The Husband

The Husband (결혼의 완성)

Pobierz napisy Farsi/persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

The Husband S01E07 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-persian
Komentarz od shine021
سریال کره ای شوهر قسمت هفتم

Tagi

webdl
Opublikowano: 2026-07-26
Pobrania: 25
Dla niesłyszących: No
FPS: 23.976

Podgląd napisów Farsi/persian

Pierwsze 200 wierszy.

زيرنويس از مهدي shine021

این سریال داستانی است

کودکان در شرایط ایمن فیلم‌برداری شدند در برخی صحنه‌ها از هوش مصنوعی مولد استفاده شده است

چطور گیرت انداخت؟

توی خونه خواب بودم،

و وقتی چشمام رو باز کردم، درست همون‌جا ایستاده بود.

پس شاید، فکر می‌کنی

ممکنه در حق کسی بدی کرده باشی؟

شاید کسی رو آزار دادی.

آدم‌ربا به شوهرم زنگ زد و گفت که من رو دزدیده،

اما اون فقط گفت: 'هر کاری می‌خوای باهاش بکن' و گوشی رو قطع کرد.

وقتی از اینجا رفتی بیرون،

میشه به پلیس خبر بدی

که 'لی سئونجا' اهل 'سونگمو-دونگ' همین‌جا مرد؟

اینجا!

کمکم کنید! خواهش می‌کنم!

یه لحظه صبر کن! کمکم کنید! خواهش می‌کنم!

-وای خدای من! -خواهش می‌کنم کمکم کنید.

چه خبر شده؟

حتماً خیلی ترسیدی.

بذار اول ببرمت بیمارستان.

نه، نبر.

خواهش می‌کنم برو اداره پلیس. باید اول ازش شکایت کنم.

می‌تونی از این استفاده کنی.

آه! خیلی معذرت می‌خوام.

نه، اشکالی نداره.

جانگ دوسیک اداره پلیس سئونگ‌جین

عزیزم.

عزیزم!

نه!

عزیزم!

عزیزم، حالت خوبه؟

حالت خوبه؟

زود باش برو دنبالشون.

میگم حالت خوبه؟

نو مان‌هی!

تعقیبشون کن و بکششون!

سه‌یون.

سه‌یون!

سه‌یون.

سه‌یون، زود باش.

سه‌یون. زود باش. خواهش می‌کنم.

سه‌یون، صدام رو می‌شنوی؟

هی، حالت خوبه؟

بریم. زود باش سه‌یون.

مواظب باش!

حروم‌زاده.

سه‌یون.

عزیزم.

بیا همین‌جا تمومش کنیم.

آقای کانگ.

بد کسی رو

گیر انداختی.

بمیرید، جفتتون!

دست‌ها بالا! پلیس! تکون نخورید!

سلاح‌ت رو بنداز زمین!

- بگیرینش! - چشم قربان!

حرکت کن!

- دنبالش برین! - همون‌جا وایسا!

وایسا، نو مان‌هی!

- همون‌جا وایسا! - بجنب!

نذارین فرار کنه!

- وایسا، نو مان‌هی! - وایسا، عوضی!

- دستگیرش کنید. - چشم قربان.

آقای کانگ ته‌جو.

پاشو.

- همون‌جا وایسا، نو مان‌هی! - گفتم وایسا!

دنبالش برین!

نو مان‌هی!

آقای کانگ، به اتهام ترغیب به آدم‌ربایی و قتل،

- سرقت و جعل عنوان مامور... - سه‌یون!

تکون نخور!

شما حق سکوت دارید،

و حق داشتن وکیل دارید.

- اگه توانایی مالی ندارید... - سه‌یون!

...براتون وکیل تعیین میشه.

- زخمی شده! آمبولانس خبر کنید! - چشم قربان!

سه‌یون!

لعنتی!

حرکت کن!

نو مان‌هی!

هی!

همون‌جا وایسا، عوضی!

- وایسا! - مراقب باش.

هی، نو مان‌هی!

وایسا!

- از اون طرف برین! - عوضیِ پست.

از اون طرف. شما دوتا، از اون طرف.

- چشم قربان. - بجنبید! از این طرف.

هی، سمت چپ...

تکون نخور!

باید برم، باشه؟

باید برم!

باید برم!

باید برم!

باید از اینجا...

اوه خدای من، گیونگ-ئه.

- چی شده؟ بهم بگو. - حالت خوبه؟

میگم حالت خوبه؟

حتی نمیتونی از پسِ... صبر کن.

به من دست نزن.

-باید ببرمت بیمارستان. -الان نمی‌تونم تکون بخورم! بهم دست نزن.

اوه، نه.

باید منو همین‌جا بذاری و بری.

من تنهایی هیچ‌جا نمی‌رم!

نو مان-هی.

-ها؟ -گیر نیفتی، باشه؟

فقط برگرد دنبالم. شنیدی چی گفتم؟

باشه عزیزم؟ عزیزم.

باید برگردی دنبالم. شنیدی؟

برو دیگه! زود باش برو.

گفتم برو دیگه! به خدا قسم...

خیلی زود برمی‌گردم.

برمی‌گردم که ببرمت.

- باشه؟ - باشه.

فقط برو!

مبادا گیر بیفتی!

از اینجا برو!

عجله کن!

کودک در خودرو ۶۱ک ۹۰۲۴

به نظر میاد...

اول خونه رو می‌گردیم.

اینجا رو بگردید.

««شوهر»»

هی، کمکشون کن دور تا دور رو نوارکشی کنن.

چشم قربان.

خدمات اورژانس، آمبولانس

خوشبختانه به نظر میاد ضربه به اندام‌های حیاتی نخورده.

-با این حال، باید معاینه‌اش کنیم. -فهمیدم.

خب...

کارآگاه، چه اتفاقی برای همسرم افتاده؟ حالش خوبه؟

تو حق نداری درباره اون سوال کنی.

به هوش اومده؟

آقای کانگ. شما همین الان بازداشتید.

هی، تکون نخور. آروم باش.

کجا...

من کجام؟

توی آمبولانسی.

اصلاً یادت نمیاد چه اتفاقی افتاده؟

خانم کو سه‌یون.

حالت چطوره؟

اوه، من کارآگاه جانگ دوسیک هستم. رئیس بخش جرایم سنگین پلیس سئونگ‌جین.

پلیس...

شوهرم کجاست؟

چه بلایی سر شوهرم اومده؟

اوه، نگران اون نباش. بازداشت شده.

بازداشت؟ چرا؟

اگه می‌تونی آروم باشی، همه چیز رو به موقع بهت می‌گیم...

نه. اون کجاست؟

باید همین الان ببینمش.

عزیزم!

سه‌یون.

سه‌یون.

حالت خوبه؟

آره، خوبم.

خوبه.

چی... چرا... اما چرا تو...

چرا دستبند زدن بهت؟

چرا...

تو هیچ کار اشتباهی نکردی.

اون مظنون به طراحی آدم‌ربایی و قتل توئه.

کسی که دنبالشید اون نیست.

منظورت چیه؟

مجرم‌های اصلی یه زن و شوهر بودن.

یه زوج؟

آره، مرده منو دزدید،

و زنه وانمود کرد که اونم یه قربانیه و تو اتاق بغلیه.

اونا کاملاً دیوونه‌ان.

بهتون میگم، اون اومده بود که جون منو نجات بده!

باشه، یادداشت می‌کنیم.

به عنوان بخشی از تحقیقاتمون بررسیش می‌کنیم.

آقای کانگ، بریم.

صبر کنید، اما...

بریم.

کاپیتان.

متهم از دستمون در رفت.

یکی از افسرهامون حین تعقیب و گریز مورد حمله قرار گرفت.

-چوی. -بله قربان.

توی شعاع ۱۰ کیلومتری ایست بازرسی بزنید

و به حوزه‌های انتظامی اطراف هم اطلاع بدید.

اطاعت شد.

همچنین، یه زن رو داخل محل سکونت متهم پیدا کردیم.

درد پایین‌تنه‌اش اونقدر شدیده که نمیشه جابه‌جاش کرد.

خدمات اورژانس، آمبولانس

جدیه؟

آقای کانگ، از این طرف.

وضعیتش چطوره؟

از کمر به پایین فلج شده و درد شدیدی داره.

به شدت در برابر هرگونه معاینه مقاومت می‌کنه،

برای همین نمی‌تونیم علائم حیاتیش رو چک کنیم یا کمک‌های اولیه رو انجام بدیم.

بهتره قبل از انتقالش، یه پزشک معاینه‌اش کنه.

سعی کن پات رو تکون بدی.

نمی‌تونی تکونش بدی؟

کمرت چطور؟

درد می‌کنه.

دکتر.

این داروها رو روی میز پیدا کردیم.

نسخه، کیم گیونگ-ئه مرکز پزشکی ووری توگدر

تسکین درد عصبی ناشی از فشار بر عصب ستون فقرات

کمکم کنید.

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left