Pierwsze 191 wierszy.
امشب با طوفان کاترینا خبرها رو شروع میکنیم که جزو
بزرگترین طوفانهایی هست که تا به حال وارد کشور شده
طوفان بزرگی که داره به سمت ساحل خلیج مکزیک حرکت میکنه
،شاهد یه طوفان ردهی 5 هستیم طوفان کاترینا
طوفان کاترینا الان یه طوفان ردهی 5ـه
در حال حاضر، داریم مردم رو به ترک کردن شهر تشویق میکنیم
طوفان کاترینا خودش رو به یه طوفان ردهی 5 ارتقا داده
نمیتونیم به اندازهی کافی خطری که این طوفان
به شهرهای کنارهی خلیج مکزیک وارد میکنه رو ارزیابی کنیم
و این تازه شروع ماجراست
...شهر نیواورلینز
فردا همین موقع... افرادی که از این شهر خارج شدن
ممکنه دیگه خونهای نداشته باشن که بخوان برگردن
بیشتر نیواورلینز زیر آب غرق شده...
-طوفان کاترینا
-طوفان کاترینا
این همون طوفانیه که خیلیا ازش مدتها بود میترسیدن
خدای من. جیم، ما توی کلیساییم
.سارا، باید بیای اینجا رو ببینی راهروی طبقهی دوم
،دکتر بالتز
بعد از طوفان کاترینا، 45 جسد
توی مرکز درمانی مموریال پیدا شدن
45تا
بله
.5روز بعد از طوفان بود وضعیت خیلی وحشتناکی به وجود اومده بود
ولی 45 نفر توی بیمارستان شما مردن
.جوری تظاهر میکنین انگار ما کشتیمشون --جوری تظاهر میکنین
مرگشون تقصیر شما بوده، دکتر؟
.خواهش میکنم باید شرایط رو درک کنین
چرا برامون از اول شروع نمیکنین، دکتر؟
،دکتر، اگه درست فهمیده باشم توی اون ساختمون دوتا بیمارستان بوده؟
بله، درسته. دوتا بیمارستان
،بیمارستان مموریال بود، که من داخلش کار میکردم ،و لایفکر
که یه مرکز مراقبت بلندمدت توی طبقهی هفتم بود
کارکنان و بیمارای خودش رو هم داشت
،ولی دقیقا چند وقت قبل از طوفان
1200نفر دیگه رو استخدام کردیم
ما همیشه مردم رو موقع طوفانا توی بیمارستانمون پناه میدادیم
این چیز غیرعادیای نبود
...خب پس اگه هیچکدوم از اینا غیرعادی نبودن
اینهمه بیمار چهطوری توی 5 روز مردن؟
دکتر، چهطور 45 نفر مردن؟
--گارد ملی میگن طوفان کاترینا
خودش رو به یه طوفان ردهی 5 ارتقا داده
فقط به مردم بگین باید چیکار کنن
و بهشون راهنماییهای لازم رو بدین
مطمئنم باهاتون همکاری میکنن - ما قوانینی داریم -
یه سری قوانین به دلایل خاصی داریم
یوئینگ، این اولین باری نیست که مردم از این بیمارستان به عنوان پناهگاه استفاده کردن
خودتم این رو میدونی
.اینجا بخش اورژانسه نه پارک حیوونای خونگی
بیخیال. این آدما جزوی از جامعهمون هستن
وظیفهی ما همینه - خوبه -
آره - ،میتونیم ازشون مراقبت کنیم -
و همینطور توی زیرزمین از حیوونای خونگی به خوبی مراقبت کنیم
--خب - طبق چیزی که قوانین میگن... -
خلیج، که الان خیلی گرمه
در برخی از نواحی به 29 تا 32 درجهی سلسیوس هم میرسه
باشه؟ باید ازشون مراقبت کنیم
.باید از این مردم مراقبت کنیم ماموریت ما هم همینه
--،این حیوونا - ببین، نیم ساعت دیگه جلسهی کارکنانه -
آنا
آنا
هورس، کسی مسئول مراقبت از اینهمه آدم هست؟
همه بدون نیاز به کس خاصی حالشون خوبه
چند باری اینجور اتفاقاتی رو تجربه کردم
پناه گرفتن توی اینجا مثل معطل شدن توی فرودگاهه
.نیازی نیست اینجا باشی کارکنان زیادی هستن
نه، یه سری بیمارای اخیرا عملکرده دارم که باید معاینهشون کنم
.وینس حواسش به خونه هست من میخوام اینجا باشم
ترجیح میدم اینجا باشم - میفهمم -
سوزان گفت نیم ساعت دیگه جلسهی کارکنان اصلیه، باشه؟
باشه. ممنون
همگی صبحتون بخیر
صبح بخیر
مثل بقیهی دکترا توی مطبت نمیمونی؟
ما همه با هم توی این اتفاق شریکیم، خب؟
مثل اردو رفتنه
.بدک نیست یه آتیش هم روشن کنیم متنفرم وقتی کولر رو زیاد میکنن
اون دیگه چیه؟
قوطیبازکن
فقط همینا رو آوردی؟ یه خرده بیسکوییت، تن ماهی و یه قوطیبازکن
دیگه در بدترین حالت فکر کنم نهایتا 3 روز اینجا بمونیم
اولین طوفانیه که توی بیمارستانی؟
آره
چرا؟ اشکالی داره؟
-نه، فقط
خیلی خوبه که اینقدر خوشبینی. همین
خب، پس بیاین امیدوار باشیم که نیازی نباشه از راه سخت عمل کنیم
حالا چه بخواد شرایط سخت باشه یا آسون
آره
درسته
.میرم چندتا بیمار ببینم میبینمتون
آره. خوبه. بریم
.همه بفرمایین نزدیک بفرمایین
چشم، خانم
میتونیم از حرارت بدنامون استفاده کنیم، مگه نه؟
همه صدام رو میشنوین؟
بله
خیلیخب. اول از همه، برای کسایی ،که من رو نمیشناسن، من سوزان مالدریکم
و مسئول مدیریت بحران این طوفان هستم
میدونم همین الانشم ،دارین با خیلی چیزا دستوپنجه نرم میکنین
و نگران خونواده و عزیزانتون هستین
همهمون همینطوریم
ولی هر اتفاقی اینجا ،یا بیرون از اینجا بیفته
این بیمارستان هنوز به فعالیت خودش ادامه میده
،و تا وقتی این حادثه برطرف بشه قراره طبق دستورالعملهای ویژهای عمل کنیم
رابطام کجان؟ - اینجا -
همه بیسیم دارین؟
همه؟ - بله، خانوم -
بله - خیلیخب -
،محض اطلاعتون ،این رابطها توی بخشهای مختلف هستن
،و اگه مورد اورژانسیای توی اون بخش اتفاق افتاد از اونا دستور میگیرین
هر دستور کلی و سراسریای از طرف من یا رنه صادر میشه
یا من - یا ریچارد -
ببخشید
،ریچارد به جای روبن اومده که الان رفته مرخصی
گوش کنین
خجالت داره اینطوری راجع به رئیستون حرف بزنین
که رفته مرخصی
سوالی ندارین؟
مردم دارن راجع به سیستم تهویهی هوا حرف میزنن
بهشون بگین به دلایل خاصی دما رو آوردیم پایین
،اگه برق شهر قطع بشه
ژنراتورهای پشتیبانمون ،نمیتونن کولرا رو روشن نگه دارن
و خیلی سریع اینجا میشه کورهی آجرپزی
،پس تا وقتی هوا سرده یعنی اوضاع روبهراهه
سوال دیگهای هم دارین؟
بله. سوزان، با کسی از کارکنان لایفکر حرف زدیم؟
،میدونم اونا توی بیمارستان خودشونن ولی ما توی یه ساختمونیم
اونا حتما برنامهی شرایط ویژهی ،خاص خودشون رو دارن
و میدونی، اون بیمارستان ،خیلی مجهزه، برای همین اگه لازم شد
ما میریم سراغشون تا ازشون کمک بگیریم
کسی سوال دیگهای نداره؟
خیلیخب. من به اندازهی کافی توی مموریال بودم
--که بدونم بیشتر این - بپتیست -
به اندازهی کافی توی این بیمارستان بودم ،که بدونم بیشتر این طوفانا
بدون خسارت خاصی میگذرن
ولی مثل یه زنبوره و شما هم حواستون نیست که ممکنه نیش بزنه
پس بیاین وظیفهمون رو انجام بدیم
!حرفام تموم شد. بریم سر کارمون
خیلیخب. ممنون
شهر نیواورلینز توی وضعیت خیلی بدی قرار داره
از لایفکر شهر شلمت اومدی؟
بله - دایان روبیشو -
جینا ایزبل - چندتا بیمار همراه خودت آوردی؟ -
19تا - خدای من -
.آره. خب، میدونی، بیمارستانای شرکتیان دیگه فکر میکنن شلمت قراره حسابی آسیب ببینه
ترجیح میدن بیمارا رو از اونجا به لایفکر بپتیست منتقل کنن
اسمش الان مموریاله
وقتی بهش میگی بپتیست مثل این پیرزنا به نظر میرسی
شرکتا میان و میرن
.میتونن هر چی بخوان اسمش رو بذارن ولی من بهش میگم بپتیست
همه روبهراهن؟
آره. میدونی، تیم برترم رو آوردم - خوبه، خوبه -
.یه بیمار هست که میخوام حواسم بهش باشه امت اورت. فلج کامل تنه و پاها، مبتلا به دیابت
،یه اتاق مجهز در اختیارش گذاشتم ولی احتمالا به مراقبت ویژه نیاز داشته باشه
باشه. کاری داشتی بگو - باشه. ممنون، عزیزم -
.الان تبدیل شده به یه هیولا ...ردهی 5، با بادهایی به سرعت 260 کیلومتر بر ساعت
صبح بخیر، انجلا
صبح بخیر، دایان
ویلدا
ویلدا
مامانت حالشون چهطوره؟
مامان، به دایان بگو حالت چهطوره
خوبم
جدی؟ خوبین؟ - آره -
خیلیخب
تبش قطع شده
.نشونهی خوبیه داره بیماری رو شکست میده
به خاطر طوفان با مامانت همینجا میمونین؟
آره
.خب، فکر میکنم آشپزخونه غذا میپزه چیزی خواستین میتونین برین بیارین
ممنون
ولی مامانت واقعا بهتر شده
اصلا چیزی نیست که انتظارش رو داشتم
.همهجا پر از آدمه حیوونای خونگیشون رو همراهشون آوردن
همهچی به نظر خیلی بینظم میاد
درسته - ولی همه جوری رفتار میکنن انگار عادیه -
فکر کنم واقعا عادیه، مگه نه؟ -
فکر میکنم برای کسایی که قبلا تجربهی همچین اتفاقایی رو داشتن عادیه
آره
بهم خندیدن
چی؟ بهت خندیدن؟ چرا؟
چون فقط یه بستهی 6تایی آب و یه خرده تن ماهی همراه خودم آوردم
.بیخیال دیگه تهِ تهش قراره چند روز اونجا باشی
منم همین رو گفتم
کاش اینجا میبودی
.منظورم این نیست که توی دلم باشی کاش واقعا اینجا میبودی
کاش میاومدی
میدونم، عزیزم، ولی باید مراقب خونه باشم، خب؟
No comments yet. Be the first to leave one.