Pierwsze 200 wierszy.
نام آهنگ: روز دوستداشتنی - Lovely Day خواننده: Bill Withers
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
آنجل، لطفا
این یکی رو خیلی دوست دارم، سرامیک مشکی به همهچی میاد
مخصوصا بالای شومینه، واقعا قشنگه
و شعله ها هم
خاطرات رو زنده میکنه
!نه،نه،نه آنجل، گوش کن، لطفا
از روی عصبانیت تصمیم نگیر
پول من کجاست؟
.سراپا گوشم
،مامورا همه چیزمو گرفتن، حتی ساعتم رو
.دیگه هیچی ندارم
ارز کریپتویی که داشتی چی؟
توسعه دهندهام سرم کلاه گذاشت
برنامه رو از مایکروسافت دزدید، منم به فنا رفتم، همین
جفتمون به فنا رفتیم دیگه، نه؟ ولی اونی که سرمایهگذاری کرد من بودم
صبر کن، وقتی سرمایهگذاری میکنی، ریسکشو هم به جون میخری دیگه
!،نه،نه،نه
باشه، پولت رو پس میدم، 80 هزار یورویی که دادی رو بهت برمیگردونم
صد هزار یورو بود
درسته
اونوقت چجوری؟
از مادرم قرض میکنم
.من بچه ته تغاریشم از مادرت، که اینطور
اون خیلی مهربونه، همیشه میبخشتم
سه روز بیشتر وقت نداری، بنوا
سلام مامان خودتی؟ بنوا؟
بیدارت که نکردم؟ .نه
چی شده که یادت اومده یه مادری هم داری؟
همه چی خوبه؟ آره، عالیه، بهتر از این نمیشه
هوای مراکش چطوره؟ خوبه؟ آره، خیلی دلنشینه
میدونی، خب شبه دیگه آره، درسته
باشه، عالیه
راستی مامان، بهت گفته بودم یه کمپانی ارز برای خودم دست و پا کردم؟
.قراره به زودی سهامش لیست بشه عزیزم، خوشحالم اینو میشنوم
ولی هر موقع میای دربارهی
کارات حرف میزنی، یعنی پول میخوای
نمیدونم داری راجب چی حرف میزنی
برای همین من و پدرت تصمیم گرفتیم
دیگه یه قرون هم بهت ندیم
همش هم به خاطر خودته
باشه، داری میگی من فقط وقتی پول میخوام بهت زنگ میزنم؟
الان تقریبا نصف شبه
طبق شناختی که ازت دارم دلیل دیگه ای به ذهنم نمیرسه
آره منو میشناسی ولی
...برای این بهت زنگ زدم چون
دارم ازدواج میکنم
آره، نمیتونستم صبر کنم، حتما باید بهت میگفتم
ولی الان که نصف شبه، یه چند ساعت دیگه که صبح شد بهت زنگ میزنم
!رولند
!رولند
!رولند
!رولند
چرا داد میزنی
کل هتل از صدات بیدار میشه الان
بنوا زنگ زد این موقع شب؟
بازم پول میخواد نه؟
نه، یعنی پسرمون فقط به خاطر پول بهمون زنگ میزنه؟
...واقعا که
...بنوا زنگ زد که بگه
خب؟
!داره ازدواج میکنه
بنوای من؟
آره دیگه، نه پس بنوای همسایه
بله؟
عزیزم، خبر خوبت رو به پدرت دادم
مامان میدونی، الان یکم دیروقته
خیلی خوشحالم، همه چیز رو بهم بگو
ازش بپرس واقعا طرف دختره؟
از عروس گلم برام بگو
چجور آدمیه؟ داری بازجویی میکنی؟
نه، من ماه ها ازت خبری نداشتم بعد تو زنگ میزنی
میگی دارم ازدواج میکنم، بهم حق بده که بپرسم
حق با توئه، خب، چی بگم؟
!خب... عام عشق تو نگاه اول بود
...و اون... خب
،مدله، اینم از این
دختره مدله
و... برنامه داشتم فردا بیام مراکش تا بهتون نشونش بدم
بهترین کار رو میکنی، به دستیارم میگم براتون بلیط بگیره
عالیه ما بیصبرانه منتظریم
منم همینطور، مامان
!ما خیلی خیلی خوشحالیم پسرم
ساکت شو، میخوای یه هتل رو بیدار کنی؟ خب، پس فردا میبینمتتون دیگه؟
.آره، شبت بخیر عزیزم .شبت بخیر
اینم از این
به گا رفتم
اینجا چیکار میکنی؟
باید باهات حرف بزنم، امیلی
داری میگی من بیام جلو خانوادهات نقش نامزدت رو بازی کنم؟
به باور پدر و مادرم تمام جشن های عروسی باید اونجا گرفته شه
خیلی وقته اونجا نرفتم، ولی الان وقتشه یه خودی نشون بدم و برگردم
.البته با زن آیندم نقشه ای هم داری؟
بهشون میگی دارم ازدواج میکنم، خب بعدش؟
نقشه سادست
یه چند روز اونجا میمونیم و یسری هزینه ریز میکنیم
بعدش مامانم میاد میگه چجوری قراره از پس هزینه های سنگین بربیام
و اینجاست که بهش میگم
همه چیز قراره آسون پیش بره
پول چند تا چیز رو ازشون میگیریم و نگه میداریم
و دقیقا همون موقع، فلنگو با یه چک هنگفت میبندیم
ببین، من واقعا ازت ممنونم و هیچوقت یادم نمیره چه لطفی در حقم کردی
ولی تو مریضی
حرف آخر اینه که
نمیتونم بزارم
رئیس مافیا بسوزونتت
فردا میام دنبالت، ازت ممنونم، زندگیم رو نجات دادی
آخر هفته رویایی رو قراره
.تجربه کنی
بله درسته، بله
آره، همینطوره
به نام بنوا؟
.پنل های خورشیدی، بله چمدون همراهمه
این پنل ها کاری
بهشون نداره
فرقشون؟
اینا بهترن، بله
دقیقا، کار ما همینه
بله
اوهوم، درسته
اوه، داخل دنکرک؟ ببخشید، دو دقیقه
حتی تو تابستون هم، آفتابی نیست؟
بگذریم، شما
اکانت شخصی دارید؟
الو؟
الو؟
!الو؟
حرومزاده
ببخشید، بنوا؟
زدی به هدف
یه بار، منتظر یکی به اسم استفانی بودم، ولی بعدش یه بابایی اومد به اسم جین کلاد
،یکی دیگه اومد من بنوام
...بزن بریم
بنوا
آفرین، تو تله نیفتادی
...بریم
بنوا
نه، " به گانگوم"
مهم نیست، راه بیفتیم
الان داری با خودت میگی این زنه دیوونه است نه؟
.نه
یه جورایی باحاله، اینکه یه زن رانندهی اسنپ بشه
کسی رو ندارم خرجم رو بده، برای همین
علاوه بر این چند تا شغل دیگه هم دارم، ولی این یکی فضای آرومی داره
.چیزیم که مهمه همینه، آرامش
خیلیم مهمه، آفرین دقیقا
البته کار با ماشین موقتیه
میخوام یه سالن آرایشگاه شیک و باکلاس
تو بهترین موقعیت باز کنم و کنارش کلاس های
آرایشگری هم بزارم و کلی چیز به بقیه یاد بدم
ای حرومزاده
چشاتو باز کن مگه کوری؟
بوقم میزنه برا من
پسرهی کونی، نشونت میدم
داری چه غلطی میکنی؟
اینارو میبینی؟ همینا تو کونت حالیت شد؟
از عمد نبود گوه نخور
آره خلاصه، اینم یکی از داستانایی هستش که هر روز برای ما اسنپی ها پیش میاد
.همینجا پیاده میشم، کنار ماشین قرمزه .باشه
وقتی بحث جالب میشه زمان زود میگذره
من میرم و برمیگردم همینجا منتظر باشید
پس تایمر رو روشن کنم
خنده داره نه، ...در اصل این سیستمیه که
سیستمیه که
...من
نمیدونم چجوری کار میکنه
عه آماده ای؟
بیا ماشین منتظرمونه ...بنوا
منشیم برام یه کار تبلیغاتی بزرگ جور کرده
برای کمک به یه بچهی بی سرپرست
باید سریع برای فیلمبرداری برم لندن، درک میکنی دیگه؟
نه، کل خونواده من الان تو مراکش منتظر ما هستن
معذرت میخوام
و-و-و-وایسا ببینم اگه تو نیای خانوادم چیزی به من نمیدن
و اگه من پول جور نکنم، اون آدم بدا دمار از روزگارم در میارن
یعنی میگی... من بمیرم؟
!لعنت بهش
!آروم باش، هنوز دارم قسطاشو میدم
دیوونه است یارو
خب، الان کجا بریم؟
الو سوفی؟ حالت چطوره؟ بنوام
میدونم مسخره است ولی یه دفعه یاد تو کردم
...راستش میخواستم
...عه
آخر هفته دعوتت کنم همو ببینیم
خیلی وقته همو ندیدیم مگه نه؟
کپری؟
تو کپری؟ سوءتفاهم پیش اومده
...نه،نه،نه ببین برات توضیح میدم
الو، سوفی؟
اوکی
....اوکی، اوکی، عه
نه
!پوفف
به این زنگمیزنم
الو، سگو؟
حالت چطوره؟ بنوا هستم
ببین، این چند وقته بهت فکر میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.