Sonny Boy

Sonny Boy

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

[AnimWorld] Sonny Boy [ 1 - 12 ]
Komentarz od MrManjiro
MrManjiro

Tagi

other
Opublikowano: 2021-10-01
Pobrania: 36
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 170 wierszy.

بشین

بزن قدش

بنگ

باید خودت رو بزنی به مردن‏.‏ اینجوری‏.‏ از این خوشت میاد؟

روم حساب کن‏.‏

تو یه سگی‏،‏ نه؟

من یه زمانی انسان بودم‏.‏

ولی الان یه سگی

شام حاضره

ها؟

نه‏!‏ اون نوزومیه

گن تو یه احمقی واسه همین سفارش قبلی رو آوردی‏.‏

نوزومی

اصلا چرا باهامون نیومد؟

از کجا معلوم؟

شاید سرش با یکی دیگه شلوغه‏.‏

هی‏،‏ یه داستان جالب برامون تعریف کن

این کارا از عهده یه سگ برنمیاد‏.‏

مینه‏.‏ خیلی خب‏،‏ بهمون بگو چرا تبدیل به یه سگ شدی‏.‏

چرا سگ شدم‏.‏‏.‏‏.‏؟ آره‏،‏ چرا شدم؟

ها؟ یادت رفته؟

خب جریانش مال خیلی وقت پیشه‏.‏

پس فقط هر چی یادت میاد رو برامون تعریف کن‏،‏ باشه؟

چیزی که یادم میاد‏.‏‏.‏‏.‏

درسته‏.‏ جریان مال خیلی وقت پیشه‏.‏

الان پنج هزار سالی میشه‏.‏

در آن زمان یه جوان بداخلاقی بیش نبودم‏.‏

ولی یکی اونقدر خوب بود که لبخندش رو بهم تقدیم کرد‏.‏

اون قدرت خاصی داشت‏.‏

اون قدرت هدایت همه چیز بود‏.‏

زودی حالت خوب میشه

همه بهش امید داشتن

و همه برای انتخاب هاشون بهش اعتماد داشتن‏.‏

اون تمام دنیامون بود‏.‏

ولی دوره شادی مون زیاد طولانی نشد‏.‏

یه مرض اپیدمی معلوم نیست از کدوم گوری پیداش شد‏.‏

ضایعاتش تبدیل به تومور می شدن

و هر روز بزرگتر می شدند‏.‏

و حتی اون با قدرت هدایت همه چیزش نتونست درمانمون کنه‏.‏

هی‏،‏ یامابیکو‏.‏‏.‏‏.‏

من چه شکلیم؟

لطفا باهام رو راست باش

موهات خیلی روشنه و منو یاد برف می ندازه‏.‏

دیگه چی؟

به علاوه‏.‏‏.‏‏.‏ لب هات مثل آسمون آبیه

و؟

چشمات

حتی از گذشته مهربون تره‏.‏

چشم هات رو برنگردون

ولی

لطفا‏.‏ می خوام یه نگاه دقیق تری بهت بندازم

هوم‏،‏ راست می گی‏.‏ خیلی بهتر از قبل شدی‏.‏ طبیعی تری

من واقعی اینه

ولی هیچ کس فکرش رو نمی کرد که اینجوری باشم

من‏.‏‏.‏‏.‏

دلم می خواست هر کاری واسش بکنم

می خواستم هر کاری براش بکنم

آره‏،‏ هرکاری

اون هیچ وقت تسلیم نشد‏.‏

اون با اپیدمی جنگید‏،‏ فکر می کرد می تونه همه مون رو نجات بده‏.‏

با گذشت زمان یه جوری شدم که دیگه نمی تونستم مسقیم نگاهش کنم

چون خیلی دردناک شده بود؟

نه‏،‏ اتفاقا بر عکس

بهتر از اونی بود که بتونم تو صورتش نگاه کنم‏.‏

اوه‏،‏ گوگولی

مرض وحشتناکی بود

با گذشت زمان تومورها تو بدنشون پخش می شد

و اونا دیگه شکل آدمیزاد نبودن

تا اینکه بالاخره

حالت خوبه؟

مجبور نیستی حرفش رو بزنی

نه

می خوام شماهام بشنوین

اون موقع هنوز بعضیا تو دلشون یکم امید داشتن

حتما پیش خودشون فکر می کردن که اون یه راه نجاتی برامون پیدا می کنه‏.‏

انگار کارش حرف نداشته

آره خب

من دنیاهای زیادی رو دیدم

ولی اول اولین کسی بود که همچین قدرتی رو تو وجودش می دیدم‏.‏

تا وقتی که دیدمش بی هدف تو دنیاها سرگردون بودم‏.‏

اینکار برام خیلی راحت تر از وقت گذرونی با همکلاسی هام بود‏.‏

روزهام رو نه در غم و نه در شادی می گذروندم

و زندگی می کردم

این اتفاق شب اول ماه افتاد‏.‏

اون موقع دیدمش

اسمت رو بهم بگو

یامابیکو

من کودامام

کودوما می تونست همه چیز اینجا رو هر جور که می خواست کنترل کنه‏.‏

بقیه اسم قدرتش رو ام گذاشته بودن و مثل یه خدا بهش احترام می گذاشتن

عزیزم من باید چیکارت کنم؟

هر چقدرم زمان بگذره بازم تو نحیفی

دیگه برنگردی اینجاها‏،‏ باشه؟

چطور بود؟

بعد این همه وقت خوب خوابیدی؟

آره

ببینم تو هم قدرتی چیزی داری؟

من فقط یه پسر بی خانمانم‏.‏

یه مسافری‏،‏ ها؟ فوق العاده اس

من جایی واسه خودم ندارم همین

ما هم قبل اینکه بیایم اینجا خیلی جاها رفتیم‏.‏

بعدش بالاخره اینجا رو پیدا کردیم‏.‏

این یه دنیای آروم و مسالمت آمیزه‏.‏ تقریبا نمیشه باورش کرد

نمی دونم

پس چطوری تک و تنها اومدی؟ خودت که رونده نشدی اینجا؟

چی از جونم می خوای؟

ها؟

من چیز خاصی ندارم‏.‏ قدرتی هم ندارم که به دردت بخوره

هیچی ندارم

پس یه چیزی رو بهم بگو

می خوام یه چیزایی از دنیات بشنوم

چیز زیادی نمیشه در موردش گفت

حله

حتی اگه کاملا مزخرف باشه‏.‏ همه مون کشته مرده اطلاعات جدیدیم‏.‏

هوم خب همه چی رو بهمون بعد از شام بگو باشه؟

هی‏،‏ اینقدر امر و نهی نکن

هنوز یکمی زوده ولی بذار شبش کنیم

یه شب مهتابی

خیلی خب منتظرشم‏.‏

صبر کن

بچه ها وقت شامه

مثل یه احمق باهام رفتار می کنه‏،‏ نه؟

محبتش فقط حال من یکی رو خراب می کرد‏.‏

بقیه آدما به نظر قلابی میومدن‏.‏

و انگار هیچ کس حرفم رو باور نمی کرد

هی

چی

یخ کردن حال نمی ده‏،‏ نه؟

بیا‏،‏ اینا هنوز داغه

نه دستت درد نکنه

تعارف نکن‏،‏ نوش جون کن

گفتم نه ممنونم‏!‏

لعنتی

لعنتی

لعنتی‏،‏ لعنتی‏،‏ لعنتی‏!‏ لعنت بهش

حاضره

حالا گرفتم‏.‏ زبونت راحت می سوزه‏.‏ درسته؟

ها؟

هوم‏،‏ درسته‏.‏ بیا یکم امتحان کن‏.‏

ولی

فقط امتحانش کن

خب

خب هیچی

خیلی شوره

آره‏،‏ حق با توئه‏.‏ حتما زیادی نمک بهش زدم

تا حالا همچین سوپ شوری نخورده بودم‏.‏ باورم نمیشه

دفعه بعد بیشتر دقت می کنم‏.‏

خیلی از خودم خجالت می کشیدم و سرخورده شده بودم‏.‏‏.‏‏.‏

ولی یکمی شادم بودم

تو خیلی ساده ای‏،‏ نه؟

هنوزم فکر می کنم یه ارتباطی باهاش دارم‏.‏

ولی فقط یکمی

حتی نباید امتحانش می کردم‏.‏ به جایی نرسیدم‏.‏

جدی؟

آره‏.‏ من همیشه فقط از کارایی که کردم پشیمون می شم‏.‏

بیشتر عمرم رو سر این چیزا حروم کردم‏.‏ بعدشم پشیمون شدم

ایول‏.‏ حتما استاد ندامتی

تا حالا نشده از چیزی پشیمون بشی؟ مثلا رونده شدن به این دنیا

نه‏،‏ نشدم

چرا نشدی؟

خب من هیچ وقت آزادی انتخاب نداشتم

طبق روال می رفتم مدرسه و به درس و مشقم می رسیدم‏.‏‏.‏‏.‏

و تا به خودم بیام سر از اینجا دراوردم‏.‏

حتی اگه می خواستم هم دلیلی برای پشیمونی نداشتم‏.‏ درسته؟

آره‏،‏ ما فقط می تونیم بریم جلو

کم کم رفتم تو فکر اینکه این باید آخرین مقصد سفر بلندم باشه‏.‏

فکر می کردم اون روزا برای همیشه ادامه داره

فکر می کردم واسه همیشه ادامه دارن

اون چند وقت اینجا بود؟

به خاطر سر و صدای یه پرنده پیداش کردی؟

More Farsi Persian subtitles for Sonny Boy

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left