Pierwsze 200 wierszy.
!اونو بیار اینجا
هرکی یکی از اعضای مقاومت رو پنهان کرده باشه
بهاش رو پس میده
دیگه بسّه
بسه، مردها رو به کامیون منتقل کن
چه اتفاقی افتاد ژنرال؟
میشنوی سرهنگ؟ - بله -
نبرد داره نزدیکتر میشه باید تجدید قوا کنیم
مگه اینکه بتونی کارها رو سرعت بدی
به نظرم یه تهدید خوب میتونه مردمو به حرکت دربیاره
خانواده، مونسیه
مادر، پدر و بچه
بگیرشون، بیارشون پایین
!روی زانوهاتون حرکت کنین
!لطفاً ژنرال
قسم میخورم که هیچ کس از مقاومت
اینجا بین ما نیست
فکر میکنن تو احمقی
!از سرسختیتون خسته شدیم
محل مقاومت رو فاش کن
!وگرنه این خانواده رو تو خیابون سلاخی میکنیم
کسی اینجا قایم نشده
اینا آدمای ساده و خوبی هستن
میدونم
!اونجا
!بدو، سریع
سرهنگ، صبر کن
!خداحافظ، رایدر
بله؟
کمکی از دستم برمیاد؟
کی چکاین کردم؟
نمیدونم، من تازه ساعت ۱۲ اومدم
شماره اتاقت چنده؟
نمیدونم آقای رایدر
نوشته نشده
!خداحافظ، رایدر
رایدر؟
حالت خوبه؟
همم
میدونی...وقتی به این شهر نگاه میکنم
...متوجه میشم هنوزم همون حس بچگیو دارم
چه حسی رئیس؟
همیشه میخواستم همه چیزو خراب کنم
البته
هیچ فایدهای نداره چیزیو خراب کنی
مگه اینکه بتونی چیزی بهتر جایگزینش کنی
...بخاطر همین سخت کار کردم
و زندگی خوبی برای خودم ساختم
درست نگفتم جک؟
آره، کلی پول درآوردی
درآوردم، اما یه چیزی اشتباهه جک
دارم از خودم سوال میکنم واقعاً لازمه سالای آخر عمرمو صرف کنم
که این رو به این تبدیل کنم؟
خیلیا قراره آسیب ببینن جک، مخصوصاً تو بخش فقیر نشین
چقدر باید همین کار رو تکرار کنم؟
مثل تناسخه.
- ها؟ - میدونی، برگشتن
و انجام دادن دوباره همین کارها.
بذار بگم،
داری به همه لطف بزرگی میکنی.
این پیشرفته.
ممکنه دردناک باشه.
گاهی چند نفر باید رنج بکشن تا به نفع بقیه باشه.
وقتی همه چیز تموم شد...
روحت بر اساس کارهایی که انجام دادی
قضاوت خواهد شد.
روحم؟
داری از چی حرف میزنی؟ روحی وجود نداره.
خب، اگه روحی وجود نداره،
داری دقیقاً همون کاری رو میکنی که باید بکنی، پل.
به من آقای سنبورن بگو.
آروم باش، جک.
آقای سوچ یک هنرمنده.
ما برای هنرمندها استثنا قائل میشیم.
با این حال،
یه چیزی داره من رو نگران میکنه.
میتونستم دهها پروژه دیگه رو انتخاب کنم.
پروژه تو رو انتخاب کردم
چون برای مردم مهمه.
تمام عمرت رو برای این کار گذاشتی.
- آره، درست میگی. - بله.
کارای دیگهای هم کردی، ولی این...
وای.
این یه چیز دیگهست.
- این پروژه بزرگه. - خیلی بزرگه.
این اورست توئه.
درسته، مگه نه؟
آره!
گفتی که یه دیدگاه داری.
اومدم اینجا تا یه کار رو انجام بدم، اون دیدگاه رو به واقعیت تبدیل کنم.
اما بذار ازت بپرسم...
هنوز انرژی انجامش رو داری؟
دارم.
البته که دارم.
همیشه شک وجود داره.
این رو میدونم.
البته، و البته حق با توئه.
این کار منه.
مطمئن باش که کاری که داریم میکنیم چیز بزرگیه.
درسته، مگه نه؟
حالا اگه اجازه بدی،
چند کار کوچیک دارم که باید انجام بدم.
عجیبغریبه.
خب، یه آدم خاصه. این رو قبول دارم.
اما جک، اون مرد یه نابغهست.
آره، ولی بازم عجیبه.
ببین، اگه میخوای این پروژه ساخته بشه،
باید هنوز تأیید شورای شهر رو بگیره
راجر هموند تنها کسیه که مهمه.
بقیه تو جیب منن.
شاید وقتشه یه سر به آقای هموند بزنم،
اشتباهش رو بهش نشون بدم.
جک، این یه کم سنگینه.
فقط به دفترش زنگ بزن.
یه جلسه تنظیم کن.
میترسم!
چی میخوای؟
قهوه.
آشپزخانه بازه؟
هر چی بخوای میتونی داشته باشی
به شرطی که یه چیزبرگر خوب باشه.
الان فقط این رو داریم، ببخشید.
به نظر خوبه.
لئو، برام یه چیزبرگر بیار.
همم.
- خامه و شکر؟ - ممنون.
حالت خوبه، عزیزم؟
تو دومین نفری هستی که امروز اینو ازم میپرسه.
خب، جواب چیه؟
مطمئن نیستم.
این ساعت روز خلوته، ها؟
اوه، نزدیک ساعت خوشگذرونیه.
به زودی شلوغ میشه.
یه کم زوده.
تو این شهر نه.
باید بیشتر دقت کنی
با رسیدهات، شلی.
من کتابهای مادربزرگم رو مدیریت میکنم.
مورگان نگرانه که مالیاتها رو خراب کنم
و آیآراِس همهچی رو ازم بگیره.
سلام، شلی.
جک.
ویسکی.
خوب به نظر میاد.
باد...
بیادب نباش، به خانم پول بده.
برا خودت یه چیز خوب بخر.
این کیه؟
اسمم رایدره.
مادر...
آه!
بیا، رئیس.
بیا بریم.
دفعه بعد میبینمت، شلی.
بیا، تینک.
دوستانت کین؟
اون گندهشه تینکه، مخفف تینکربل.
اون لاغرهم باده، مخفف...
هیچکس به اسم واقعیش اهمیت نمیده.
هر دو برا اون یکی کار میکنن، جک.
بهشون پول حفاظت میدی؟
نه دقیقاً.
آماده.
امیدوارم گرسنه باشی.
گرسنهام.
بهتره گرسنه باشی اگه میخوای اینو بخوری.
- نه، خوبه. - برگر خوبیه.
حتماً گرسنهام. برام خوب مزه میده.
آخرین بار کی غذا خوردی؟
نمیدونم.
میشه یه سوال ازت بپرسم؟
راجع به یه دختر کوچولو چیزی میدونی...
که این اطراف آسیب دیده یا کشته شده باشه؟
خب، این یه سوال عجیبه.
جواب چیه؟
جواب اینه که نه.
چرا میپرسی؟
ساعت خوشگذرونی، ها؟
ساعت خوشگذرونی.
شهروندان...
لطفاً توجه کنید.
توجه کنید.
این زن و این کودک متهم هستند.
سناتور، اینها دروغه.
ما به اشتباه متهم شدیم.
شواهد کافی داریم، سناتور.
آیا کسی هست که بخواد برای این دو بجنگه؟
اگه نه، طبق قانون با اونها برخورد میشه.
نترس.
همهچی درست میشه.
کسی برای ما میجنگه.
باید این کار رو بکنی؟
انتظار بیشتری ازت داشتم.
نمیتونم تماشا کنم.
باید قانون رو حفظ کنیم، سناتور.
مردم تو رو دوست خواهند داشت.
آیا کسی هست که برای این زن و این کودک بجنگه؟
هیچکس؟
من میجنگم!
خب، خب، جلو بیا.
No comments yet. Be the first to leave one.