Pierwsze 200 wierszy.
«متـــرجمان: پویا مزروعی و هادی» Pooyamaz & Hadi
خب تونستی انجامش بدی؟ تونستی وارد دنیای سبز بشی؟
فهمیدی فرانک کجاس؟
هارلی، واقعا دارم سعی میکنم که تمرکز کنم
گرفتم
ببخشید قضیه چیپسه نیست
دسترسی به دنیای سبز از اون چیزی که فکرشو میکردم سختتره
اینجوریه که انگار توی خماری بخوای نقشه مترو رو بخونی
میدونی چیه؟ من سیر شدم تموم شد
فرانک؟
اون سوزن رو از کدوم گوری آوردید؟
اون کیری از دست من گندهتره
!نه، نه
نه! کصکش، نه
نه
نه
فرانک تو دردسره
وای نه
قاعدتا باید میتونستم بیشتر وارد دنیای سبز بشم
قبلا انجامش دادم
قبلا خیلی بیشتر میتونستم این کار رو بکنم
شاید فقط به یه استراحت نیاز داری
آره، ولی برای من باید کار راحتی باشه
دنیای سبز، یه شبکه متصل از خودآگاهی گیاهانه
که یعنی من
خود آگاهی من هم باید باید متصل باشه
حتما یه چیزی رو دارم اشتباه انجام میدم
آیوی، میدونم فرانک چقدر برات مهمه
از اینجوری دیدنت خیلی بدم میاد
به عنوان دوست دخترت، یه روانپزشک ...و یک بیننده سریالهای کارآگاهی
باید بریم پسش بگیریم
یکم چای بابونه میخوام
پسر، کی این چایی خوبامون رو خورد؟
من فقط یه قلپ خوردم ولی لیوان دهنیه، اگه میخوای بفرما
خیلی خب، میدونی چیه؟
حق با توئه ...من
من یکم باید ذهنم رو آزاد کنم و یه استراحت کوچک به خودم بدم
به نظرم فکر خیلی فوقالعادهایه
...ذهنت رو خالی کن
در واقع خیلی خوب میشه چون اون برنامههایی که
دو ماه پیش با نورا فریز چیدیم رو یادت میاد؟
نه - من هم همینطور -
ولی ظاهرا امشبه - خدایا، عزیزم، کنسلش کن -
به مدت 25 سال یخ زده بود
فکر کنم دقیقا جفتتون به این استراحت احتیاج دارین
فقط یه شب احمقانه خوگذرونیه
این رانندهمه
الان از رو کون همدیگه کوکائین کشیدیم
میبینی فقط میخوایم ریلکس کنیم
خوشحالم که توی عمارت میمونی
واقعا عالیه
حالا که حرف از عمارت شد، میدونم که اتاقت تو اون طرف عمارت خیلی دوره
گفتم شاید دلت بخواد همین طرف من بمونی
که چیکار کنیم؟
خب، اگه خواستی بمونی برات یه چیزی دارم
...منظورم اینه که نظرت چیه؟
همم؟
به شدت داری به یه چیزی گیر میدی اصلا خوب نیست
میتونم با آلفرد بگم برامون هاتچیپس درست کنه
از اونجایی که ملافههات یه کاری میکنن که سنباده
مثل پارچه اطلس به نظر برسه یه کلاه ابریشمی خیلی خوب میشد
باید یه چند شبی برم خونه خودم
لطفا گریه نکن
هیچوقت نفهمیدم وقتی مرد پولدارا گریه میکنن چیکار کنم
حله. باشه
خودم هم یکم تنهایی به دردم میخوره
!آلفرد یکم هاتچیپس درست کن
کاب اسکواد رو بفرستین بیاد
شماها اسید میخواین
نه قربونت، ممنون - نه. مرسی -
به عقیده من نورا داره یه دورانی "رو میگذرونه که بهش میگن "دوران تخمی
عزیزم؟ عزیزم؟ کمکم کن یه چرخشی بزنم
...اوه، آره، اوه - باشه، عالیه -
ولی بچهها واقعا باید روی پیدا کردن فرانک تمرکز کنیم
من میتونم کمک کنم - نه ما مزاحم شما نمیشیم -
به نظر میرسه دستتون بنده
این یارو رو میبینی؟ این یارو به تخمم هم نیس
من میخوام با شماها وقت بگذرونم
خود آیوی حلش میکنه. میدونی، هیچکس بهتر از اون نمیتونه وارد دنیای سبز بشه
...خب، من این زیاد حقیقت نداره
...فکر کنم سوامپ ثینگ از من قویتر باشه
آره، حله میریم باتلاقی چیزی پیدا میکنیم تا کماکت کنه
نه، نه، عزیزم منظورم سوامپ ثینگ بود
اون یه آدمه خب در واقع که یه آدم نیست
ولی خودآگاهی یه انسان رو داره
...فرض کن
توضیحش سخته - طرف خوب چیزیه؟ -
بیشتر شکل درخت مو هستش
سوامپ ثینگ خیلی قویه
...میتونه اوه راستی
احتمالا میتونه فرانک رو خیلی راحت از توی دنیای سبز پیدا کنه
پس بهش زتگ میزنیم و میگیم فرانک رو پیدا کنه
...آره، ولی نمیشه این کار رو کرد
اون ازم متنفره
اون همه موجودات رو دوست داره
و من هم که واضحا ضد بشر هستم
...و اونم دیگه زیاد باهام حال نکرد
میتونم یخش بزنم
منظورت چیه که میتونی سوامپ ثینگ رو یخ بزنی؟
آره، میتونم یخش بزنم
و بعد بهش میگیم تا وقتی قبول نکنه که بهت کمک کنه، از یخ درش نمیاریم
ایده بدی نیست
میدونی، توی باتلاقهای نیو اورلینز زندگی میکنه
من عاشق اونجام - ایول -
یه سقر به نیو اورلینز
کاملا روی پیدا کردن فرانک
و هر چیزی که حال دوست دخترم رو بهتر میکنه، تمرکز میکنیم
...میریم نوشیدنی بزنیم
نه، اصلا. فقط فرانک میریم که پیداش کنیم
خیلی دوست داشتم بیام
ولی تماسهای تلفنی زودهنگام بهم اجازه همچین کاری رو نمیدن
ولی دلم میخواست بتونم یکم "بنیهی دو موند"
با شما با قهوه بخورم
بنیه آیوی حتما باید یه بسته سوغاتی بیاریم
خب یکی هم باید بمونه تا به گربههای سلینا غذا بده
و به نظر از من خوششون میاد
به نظر میاد که قراره یه سفر دخترونه خیلی باحال
ولی در عین حال متمرکز بریم
سفر دخترونه؟
آره؟ - آره؟ -
پس میخوایم سوامپ ثینگ رو پیدا کنیم که بتونیم فرانک رو پیدا کنیم، درسته؟
جشن نیست
اوهوم
اگه به من یدونه از این گردنبند مهرهای ها ندین اینجا رو به آتیش میکشم
نورا، نه. دختر بد - نورا، ما هنوز تو فرودگاهیم -
آخ
باید برید
نه، تقریبا مطمئنم که اینجا زندگی میکنم
باشه. ولی باید تا شش ساعت دیگه سر خودت رو با یه چیزی گرم کنی
اوووه شش ساعت؟
وقت زیادی برای دیدن شهره ولی برای شناختن شهر وقت کمیه
هی، وایسا میشه موبایلم رو بردارم؟
همم
لعنت به تبلیغ
باید اسم پسرمون رو بذاریم بروس اسم خیلی خوبی برای پسری میشه
که بزرگ شدنش رو میبینیم
"سقوط یک وین سرسخت"
کارگردانی شده توسط جیمز گان این پاییز، در سینماها
هان؟
سلام سلینا
بروس بهت گفتم که یکم میخوام با خودم وقت بگذرونم
میدونم، ولی گفتم شاید احساس تنهایی کنی
البته واضحه که من همچین حسی نمیکنم
حالا در هر صورت این دوتا گربه رو برات خریدم
تنها چیزی که در مورد من میدونی اینه که گربه دوست دارم؟
این گربهها خاصن نژاد ایرانی هستن
اسمشون رو گذاشتم مارتا و توماس - به نام مامان و بابای مردهات؟ -
عه چه جالب خودم متوجه نشدم
فقط گفتم اسمهای خیلی مذهبی مسیحی هستن
من اون گربههای آنگلو ساکسون شبه پدر و مادر رو قبول نمیکنم، بروس
میشه توماس و مارتا رو ببری تو ماشین؟
اینجا خیلی بیخوده
هیشکی اینجا نمیخواد گردنم رو گاز بگیره
میدونم که یه نفر اینجا سوامپ ثینگ رو میشناسه
پس بذار زیاد جلب توجه نکنیم خب؟
بعدش از اینجا میزنیم بیرون
شنیدم توی باتلاق دنبال یه جونوری میگردین
میتونم کمکتون کنم؟
شمارهم رو داشته باش عزیزم - جان کنستانتین -
پویزون آیوی
بهمون بگو سوامپ ثینگ کجاس
نمیشه که همینطوری الکی همچین چیزی رو بگم
رایگان نمیشه
اگه بتونی بیشتر از من نوشیدنی بزنی بهت میگم
پس بیا بزنیم بر بدن کریس انجل خان
من فرانک رو پس میخوام
ولی این یارو طرف دردسره
فرانک خیلی خوششانسه که دوستی مثل تو داره
من همچین دوستایی ندارم
اونا دنبال نورایی قدیمی میگردن ولی من نمیدونم چی جوابشون رو بدم
وای، چه آسیبپذیر
چیزی هست که تو هم بخوای بگی؟
حالا که داریم، خودمون رو رها میکنیم وقت خوبیه
هی، کنستانتین. پاشو بیا اینجا مرتیکه هودینی، بیا قال قضیه رو بکنیم
الو؟
بچهها شما کجایین؟
قرار بود یه ساعت پیش بیاین اتلاق پیش من
دیشب چی شد؟
من تونستم بیشتر از کنستانتین بخورم و اون بهم گفت که سوامپثینگ کجاس
بعد قرار گذاشتیم که بعد از اینکه بنیهها رو گرفتی توی باتلاق همدیگه رو ببینیم
بنیههای عزیزم
کجایی؟ - کانی یه نقشه داره -
جیبهاش رو بگردین
اگه کلید اتاقم رو هم دیدین میشه اون رو هم بیارین؟
اوه، من این سوتین رو دارم این یکی رو هم دارم
اوه این یکی رو هم دارم
خیلی خب سه سوته خودمون رو میرسونیم باتلاق
فقط حواست به سوامپ ثینگ باشه
باشه، باشه، من خوبم --من
باورم نمیشه نتونستم بنیه بگیریم
عزیزم، وقتی فرانک رو پیدا کردیم برات 100 تا بنیه میگیرم
میدونم چون مضطربی داری همچین قولی میدی
ولی اگه انجامش ندی دهنت سرویسه
خدایا اصلا نباید نورا رو میآوردیم
توی اون بار ولمون کرد
باید بهتر برنامه میریختم
به عنوان دوستـت فرانک دزدیده شده
این یه حقیقته تقصیر تو نیست
به عنوان دوست دخترت ازت میخوام که به خودت سخت نگیری، خب؟
تو بیشتر از همه خودت به خودت سخت میگیری و خودت رو سرزنش میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.