It Happened in Hollywood

It Happened in Hollywood

Pobierz napisy Farsi/persian

Informacje o wydaniu

It Happened in Hollywood 1937 720p BrRip YIFY EbrahimiEXE
Komentarz od EbrahimiEXE
در هالیوود اتفاق افتاد (1937) کارگردان: هری لچمن بازیگران: ریچارد دیکس، فی ری مترجم: EbrahimiEXE ایمیل: [email protected] Version: BrRip مدت زمان: 01:07:31

Tagi

bluray
Opublikowano: 2026-07-30
Pobrania: 3
Dla niesłyszących: No
FPS: 23.976

Podgląd napisów Farsi/persian

Pierwsze 200 wierszy.

"در هالیوود اتفاق افتاد" یا "زمانی یک قهرمان"

"ریچارد دیکس"

"فِی رِی"

"فیلمنامه: "اثل هیل"، "هاروی فرگوسن"، "سم فولر

"فیلمبرداری: "جوزف واکر "تدوین: "اَل کلارک "موسیقی: "موریس استولوف

"کارگردان: "هری لچمن

"بزرگترین ستارۀ فیلم های وسترن: تیم بارت" "در فیلم: قهرمانان غرب"

"با همراهی: گلوریا گِی" "تهیه کننده: سَم بِنِت، کارگردان: اَل هاوارد"

"اون تیمه ... نجات پیدا کردم"

"تبهکاران بی رحم"

"!برای رفیق قدیمیم گلوریا"

"او به تاخت راهش را به سمت قلب هر دویمان باز کرد، اینطور نیست، توبی؟"

"و آنها تا ابد به خوشی زندگی کردند"

"پایان" "تولید شده در شرکت پِرفِکت پیکچرز"

بچه ها، این اولین اکران فیلم "قهرمانان غرب" هست

... آقای "بارت"، بازیگر معروف جهانی

راه طولانی از "هالیوود" تا اینجا رو طی کردن تا فیلم رو برای ما نمایش بِدن

بدون شک همۀ ما از حضور "شما بسیار سپاسگزاریم، آقای "بارت

متشکرم، متشکرم

خب، اگه عموم مردم هم مثل شما رفقا باشن

کم کم خودمم باور می کنم که کارم درست بوده

وقتی شما رفقا دوباره سر پا شُدید ... "می خوام همگیتون بیایید به "کالیفرنیا

به مزرعۀ من و برای مدتی پیشم باشید اگه دوست داشته باشید

!حتماً- !حتماً-

ایشون "جِد رید" هستند ... یه جورایی کارهای مربوط به من رو اداره می کنن

و احتمالاً حرف مهمی دارند که بخوان به شما بگن

"ممنونم، "تیم

بچه ها، من اینجام تا به شما ... امتیاز ویژه ای تقدیم کنم برای عضویت

"در باشگاه "تیم بارت کابوی کلاب "شعبۀ "فِیر اِسپرینگز

!اوه پسر- !خدایا-

این ایدۀ "تیم" بود. پس شاید بهتر باشه با روش خودش راجع بهش صحبت کنه

"اوه، بی خیال، "جِد نشان هایی که به سینه می زنن رو رد کن بیاد

باشه

!یکی بده من

!یکی بده من

!یکی بده من- می تونید یکی ام به من بدید؟-

می خوام که همتون به عنوان عضو همکارِ این باشگاه قسم یاد کنید

دست راستتون رو بالا ببرید

چی شده، پسر جون؟

من نمی تونم دست راستمو بالا ببرم و می خوام یه کابوی باشم

خب، دست چپت رو بال ببر همین هم به حد کافی خوبه

می دونستی که سریع ترین مردی که دنیا ... توی اسلحه کشیدن شناخته

یه چپ دست بوده؟ وایلد بیل هیکاک"، که دوست "بوفالو بیل" بوده"

"ممنونم "تیم

آقای "تیم"؟- بله؟-

از دوشیزه "گلوریا" خوشت می یاد؟ فکر کنم خیلی خوشگله

هیچکی نمی تونه ازش خوشش نیاد، آبجی کوچولو همون طور که خوشگله، آدم خوبی هم هست

"معذرت می خوام، آقای "بارت میشه یه لحظه با من بیایید؟

پسر کوچیکی که داریم می بریمش برای عمل خیلی التماس می کنه که شما رو ببینه

به همین خاطر، پزشک جراح برای مدتی دست نگهداشته

من دوستایی داشتم که برای غذا منتظر من می شدن

ولی هیچوقت کسی منو به عمل جراحی ترجیح نداده

خدایا

"تیم بارت"

پسر جون، اسمت چیه؟- "بیلی". بلی دِ کید"-

آه، هفته پیش که "جِسی جیمز" بود

"جِسی جیمز" و "بیلی دِ کید"

خدای من، تو باید توی اسلحه کشیدن فوق العاده سریع باشی

کم کم به این نتیجه می رسم که تو رو یه کلانتر ویژه بکنم

!یه کلانتر؟ خدایا

پس همونطور که گفتی، ما رفقات می تونیم بیاییم دنبالت توی "هالیوود"؟

حتماً می تونی، پسر جون

راستی راستی؟- راستی راستی-

پس می خوام خوب شَم فقط به خاطر اینکه بیام و تو رو ببینم

خودِ خودشه، کلانتر

من و "توبی" هم توی ایستگاه قطار منتظریم تا تو رو ملاقات کنیم

"وقت رفتنه، "بیلی

"به امید دیدار، "تیم- به زینِت بچسب پسر جون و محکم باش-

"می بینمت، "تیم

"باشگاه طرفداران تیم بارت"

"تیم بارت و اسبش توبی" "در نمایش ویژۀ سانس بعد از ظهر در ساعت 14:15"

"واشنگتن"

من می تونم تیترهای خبری داغی از صحبت هایی ... که در اون بیمارستان توی "فِیر اِسپرینگز" شده، درست کنم

اگر تو اجازه بدی

ولش کن، "جد". من نمی خوام از معلولین و یتیم ها استفاده کنم

تا اسمم توی روزنامه ها بیاد

تو آدم غیر قابل درکی هستی اون می تونه تبلیغات بزرگی برات باشه

هِی، این ماجرای یه ماشین پُر از اسب های کوچیک که از "آریزونا" اومده، چیه؟

اوه، اون باید برچسب "شخصی" می خورد- باید برچسب "احمقانه" می خورد-

شاید فکر خوبیه که دیگه برای اون مزرعه میلیون دلاری پولی خرج نشه

قبل از اینکه اونجا رو به زمین بازی بچه ها تغییر کاربری بدی

قراره تا کریسمس پول پرداخت بشه- آره، خیلی هم مطمئن نباش-

هیچکی نمی دونه که فیلم های ناطق قراره چه بلایی سر بازیگرای فیلم های وسترن بیاره

اوه، من یکی رو که هیچ نگران نمی کنه

بعلاوه، من یه بازیگر نیستم

رو این حساب می کنم که من آدمی ام که بچه ها دوست دارن، باشن

فقط یه قهرمان، نه؟

"اینو نگاه کن، "جد

از یه بچه ای از "ماساچوست" هست که آخرین فیلممو 20 بار دیده

باید کنترل چی سینما باشه- عذر می خوام-

به کل یادش رفته این تلگرام "رو به شما بده، آقای "رید

"تیمِ" عزیزم، تو بازیگر محبوب من هستی" "

فکر می کنم تو بازیگر بزرگی هستی. لطفاً برایم" "عکسی از اسبت بفرست

"هِی، "تیم". "تیم

"مخاطب: جد رید" "مقصد: قطارِ در حال حرکت شمارۀ چهار سانتافه"

"بقیۀ سفر نمایشی شخصی "تیم بارت" را لغو کنید" "خیلی مهم. هر دو فوراً به "هالیوود" برگردید" "سَم بِنِت"

"اولین فیلم ناطق با موفقیت روبرو شد"

"هشدار به ستارگان فیلم های سینمایی"

"مدرسۀ آموزشیِ شیوۀ بیان"

"فرهنگِ صدا"

""کوچ بازیگران تئاتر به "هالیوود"

"هالیوود"

"استودیوی پِرفِکت پیکچرز"

خب، اون شمارۀ 49 رو اون بالا خاموش کنید

هِی، "چارلی" اونا رو بیار اینجا، می تونی؟

اونجا حواستون باشه

هِی، تو، بیدار شو این چلچراغو بیرونش بیار

هِی، "چارلی"؟- بیشتر. یه خرده بیشتر-

اونطوری خوبه

هِی تو، می خوای تمام روزو اونجا وایستی؟ !از اونجا بیا بیرون

هِی، اون لامپو می زنی به برق؟

اون پایین محکمش کن، می تونی؟- همگی گوش کنید-

نور زیادی به صحنه بتابون

"تست صدا" "گلوریا گِی" و "تیم بارت"

زود باشید، بچه ها ... دیگه لفتش ندید

و بیایید اینجا یه خرده چابک تر

زود باش، "هری"، اون درختو بیار اینجا، می تونی؟

"اون یکی رو بذار جلوی اون دوربین ها، "اِد با اون بهش نور بتابون

هِی، "لَری"، یه خرده گریم برای دوشیزه "گِی" بیار اینجا، می تونی؟

"بذار یه نگاه بندازم، "رودی "عالیه. عالیه، "رودی

نورپردازی "رامبراند"یه. همه چی آماده ست؟- نه، حوصلم سر رفت-

هر وقت نور می تابونم، سایۀ اون میکروفون ها میفته

آره، این متصدی های صدا فکر می کنن اینجا همه کاره ان. ولی بهشون نشون می دیم

جورج"؟"- چیه؟-

حرف بزن امتحان کنیم- باشه-

یک، دو، سه، چهار، پنج میسیسیپی"، پنجاه پنجاه"

صدای منو چطوری دریافت می کنی؟- خوبه-

نه، نه. اون طرفو ولش کن یکی اینجاست که لازمه درست بشه

آنی"، این لباسه خیلی برام گَل و گشاده" ببین چیکار می تونی بکنی باهاش

یه کاریش بکن

"جانی"، بیا اینجا. "جانی" چرا گریم منو عوض کردی؟

"نمی دونم دوشیزه "گی این متصدی های صدا همه چی رو دارن عوض می کنن

خب، فکر کنم خیلی زشت به نظر میام- خب، ببینم چیکارش می تونم بکنم-

... آنی"، چیزی گرفتی"

داری با دستای خودت خودتو خفه می کنی، مگه نه، رئیس؟

شک نکن

در حیرتم چطور انتظار دارن یه آدم با پاپیون های گلوگیر بتونه حرف بزنه

بذار برای گره زدنش بهت کمک کنم

آه، چیزی بیشتر از من در این مورد بلد نیستی

یکی از اون متصدی های لباس رو بیارش ، "پیت"، می تونی؟

هِی، "اسکار"، بیا اینجا

"ادی"، "ادی"، "ادی" واسه چی ما رو علاف کردی؟

من برای تمرین آماده ام الانه که "بِنِت" هر لحظه پیداش بشه

"ما آماده ایم، آقای "هاوارد

!ساکت!، همگی، ساکت چکش ها رو زمین بذارید و درها رو ببندید

"باشه، "تیم" و "گلوریا لطف می کنید بیایید توی صحنه فیلمبرداری؟

"قشنگ به نظر میایید، دوشیزه "گی- !ساکت-

... ما می تونیم بهترش رو

"ممنون، "جیمی

!"تیپی زدی، "تیم تشخیصت نمی دادم

خب، سرزنشت نمی کنم، عزیزم منم بودم خودمو توی این لباس نمی شناختم

"خدای من، خوشگل شدی، "گلوریا

آقای "هاوارد" منتظره

"بیا، "تیم- نگران نباش-

گلوریا"، لباس شب ات چه دلپسنده" حسابی اندازه ته

تو درست می شینی روی این کاناپه

همینه. پاهاتو این بالا دراز کن

خوبه

حالا، دستت رو بده بزارم این بالا

ببینم، این چوب سیگاری که خواسته بودم چی شد؟

!وسایل صحنه! وسایل صحنه کجاست؟ وسایل صحنه

"اینجاست، آقای "هاوارد- سیگار؟-

حالا، "تیم"، تو اونجا کنار پنجرۀ باز باش

اِلِنور"، اون فیلمنامه رو بده من"

"اوه، بله. "سکانس 101

نغمۀ پرندگان در" "باغ شنیده می شد

"یه صدای پرنده دربیار، "چاک

این از اون پرنده هایی نیست که شب ها می خونه

خیلی عالی. درست مثل مرغ شب خوان "ممنونم، "چاک

نسیم ملایم تابستانی از" "میان پرده ها به آرامی وزیدن گرفت

هِی، اون بادو قطعش کن من که توفان نخواستم

"بهتر شد. ممنون، "وایتی

ادی"؟"- بله، قربان-

از اینجا ادامه بده- "باشه، آقای "هاوارد-

جورج"؟، اوه، "جورج"؟"- بله، "دان"؟-

می خوام که آقای "بارت" یه چیزی برای امتحان کردن بگن، لطفاً

باشه. "تیم"، می تونی لطفاً چیزی توی میکروفون بگی؟

توی اون؟- بله-

من نمی تونم توی اون ماس ماسک حرف بزنم

دان"، چطوری دارم انجامش میدم؟" اون بالا هوا چطوره؟

صدا خوبه

گروه صدابرداری آماده ست

خیلی خوب، پس می تونیم فیلمبرداری کنیم

کله گنده داره میاد

اَل"، ایشون آقای "فورسایت" هستن" مدیرِ نظارت بر فنِ بیانِ ما

ایشون تازه از "لندن" اومدن تا به بازیگرا یاد بِدن چطور صحبت کنن

حالتون چطوره، آقای "فورسایت"؟ به "هالیوود" خوش آمدید

خوشوقتم، مطمئناً

من مشتاق همکاری با شما "هستم، آقای "هاوارد

"خب، اگه اجازه بدی وقتت رو نمی گیریم، "اَل

این فیلمهای ناطق ساعتی هزار دلار برام خرج داره

لوید"، چند تا صندلی بیار. زود باش"- بله، قربان-

"چوبدستی مسحور کننده ای اینجا دارید، آقای "هاوارد از خیزران اصله. مگه نه؟

اوه، بله. بدون اون اموراتم نمی گذره- منم همچنین-

منم همین فکرو می کردم- بله-

ممنونم

ساکت. بذار شروع کنن

نورهای اصلی صحنه رو خاموش کن و نورهای مصنوعی شِبهِ خورشیدی رو روشن کن

"تست صدا" "گلوریا گی" و "تیم بارت"

!حرکت

It Happened in Hollywood subtitles in other languages

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left