راحتم نمیذاره
...گوش کن
...باهوشی، زیبایی، بااخلاقی
.و حرف نداری. نگران نباش
.حسودی میکنه
"لیندزی" هرگز نشنیده بود .پدرش اینطوری حرف بزنه
به من حسودی میکنه؟
.احتمالا به خاطر اینکه جوونترم
.یه هرزه
.میدونی، آره، این حرفو هم زد
.شاید وقتش شده راهـتو عوض کنی
.از نو شروع کنی
...و شاید "لیندزی" زندگی سالمتری میداشت
.اگر تماسهای تلفنیـش اینقدر بد نمیبودن
.مامانم
.سلام مامان
.باید کاندید بشی
"به تیم تبلیغاتی "هربرت لاو .گفتم که تو جاشو میگیری
.چی؟ نه، مامان. نمیتونم
این یعنی باید با "لوسیل 2" روبهرو بشم و .سالی سیتول" هنوز باهاش کار میکنه"
."لوسیل 2" اصلا مشکلی درست نمیکنه
.و "سالی" هم از "سینکو" دیگه دیده نشده
.حقیقت داشت
."سالی" یه عالمه پول دزدیده بود
،اگر "جوب" بفهمه رک هستی .ازش برای نابود کردنت استفاده میکنه
صد هزارتایی که از ..."لوسیل آسترو" دزدیده بودم رو برای ملحق شدن به تو
.به عنوان شعبدهباز همجنسگرا از دست دادم
...اما وقتی "سالی" فهمید
...رقیب سیاسی "لوسیل آسترو" از رقابت حذف شده
...تصمیم گرفت شهر رو ترک کنه
.قبل از اینکه همه شروع کنن به سوال پرسیدن
.- وسایل کمی برداشت .- میشه یکی بهم کمک کنه
- یکی میگه "واندر"؟ .- "واندر" نه
.- کسی دنبال اون نیست ."- فقط "تونی
...خب، مخالفی نداری
.- و بهت نیاز دارم ...- اولین بار بود
که مادر "لیندزی" بهش گفت .که بهش نیاز داره
.گقتیش
!گفتمش
.خب، خوندش
..." جورج" پیر و "جوب" در مکزیک بودن
.و از متلکپرونیهای بیفایدهشون خسته شده بودن
.از تمام زندگیم از جمله تو متنفرم
خب، این تحریککنندهترین .چیزی نیست که تا حالا شنیدم
.بابا تحریککننده نیست
...آره، فکر کنم این لباسها
.دارن روی این مسئله تاکید میکنن
.نمیدونم چه مرگم شده
.حس میکنم یکی از این گاو زده تو سینهم
...تام زندگیـش، قویترین
.و سرسختترین بوده و بزرگترین تخمها رو داشته
چرا؟
...تا وقتی که به بلوغ رسیدی، یکی بهت مواد بزنه
...و تو رو جلوی یه جمعیت بندازه
...که میخوان مردنت رو تماشا کنن
و یه یارویی با ...شلوار مخملی پاره بیاد و
.یه شمشیر تو تنت فرو کنه
تو گاوی هستی که میخواد ...به همه شاخ بزنه
.و آخر همه به تو شاخ میزنن
.و "جوب" هم سفرهی دلشو باز کرد
.میخواستم از اون شلوارهای مخمل بخرم
.اما ترسیدم و به جاش این تیشرتها رو خریدم
..."یه دوستی دارم به اسم "تونی
.دوست نیست
.خوبه
...صورتش مثل من بود
.اما فرقی نداشت
.سلام تاریکی
این دیگه چی بود؟
..."تغییر احساسی "جوب
.- که مزاحمش شدن .- مادرتم
.باید برگردیم سر کار
.تو قرار چهرهی جدید شرکت بشی
.مامان بود .میخواد برگردم
...خدای من. چقدر خوبه که طرفدار داشته باشی
.حتی اگر طرف مادرت باشه
.سفیدبرفی تا دلت میخواد گریه کن .باید برم
باشه به حساب تو، باشه؟
.ببین حالا کی تحریککننده شده
..."جوب" تنها عضوی از خانواده نبود
.که در مکزیک در حال رشد بود
همونطور که میبینی .بخشش ثواب زیادی داره
...بیشتر مردم، نمیتونن
.از سواستفاده از مردم واقعا آسیبپذیر دست بکشن
.که همون لحظه بهش زنگ زدن
.اوه
- مامان؟ ."- نه، منم "لیندزی
.بله برای تو مامانم
.البته که مامانم
...دارم نامزد کنگره میشم
.و مدیر تبلیغات ندارم و بهت نیاز دارم
"میبی" هرگز نشنیده بود .مادرش تا این حد آسیبپذیر باشه
.آره، عالیه، هستم
.هی، دست کشیدن سخته
.منظورم سو استفاده نکردن از آسیبپذیرانه
.- و من مدیر تبلیغاتشم - اون "میبی"ـه؟
.اوه، خدای من، اصلا نشناختمت
.جوونها اینطورین دیگه .اصلا به من نمیاد
...میخوان پیر به نظر بیان، ما میخوایم
.تو هم زیاد جوون به نظر نمیای
.چقدر خندیدم .به خاطر همین جایزهش گیر ما میاد
!هیچکس نمیتونه ازمون بگیردش
.بذار بیان جلو
جایزه؟
.نگاهش، انگار خبر نداره
.- قراره جایزه خانوادهی سال رو ببریم .- خانوادهی ماه
...سال؟ تو مادر
!مادر... سال - .سال -
!تازه فهمیدیم
.- وای .- بهمون جایزهی لنگر طلایی رو میدن
...فکر کنم خیال میکنن خانوادهی ما لنگر
.این شهر ـه
کی این جایزه رو بهتون میده؟
."اینو داشته باش "مایک .لنگر من جایزه رو بهمون میده
میبینی، قبل ...دختر هواشناس "اورنج کانتی" بوده
که یعنی سینه، دندون و باسنش خوشگله، درسته؟
..."حالا شده مجری برنامهی "او.سی با شما
...که یعنی سینه، دندون، روابط اجتماعی، باسن
.و چند تا مصاحبه سبک شده
!یعنی خیلی مسئولیتش بیشتر شده
.داره مهمتر از اونی که هست جلوهش میده
واقعا؟
زنِ اون مجری اخبار که ...چیزای وحشتناکی در موردم گفت بوده
در حالی که سعی داشتم با .اون قایق "باستر" رو نجات بدم
."- "جان بیرد .- آره
.الان "بیرد" منه
...منظورم این بود که چه سازمانی
- جایزه رو میده؟ ...- خب
راستشو بخوای از .طرف شرکت "بلوث-آسترو" ـه
.که اینطور .پس خودتون به خودتون جایزه میدین
.خب، بیشتر از طرف "آسترو" ـه
.درست زمان انتخابات من افتاده
."چقدر نازی "لیندزی
.هیچوقت نشده اینقدر باعث خجالتم نشه
چیزی رو گفتم که فکر میکنم گفتم؟ - .بله گفتی -
!هیف مرد، ببین کی داره میخنده
"لوسیل آسترو" کجاست؟
.کسی نمیدونه
.اوه
.وسط انتخابات کنگره گذاشته در رفته
هیچکس یادش نمیاد .بعد از "سینکو" دیده باشدش
.و چنین عضوی از خانواده رو نمیخوایم
.نه، با "لوسیل 2 " مشکلی نداشتیم .اون بهمون کلید رو داد
در طول شورش 1992 ...سیاهپوستان آمریکایی بود
.و خیلی هم حق داشتن
.- حق داشتن .- حق داشتن
.باور کردن همهی اینا برام سخته
.بهت میگم دیگه چی باور کردنش سخته
خدای من، ای کاش ...میدونستی این دو تا رو حس کنی
.که "جونی" همینجوری ولشون کرده اینجا
!شبیه دو سنگ پوکن
.میتونی حسشون کنی
...من نمیتونم. همیشه به شوخی میگم
بهترین چیزی که با پول ." جان بیرد" خریدم همین دو تا بوده
.چقدرم بامزهس
.حالا برگشتی .جورج مایکل" رو اوردی"
به دنیا نشون میدیم .چه خانوادهی خوبی هستیم
.خوبه. خانواده برای من خیلی مهمه
.- گاهی اوقات خانوادهی خودم ...- راستش
"مایکل" ماهها بود ...که با پسرش حرف نزده بود
No comments yet. Be the first to leave one.