Pierwsze 131 wierszy.
اينجا چيکار ميکنه ؟
ميکاشي" يه معبد قابل حرم رو ميگن که در طول جشن توسط مردها اون رو حمل ميکنن"
اموزشگاه سنجش در مقاطع راهنمايي و دبيرستان
"اموزشگاه"اينادا
توي اين جمله "ضربه " دو تا معني داره که معني اصليش منظور هستش
. خوب با دقت اين قسمت رو گوش کنيد
خيلي خوب حالا چطوري از " ضربه" استفاده کنيم
! خوش امديد ! خوش امديد
نصف قيمت نصف قيمت !حراج واقعي
گوشت و ماهي و تخم مرغ اب پز
! امروز يه غذا خوشمزه داريم براي تو
! سيب زميني 80 ين
اکرا و چاشني لوبيا ترش با هم ديگه ميشن يه مثلث عشق عالي
! حالا خجالت نکش و بخرش
نودل هاي سرد
... فهميدم
پس اينجوريه ؟
... "ضربه "."ضربه"
جشنواره تابستان .ها؟
! جشنواره مجلل
چطوره ؟
بهتر شدي ؟
. توي مجله خونده بودم
"همونجا ,خيلي خوبه "ريکو-ني
! باشه
کلاس هاي تابستاني چطورن ؟
خيلي عاليه , سطح اموزشيش با مدرسه يکيه خيلي راحت ادم متوجه ميشه
خيلي ممنونم که همچنين جايي رو معرفي کردي
خوب من که اونجا نبودم اما از يه دوست تعريفش رو شنيده بودم
. خوب حالا برگرد
ببخشيد که منتظرت گذاشتم
! خوب وقت شام هستش
"اکو-ني"
... اين
امروز درستش کردي ؟
مال امروزه باعث ميشه که خوب درس بخوني
شام ات رو گذاشتم روي ميز
.يادت نره که ظرفش رو بياري پايين
هر سه تاييشون به طور ناگهاني رفتارشون عوض شده
به نظر ميرسه که ساکت شدن
اما ميتوني عصبانيت رو از تو چشماشون بخوني
! رابطه بين او و دو تا خواهراش ديدني
. خوب انها گفتن که داره خودش رو براي امتحانات توي تعطيلات (تابستان)اماده ميکنه
.چقدر عالي
واقعا نيستش ؟
"اکو"
اينجا باز دم صبحي مو سيگار صورتي داغونم و و تويي که تنها دوست مني
تو مهموني يا بعد شيطونيا
تو بودي بام تو بودي بام
نه خوبيم نه بديم همديگر و بلديم
دنيا داره ميرونه رو صندلي عقبيم
اين تابستون ابدي ميشه
"ريکو"
!حتي اونايي هم که امتحان دارن ميتونن توي اين روز يه استراحتي ميکنن
!جشنواره برادران !جشنواره خواهران
! تا ابد ادامه داره ! خاطرات تابستان
بزرگترين جشنواره عشق
مثل ارامش قبل از طوفان هستش
!اره يه طوفان واقعي
! کي-چان " با من به جشنواره ميادش"
چي ميگي ؟ ! او با من ميادش
, درد داره, بس کنين !چرا باهمديگه نبايد بريم ؟
نميخوام
نميشه
!انقدر غير منطقي نباشين
من که نميتونم هم زمان دوجا باشم
اه درسته
ميتونيم حلش کنيم
. اولاش ترسناک و درداور هستش
اين ممکنه بهترت کنه
واقعا داشتن نصفم ميکردن. نميکردن ؟
!تادا
چي شده ؟
نه هيچي
خوب بريم
بيا بريم
!چييييييييز
!وايسين ! التماستون ميکنم ,وايسين
! اين تابستون رو ما فراموش نميکنيم
! ما اين لحظات رو ميخوايم با همديگه رقم بزنيم
! فقط يه بار ديگه
!"کيتا"
اينجا چه خبره ؟
يه ذره شلوغ نيستش ؟
! اذيت کننده اس
اما جشنواره بايد اينجوري باشه ديگه
بريم . اين زنگ تفريح تو هستش
ما بايد جايي اروم بريم, که استراحت کنيم
بيا بريم
! ما از اين طرف ميريم
باهاتون ميام فقط ولم کنيد
متعجبم که کجا رفتن
. من اينجا اومدم بخاطر اينکه اونها من رو دعوت کردن
اما بهتر بودش که خونه ميموندم و درس ميخوندم
ياکاتا" قديمي منم اذيتم ميکنه"
! بيا ! گفتم که ما از اينطرف ميريم
. شايد بايد برم خونه
اما اين راه بهتره
تو هميشه خيلي بهش ميچسبي
! درست نيستش
نگاه کن اينور خيلي بهتره نه ؟
! نه بيا از اين طرف بريم
"سومينو-کون"
... قبل از اينکه او بيادش بايد از اينجا برم
"کي-چان"
"کيتا"
"ني-چان
خوبي ؟
چطور شدش ؟
نميدونم
واقعا از "ريکو-ني" جدا شديم ؟
عاليه
! شايد اون رو پيداش کنيم
...اما
او ميخواست که تو يه زنگ تفريح داشته باشي , مثل من
و تا زماني که توي جشنواه هستيم ميتونيم ...درسته ؟
خوبه ؟
اره وقتشه کمي تفريح کنيم
!اين خيلي لذيذ
چرا من دارم تحريک ميشم ؟
بخاطر جشنواره اس ؟ يا بخاطر اينکه ما توي جشنواره ايم ؟
کي-چان" تو هم ميخواي ؟"
نه من خوبم
.تو بعد از اون ماجرا ديگه پشمک نميخوردي
ها؟
يادت نمياد ؟
وقتي که ما خيلي کوچيک بوديم به جشنواره اومديم ؟
تو همش غر ميزدي که يکي مثل "اني-چان" ميخواي
ما يکي رو سه تاييمون خورديم
خيلي خوب بودش .نبودش "کي-چان"؟
همچين چيزي اتفاق افتاده ؟
No comments yet. Be the first to leave one.