Pierwsze 200 wierszy.
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
ها؟ - آمادهای، بریم؟ -
نه شما برید، من هم میام
من یه قرار دپ
قرار اف؟ پیکنیک با یه پلیس دپرس؟
یه فیلم زیرزمینی قدیمی از جانی دپ؟
جفتش اشتباه بود
مخزن محرومیت احساسی
یه ساعت
حدس تو نزدیکتر بود - مال من نزدیکتر بود -
خیلی خوبه، خودتی تنها
با افکارت تو آب شناورید
انگار دوباره برگشتی داخل رحم
ذهن و روحت رو جلا میده
شما هم باید امتحانش کنید
آره، هر وقت، وقت داشتم میرم
امتحان میکنمش
این همیشه
یعنی نه
میخوای برسونیمت؟
نه، تو راه کار دارم
با شکم پر نیای
ون عصبی میشه
من مثل یه نوجوونم
یهساعته گشنهم میشه
بریم
میتونستی بهتر تمومش کنی
ماشینت رو خودت پارک میکنی
سوییچت رو میدی بهشون
اونوقت بهش میگن پیشخدمت
والا این پیشخدمتی نیست، اسمش دادن سوییچت به یه غریبهست
متنفرم
دقیقا
فکر میکردم هدف پیشخدمت اینه که ماشینم رو پارک کنه
میدونی چی میگم؟ باید بتونم سوییچم رو بندازم جلوش
بگم: نگران نباش حاجی، یکی دیگه دارم
نمیفهمم - آره -
مثل اینکه یه جای خیلی خوبیه
اوه، وایسا
لعنتی
بیخیال حاجی - اوه حاجی
میدونم بعد این، کجا میرم
بوش رو حس میکنی؟ - آره -
از بوش معلومه مدیرش بداخلاقه
میدونی هدف از این کار همینه دیگه؟
باید بتونی از مال خودت حمایت کنی
خدا
این اولین رستوران سوشی تو آتلانتاست
که صاحبش سیاهپوسته
این یارو دیمارکوس
زیر دست استاد های واقعی سوشی تعلیم دیه
کارش درسته
برنج سرخشده هم دارن؟
نه داداش، سوشی
خیلیخب
دوست ون اینجا سرمایهگذاری کرده
پس با غذا خوردن، اینجا
خیلی کمکش میکنی
اینجاست؟
وایسا ببینم حاجی
اینجا قبلا بلاکباستر نبود؟
آره بلاکباستر بود
بعدی - اوه -
من یه نسخه برای "ازه" دارم
ای.زی.ای مثل ایزی
اون رپره ایزی-ای نه ها ای زی ای
یهلحظه
چیزی که میخواید رو اینجا نمیبینم
مطمئنی؟ آخه شما
یه نوتیفیکیشن به گوشیم فرستادید
میشه پشت رو چک کنید؟
شرمنده، جلسه شناوریم دیر شده
ممنون
ببخشید
چیزی که گفتید رو شنیدم
درباره مخزن محرومیت احساسی حرف میزدید
یا ریدن؟
مخزن محرومیت
راستش
من یه سال پیش شروع کردم
واقعا؟ - آره -
با یه گروه از دوست های دخترم میرم
خیلی خوبه - عالیه -
یه نوع
تراپی تسکینه
واقعا - آره -
قبلا یه باشگاه کتاب بودیم حالا به خودمون میگیم
شنا-ور ها
چی؟ شنا-ور؟
خیلی لوسه - خوبه -
میدونی
من دیگه نرفتم چون خیلی درگیرش شدهبودم
جلوه های توی مخزن خیلی شدید بودن
که دیگه از واقعیت غافل شدم
آره. من هم بعضی وقت ها
اینطوری میشم
اما وقتی اونجوری میشه من یه کلک بلدم
که خودم رو کنترل کنم
چی هست این کلک؟
نزدیکتر
یه قاضی جودی توپر
وایسا ببینم
چی میگی؟
قاضی جودی توپر
آره - توپر، یعنی باسن و سینه بزرگ؟ -
آره دیگه باسن و اینها
مهم نیست چه قسمتی از بدن باشه
آخه
قاضی جودی همیشه تو تلویزیونه، دیگه
اگه ببینمش و توپر باشه
میدونم که توی مخزنم
جالبه
میشه یهچیزی ازتون بپرسم؟
نمیخوام خیلی شخصیش کنم ولی
توی نسخهتون چیزی برای اضطراب هست؟
اوه، نه راستش اومدم اینجا
چون بچهم آنتیبیوتیک لازم داره
اما همهچی رو امتحان کردم
زلاف، لکساپرو، هرچی بگی
حالا دیگه سبک زندگیم رو تغییر دادم
گیاهخوار شدم
پدر بچهم فکر میکنه دیوونه شدم
اما خودم راضیم
آره
فکر کنم
بهنظرم مدت زیادی بود که به این زندگی
به چشم یه نبرد نگاه میکردم
و به نوعی، یه نبرد هم هست
ولی
من هم جزئی از این دنیام
این چیز بزرگ که آزادم توش هرکاری میخوام
بکنم
اتفاقا خودم هم میخوام که اینطور باشه
آقای ازه
ممنون
هی
میشه یهچیزی بگم؟
البته
شما روحیه زیبایی داری
ممنون که وقتتون رو باهام به اشتراک گذاشتید
واو
ممنون
من هم قدردان شمام
شاید بعدا تو رو تو یه جلسه مخزن دیدم
شاید هم من ببینمت
بهسلامت
هی - چهخبر؟ -
شرمنده - عیب نداره -
بفرمایید - ممنون -
ممنون که اومدی، ال
خواهش
خیلی هیجانزده هستن که تو اینجایی
پس فکر کنم سرویس خوبی بهمون بدن
ممنون
سرآشپز میخواد
قبل اینکه شروع کنیم ببینتتون
اگه اشکالی نداره
عیب نداره - ممنون -
مرسی
ممنون
اگه قراره غذا آشغال بخورم
بهتره یه خوبش رو بخورم
بیخیال حاجی، انصاف نیست - معلومه که نیست -
پاپآیز رو میگید؟
بعدش میریم، قول میدم
فکر کردم میخواستی، بیایم اینجا
میخواستم بیایم ولی
نمیتونم به پاپآیز فکر کنم
فکر میکنی چرا پشت بهش نشستم؟
سلام - سلام -
چهخبر؟ - من سرآشپز کنی هستم -
از اونجایی که مناسبت خاصیه
براتون اماکاسه سرو میشه
دیمارکوس طرفدار کار شماست
و مفتخره که میزبانتونه
ممنون
چهخبر
چهخبر
داریوش
داریوش ایکس
چرا ازم قایم میشی، عزیزم
لندن... لندن
من ازت قایم میشم؟ تو ازم قایم میشی
دو ماه پیش بهت پیام دادم
درباره اون مهمونیه، یادته؟
میدونی که هر چند ماه شمارهم رو عوض میکنم
درسته - مثل قدیم ها بهم ایمیل بده -
نه
من از اون روز ها گذشتم
چی؟ وایسا ببینم
قبلا بدجونوری بودی - خودت بودی -
تو بدجونوری بودی
اوه
خب
خوشحال شدم دیدمت
من هم
کجا میری؟
یه جلسه مخزن محرومیت احساسات دارم
کجا؟
خفه! عوضی
No comments yet. Be the first to leave one.