Pierwsze 200 wierszy.
.گنز هستم - .هس هستم -
خب؟
.میخوام وارد سیستم بایگانی ویدئوها بشم - خب؟ -
.میخوام به پرونده هارتونگ دسترسی داشته باشم
فکر میکردم داری با تولین روی پرونده زنی که
توی هوسوم دستش بریده شده، کار میکنی
همینطوره. کی میتونم وارد بشم؟
.الان برات میفرستم - .ممنون -
... این ویدئو بازجویی از لینوس بیکر
.در رابطه با قتل کریستین هارتونگ است
کارآگاهان مارتین ریکس و تیم یانسن
و همچنین وکیل مدافع متهم اینجا حضور دارند
...لینوس؟ میتونی به زبون خودت
بهمون بگی چه اتفاقی در چهارشنبه هشتم ژوئن افتاد؟
.به زبون خودت بگو
از اون شبهایی بود که بیقرار بودم .برای همین زدم به جاده
.همون موقع بود که اون رو دیدم
دختره رو میگم. داشت با دوچرخهش راه میرفت
میخوایم بدونیم با جسد چیکار کردی؟
میتونی بهمون بگی؟
به سمت شمال روندم. یه .قمه توی ماشین داشم
.بدنش رو تیکه تیکه کردم
و بعدش هم توی جنگل دفنش کردم
میتونی بهمون نشون بدی کجا دفنش کردی؟
.واقعا یادم نمیاد
.یادم نمیاد دقیقا کجا دفنش کردم
بفرما. یادت باشه میوههات رو بخوری، باشه؟
.دیگه میتونید برید
.دلم درد میکنه
گوش کن عزیزم. فقط یه بگومگو بود. خب؟
.هیچکس ناراحت نیست
باشه؟
.خوبه
.روز خوبی داشته باشی عزیزم
.سلام مامان
تنهایی؟ میتونیم صحبت کنیم؟
.آره. اونا همین الان رفتن - اَن، تو تصمیم درستی گرفتی -
.خب تصمیم گیری براش راحت نبود
.درک میکنم ولی کار درستیه
من نمیدونم چه اتفاقی ...افتاده ولی مهمترین چیز اینه که
.به فکر خودت و دخترها باشی
.آره. خودم میدونم مامان
.خیلی خب. امروز عصر میبینمت - .وسایل خودت و دخترها رو جمع کن -
.باشه تا اون موقع وسایلمون رو جمع میکنم
دوستت دارم ان. تو تنها نیستی، خب؟
.منم دوستت دارم
مترجم: سحر
متاسفانه هیچکس نمیتونه تایید کنه که .شما شب دوشنبه توی مسافرخونه موندین
و هیچکس هم تا هفت صبح فرداش .ماشین شما رو توی پارکینگ ندیده
.شما 48 ساعته موکل من رو بازداشت کردید
ایشون اعتقاد دارن که کل شب رو اونجا موندن
.و اینکه ایشون هیچ نقشی در این جنایت ندارند
...پس در صورتی که اطلاعات جدیدی ندارین
لارا بدون اطلاع شما قفلهای خونه رو عوض کرده. این چه دلیلی داره؟
.بهتون گفتم که
.لابد مگنوس باز کلیدهاش رو گم کرده بوده
درسته یا شاید هم .میخواست رابطه رو تموم کنه
ما میدونیم که اون شب بهت زنگ زده. پس درباره چی میخواست باهات حرف بزنه؟
میخواست باهات به هم بزنه؟
.قبلا هم این رو پرسیدی - .این... این باید برات سخت بوده باشه -
اون هم بعد از اینکه این همه .برای اون و پسرش زحمت کشیدی
درواقع منطقیه که اگه برگشته .باشی و باهاش حرف زده باشی
.من برنگشتم - .ولی اون اصرار داشت که رابطهتون تمومه -
که باید از اونجا بری و دیگه هم نمیتونی مگنوس رو ببینی
.برای همین هم کنترلت رو از دست دادی
.حقیقت نداره - ...تو دست چپش رو بریدی -
.چون حلقه به انگشت دست چپش بود - .بس کنید. همینجا تمومش کنید -
بیشتر از این نمیتونید .موکل من رو بازداشت کنید
...ایشون میخوان برن خونه و پسر رو که
...قراره مرخص بشن - .بله لطفا -
.فقط یه سوال دیگه
این رو میشناسی؟
.نه
.خیلی خب. ما دیگه میریم
...چیزه - ...آره، آم -
موکل من مشکلی با انجام تحقیقاتتون نداره
ولی کی خونه رو برمیگردونید؟
خونه تا وقتی که تحقیقاتمون تموم بشه در اختیار ماست
.پس ایشون باید کمی بیشتر صبور باشند
.پس باهاتون تماس میگیریم. ممنون - .ممنون -
اَبیلگارد، هیچ عکسی از ماشین هاوگ پیدا کردی؟
.نه
باید یه چیزی اون شب توسط دوربینها
توی مسیر راسکیله به هوسوم ثبت شده باشه - .کلی ماشین تو اون جاده هست -
بله میدونم ولی من ازت میخوام فقط یه دونه ماشین رو پیدا کنی، درسته؟
.فقط یه دونه ماشین
.تولین. میخوام یه چیزی بهت نشون بدم
.چند روزه پیدات نیست - مشغول مطالعه راجع به استخوانشناسی بودم -
باشه. پس داشتی راجع به استخونها مطالعه میکردی؟
.آره. دنبالم بیا. ماشین رو بیرون روشن گذاشتم
اون اینجا چه غلطی میکنه؟
مگه قرار نبود برگرده یوروپل؟ - .واقعا نمیدونم -
.داشتم دربارهی پرونده هارتونگ مطالعه میکردم - پرونده هارتونگ؟ -
تو... قبل از اینکه شروع کنیم .میخوام بدونم میتونم بهت اعتماد کنم یا نه
.جدی میگم
اگه کل روز طول نمیکشه و قانونی .باشه، پس میتونی بهم اعتماد کنی
طبق گزارش پاتولوژیست
لینوس بیکر با قمه کریستین هارتونگ رو .کشته و جسدش رو تکه تکه کرده
.آره
.ولی اون اعتراف کرده و شواهد زیادی هم بود
آره سلاح قتل توی پارکینگش پیدا شده بود
و پاتولوژیست هم با 100درصد قطعیت .خون قربانی رو روی سلاح پیدا کرد
.آره ولی یه چیزی جا افتاده ...من یه قمه مشابه آوردم و
این دیگه چه کوفتیه؟ - میشه تهش رو بگیری؟ -
.تو بگیر - .یالا دیگه -
چی؟ من؟ - .آره -
چرا...چرا من؟
.آره... باشه
.نظرت چیه بعدا یه کاری کنیم؟ با همدیگه
.قطعا مذاکرات مامانت طول میکشه
مثلا چیکار کنیم؟
.نمیدونم
یه کار... باحال؟
اون روز چرا پلیس اومده بود؟
مامانت بهت گفت؟
.نه. خودم دیدمشون
.خب چیز خاصی نبود. سوءتفاهم شده بود
...پس یعنی راجع به
.نه
.باشه
.دوستت دارم - .باشه -
.خداحافظ
!حواست کجاست؟
ماتیلدا؟
.سلام
.سلام
حالت چطوره؟
.خوبم
...فقط میخواستم ازت بپرسم
میتونی راجع به پاییز گذشته که با کریستین توی خونهی ما
عروسک مرد شاهبلوطی درست میکردین بهم بگی؟
عروسک مرد شاهبلوطی؟ - .آره -
تو درستشون کردی یا اون؟
.خب فکر کنم دوتایی درستشون کردیم
و بعدش... بعدش چیکارشون کردین؟
.اونا رو فروختیم - به کی؟ -
به کسانی که میشناختین ...فروختین یا به عابران یا
.نمیدونم. نمیدونم
نمیدونی؟ حتما یادته که اونا رو به چه کسانی فروختین
!یالا دیگه
ما... ما اونا رو نمیشناختیم - کاملا مطمئنی؟ -
.ماتیلدا، قضیهی مهمیه - .من باید برم -
.ببخشید. ببخشید
.معذرت میخوام
...واقعا نمیخواستم که
.ما دلمون برات تنگ شده
.منم دلم براتون تنگ شده
...و برای اون... ببخشید من نمیتونم
صبرکنید! منظورتون سال گذشتهست؟
.آره
.ما پارسال عروسک مرد شاهبلوطی درست نکردیم
.خب فکر میکردیم کار بچگانهای باشه
حقیقت اینه که ما زمانی که سر کار بودیم .به قدر کافی کاری برای بچهها نکردیم
.ولی دیگه اینطور نیست پیشنهاد میدم با کمک حزب شما
منابع بیشتری به اقدامات اولیه اختصاص بدیم
.که همه میدونیم تفاوتی رو ایجاد میکنه
ما باید مددکاران اجتماعی بیشتری در مهدکودکها داشته باشیم
و باید توانایی کارکنان مهدکودکها رو ارتقا بدیم
...تا کارکنان زودتر از اینکه
گرت؟ دارم حوصلهت رو سر میبرم؟ - .نه. اصلا -
.ولی تو قبلا هم همهی این حرفها رو زدی
.آره اینا رو توی مذاکرات پارسال هم گفتم
ولی نتونستیم بودجه لازم .برای این کار رو تامین کنیم
.رزا، من ازت خوشم میاد
.و باهات همدردی میکنم و تو غمت شریکم
ولی به نظر میرسه نخستوزیر داره از موقعیتت سوءاستفاده میکنه
.و این حالم رو به هم میزنه
...بوکی، به نظرم باید - .متوجه منظورت نشدم -
.وقتی نبودی، حمایت از حزب حاکم کم شد
نخستوزیر فکر میکنه مذاکرات تامین بودجه مثل کیسهی کادو بابانوئله
و از وزیر محبوبش استفاده کرده تا نقش بابانوئل رو بازی کنه
.تا بتونه قبل از انتخابات دوباره رای جمع کنه
.این همیشه برنامه کار من بوده
.هیچ ربطی به واسطهگری سیاسی نداره
.اگه اینجوریه که باشه
ولی اگه فکر میکنی پیشنهاد ما یه .کیسه کادو»ئه پس بیا دربارهش حرف بزنیم»
...خوبه. اگه قرار بود پیشنهاد بدین - .فردریک ما چیزی پیشنهاد نمیدیم -
فکر کنم باید بذاریم بوکی با حزبش .دربارهی این موضوع صحبت کنه
.با اجازه مرخص میشم
اگه بوکی داره ما رو تحت فشار .میذاره پس ما هم باید همین کار رو بکنیم
.ما...ما باید مصاحبه کنیم
تا جایی که میتونیم امروز و .در طول هفته باید مصاحبه کنیم
مطمئنی کار عاقلانهایه؟ - .باید کاری کنیم سیاست اجتماعیمون شنیده بشه -
.و اینجوری بوکی مجبور میشه ازمون حمایت کنه
.اینجوری ضعیف و مردد میشه
خب، میدونی که فقط درباره سیاست ازت نمیپرسن؟
.من ترسی ازش ندارم
.خوبه ولی باید تحت کنترل داشته باشیمش
باید استراتژی داشته باشیم وگرنه ...همه سوالها حول این میچرخه که
چقدر دلتنگ کریستین هستی. چقدر برات .سخت بود و هر چند وقت یه بار گریه میکنی
نباید بذاری توجهات از .روی پیام سیاسیت دور بشه
.من داشتم ساندویچ سفارش میدادم .مکس، من فقط پنج دقیقه اینجا نبودم
آخه کی همچین چیزی مینویسه؟
.من به سرویسهای امنیتی زنگ میزنم
!هس. هس
میشه توضیح بدی جریان این خوکه چیه؟
.ببین، من سه دقیقه دیگه باید برم جلسه کارکنان
.باشه. حتما
.باید این رو تمیز کنم
از نظر ضخامت و تراکم، استخوان خوک شبیه استخوان یه بچه 12 سالهست، درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.