Pets on a Train

Pets on a Train (Falcon Express)

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Pets On A Train 2025 1080p WEB H264-NESTED
Komentarz od NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tagi

other
Opublikowano: 2025-12-18
Pobrania: 161
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫هو هو هو هو!

‫کریسمس مبارک!

‫ایول!

‫چطور بود؟

‫هوم.

‫هی، همین الان ناهارمو قاپ زد.

‫خیله‌خب.

‫هوم؟

‫اینم برمیدرم، اونم همینطور.

‫بزن بریم!

‫آخ، عاشق بوی سس کچاپ سر صبحم.

‫بسیار خب، یه هات‌ داگ با کچاپ دارم

‫با یه ظرف کوچیک سیب‌زمینی سرخ‌کرده.

‫بله. میشه یکی هم با سس خردل بهم بدی؟

‫حله، رو جفت چشمام.

‫ببخشید. معذرت میخوام. اجازه بدین رد بشم.

‫فکر اینجاشو نکرده بودی، نه؟

‫سه، دو، یک...

‫خداحافظ.

‫نه، تو همینجا بمون.

‫یادآوری میکنیم به همه مسافران

‫که حواسشون باشه وسایلشون جا نمونه

‫قبل از اینکه ایستگاه رو ترک کنن. ‫ما مسئولیتی...

‫- اوه، سلام فالکون. ‫- یه محموله مخصوص.

‫خیلی ممنون. شب میبینمت.

‫هی، فکر کنم این از دستت افتاد.

‫اوه، خیلی ممنون که به فکرمی.

‫فقط امشب رو یادت نره، باشه؟

‫سلام! کسی اونجا نیست؟

‫- اوه، باز گیر کردی؟ ‫- بله، مقصرم.

‫- ببین چی برات آوردم. ‫- اوه، عاشقشم.

‫نوش جونت.

‫امشب میبینمت.

‫- نمیدونم تو چی، ولی من که... ‫- کادو آوردم.

‫آخ جون!

‫- خیله‌خب، این یکی مال توئه. مواظب باش، بگیرش. ‫- گرفتمش. ممنون.

‫- بیا، ماهی ساردین محبوبت رو آوردم. ‫- عالیه.

‫- احیانا دسر هم داری؟ ‫- نه امروز، ببخشید.

‫ولی اصلا نگران نباشین، ‫چون امشب، رفقای پشمالوی من،

‫قرار نیست همون ‫آشغالای همیشگی رو بخوریم.

‫نه. امشب بالاخره این شانس رو داریم ‫که تا خرخره بخوریم

‫و باز هم جا برای دور دوم داشته باشیم.

‫امشب یه شام سه مفصله داریم

‫که واسه هممون کافیه. ‫واسه تو، واسه تو، و حتی تو،

‫- فندقی خجالتی من. ‫- واسه من؟

‫چون امشب قراره کریسمس رو جشن بگیریم.

‫فالکون، فالکون، فالکون، فالکون!

‫...این مدل‌ های مبارزه باعث خندم میشه.

‫اگه تو نیروهای ویژه بودی مثل استیون،

‫الان حسابی خبره بودی.

‫چون وقتی وقت جنگیدنه،

‫فقط یه سبک جواب میده، اونم کراکنه.

‫داری اشتباه میکنی، سبک نیرو درسته.

‫- نه، سوپلکس! ‫- نه، کراکن!

‫- نه، نیرو. ‫- نه، سوپلکسه.

‫- نه، کراکنه. ‫- نیرو.

‫- سوپلکس. ‫- کراکن!

‫هی عموها، هات‌ داگ میخواین؟

‫سی، بریم واسه چهار تایی.

‫اوکی.

‫- هنوزم رو فرمیا، نه؟ ‫- خب، استادای خیلی خوبی داشتم.

‫- واسه ماموریت بزرگ چه حسی داری؟ ‫- خوبم.

‫همه چی طبق نقشه پیش میره.

‫و امشب جشن میگیریم. ولی عموها، ‫من دیگه باید رفع زحمت کنم.

‫ما هم باید بریم یکم کالری بسوزونیم

‫تا جا باز کنیم واسه اون ضیافتی

‫که قراره امشب برامون بیاری.

‫خیله ‌خب، بدو بدو بدو!

‫اومدم.

‫بد نیست اینجا یه هل کوچولو بهم بدین، ها؟

‫سی.

‫اوله!

‫راستی فالکون، ‫ریکو از نقشت خبر داره؟

‫آره، ولی همین الانشم ‫پشیمونم که بهش گفتم.

‫- آه، موریس. ‫- ریکو.

‫چند بار بهت بگم؟ بهم بگو فالکون.

‫باشه، باشه. ‫هر چی تو بخوای موریس. ببین.

‫باید حرف بزنیم. ‫مطمئنی میخوای این کارو بکنی؟

‫ما حتی این یارو رو ‫نمیشناسیم. اسمش چی بود؟

‫هانس.

‫آره. هانس. هانس و اون چیزی که ‫بهش میگه کار صد در صدی.

‫- ممنون فالکون. ‫- دروغ نمیگم،

‫از ترس زهره ‌ترکم میکنه.

‫مطمئن نیستم که باید بهش اعتماد کنیم.

‫منظورم اینه که دستبرد به ‫دکه هات‌ داگ‌ فروشی اوکیه.

‫آره فالکون!

‫یه بقالی کوچیک وقتی دستمون خالیه، قبول.

‫اما داریم درباره یه قطار حرف میزنیم. ‫واقعا می ‌ارزه؟ اگه کار بیخ پیدا کنه،

‫یه بلیط یک ‌طرفه داریم به هلفدونی.

‫ریکو، اینقدر نگران نباش. ‫بیخیال. کار منه.

‫درسته. مثل اون موقع که ‫اون ایده ناب به سرت زد

‫که یه پپرونی از اون سگای نگهبان کش بری.

‫- ممنون فالکون. ‫- چیزی نمونده بود غذای سگا بشی.

‫آره، ولی آخرش انجامش دادم، ندادم؟

‫اوه آره، همیشه همینو میگی.

‫ولی این یکی خیلی خطرناکه.

‫بذار خود این هانس انجامش بده.

‫آخه ریکو، چطور میتونیم ‫این فرصت رو از دست بدیم

‫که بالاخره یه ضیافت واقعی ‫تو کریسمس داشته باشیم؟

‫فقط تصور کن، واسه اولین بار، ‫هممون میتونیم با هم جشن بگیریم

‫با شکمای سیر، بدون اینکه ‫رفقامون نگران باشن وعده بعدی

‫از کدوم سطل آشغال قراره بیاد.

‫و اون کیه که همه ازش ‫توقع دارن این کارو راه بندازه؟

‫- ممنون فالکون. ‫- شنیدی که چی گفت. فالکون.

‫هوم.

‫هر چی تو بگی، ولی لطفا فقط حواست ‫به خودت باشه موریس.

‫خیله‌خب ریکو، من دیگه باید بپرم.

‫قطار شماره ۷۲۶۸۹ ‫به مقصد تورو سیتی

‫الان وارد ایستگاه میشه.

‫نه، من یکم...

‫ببخشید، ممکنه واسه جا به ‌جا کردن ‫چمدونم بهم کمک کنین؟

‫- البته قربان. ‫- اوه، ممنونم.

‫- خیلی... ‫- کریسمس مبارک.

‫مار رو کجا بذاریم؟

‫معمولا دوست داره یه جای تاریک باشه.

‫- بذاریمش اون عقب. ‫- نگران نباش.

‫تا چند ساعت دیگه میبینمت.

‫سعی کن بین راه یکم بخوابی.

‫به زودی میبینمت.

‫ها؟

‫واو.

‫هانس، جواب بده. مستقر شدم. ‫هانس، صدامو داری؟

‫صداتو بلند و واضح دارم فالکون.

‫برو سمت واگن لوکوموتیو.

‫عملیات ضیافت کریسمس شروع شد.

‫همینه جنیس. فقط نفس بکش، ‫کینوآی کوچولوی من.

‫اتصالت رو با کیهان حس کن.

‫اوه جیمی. ستاره‌ ها ‫دارن بهم میگن که ما

‫قراره مامان‌ بابای ‫فوق ‌العاده‌ای بشیم.

‫- اوه، منتظر بچه هستین؟ ‫- آره.

‫و اگه ستاره ‌های اقبالمون جفت ‌و جور باشن،

‫این کریسمس باید ۱۰ نفر بشیم.

‫خب، تو چطوری آفتابگردون کوچولو؟

‫واسه سفر آماده ‌ای؟

‫من و صاحبم همیشه با هم سوار قطار میشیم.

‫ولی باید بگم، هیچوقت تو همچین قطاری نبودم.

‫میگن یکی از سریع‌ ترین قطارهای کل دنیاست.

‫مطمئنی قرمز رو به قرمز زدی؟

‫ها؟ آره معلومه. موتور هک شده.

‫خوبه. حالا بریم مرحله بعد.

‫اوه نه. دارم بهت میگم، ‫این قطار خیلی مدرنه.

‫واقعا؟

‫اوه آره. همه کنترلا در حد بنز هستن.

‫- تکنولوژیش ته دنیاست. ‫- اوه پسر. خب میدونی،

‫این بساط تکنولوژی واسه ما خیلی غریبه‌ هست.

‫ما همین که زیر آفتاب لم بدیم خوشیم.

‫و وقتی قطارمون سر وقت برسه.

‫اوه بله. امیدوارم شب عید کریسمس

‫تاخیر نداشته باشن.

‫خوبی رفیق؟ یکم می ‌لرزی انگار.

‫سفر رو دوست ندارم. ‫حالم توی حرکت بد میشه.

‫خب، اصلا نگران نباش. ‫مطمئنم همه چی عالی پیش میره.

‫اوه، راستی، اسم من جودیه.

‫جودی.

‫از... از دیدنت خوشبختم.

‫و اسم منم، هست... هست...

‫که ‌کا.

‫- ها؟ ‫- کوکو. کوکو. اسمم کوکوئه. نه، که‌کا نیست.

‫اوکی. بخش اقتصادی تموم شد.

‫آفرین، عالی داری پیش میری فالکون. ‫همینطوری ادامه بده.

‫- الان توی قطاری؟ ‫- آره.

‫فقط منتظرم یکی بیاد واسه

‫چمدونم بهم کمک کنه. تو چی؟

‫سلام، آقای نوازنده.

‫یه خورده آهنگ غمگینی میزنی، نه؟

‫هوم.

‫مومو، فکر میکنی شانسی دارم

‫واسه اون نقش نینجا توی تورو سیتی؟

‫هنوز نمیتونم روی پاهای عقبم وایسم.

‫بازار رو که میشناسی لئو. ‫از بی ‌نام‌ ونشون ‌هایی مثل ما تست میگیرن

‫بعد نقش رو میدن به یه ستاره. ‫ما ته جدولیم.

‫آره. به جز اون آگهی ‌هامون ‫ واسه پرایس اس-مارت.

‫میخوای توی خرج‌ کردنت صرفه‌ جویی کنی؟

‫خب، خبرای خوبی دارم. توی پرایس اس-مارت،

‫تا دلت بخواد تخفیف داریم. ‫شیر، میوه، شوینده،

‫مبل، بنزین و اره برقی.

‫و البته، پیتزاهای معروف‌ مون. ‫از دستش ندین.

‫پرایس اس-مارت. شعبه‌ها ۲۴ ساعته بازن.

‫- اوه. ‫- همینه.

‫شما همونایی هستین که توی ‫تبلیغای پرایس اس-مارت بازی میکنن.

‫میدونستم یه جا هردوتون رو دیدم.

‫صبرم سر اومده تا به بقیه تیم بگم

‫که با آدمای کله‌ گنده همسفر بودم.

‫اوه، من که اسممون رو سلبریتی نمیذارم.

‫- ما نهایتا بازیگر درجه سه باشیم. ‫- هنروریم.

‫- عروسک تبلیغاتی. ‫- بله. اینا همش از فروتنی ‌مونه.

‫شرط میبندم یه روزی هردوتون ‫ستاره ‌های خیلی بزرگی میشین.

‫ولی فعلا حواستون باشه

‫- که خودتونو گم نکنین، ها؟ ‫- آره.

‫فالکون، باید اینو زودتر تمومش کنی.

‫باید قبل از اینکه قطار راه بیفته کار تموم شه.

‫اوکی.

‫من کجام؟ صاحبم کجا رفت؟ ‫این قفس دیگه چیه؟

‫این یارو کیه؟ ها؟ ‫اوکی. اوکی. اوکی. منو دزدیدن.

‫او، هی. تو رو هم دزدیدن؟

‫آخ، صاحب بیچارم حتما از نگرانی ‫مریض شده. هی. هی.

‫- شکر داری؟ ‫- ها؟

More Farsi Persian subtitles for Pets on a Train

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left