Pierwsze 200 wierszy.
مدير توليد ايچيرو ناگاشيما
فيلمنامه: کيسوکه کينوشيتا نويسنده اصلي: فوميو تانبا
عکاسي: هيروشي سوزوکي نورپردازي: کو فوجيباياشي صدابرداري: يوجي دوگن
موسيقي: ايچيرو سايتو مونتاژ: سيگو شيندو
بازيگران
ماسايوکي موري يوشيکو کوگا
جوکيچي اونو، جوزو دوسان شيزوئه ناتسوکاوا، چيِکو سِکي
کيوکو کاگاوا سادائو سامامورا يومي تاکانو شيزوئه ناتسوکاوا
تاکاکو ايريه رانکو هاناي سانائه ميتسوکا ايچيرو کوداما
کارگرداني شده توسط کينويو تاناکا
.خداحافظ
.متاسفم، متاسفم
.دير خونه مياي
.به خاطر کارِ
رِيکيچي مايومي هيروشي مايومي
.من برگشتم
.خوش اومدي
.چقدر رخت شسته شده
.صبحانه آماده است .بخور
.مهم نيست. ميخوام برم
.خيلي سرت شلوغه
.به بازار کتاب رفتم
.کل شب رو مست بوديم
،کارِ سخت. پر التهاب .انگار غير قانونيه
.کار، کارِ
اينجا کارِ ترجمه .بيشتري داري
.اونها قول يک مورد بهتر رو براي بعدي دادن آخرين مورد چطور؟
.ديشب تموم شد
.لباسم اين طور نيست .بفرستشون رخت شويي
،زندگي در آپارتمان شما .لباس شستن کارِ منه
چرا بيرون خشکشون نمي کني؟
.من افتخار مي کنم
در پاريس لباس هاي شسته را .در اتاق خشک مي کنند
.بهتره ازدواج کني .ناراحت به نظر مياي
.واجد شرايط نيستم
،اول ازدواج کن .بعد نگران شو
قهوه چطوره؟
چرا ازدواج نکردي؟
چيزي مانعت ميشه؟
تو چي فکر ميکني؟
.خب، فکر کنم آره
تو ميتوني با تحصيلاتت .يک شغل خوب پيدا کني
.همچنين حقوق بهتر
اسراري داري؟
براي همين به ندرت کار رو .قبول ميکني
.و ازت ممنونم
.لازم نيست ازم تشکر کني
قهوه چطوره؟
.تو رو ديدم که روي سکو وايستادي
.در ايستگاه توکيو .همچنين در ايستگاه يوراکوچو
آره؟
به من سلام نکردي؟
.دنبال کسي مي گشتي
شايد دنبال يه چيزِ .قشنگ باشي
.وقتي براي قهوه نيست .دارم ميرم
.من يک پيام رسونم
.اينم پولت .سه هزار ين
تحسينت مي کنم .تو خيلي فعالي
.اسرارت رو نگه دار .منم منتظرت هستم
.يه روزي بهم ميگي
اين کار رو شب در خونه انجام ميدي؟
.شايد
!چه مردِ پر مشغله اي
.براي تغيير برو بيرون
.براي سلامتيت خوبه
داري ميري؟
.خداحافظ
نامه اي ...از يک زن
،که فردا ازدواج مي کند...
.شامل رنج و اندوه بسياري است
گرچه از دوران کودکي :اين را به شما نگفتم
.من عاشقت بودم
حداقل، اين را ،به ياد داشته باش
وگرنه براي خداحافظي .بسيار ناراحت مي شوم
اي کاش مي توانستم همه ...چيز رو
به دريا پرت کنم و... .در آغوش تو قرار بگيرم
.ميچيکو
.مايومي
.ياماجي
.من نگران بودم
.دلم برات تنگ شده
.پس تو اومدي توکيو
وقتي به وطنم برگشتم .برات نامه نوشتم
همديگه رو ديدين؟
.نه
چاي چطوره؟
بعد از مرگ مادرمان .با برادرم اينجا اومدم
.شهر ما با حملات هوايي ويران شد
.ولي تو زنده اي
ماهيانه چقدر براي ترجمه حقوق ميگيري؟
.چهار يا پنج هزار
.اين کافي نيست
.برادرم هواي منو داشته
چيکار ميکنه؟
.سرش شلوغه
...اون کتابهاي ارزان ميخره
.و با قيمتي عادي مي فروشه...
...کار سختيه، ولي
همانطور که شنيدم... .روزي هزار ين در مياره
اينطوريه؟ .کسب و کارِ نادريه
تو چيکار ميکني؟
من؟
.يک کارِ عجيبِ ديگه
.من توي کارِ معامله ام
ميخواي با من همکاري کني؟
.مي توني انگليسي و فرانسه بنويسي
.خيلي کمک ميکنه
چطوري؟
.با من بيا و ببين
...به لطف دانشکده نيروي دريايي
.ما انگليسي و فرانسه ياد گرفتيم...
.عجله کن. ما مشتري داريم
خيابان سوزوران
.يه سري بزن و نگاه کن
.خودشه
!برگشته
.مجبورمون نکن انقدر منتظر بمونيم
.متاسفم
.من 10تا از اينا رو قبلا خوردم
.اين تقصير من نيست
.از ديروز تا حالا نااميده
کي؟
هاساکو. مردش ديگه از .ارسال پول خودداري کرده
.اون به همه ضربه ميزنه
.استاد، يه کاري بکن
.خب، بريم سر کار
.رد شيد
.با نامه تحسينش کن
.پشيمون ميشي
!لعنت به هَري
نامه هايي به انگليسي و فرانسه
!اوه، به درک
.بيا تو
.منو ببين
.متاسفم
.زود. تو کُندي
.بيا شروع کنيم
آقاي هاروارد چي؟
بدون هزينه انجام داديد؟
.من نمي تونم اونجا رو ترک کنم
،اون با غمِ زيادي مي نويسه .بنابراين براي من هم پول مي فرسته
از گرسنگي مي ميري؟
توي خيابان بايد چيکار کني؟
.خب، شايد
.اگر نه، متوجه نميشي
.ولي خيلي تحت تاثير قرار گرفتم
.اون برگشته آمريکا ،از وقتي برگشته خونه
يک ساله که داره .برات پول مي فرسته
سربازان ژاپني .اين کار رو نمي کنند
البته. اون موقع .من تنها زنش بودم
اين فقط يه نامه است؟
نه. من يکي ديگه رو .به عنوان معشوقه ميخوام
.ميدوني، چون زندگي سخته
چه نامه عاشقانه اي؟
.يه ذره پر شور
دو نامه براي دو عاشق .که با هم پرواز مي کنند
.جالبه
.بخور
.نه. اذيتش نکن
.بذار بخوره
.گرسنمه
.اوه، نه
.اين نامه هاي عاشقانه ام رو خراب ميکنه
.مردت هيچ وقت نميدونه
.او اونها رو مي نويسه
.تو هم بگير
.زودباش اگه ميخواي
.بگيرش
.متشکرم
اون افراد دخترهاي ژاپني رو .دوست ندارند
.اين غرورِ اونهاست
.پاکدامني
سربازان آمريکايي از .بيماري هاي جنسي مي ترسند
،اونها دختراني پاکدامن ميخوان
که اونها رو بشورن .و خودشون از زير کار در برن
.خيلي راحت
به راحتي ميشه اونها رو به عنوانِ .گناهي که در جنگ کردن متهم کرد
ولي کي کفاره گناه رو ميده؟
البته مقاماتي که مقررات را رعايت مي کنند .اين کار رو نمي کنند
!اون رو جمع مي کنند
.تو مدادم رو شکستي
.نه
.دروغ گو! ميدونم که اين کار رو کردي
.مالِ منه
.ولش کن
!احمق
.خفه شو. مهمون داريم
.به جاش، سخت درس بخوان
.برات مداد مي خرم
.هوي، ساکي بيار
.البته
.امشب مست مي کنيم
.خيلي وقته نديدمت .غمگين نباش. ادامه بده
.بفرماييد
.زحمت نکش، خواهش مي کنم
!زود باش
.خواهش مي کنم
.حس کن مثل خانه شماست
.امشب شوهرم خوشحاله
براي اين زنان .زندگي يک چالش است
No comments yet. Be the first to leave one.