Pierwsze 200 wierszy.
یالا ساعت هفته بجنبید
بجنبید. یالا
هی آخ
از کی تا حالا چیزی میخونی؟ از کی تا حالا اهمیت میدی؟
از اونجایی که من باباتم و میکوبونمت توی اون دیوار
تکون بخور دیرت میشه ولی بابا
ولی و زهر مار
اوه ببخشید پرنسس فکر کردم تو بیلی
اینجا چه خبره؟
خب بچه ها مدرسه شون دیر میشه
و مثل اینکه تنها کسی که اهمیت میده منم
فرانک بچه ها تعطیلن امروز خواستم بگم بهت
تعطیلن؟
اوه پسر. میخواستم یه بارم که شده برم
چرا نباید مدرسه برن؟
معلما رفتن آتلانتیک دارن سیستم متری رو یاد میگیرن
سیستم متری؟
ما علیه مردمی که از سیستم متری استفاده میکنن اعلام جنگ کردیم
بعدش چیه؟ میخوان واسه خوردن سوپ چوب درست کنن؟
خیلی تنش توی این خونه ست
اگه دوست نداری برو زیر خونه
باشه میرم پس خوبه
کیری
فرانک داری سگ رو میترسونی
همه ی این شیفتای اضافه کاری که وایمیسی
از قبلم آشفته ترت کرده
عزیزم امروز استراحت کن نمیتونم
اسموکی نصف شیفت صبح رو بهم پیشنهاد داد و منم قبول کردم
همین الان دارم میرم
چی؟
تو قول دادی پیش بچه ها تو خونه میمونی
چیزیشون نمیشه
حبسشون کن. یه قوطی تن ماهی بنداز رو مبل و ببین کدومشون زنده میمونن
باید برم. تا ظهر برمیگردم
ولی بابا. گفتی ده و نیم منو میبری به آزمون هاکی
اه خدایا. نمیتونم
با دوچرخه ات برو. قوی میشی
باید منو ساعت یک و نیم ببری به پیش آهنگان زنبور عسل
خدایا. چندتا بچه داریم
اون قدیما خدای خوب اونقدری لطف داشت
که یکی دو تاشونو با فلج اطفال بکشه. یا خرس بکششون
یه کم کمکی
خدایا
واسه بردنت برمیگرده
فرانک این اضافه کاریا داره میکشتت
بدخلقی نمیخوابی
اغراق نکن. یه ساعت تمام میخوابم
این از خوابی که موقع جنگ به کره ای ها میکردمم بیشتر بود
کسکشای خف کن
نمیدونم. این خوب نیست
نباید بدون حرف زدن با من تصمیمات بزرگ بگیری
ما یه تیمیم فرانک
و من الان بیشتر از هر وقتی لازمت دارم
مخصوصا بعد از اینکه اون روز خودمو تحقیر کردم
تو تنها کسی که میتونم برم سمتش و
فرانک
بقیه کجان؟
باشه. تا سر حد مرگ کار کن ببین اگه مهم بود واسم
خدایا سو. بکش ازم بیرون
چیه. میخوای استعفا بدم؟
بذارم خانواده گشنه بمونن؟
برشتوک نداریم
تخم مرغ بپز
تخم مرغم نداریم
پس رفتار کیری خودتو بخور
بابا بیل
فرانک سو
سو کوین
مامان کوین
کوین فرانک
سلام بچه ها. اسم همدیگرو میگید؟
گومر
ترجمه ای از
ru
true
etruea
hetrueal
Thetrueali
Telegram: @thetrueali
فرانک مورفی. بازم نجاتم داد پسر اگه همینجوری پیش بری
میتونی کامیون خودتو بخری اونم توی محدوده ی غرب
اونجا محله ی سفیدپوستاست پر پروپاچه و دزدای کم
ممنون اسموکی
امروز کامیون فردی رو ببر
کلی سوراخ گلوله داره توش
پسر کیر به دهن داره روش ولی این پستونا خوشگلن
اینم مسیرت
اه کیر توش. فرودگاه؟
نذار این موضوع اذیتت کنه
منم اولین دفعه ای که دستگاه های زندان رو پر کردم همین احساس رو داشتم
هی نمیدونستم نگهبان زندان بودی
فرانک مورفی تو واقعا سفید پوست بچه مثبتی
سلام به خودم توی آینده و مورخین راک
امروز. 21 فوریه 1974
روز آخریه که من چیزیم که الان بهش میگن باکره
امروز کریسمس کیرمه
دختر آرایشگاهی صاحب سالارم شو تا...
شیش ساعت؟
ای کیر توش
اوه پسر. من تا اون موقع نمیتونم صبر کنم
باید از این زمان خلاقانه استفاده کنم
کیر توش
ژاک امروز من و تو تاریخ سازی میکنیم
بزن بریم
وای وای
نه نه نه
نه
خدا لعنتش کنه
عادلانه نیست من تسلیمم
بیل حالت خوبه؟ نه
چوبم شکست چون بابای کونیم منو نبرد به امتحان
احتمالا دردآور بوده
بابات قهرمانته
کسی که واست قصه های انجیل میخونه موهاتو ژولیده میکنه و میگه همینه پسر
بابای من به من میگه بیخایه و از خدا میخواد که یکیمون فلج اطفال بگیریم
میدونی چیه؟ کیر توش
کیر تو همه چی. بیا بریم یه چی بخوریم
بابام همین الان بهم وافل دوست دارم داد
ولی خوش حال میشم تو رو همراهی کنم
یا خدا اسکوپ
هرکی پیداش کنه مال اونه روی بچه های گمشده جواب نمیده
تو از مهارت های رهبری من وحشت کردی
من همه چیو میبینم
مهاجرای کسکش
راهبه ها میذارن توی یکی از کلاساشون فیلم برداری کنیم
ولی بهشون گفتم اسم فیلم مدرسه ی اردکه
یه چند تا اردک محض احتیاط بیار. به هر حال ممکنه ازشون استفاده کنیم
اه
چه غلطی اینجا میکنی؟
بکس عقب باب. دارم وظیفمو انجام میدم
دنبال دردسر نیستم
خب دردسر رو پیدا کردی
خیلی دل داری که برگشتی اینجا. خائن
چرا ترکم کردی فرانک؟
چرا ترکم کردی؟
اخراجم کردی
میتونستی به اون زنه خودکار کیری رو بدی
فقط یه خودکار بود
ولی تو باهاش سند مرگ منو امضا کردی
باب باب آروم باش اونقدرا هم بد نیست
کابوس مطلقه
اون بچه ی شیش فوتی رو ببین که دانبارتون انتظار داره لله اش بشم
چمدونا رو بر اساس نژادشون دسته بندی میکنه
فشار خونم زده بالا
و به لطف این رژیمی که گرفتم
انقدر سنگ کلیه دفع کردم که کف یه آکواریوم رو پر کنم
خدایا
آروم باش باب آروم باش
واسه تو گفتنش راحته. چون اینجا نیستی
من با اون گیر کردم
برگرد به آفریقا
اسمشو گذاشته ماکارونی چمدونی
خدایا
تو همدردی منو داری باب
با اینکه مستحقش نیستی
ممنون
مرد خوبی هستی
ما قبلا با هم رفیق درسته؟
رفقای خوب
البته
ببین. بهتره برم
یه کامیون پر از سیگار و شکلات دارم که منتظرمن
شکلات؟
سیگار؟
منتظرن؟
هی سو. میخواستم ببینم میتونی توی یه مشکلی کمکم کنی؟
البته دینا چی هست؟ یه کسخل توی دفتره
که ایده های خیلی افتضاحی میده اوه صبر کن. این که تویی
خیلی بامزه بود
دینا اینجوری با سو صحبت نکن
باید آرومتر حرف بزنی
سو دفتر من. لطفا
نگران نباش ویویان. دیگه هرگز یه محصول چرت دیگه معرفی نمیکنم
سو میدونم من فقط یه منشیم
سو و طرح هام رو انداختم آشغالی
آره و خدا رو شکر که دیدمشون اونجا
وقتی داشتم کارت تولدی که بابام بهم داده بود و مینداختم دور
احتمالا اون جنده ی ژاپنی که باهاش ازدواج کرده اتخابش کرده
صبر کن. تو از ایده ام خوشت اومد؟
عاشقش شدم
سالاد خشک کن تو یه محصول یک در میلیونه
از زمان اون سیخای ذرت شکل ذرت چیزی به این خوبی ندیده بودم
اینطوری فکر میکنی؟ میخوام برم رو مخ تریسی
و ایده تو مستقیم ببرم پیش هریتا ون هورن
خانوم پلاست ا ور
کسی دیگه ای هم مگه هست پایه ای؟
آره. صد در صد
عالیه. چندتا تماس میگیرم
یه ساعت دیگه بیا پیشم توی دستشویی زنونه
تو همین حین اینو باید یه راز نگه داریم
و جوری رفتار کنیم انگار هیچی تغییر نکرده البته
پس برگرد اون بیرون
و یه جوری تظاهر کن از هر لحظه بودن توی این ساختمون متنفری
فکر کنم بتونم این کارو کنم
یه چیزیه که تو خونه ات داری یخچال مبل تلویزیون
باهاش میخوابی
شوهرم میجر نه
اون کاردستی زنبور عسلمه بیا یه کم بستنی بخور
کاسه ی آب داغ باهاش میخوابی
متاسفم کلمه ی مورد نظر شاتگان بود
No comments yet. Be the first to leave one.