Pierwsze 200 wierszy.
مستعمره ماساچوست. اکتبر سال 1666 .22نفر به طرز مرموزي کشته شدند
يک برده به خاطر جادوگري ،گناهکار شناخته شد و سوزانده شد
حقيقت درباره کشته شدن آنها به صورت يک راز با دهکده نشينان باقي ماند
و براي قرن ها براي مردم خارج از آنجا ،ناشناخته باقي ماند
"دهکده راز آلود"
.: تقديم به همه فارسي زبانان جهان :.
سلام - سلام جس - چي ميخواي؟ -
گوش کن. گوش کن. در باره چيزايي که گفته بودي ،خيلي فکر کردم - باشه -
فقط ...فقط ازت ميخوام بهم يه شانس ديگه بدي، باشه؟
قبلا در اين باره حرف زده بوديم. الان نميتونم اين کار رو بکنم. باشه؟
ميدونم...من.... در باره اين يکي يه حس خوبي دارم
فکر کنم اين يکي جواب بده - الان نميتونم اين کار رو بکنم. بايد برم -
لطفا اين کار رو نکن
اوه....اممم. شما؟ - ااااه...من گرگ هستم...ببخشيد، شرمنده. من هم خونه ايه جديدتم -
مري اون يکي اتاق و بهم اجاره داد - درسته -
حالا يادم اومد. مري يه چيزايي گفته بود که يکي قراره بياد اينجا بمونه ولي فکر ميکردم چند هفته ديگه باشه
خب، در واقع برنامه همين بود اما دوست دختر قبليم، يه جورايي منو از خونش پرت کرد بيرون...پس
گفتم چرا زود تر نيام و همه چيز و مرتب نکنم
مري گفت که مشکلي نيست - نه. مشکلي نيست.مثل خونه خودت راحت باش
اگه چيزي خواستي بهم بگو - ممنون. حتما -
يه سري جعبه هست که اول بايد از اون اتاق ببرم بيرون...پس...فقط - اوه. نگران نباش. ميفهمم -
ممنون - صبر کن. ضمنن اسمتون چيه؟ -
شرمنده. ريچل - ريچل...از آشنايي باهات خوشحالم -
سعي ميکنم اينجا رو تميز نگه دارم - عاليه -
خب، بهم نشون بده جعبه ها کجان - باشه -
اوه. اينم از اين
پس...اهل کجايي؟ - اه...من اهل شمال نيويورک هستم -
تو چطور. تو اهل کجايي؟ - يه شر کوچيک توي - "کيپ"
کيپ؟ - ببخشيد. کيپ کاد -
چي تو اين جعبه ها هست...سرب ؟ - دخترا کارايي دارن -
کار من واسه امروز تمومه - ممنون بخاطر کمکت - البته -
فقط اميدوارم با هم کنار بيايم - چي؟ -
من اينجا براي يه پروژه خيلي مهمي اومدم و مري بهم گفت شايد يه مشکلاتي پيش بياد
بهت اطمينان ميدم هيچ مشکلي پيش نمياد من باهاش خوب کنار ميام
متاسم. يه خوردي بي ادبي بود - نه مشکلي نيست. باعث اذيت شدنم نميشه -
باشه. ممنون - خواهش ميکنم -
بچه ها ، امروز درباره محاکمه جادوگر سايلم ميخونيم
اين چيزيه که همينجا، توي شهرمون اتفاق افتاده
چرا اون چيز ، اون مردم و کشت؟
هنوزم اين اتفاق ميوفته؟
مطمئني ميخواي اين کار رو بکني؟ - آره. اين بزرگترين فرصتيه که منتظرش بودم -
نگران نباش. من چيزيم نميشه، مامان
هي...بازم ممنون بابت کمکت - نه بابا...اين حرف ها چيه -
پس...برنامت براي بقيه روز چيه؟ - خيلي خسته ام...قطعا يه خورده ميخوابم -
رانندگي خستم کرده - خيلي خب. من دارم ميرم...پس ، بعدا ميبينمت -
خيلي خب...خداحافظ - خداحافظ -
بله؟ - سلام. من ريچل هستم -
و چه کمکي از دست من بر مياد؟
بهم گفتن شما کسي هستين که ميتونم درباره دهکده و اين حرفها باهاتون حرف بزنم -
اوه. بله.بله. لطفا...لطفا...بفرماييد داخل
پس...دوست داري درباره چي بدوني؟
هرچيزي رو که بتونيد در باره تاريخ اين منطقه بهم بگيد...عالي ميشه
باشه. اما قبل از اينکه بگم، فکر کنم بايد درباره يه سري چيزا بهت هشدار بدم
باشه. درباره چي؟
.خيلي آدمها تو اين دهکده، از غريبه ها خوششون نمياد ما يه اجتماع کوچيک هستيم که تغيير رو دوست نداريم
خانواده هايي که دهکده رو پيدا کردن ،هنوز اينجا زندگي ميکنن ما خيلي رو پاي خودمون ايستاديم و بي نياز به ديگرانيم
و دوست نداريم که اونا تهديدي براي آزاديمون باشن
اونا از گزارشگرا خوششون نمياد
هر گروه از شما که بيايد اينجا تا درباره مسموميت ارگات و محاکمه جادوگر صحبت کنين
اونا درباره سوال از گذشتشون خسته شدن هيچکي در اين باره باهات صحبت نميکنه
و اگه تو اين کار سعي کردي، بهتره از اينجا بري
منظورت چيه؟ - زندگيت تو خطر ميوفته -
پس اونوقت ، تو چرا باهام حرف ميزني؟ - خب، سوال خوبيه...يه دليلي براي اين کار هست -
من جايگاهم و تو اجتماع به خطر انداختم
.اما الان نميخوام دربارش چيزي بهت بگم. اميدوارم درک کني
و اگه خواستي،تحقيقاتت رو منتشر کني ، نميخوام هيچ اشاره اي به اسم من بشه - البته که نميکنم. شما کاملا ناشناس ميمونين -
اولين سوال، درباره مسموميت ارگات ،چي ميتونين بهم بگين؟
اساسا، اين يه قارچ سمي هست که به گندم و ديگر دانه ها حمله ميکنه
و وقتي اين دانه ها و گياهان آلوده رو بخوري
سيستم مرکزيه عصبي،سرخ رگ ها سياه رگ ها و بقيه اعضاي حياتي رو به خطر ميندازه
اين با تحقيقاتم جور در مياد
در باره مسموميت ارگات تو اين منطقه چي ميتونيد بهم بگيد؟
اولين چيزي که بايد بدوني، اينه که بيشتر از يک بار شيوع تو اين منطقه رخ داده
اينجا هم شيوع بزرگ بود هم شيوع کوچيک و براي سالها اين اتفاق افتاد
ميتونيد بگيد ،چند نفر مردن؟ - صادقانه بگم، اين بستگي داره که تو کدوم نوع شيوع بوده باشه -
بين 10 تا 100 تا بوده
اوه خداي من
اين بزرگترين تعداد مرگ و ميري هست که درباره شيوع مسموميت ارگات شنيدم
يه چيزيه که اجتماع بهش افتخار نميکنه
همون دليليه که بهت در مورد دهکده نشينا و کسايي که باهاشون حرف ميزني هشدار دادم
پليس و مقامات در اين باري کاري هم کردن؟
شوخي ميکني؟ هيچ ايستگاه پليس يا مجري قانوني اينجا ديدي ؟
ما دولت شما رو رد کرديم - .ما خودمون دولت خودمون هستيم درسته -
هيچ مدرک فيزيکي اي هست که بتونم درباره شيوع اين بيماري ، ببينم؟
آره. اما بايد خيلي مراقب باشي
يه قبرستان هست که کسايي که در شيوع بيماري مردن، بصورت دسته جمعي اونجا دفن شدن
ميتوني خودت بري اونجا و ببيني اما بايد خيلي مراقب باشي
اگه محلي ها بدونن داري چيکار ميکني، زندگيت به خطر ميوفته
آيا دهکده نشينها، واقعا اينقدر خيلي خطرناکن؟ - خيلي خطرناک؟ -
آره
چيز ديگه اي...چيز ديگه اي هم هست که بايد روش تمرکز کنيم؟
خب، يه سري چيزاي ديگه هم هست که ممکنه بهت کمک کنه
ببين، بهت يه سري نقشه و مقاله ميدم که شايد به کارت بياد
و....اون کيه؟
منظورت چيه؟ - همين تازه يک نفر اوجا بود. قسم ميخورم -
مطمئني؟ - آره -
پس اونوقت احتمالا بهتره بري خونه هر وقت براي ملاقات بعدي امن بود باهات تماس ميگيرم
همين الان بايد بري
مشکلي پيش اومده؟ - نه. اما احتمالا قبل از اينکه خيلي دير بشه بايد بري -
.کند و کاو تو گذشته رو بس کن !اگه ميدوني چي برات خوبه ، از اينجا برو
سلام - سلام -
روزت چطور بود؟ - خيلي خوب -
چيکار ميکني؟ - وسط ايميل زدن بودم -
زياد وقت ندارم - اوه. ببخشيد. پس برو سر کارت -
نه.نه. مشکلي نيست
بعدا ميبينمت - خيلي خب. برو - باشه -
ببخشيد قربان
سلام. ميتونم چند تا سوال ازتون بپرسم؟ - درباره چي؟ -
من تازگيا اومدم اين اطراف و در باره تاريخ دهکده يکم کنجکاوم
گفتم شايد درباره مسموميت ارگات چيزي به گوشتون خورده باشه - در اين باره باهات صحبت نميکنم -
خب، بايد بگم که بدوني ديشب ، روي در ، يه يادداشت بود
توش چي نوشته بود؟
يه چيز درباره اينکه بايد کند و کاو درباره گذشته رو متوقف کنم
و اينکه از اينجا برو ، اگه ميدوني چي برات خوبه
يعني چي؟
محلي ها احتمالا ميدونن من يه روزنامه نگارم
کي ميدونه ؟ شايد بدونن که تو هم اينجايي
مري احتمالا بايد يه چيزايي گفته باشه - آره -
اونوقت يه محلي ديگه به اسم پائول و ديدم که گفت محلي ها زياد به گذشته افتخار نميکنن
از سوال پرسيدن در اين باره خسته شدن اما نميدونم...احساس ميکنم، انگار اونا دارن سعي ميکنن يه چيزي رو پنهون کنن
جالبه - آره -
و اون همچنين گفت بايد در باره اينکه با کي حرف ميزنم مواظب باشم چون اونا از غريبه ها خوششون نمياد
پس حدس ميزنم بايد مراقب باشيم که با کي حرف ميزنيم...ها؟
آره. درسته. مشکلي نيست
ميخوام برم قدم بزنم. مياي؟
وااااااااااااي. اين شگفت انگيزه - آره. خيلي عاليه -
خيلي باحاله
اينجا جاي خوبي براي فکر کردنه. ميدوني؟ - آره. شرط ميبندم همينطوره -
پس...گرگ...چي تو رو کشونده به اين منطقه؟
به همون دليلي که من اينجام؟ - يه جورايي. اما من خبرنگار نيستم -
عاليه
پس...اونوقت چيکار ميکني؟ - درواقع ،من نويسنده نمايشنامه هاي راديو و تلويزيون هستم -
نه بابا! اين باحاله. يعني براي فيلم ها نمايشنامه مينويسي؟ - نه واقعا -
يه سري فيلم مستقل. اما جايي براي نگراني نيست - هممون بايد از يه جايي شروع کنيم. درسته؟ - دقيقا -
کي ميدونه. شايد اينجا بتونه يه کاري براي پيشرفت کارمون بکنه.ها؟
آره. شايد
تو ميتوني مقاله بنويسي و منم اونو تبديل کنم به يه نمايشنامه موفق
اين خودش شبيه يه فيلمه - دقيقا. ميبيني...من کارم و خوب انجام ميدم - نابغه -
ببخشيد. سلام
...ما مي خواستيم - .ميدونم ميخواي ، ازم چي بپرسي.و منم نميخوام در بارش حرف بزنم -
فقط چند ثانيه از وقتتون و ميگيرم - لطفا، تنهام بزاريد و از ملک من بريد بيرون -
واااااااااااي. خيلي عجيب بود - آره. خب...اين چند هفته همش همينجوري بوده -
پائول تنها کسيه که خواست باهام حرف بزنه
.من دارم تعقيب ميشم همينجوري دارن ما رو ميپان. الان نميتونم همه چيز رو بهت بگم -
فقط اين نامه رو چک کن. جواب خيلي از سوالاتت رو ميده - متوجه نميشم. کي داره تعقيبت ميکنه -
وقت براي توضيح دادن نيست - ممنونم -
در ضمن. بايد يه جاي ديگه قرار بزاريم. نه تو خونه من - بعدا بهت ميگم، دفعه بعد کجا ميتونيم همو ببينيم باشه. باشه -
...به هيچکي اعتماد نکن...حتي
بايد برم. بعدا ميبينمت
ريچل - سلام مکس - بهم بگو که خبراي خوبي داري - خبراي خوب دارم - آفرين - اوهوم -
صفحه اول و براي من نگه دار. فکر کنم يه داستان خفن دارم - صفحه اول؟ کي به دستم ميرسه؟ -
همين الان که داريم حرف ميزنيم، يه سري عکس و فيلم دارم برات ميفرستم پس ايميلت و چک کن
کارت خوب بود دختر. موافقت نامه گرفتي؟ - البته. وقتي چيزاي بيشتري دستگيرم شد، با کل داتسان بهت زنگ ميزنم - بزرودي باهات حرف ميزنم
به زودي باهات حرف ميزنم
فوت شده در Oct. 11, 1999
فوت شده در Oct. 11, 1999
!داري چيکار ميکني؟ از اينجا گمشو
حالت خوبه؟ هووووووي
ببخشي. چي گفتي؟ - اومدم ببينم حالت خوبه يا نه -
آره.آره. خوبم. فقط منتظر يه تماسم - از طرف کي؟ -
پائول - اوه. درسته. پائول -
ميدوني چيه. در واقع بايد برم باهاش حرف بزنم - ميخواي باهات بيام؟ -
خيلي خب. افتخارش نصيبت شد
صبر کن ببينم. همه چيز رو به راهه؟ - نه. فکر نکنم. بايد بريم -
يه چيز واقعا...واقعا عجيب داره اينجا اتفاق ميوفته
دقيقا داخل خونه چي ديدي؟
پائول
...اون روي صندليش مرده بود. و اونوقت
يه سري آدم محلي رو ديدم که شنل سياه پوشيده بودن و داشتن يه مراسمي رو انجام ميدادن
جدي ميگي ؟ - آره -
اونا ايستاده بودن و تو دستشون شمع بود ولي انگار نگران چيزي نبودن
و ، وقتي منو ديدن يهو پريشون شدن - آروم باش. ته و توش رو در مياريم -
حالت خوبه؟
پس...ميخواي بهم بگي چه اتفاقي افتاد؟ - يه چيز واقعا...واقعا عجيب داره اينجا اتفاق ميوفته -
دقيقا داخل خونه چي ديدي؟
الان بر ميگردم
ريچل. اسم من جيم هست. دوست پائول هستم
اون ،ازم خواسته بود که اين رو بدم به تو
مراقب باش. زندگيت در خطره به هيچکي اعتماد نکن
چي ميخواي؟ - الان ديگه اينجا کار ميکني...ها؟ -
اون کي بود؟ - نميدونم. عجيبه -
فکر کنم...فکر کنم داشت تعقيبم ميکرد - خوبه که اينجا بودم تا ازت محافظت کنم -
.من واقعا قوي ام شوخي کردم. اونقدرا هم قوي نيستم
قهوه اي ،چيزي ميخواي؟ - آره. عاليه -
آره . اين...اين واسه پول نيست
فقط...ميدوني...دارم سعي ميکنم با محلي ها ارتباط برقرار کنم
خيلي باهوشي.خيلي باهوش
مطمئني حالت خوبه؟
آره. خوب ميشم
خيلي خب. تو خونه ميبينمت - باشه -
بله؟ چي ميخواي؟
...من... داشتم فکر ميکردم ،ميشه باهاتون حرف بزنم..در باره - کيه؟ -
نگران نباس. خودم حلش ميکنم
...من... داشتم فکر ميکردم ،ميشه باهاتون حرف بزنم..در باره - بيا تو -
مکس - ريچل. چه خبرا دختر...به گوشم - از يکي از منابع ام يه سري اطلاعات جديد دارم -
انگار تو اکتبر 2010... تو يک هفته 20 نفر... مردن
اما نميدونم به دليل مسموميت ارگات بوده يا چيز ديگه اي يعني چي؟ -
نميدونم. منظورم اينه که براي کنار هم چيدنش، يکم زمان بيشتر ميخوام
يه سري اطلاعات جديد دارم که ميگه تو چند هفته آينده ، يه سري اتفاقات قراره رخ بده
ريچل...ريچل...چند هفته وقت نداري...ما داريم درباره چند روز حرف ميزنيم - آره...حتما...به زودي برات ميفرستمشون -
No comments yet. Be the first to leave one.