Pierwsze 200 wierszy.
اوه، شما دیگه چه کوفتی میخواین؟
نه! نه، نه، نه
قرار نیست واستون تعریف کنم هفتهی پیش چه اتفاقی افتاده
نه. از این خبرا نیست
احمقانهست
همینالان بشینید سریال رو نگاه کنید،
و خودتون متوجه میشید، خب؟
نزدیک بود بخوره تو سرم. میشه لطفاً برید عقب؟
داریم اینجا بازی میکنیم. ممنون
- همش مال دبیـه؟ - آره
تو عطرها رو بردار
من کفشا و لباسا رو برمیدارم
مایکی، موفق شدیم
پول پورت. کلی پول داریم
برای اون پورت عفونتکرده بوگندوت
میتونیم بریم اورژانس
اوضاع چطوره؟
اوه میدونی، دارم میترکونم
قبلاً دروغ گفتم
بلد نیستم چطوری تامال درست میکنن
فقط میخواستم با تو وقت بگذرونم
توی یه جایی که بوی ذرت میاد
چون ازم خوشت میاد
نه، اینجا از اونجور جاها نیست که وسایل نو دزدی رو
بهعنوان شغل دوم بفروشن
مگه اینکه رمزعبور مخفی رو بدونی
- من میمی هستم - وی
میخوای بریم یه نوشیدنی آخر وقت بخوریم وی؟
شاید یه جایی که مردم بهمون زل نزنن؟
خداحافظ دوستای صمیمی خوش بگذره
چرا اومدی کلیسا؟
ترک الکل. تو؟
ب.ت.ا.ت.م برنامه ترک الکل برای تازه مادران
من سارا هستم
دبی! بچهها! دبی اومده!
به اون مرده ملحق شدیم. اعتصاب کردیم!
تو پسر فرانک گلگری
گوش کن، تو اجازه نداری به اینجا بیای، لیام
باید این رو درک کنی که فرانک و مونیکا
خیلی به این خانواده آسیب و ضرر رسوندن
ولی من تنها سیاهپوست
یه خونهی پُر از سفیدپوستم
ارائهای از تیم ترجمه دیباموویز
ترجمه از سمیـرا و ایـلیـا Sorrow & EILIA
اشتباه کردم، بابا
اون پول ماست، دبی
پول شما بود
اونم تا وقتیکه تو و این سوسکی که اینجاست وسایل من رو دزدیدید
حالا هم این پول مال منه هم هرچیز دیگهای
که توی زندگی کوتاه و کسشرت بهدست بیاری
کس نگو
و بقیهی پولی که فیونا گذاشته رو برمیدارم
و باهاش یه ماشین میخرم،
یه ماشینی که اونقدر تابلو باشه که نتونید فاتحهش رو بخونید
الان حالت خوش نیست، بذار...
بیشتر از هر موقعی اعصاب کیریم سرجاشه
ممنون از کمکتون
یعنی چی؟
تو که دیالیز شدی
صددرصد نیست، فرانک
دیشب خواب مرگم رو دیدم
چطوری مُردی؟
پورت عفونت کرده
پدرم اونجا بود. داشت کله تکون میداد
ناامید بود. من ناامیدش کردم
چطور؟
یه پدر چه چیز دیگهای ممکنه از پسرش بخواد؟
خیلی چیزها
بابام مثل سگ کار میکرد
یه کفاشی کوچولو داشت
کلیدسازی هم میکرد
تو آرزوی اینکه من یه تاجر واقعی بشم...
از دنیا رفت
تو میخوای یه تاجر باشی؟
بیا به یه تاجر تبدیلت کنیم
از تو جات پاشو بریم، رفیق
- نمیتونم - نمیتونی؟
فکر میکنی لی ایاکوکا تو عمرش گفته نمیتونم؟
آره
نمرده؟
من دیگه حرفی ندارم
یالا
- خیلیخب، خوبه - اوه، لعنتی
- یکی دیگه - اوه!
کون لقشون
- هی! - سرم گیج میره
منم همینطور
- سرم گیج میره، فرانک - بیا لباست رو بپوش
- پشتم رو بگیر - دارمت
خیال میکردم سرکار میری
آره
خب میرفتم، ولی توی اعتصابیم
و وقتی توی اعتصابی، خبری از پول نیست
واسه همین، دارم دنبال یه کار دیگه میگردم
اعتصاب چیه؟
یه بهونه واسه کار نکردن اونم تا زمانیکه مدیریت
با پرداخت پول بیشتر و کار کمتر موافقت کنه
فرانک عوضی
ولی اتحادیه هنوز میخواد که روزی 4 ساعت
یه تابلو دستمون بگیریم و شعارهای کسشر تفت بدیم
اینا واسه همونه؟
آره
- سلام - سلام
بفرمایید
هی، بیخیال ممهی تقلبیت شدی؟
چی؟ نه، نه، نه
اون وسیله واقعاً رو مردم تاثیر میذاره ها
ممهست دیگه
دارمت
وقتی میخوای شیر رو گرم کنی
که باهاش قهوهت رو درست کنی بهتره بذاریش توی محیط بازی
از من به تو نصیحت
خیلیخب
- هی، آمادهای؟ - من خیال میکردم
اینکه توی یه اتحادیه باشی یعنی پول بیشتری در میاری
بفرمایید. بفرمایید
تو آمریکایی که دست ترامپه از این خبرا نیست
خیلیخب، میخوام بذارمت اینجا، خب؟
بابایی میخواد یکمی قهوه درست کنه
زودی برمیگرده، خب؟
کارت حرف نداره، رفیق
کارت خیلی درسته
حواسم بهت هست. حواسم بهت هست. حواسم بهت هست
از من به تو نصیحت...
همینجوری شمارهی تأمین اجتماعی آدمها رو پخش و پلا نکن
که دولت آمریکا بتونه آمارت رو بگیره
توقع داشتی چطوری کارت بانکی بگیرم؟
کسی کارت بانکی نمیخواست. همه پول نقد میخواستن
ببخشید
تمی در چه حاله؟
بهتره. از آیسییو درش آوردن
ایشالا بهزودی از بیمارستان مرخص میشه
بهتره بهزودی از بیمارستان مرخص شه
این عتیقهست
- واسش 5 دلار بهت میدم - همم
معامله باهات باعث افتخاره
در مورد ما به دوستات بگو. میخریم و میفروشیم
عاشقش میشی
- سلام، وی - سلام
میشه یه بلادی مری بهم بدی؟
- خیال میکردم کار داری - واسه همین بلادی مری میخوام
این دکترای سیاهپوست جاکش... ناراحت نشی
چرا ناراحت. من که دکتر نیستم
میخوام این داروی جدید رو واسه فشار خونیها و دیابتیها تجویز کنن
ولی هیچکدومشون به تخمشون هم نمیگیرن
زیادی گرونه؟
اگه بیمهی پزشکی سالمندان داشته باشی
هیچ دارویی زیادی گرون نیست
مسئله همین محدودیتهای بازاریابی بیصاحابه
تا قبل این جریان، میتونستم
با یه شام دادن
یا بلیط سفر به هاوایی سر و ته ماجرا رو هم بیارم
اونموقع هر نسخهای میخواستم واسم مینوشتن
ولی حالا همهش غیرقانونیـه
این چیز بدیه؟
اگه دخل و خرجت از همین راه باشه که آره
نیگاشون کن
مثل دوتا رفیق از اون رفیقهای سریال...
دوستان
فقط اینکه توی اون سریال خبری از دوست سیاهپوست نبود
یا دوست آسیایی
میخواین واستون یه چیزی بیارم؟
ذرت بوداده! شراب شاردونه؟
چیزی نمیخوایم، ممنون
خیلیخب، چیزی خواستین بگید
نمیدونم از چی حرف میزنه
ما حتی شاردونه نداریم
هی
واسه این چقدر بهم میدی؟
هیچی
بیست دلار بهم بده و جلیقهی مامان دوزشم مجانی
بابا اینکه حیوون خونگی خانم زایگره
همینالان برگردونش، مرد
احتمالاً اون زن بیچاره تا الان دیوونه شده
باورنکردنیه
باز خوبه هنرمند نشدی
اون بیچارهها تو فقر مُردن
مونه، ونگوگ، همشون،
بهجز اون بندهخدایی که... اسنوپی رو کشید
خب، اون از همشون بامزهتر بود
اسنوپی حالم رو سرجاش میاورد
آره
خب، بفرمایید
اینجا چه ربطی به تاجر شدن داره؟
اگه قراره وارد تجارت شی،
اولین چیزی که لازمت میشه سرمایهست
صبرکن
امروز روز شانس توئه
من و این دوستم، ما برآورده کنندهی آرزو هستیم
پس، اگه واقعاً میخوای آرزوت برآورده شه،
بهتره اون سکه رو به من بدی
ولی فقط درصورتیکه بخوای آرزوت برآورده شه
واقعاً؟
معلومه. واسه همین اینجاییم
اومدیم تمام سکههای توی حوض رو جمع کنیم
تا بتونیم تمام آرزوها رو برآورده کنیم
چه آرزویی داری؟
سگم استیو فرار کرده
آرزوم اینه که به خونه برگرده
خب، توی ظرفش غذا بریز،
No comments yet. Be the first to leave one.