Pierwsze 200 wierszy.
میدونی، بیشتر اوقات که مردم بهمون میگن که یکچیزی بهصلاحمونه
درواقع به صلاحمون نیست
این دفعه واقعیه، باشه؟
الان برمیگردم
سلام اسم من آلیس هست
«پال» خونس؟
- ببخشید خانم ، این وقت خوبی نیست - هی چخبره؟
- پال این کیه؟ - من...
کریستوفر رو همین الان ببر داخل
- تو اینجا چیکار میکنی؟ - من اومدم که بت بگم حق با تو بود
من اشتباه کرده بودم
- بث داخل ماشینه محض اطلاعت - نه خدایا! آلیس!
پنج سال گذشته. نمیتونی همینطوری خودتو نشون بدی!
- من اومدم چون نمیتونم اینکارو بکنم - بم گوش کن
- باشه میفهمم - من نمیتونم
- حس میکنم دارم ناامیدش میکنم - تو نباید اینجا باشی. بم گوش کن
ازت میخوام که بری داخل ماشین، بعدش برگردی
- یک وقت دیگه دربارش حرف میزنیم - نمیتونیم
- الان میتونیم صحبت کنیم - نه الان نمیتونیم
نه، تو نباید اینجا میوردیش!
- چرا اینجا اوردیش؟ - چون به کمکت نیاز دارم
دیگه خیلی دیره! لطفا برو
مامان؟
اون کی بود؟
یک اشتباه
یک اشتباه بد
یک مشکلیه که باید حلش کنم
چه مشکلی؟
اینکه با تو چیکار کنم
کل این خونه برا توئه؟
تو یتیم نیستی
دیگه نیستی
تو اینهمه مدت توی لکسینگتون بودی؟
«لوویل»
چرا برگشتی اینجا؟
بنظر نمیاد که تلفنتو جواب بدی
آقای شایبال مرد
پسفردا مراسم دفنه. گفتم اگه...
باهم بریم
ممنونم
وای بث
اره
میدونم
دارم به عنوان یک حقوقدان کار میکنم
- رفتی دانشگاه؟ - توی ایالت کنتاکی رفتم
بورسیۀ تحصیل تربیتبدنی گرفتم
ولی وقتی فهمیدم که اسم مدرسه در گذشته
مدرسۀ «استیت نرمال» برای افراد رنگی بود (منظورش افرادی که آمریکایی-آفریقاییان)
باعث شد که بخوام تاریخ رو مطالعه کنم
که خیلی منو عصبیتر از حالت قبلیم کرد
تصورش سخته
رشتمو به علوم سیاسی تغییر دادم
و دارم برای دانشکدۀ حقوق پسانداز میکنم
میدونم، اینکه من بهعنوان یک وکیل باشم!
ولی دنیا گاییدس
و اگه قراره عوضش کنم ، نمیتونم وقتمو صرف این کنم که
به دختران سفیدپوست یاد بدم که چطور راکت بدمینتون بگیرن دستشون
- قراره که مدافع حقوق باشم - فکر نمیکردم که اینم یکجور مسیر زندگیه
خواهد بود
هنوزم مصرفشون میکنم
عزیزم بنظر میاد چیزایی بیشتر از قرص مصرف میکنی
امروز هیچی نخوردم
بههرحال، هنوز نه
قراره آخر سال برم روسیه
- ترسیدهام - خب پس نرو
باید برم
اگه نرم، کاری برام نمیمونه. فقط مشروب میخورم
خب، بنظر میاد همیشه اینکارو میکنی
باید دست از شراب خوردن بردارم
و قرصها و...
و اینجارو تمیز کنم
شروع خوبی میتونه باشه
باید روزی هشت ساعت شطرنج مطالعه کنم
ازم میخوان که توی سانفرانسیسکو بازی کنم، که توی برنامۀ امشب باشم
- بهتره که همۀ اونو انجام بدم - اونا کیان؟
فدراسیون شطرنج
ولی چیزی که میخوام
یک مشروبه
اگه اینجا نبودی، الان یک بطری مشروب میخوردم
تو شبیه «سوزان هیوارد» توی یکی از فیلمها هستی
یک بار راجع به این هنرمند پاپ خوندم
یک نقاشی اصلی از مایکل آنجلو خرید
وقتی اوردش خونه
یک پاککن گرفت و...
پاکش کرد
چیزی به جز یک صفحۀ خالی باقی نموند
یادمه که چقدر از این اتفاق شوکه شده بودم
الان تو فکرمه که آیا خودمم مغز خودمو پاک کردم؟
بزار فرض بگیریم که الان خودتو با مایکل آنجلو مقایسه نکردی
و بزار ببینیم که توی چه وضعیتی هستی
که بعد از اینکه پنج دقیقه اینجا بودم
بنظر میاد که ته یک حفرۀ کوفتی هستی
و بیشتر بنظر میاد که خودت حفرش کردی
نصیحت من اینه که
دست از کندن بردار
خب شاید تو ذاتمه
مامانم دیوونه شد
دیوونه شد یا همیشه دیوونه بود؟
نمیدونم
مشروب و اینا میخورد؟
نه هیچوقت
اون مرده
اینقدر بهش فکر نکن. سودی برات نداره
علاوهبر این
یک هدیه برات اوردم
اینهمه مدت خودم بودم
این من بودم که از فرزندخوندگیت عصبی شده بودم
اونوقت یک جندۀ سفید آشغالی بودن چی میشه؟
کی یادش میره؟
درآمد یک حقوقدان چقدره؟
به اندازهای نیست که بتونه این ماشینو بخره، اگه سوالت این باشه
یک هدیه از یکی از شرکای بنگاه بود
مطمئنی یک هدیه بود؟
میخواد باهام ازدواج کنه
وقتی که با زن فعلیش طلاق میگیره
بنظر خیلی فرد عالیای میاد
اون سفید هم هست
اسمش ریک هست. اون داره یادم میده که «اسکواش» بازی کنم
اسکواش؟
یک بازیای که افراد سفیدپوست بازی میکنن
مطمنئم توش حرفهای خواهی بود
کل بنگاه پر از افراد سفیدپوسته. منو استخدام کردن که به زمانبندیها برسم
بجای یک زن سیاهپوست تمیزکار، یک زن سیاهپوست تمیز و پاک میخواستن
که کون خوب و فرهنگ لغت خوبی داشته باشه
و تو خیلی تمیزی
وقتی مصاحبه رو انجام دادم
خیلی سعی کردم که از کلماتی مثل «سزاوار سرزنش» و «دوگانگی» استفاده کنم
و اونا خوشحال شدند
ولی وقتی که از میخانه رد میشم، از دست میرم
چیزی که میخوام، چیزیه که تو داری
برای مدت زیادی، توی کار خودت بهترین بودی
تو حتی نمیدونی برای بقیمون چه حسی داره
خب، بقیۀ شریکهات چی فکر میکردن؟ اینکه با یک وکیل پولدار سفیدپوست باشی؟
اگه یک جوک رو تحمل نکنن ، گور باباشون
یک اتومبیل مسافرتی؟
تو واقعا در قلۀ
دخترای سفید آشغالی در همهجا بودی، نه؟
مامانم توی خونوادۀ پولدار بدنیا اومده بود
و بعد شوهرش هم پولدار بود
خب آخرش چطور کارتون به اینجا ختم شد؟
پیچیدس
میشد حدس زد
میخوای بری داخل؟
چنتا سنگ به پنجرهها پرت کنی؟
انتخابات ، پیامد دارند
دیگه شطرنج بازی نکن
شماها اومدید اینجا، چون والدینتون یکسری انتخابات انجام دادند
باید یاد بگیرید که
انتخابات متفاوتی انجام بدید
من فهمیدم که دیگه نمیخوام به اونجا برگردم
به سوی من آیید
ای کسانی که خسته هستید و بار سنگین حمل میکنید و من به شما آرامش خواهم داد
عبودیتم را بپذیرید
و از من یاد بگیرید
زیرا من نجیب و فروتن در دل هستم
خانم دیردورف اینجا نیست
هیچکدوم اینجا نیستن
دیردورف افتاد و استخون رانش شکست
دقیقا بعد از اینکه رفتی
بعدش مجبور شد با عصا راه بره
هیچوقت آدم سابق نشد
نزدیک بود باعث شه که به خدا اعتقاد پیدا کنم
من ویلیام شایبال رو نمیشناختم
ولی بم گفته شد که فرد مذهبیای نیست، و آدم منزویای بود
هیچکدومشون گریه نمیکنن
و بم گفته شد که در بیستوسه سال گذشته
همشون انگار توی صف بانک منتظرن
- خونۀ «متون» برای دختراس - حالت خوبه؟
- اون وظایفشو انجام داد - احساس بدی دارم
بیصدا و سختکوشانه
من ده دلار مدیونش بودم
جولین
مدیر خانۀ «متون» ، هلن دیردورف میگه
که کارکنان و دانشآموزان دوستش داشتند
زیرا اون اخلاق کاری پسندیدهای داشت
نظرم عوض شد
یکم دیگه میام
تو باید توی کلیسا باشی ، خانم جوون
بله خانم
بث؟
وای عزیزم
فراتر از تحملت پیش رفتی؟
مشکلی نیست
مشکلی نیست
الیزابث، کاری که ازت میخوایم
یکجور اعلامیهاس
اعلامیه؟
نهضت مسیحی، تمایل داره که جایگاهت رو به رخ بکشی
در دنیایی که خیلیا پنهونش میکنن
و اون دیگه چه جایگاهیه؟
همونطور که میدونیم، گسترش کمونیسم
همون گسترش کفره
بنظرم اینطوریه
بحث نظر داشتن نیست
یک حقیقته، یک حقیقت مارکسی-لنینی
کلمۀ مقدس برای دولت شوروی ، مورد لعن قرار میگیره
و برای کافرانی که اونجا هستند
- من هیچ بحثی در این باره ندارم - خوبه
چیزی که میخوایم ، یک اعلامیه که مربوط به اونه
- برای مطبوعاته؟ - دقیقا
No comments yet. Be the first to leave one.