Little House on the Prairie

Little House on the Prairie

Pobierz napisy Farsi/persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Little House on the Prairie 2026 S01E03 Soul
Komentarz od Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Tagi

webdl
netflix_synced
Opublikowano: 2026-07-10
Pobrania: 29
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi/persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫اون پایین توی دشت و دمن

‫بنفشه‌ها داشتن میشکفتن

‫و علفهای بهاری ‫تر و تازه و سبز بودن

‫فکر میکنی آقای ادواردز قبل رفتنش ‫وقت میکرد نامه رو برسونه؟

‫- داری واسه کی نامه مینویسی؟ ‫- هیچکس

‫آخ

‫مامان میگه واسه اینه که من شیرینم

‫و تو اونقدر شوری ‫که پشه‌ها اصلاً سمتت نمیان

‫- ترجیح میدم شور باشم تا خوراک پشه‌ها ‫- قرار نبود این همه راه بیایم

‫این بوته‌ها حسابی پربار ان

‫و اگه اونقدر تمشک ببریم که مامان خشک کنه ‫کل زمستون پای میخوریم

‫پس بهتره دیگه نخوریشون

‫سلام... روز بخیر... من لورام

‫وایسا

‫میخواستم باهاشون آشنا شم

‫مامان حسابی عصبانی میشه

‫لورا

‫امیدوارم خونه منم حداقل نصف این قشنگ شه

‫همینطور میشه

‫ممنون آقای اسکات

‫خدا میدونه بدون لطف شما ‫چقدر طول میکشید تا کارش تموم شه

‫- فردا برگرد سر کار خونه خودت ‫- حتما... منتظرشم

‫آقای اینگلز... خانم

‫آخیش

‫چارلز... ما که تازه عروس داماد نیستیم ‫چند هفته‌ایه که داخل میخوابیم

‫رسمش همینه دیگه

‫بدک نیست... مگه نه؟

‫عالیه

‫مجسمه چینی دختر چوپان

‫این یعنی دیگه رسیدیم خونه

‫آره... بالاخره رسیدیم خونه

‫صحیح و سالم

‫روباهه زد بیرون ‫تو یه شب سرد و زمستونی

‫از ماه خواست ‫بهش بتابه و راهشو روشن کنه

‫چون کلی راه در پیش داشت ‫تا به شهر برسه

‫به شهر... به شهر

‫چون کلی راه در پیش داشت ‫تا به شهر برسه

‫کادوئه؟

‫- چی؟ ‫- همون سورپرایزی که تو شهره

‫اداره پسته ‫اداره پست جدید همون سورپرایزه

‫اینکه دیگه سورپرایز نیست ‫وقتی خودت از قبل میدونستی

‫- بابا گفت یه سورپرایز داریم ‫- من چیزی درباره سورپرایز گفتم؟

‫همه چیز مرتبه

‫کلوچه میخوای؟ بیا بگیر

‫آه

‫دست مریزاد آقای اینگلز

‫- ممنون ‫- عالی شده

‫کار بسیار زیباییه

‫- ممنون ‫- معرکه‌اس

‫آه... جیکوب

‫بابا... اینو تو کشیدی؟

‫- شاید کار من باشه ‫- تو همیشه آدمو غافلگیر میکنی

‫مگه نه؟

‫آقای اینگلز

‫اینها باید دخترات باشن

‫از دیدنتون خوشحالم خانم اوبرت ‫ایشون همسرم کارولین هستن

‫- دخترامون مری و لورا ‫- از آشنایی با همگی خوشبختم

‫نمیدونستم خانم‌ها هم میتونن شلوار بپوشن

‫خب... بیشتر مردم منو ‫یه خانم باوقار نمیدونن

‫کارولین

‫بیاین بریم جلوتر یه جای خوب ‫واسه سخنرانی الی پیدا کنیم

‫تا دخترای من کلوچه‌ها رو تا ته نخوردن ‫واسه دخترای شما هم بگیریم

‫اگه ادواردز رو دیدین ‫سلام گرم منو بهش برسونین

‫جمع شین همگی... جمع شین دورتادور

‫اداره پست

‫شریان حیاتی غرب آمریکاست

‫چیزی که به ما قدرت میده

‫اونم این همه دور از دیار خودمون

‫اینه که بدونیم

‫خانواده‌هامون میتونن از خودشون خبری بفرستن

‫این اداره پست مثل یه چراغ راهنما میمونه

‫پای دنیای بزرگتر رو ‫به ایندیپندنس باز میکنه

‫بعدش هم مهاجرای بیشتر... رونق بیشتر ‫و شاید حتی خط راه‌آهن

‫اداره پست ایندیپندنس رسماً افتتاح شد

‫واقعاً هیجان‌انگیزه

‫لورا و مری ‫یه نامه از مادربزرگ واسه هردوتون اومده

‫- مواظب باش ‫- کارولین... یه نامه هم از طرف الیزا داری

‫واسه منم قسط‌های وام مسکن ‫از طرف آقای گوستافسونه

‫- خرابش میکنی ‫- لورا

‫اول مری باید بخونتش

‫چون تو مثل بزغاله افتادی به جون نامه ‫و پارش کردی

‫این دوتا اونقدر به پروپای هم میپیچن

‫تا اینکه چندتا همبازی دیگه ‫واسشون پیدا کنیم

‫- چیه؟ ‫- خبرای بدیه

‫گوستافسون میگه پدرم خودشو توی خونه حبس کرده ‫و کسی رو راه نمیده

‫و پیتر رو مجبور کرده ‫تنهایی روی زمین کار کنه

‫حتی کلیسا هم نرفته

‫به خاطر غصه‌اس ‫کم‌کم باهاش کنار میاد

‫امیدوار بودم خودش واسم نامه بنویسه

‫- نباید همچین انتظاری میداشتم ‫- چارلز...

‫تقصیر تو نبود

‫پدرت اینو میدونه ‫فقط هنوز نمیخواد به روی خودش بیاره

‫اونم مثل پسرش یه دنده‌اس

‫بشینین تو سایه

‫یه جیب پر پول داریم و ‫یه لیست بلند بالا از خریدا

‫- تخته سنگ و مداد یادت نره ‫- یادم نمیره

‫زیادم شیرینی نخر

‫ببخشید

‫- اگه بخوای میتونم کمکت کنم بخونیش ‫- کمکی لازم ندارم

‫باشه

‫مامانتون داره نامه میخونه و ‫استراحت میکنه، پس ما میریم خرید

‫- میدونین معنیش چیه؟ ‫- هله هوله!

‫بفرمایین، همین دور و بر بمونین

‫- کلوچه گرفتی؟ ‫- من که مال خودمو خوردم

‫منم همینطور، عاشق رویه‌شم

‫چندتا دختر اوسیج رو کنار ‫نهر دیدم، داشتن تمشک میچیدن

‫به زبون اوسیجی چطوری میگن ‫سلام که دفعه بعد بهشون بگم؟

‫باید دوباره بیای پیشی‌ها ‫رو ببینی، خیلی پشمالو شدن

‫مامان گفت باید یکیشونو ‫بدم بره، بعد یادش رفت

‫- اینم لطفاً ‫- ممنونم

‫حالا که جا افتادیم مامان میگه ‫باید درس خوندنو شروع کنیم

‫مطمئنم یادش نمیره

‫میخواین برین مدرسه؟ کجا؟

‫هیچ جا

‫همینجا تو خونه

‫مامان قبل اینکه با بابا ‫ازدواج کنه معلم بوده

‫مدرسه دوست نداری؟

‫فقط فکر میکنم کارای بهتری ‫هم برای انجام دادن هست

‫مثل شکار و ماهیگیری

‫و جمع کردن سنگ و بازی با جک

‫قدیما تو ویسکانسین، حداقل ‫زنگ تفریح با بچه‌های دیگه داشتیم

‫حالا فقط منم و مری

‫و هجی کردن کلمه‌ها و شعرای ‫اون کتاب دستور زبان مسخره

‫من عاشق شعرم

‫و همیشه میخواستم برم مدرسه‌ای ‫تو سنت پاول که مامان و بابام رفتن

‫باید بیای با ما درس بخونی

‫واقعاً؟

‫مدرسه با تو خیلی بهتر ‫میشه تا اینکه فقط با مری باشم

‫آماده‌ای بریم؟

‫میشه من با لورا درس بخونم؟

‫خانم اینگلز یه معلم واقعیه و ‫داره تو خونه بهشون درس میده

‫باید از مادرت اجازه بگیریم

‫بعد از ظهر بخیر دکتر تن، سفارشتون اینجاست

‫آه ممنونم

‫کنجکاوم در مورد بعضی ‫از اون چیزا روی قفسه بدونم

‫اوه

‫- بله ‫- وای، مخصوصاً اون اسکلت پرنده

‫دقیقاً از اون چیزایی نیست که ‫آدم انتظار داره تو یه بقالی پیدا کنه

‫به خواهرم گفتم با اینجور خرت ‫و پرتا مشتری‌ها رو میپرونه

‫بعید میدونم فروش بره ولی نتونستم جلو خودمو ‫بگیرم، همیشه به کالبدشکافی علاقه داشتم

‫- منظورم به طور کلی به علومه ‫- بله

‫- خبری از خونه شده؟ ‫- اوه...

‫نه این خبر شیوع تب مالاریا تو اسویگوئه

‫اگه به اینجا برسه به مقداری ‫کینین احتیاج پیدا میکنیم

‫موجودی شما چطوره؟

‫باید چک کنم ولی هرچی ‫داشته باشم در اختیار شماست

‫اینو به خاطر میسپارم

‫- به فکر کاشت بهاره هستین؟ ‫- هوم

‫ذرت، سیب‌زمینی...

‫نخود اینجا خوب عمل میاد، ‫کدو، انواع سبزیجات، رزماری

‫و گلا، انگار یه تکه از بهشته

‫باغچه‌های آشپزخونه کارولاین خیلی قشنگن

‫- همه همینو میگن ‫- میرم سفارشتونو آماده کنم

‫ممنونم

‫هله هوله

‫با خواهرت تقسیم میکنی؟

‫تقسیم میکنم

‫سلام کیلب

‫میخواستم بدونم نامه‌ای که فرستادمو گرفتی؟

‫قرار بود آقای ادواردز بیارتش

‫خب؟

‫منم اصلاً دلم نمیخواد با ‫یه پسر بی‌ادب حرف بزنم

‫مری

‫ما با مردم اینجوری حرف نمیزنیم

‫بیا بریم مامانتو پیدا کنیم

‫کارولاین عزیزم

‫نمیتونم تحمل کنم که اینقدر دور از خونه ‫تو همچین ماجراجویی احمقانه‌ای باشی

‫اگه یه ذره عقل داشته باشی

‫دخترا رو برمیگردونی ویسکانسین ‫و بچه رو اینجا به دنیا میاری

‫چه خبر از ولایت؟

‫الایزا سلام رسوند

‫واقعاً؟

‫بهش نمیخوره

‫همه چی مرتبه؟

‫فقط گرمای هوا اذیت میکنه

‫پس بریم خونه، پاشو

‫چیکار کرد که اینقدر عصبانی شدی؟

‫میتونی اینو برداری، من گرسنه نیستم

‫خیلی زوده

‫من و آقای اسکات میخوایم تا ‫آخر هفته خونه‌اش رو تموم کنیم

‫منم میتونم بیام کمک

‫میتونم گوشه‌ها رو سمباده ‫بکشم یا میخ‌ها رو نگه دارم

‫تازه میتونم به آقای اسکات آهنگای ‫بیشتری یاد بدم، اصلاً آهنگ خوب بلد نیست

‫ولی تو کلاس داری

‫از اینکه تمام روز تو خونه باشم ‫متنفرم وقتی مرغزار همین بیرونه

‫اصلاً چه چیزی تو کتابا ‫هست که به درد من بخوره؟

‫کتابا کمکت میکنن در مورد کل دنیا بدونی

‫نه فقط ویسکانسین

‫نه فقط مرغزار

‫همه جور جایی

‫همه جور آدمی

‫پس میشه منو ببری پیش اوسیج‌ها؟

‫میتونیم بریم تا کمپشون و یه سلامی کنیم

‫مامان میگه به زودی میرن و ‫نمیخوام این فرصتو از دست بدم

‫ببینیم چی میشه

‫"صخره‌های بلند"

‫"با شکستن شکافی ایجاد کردن..."

‫شکاف

‫مری لطفاً

‫میدونی کی شعر دوست داره؟

Little House on the Prairie subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Little House on the Prairie

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left