Pierwsze 200 wierszy.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
این یارو رو از کجا میشناسی؟
ویکتور؟
اون یکی از قدیمی ترین خبرچینای منه
کاملاً شخصیتپردازی شده
اون همیشه دنبال یه زاویه دیده
خب اصلا مدت زمان بررسی های میدانی چقدر طول می کشه؟
مرد ؛ اون میتونه شب رو دوام بیاره
لطفا اینو امضا کن فهمیدم
و از دست دادن یه خونه تکونی؟ هیچ شانسی نداری
حذفش می کنم
و بهت قول میدم،
به اندازه توی فیلم ها هیجان انگیز نیست
خب این هیجان انگیزترین کاریه
که امشب انجام میدم
میدونی لازم نیست اینطوری باشه
اگه به متصدی بار یکم فرصت بدی
میدونی ؛ قرار گذاشتن با یه کارمند درست نیست
این یه بهونه خیلی بده
سانی ؛ کاملا مشخصه که ازت خوشش میاد
...من
تا اینکه وارد آپارتمان من شد و بعد اوضاع عجیب غریب شد
اوضاع یا تو؟
خیلی طول می کشه تا به کسی اعتماد کنم
خب، به من اعتماد داری، درسته؟
اوهوم
البته
قهوه تلخ برای تو
ممنون و آمریکانو برای من
اصلا چه فرقی داره؟
برای همینه که ما هیچوقت نباید با هم شام بخوریم
دلم شکسته
با ویکتور برخوردی نداشتم
از وقتی که در وایس بودم
خب ظاهرا اون از اون زمان به بعد از بخش قتل ارتقا پیدا کرد
خب به نظر میاد کشتن دلال خودش خوش بینانه است
حتی برای ویکتور
بهتره یه مدرک خوب برای اثبات جرمش داشته باشه. اون یکی از بهترین خبرچینهای ماست
مطمئنی کار اونه؟
آره ؛ خونه دوست دخترشه
من و جیک همیشه برای اطلاعات اینجا همدیگه رو می دیدیم
اون خیره شده
داری خیره میشی
از کجا فهمیدی؟
می فهمم
من باعث ناراحتیت میشم
چی؟
نه
...حرکت خیلی زیرکانه ای انجام دادی
اینکه جیک رو پشت میز کار کشیدی
پس میتونی همه مشاغل انتخابی رو داشته باشی
آفرین
خب این چیزی نیست که من بهش بگم شغل انتخابی
به هر حال جیک خودشو درگیر دردسر کرد
با اراده آزاد خودش بود
خودشه
آره، ویکتور عاشق موسیقی کانتریه
ازت میخوام توی ماشین بمونی
و بذاری من اینو حل کنم
این یارو از خودش هم بیشتره
باشه بهم گوش کن
ویکتور آدم عجولیه
تنهایی بری اونجا اوضاع خیلی بد میشه
اون منو میشناسه
برای همین بنت منو آورد
تا بتونم آرومش کنم و با آرامش بیارمش اینجا، باشه؟
البته
واقعا؟
برمیگردم و کوتاهش می کنم
خب اینم از کار تیمی
عزیزم
بیا اینجا عزیزم
بیا اینجا
انگار بهش علاقه داره
بیا پایین
باید یه کاری بکنم
خوبی؟
کمی وزن کم کردی، ویکتور؟
پلیس
لئو داره چیکار میکنه؟
تکون نخور
تس ؛ دارند فرار می کنند
...۱۲۰۹به پشتیبانی نیاز داریم ۴۳۲دادسون
دریافت شد ۱۲۰۹ ؛ ماشین در راهه
سه دقیقه دیگه میرسه
فکر می کنم مظنون مستقیم به سمت تو میاد
کجا؟ چی؟ از در خونه رد میشه
حالا
آره
ما کارشو تموم کردیم
فکر کنم بعضی وقتا مثل فیلما میشه
کای وایسا
سلام
سلام
...درباره دیروز ؛ من
میدونی چیه؟ متاسفم
بیش از حد واکنش نشون دادم
من میگرن دارم
....من نباید
...میدونی
نه اشکال نداره
متاسفم
...متاسفم ؛ تو خب اشکالی نداره
فقط میخواستم بهت بگم که برقکارها
قراره یه سری کار رو طبقه پایین انجام بدند
...پس ممکنه یکم سروصدا باشه
خب هدفون برای همین روزاست دیه
آره درسته آره
...همینطور ممکنه
قطعی برق احتمالی هم باشه
اما فقط سریعه
باشه آره
...چی ؛ چی؟ ...ببخشید من فقط
کثیفی بود
خب، همین بود؟
آره
میدونی کجا پیدام کنی
و تو هم میدونی کجا پیدام کنی
آره باشه
کای؟
ممنون که گوش می کنی
آره البته
سلام ؛ منم
بازه
اینو بو کن
گوجه فرنگی روما کاملاً رسیده است
من به ایتالیای کوچک رفتم و ورقههای پاستای تازه گرفتم
...که ترفند رسیدن به اون بافت ابریشمیه
دوباره شام رو یادت رفت تس؟
...من
حواسم پرت شد
بنت تماس گرفت
دارم حس میکنم
ممکنه از لازانیای من بدت بیاد
نه بیخیال ؛ خودت که میدونی من عاشق لازانیام
گوش کن ؛ قراره روز کوتاهی باشه
و من به موقع برای شام برمیگردم
دیشب هم همینو گفتی
قبل از اینکه گیر جیک بیفتی
نه با جیک نبود ؛ با لئو بود
...ببین ؛ من
باید پیام میدادم
باشه ؛ من فقط خوشحالم
اینکه قبل از اینکه بری دیدمت
اشکال نداره اینجا بمونم و سس درست کنم؟
فقط چند ساعت طول می کشه تا به شیرینی ایده آل برسه
آره البته ؛ منظورم اینه هرچی میخوای اونجاست
باشه خب شام ساعت شش یا هفته
باشه
...گوش کن
من از قرارمون هیجان زدهام
...منظورم اینه که
قرارمون خونه
باشه
سه قدم تا خونه بنت
تس قربان
خب، دوستت ویکتور تمام شب رو تو هولدینگ بوده
اون میخواد صحبت کنه اما فقط با تو و جیک
درخواست وکیل نکرد؟
نه این عجیبه
معاونان سعی دارند اونو از سر راه بردارند
مرد محبوبیه
خب اون همیشه چند کار رو با هم انجام میداد
آره بیاید این مهمونی رو شروع کنیم
ترفیع مبارک
حالا چندتا ستاره داری؟ پنج تا؟
و امیدوارم روز فوق العاده ای داشته باشی لئو
باید یجوری از این یارو انتقام بگیرم
تس نیست
داری برای این دلقک قهوه درست میکنی؟
ببین ؛ برای همین بازجویی رو گردن نمیگیری لئو
چیزهای کوچیکی هستند
به این کارهای کوچیک میگند مهربونی
میتونند خیلی مفید باشند ؛ میدونی؟
ببخشید
بله؟
جیک ؛ کارگاه استات با وایسه
ازت میخوام یه کار درست حسابی برامون بکنی
بکش کنار و پرونده رو بده به ما
و چرا باید این کارو بکنم؟
ویکتور پالمر یک خبرچین کلیدیه
...برای استفاده طولانی مدت
آخرین چیزی نه میخوام اینه که قتل اونو از مسیرش خارج کنه
اون در یه پرونده قتل مورد توجهه
پس این اتفاق نمیفته
دو سال از شروع کارمون میگذره
این واقعا میتونه چند فروشنده رو از پا بندازه
باعث مرگ های بی شماری میشه
شاید
من پرونده رو به دست میگیرم کاراگاه
جیک برات قهوه درست کرده
این برای منه؟
من رسما بخاطر تو نیمکت نشین شدم
پس من با نه نمیرم
واقعا؟
دیشب از یه درگیری با لئو نجاتت دادم
این ما رو سر جای خودمون نمیذاره؟
به هیچ وجه
یه هفته است پشت میز گیر کردم
No comments yet. Be the first to leave one.