Pierwsze 91 wierszy.
اره!
چه راه خوبیه که آخرین روزمون رو سپری کنیم
رفتن به خونۀ آدیلید
ماجراجوییمون بالاخره داره تموم میشه
بهزودی برمیگردم خونه
دیگه نیازی نیست نگران اون چوببر یا هیولا باشم
یا هرچی، و تو دیگه نیازی نیست پیشمون باشی
مطمئنم خیلی خوشحالی مگه نه بیتریس؟
جان؟ اره . حتما
خوبی؟ اصلا بنظر نمیاد که مشتاق باشی
چی؟ ببخشید
فقط رفتم تو فکر
وای پسر
بالاخره میریم خونه
هی مشکل بیتریس چیه؟
نمیدونم
چرا جرج واشینگتون لخته؟
چی؟
بقیۀ قورباغهها خوب لباس پوشیدن
اون ناخواستس، و سردشه
این پاهای سردو حس کن
نه
اون باید سرد باشه گرگ
اون ی قورباغس
ولی اون قورباغۀ ماست
اون آقا قورباغۀ من نیست، یا اون خانوم قورباغۀ من نیست
راستش جنسیتشو نمیدونیم
بیا جرج
تو یک قورباغۀ مردانه هستی و به جوراب نیاز داری
مثل اینکه به مشکل برخوردیم
بخاطر اینه که رئیسجمهور لخته!
احتمالا بهخاطر اینه که بدون پول دادن اومدی توی کشتی
اره
ولی بخاطر اینه که گرگ پولمونو انداخت
اونو ببرید نه من!
ببخشید!
بچه قورباغه!
بچههات!
روز بخیر آقایو...
روز بخیر آقایون
ما... من باید برم تا به باند ملحق شم
- ورت طبل بزن! - باشه
اوضاعمون خوبه؟
فکر کنم
ورت ، بعضیوقتا باید با مشکلاتت روبهرو شی
خودتو نشون بده و از این کشتی پرت شو بیرون
فکر نکنم امروز روز خوبیه برای اینکه به دست قورباغهها دستگیر بشم
خب...
- هی! چیشده؟ - هلم نده
خیلیخب همگی. طبیعی رفتار کنید
طبل بزن طبل بزن!
گفتم طبیعی رفتار کنید
طبیعیه خو! من ی طبلم
ورت طبل بزن!
تو صورتم طبل بزن!
باشه باشه!
جلبتوجه نکن
نوازندۀ باسون نیست
وای خدا، این قورباغهها از باسون خوششون میاد
وای نه! بیتریس ، من برای رفتن به زندون قورباغهها زیادی جوونم
هی نظرت چیه که خودت باسون رو بنوازی؟
با اینکار حتما مارو پرت میکنن بیرون
نه ، گرگ راست میگه
تو باید بنوازیش
برو، مشکلی برات پیش نمیاد
تو آلات موسیقی مینوازی مگه نه؟
اره ولی باسون و کلارینت خیلی متفاوتن
البته خب محدودههای بالایی و پایینی یکسری شباهتها دارن اینطور که...
ورت، تو میتونی انجامش بدی
خدایی هیچکس نمیخواد نواختنمو بشنوه
من میخوام!
من میخوام
- ورت؟ - اره اره. الان مینوازم
دو عاشق رو باهم جفت میکند
هی بیتریس، مرسی که سر باسون نواختن کمکم کردی
اره. کارت خوبه درواقع
بهترین بخشش هم اینه که هنوز تو راه رسیدن به آدیلید هستیم
اره. عالیه
بنظر مشتاق نمیای
خب ، من فقط... نمیخوام که...
بیخیال بیخیال
میدونستم که خاص بودی
- دارن چیکار میکنن؟ - مثل اینکه دارن...
توی گل به خواب زمستونی میرن
خب خونۀ آدیلید کجاست؟ نزدیکه؟
راستش...
بنظرم بهتره فردا بریم
نمیخوایم دیروقت مزاحمش بشیم میدونی؟
خب چیکار کنیم؟
با این قورباغهها بشینیم تو گل؟
من میرم توی گل!
No comments yet. Be the first to leave one.