Specials

Informacje o wydaniu

30-saimadeDouteidatoMahoutsukainiNareruRashii-01-12
Komentarz od Laleh_espi

Tagi

TS
Opublikowano: 2024-03-27
Pobrania: 10
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 179 wierszy.

اسم من آداچی کیوشیه

چون تا 30 سالگی باکره موندم

توانایی استفاده از جادو رو پیدا کردم

جدی ؟

... با اینحال

جوجه ی محبوبتون چیه ؟

تواناییم بدجوری کسل کننده است

ممنون

اوه ، تصادفاً لمسش کردم

نمی تونم

می تونم افکار آدمهایی که لمسشون می کنم رو بشنوم

همش همین

قدرت خیلی بدردبخوری نیست

و وقتی سوار قطاری عذابه

یه نفر پامو لگد کرد

پول لازم دارم

خدا ، خیلی ازشون متنفرم

کی به کون من دست زد ؟

لعنتی

به دست زدن به دخترهایی که ازشون خوشم میاد فکر ... کردم تا ببینم چه احساسی به من دارند ، اما

اگه یکی بودم که می تونست به مردم دست بزنه ، تا این سن باکره نمونده بودم

صبح بخیر ، آداچی

صبح بخیر

چی شده ؟ چه آه سنگینی

هیچی ، از اینکه هر روز صبح آسانسور چقدر شلوغ میشه متنفرم

پس با همدیگه تا طبقه ی 17 از پله ها بریم ؟

ورزش خوبی میشه

خیلی درخشانه

این همکارم ، کوروساواست

اون خوش قیافه است ، توی کارش خوبه ، با آدمهای افسرده ای مثل من دوستانه رفتار میکنه

... با همه مهربونه

کوروساوا-سنپای امروز هم جذاب بنظر می رسه

فکر میکنی دوست دختر داشته باشه ؟

معلومه که داره

و بطور مهلکی محبوبه

شرط می بندم توی دوران نوجوانیش بکارتش رو از دست داده

صبح بخیر

صبح بخیر

اوه

یه نگاه کوچولو اشکالی نداره

امیدوارم شخصیت مزخرفی داشته باشی

شانس آوردم ، انتظار نداشتم امروز صبح همدیگه رو ببینیم

اگه زیادی بهش زل بزنم مشکوک بنظر میرسم

آه ، اما موهای به هم ریخته اش رو ببین

خیلی نازه

!عاشق یه نفر توی محل کاره ؟

فکر می کردم دوست دختر داشته باشه

کیه ؟

دختری هست که موهای به هم ریخته داشته باشه ؟

اوه

حالت خوبه ؟

... اوه

ائـ ؟

خیلی نزدیکه ، خیلی نازه ، خیلی عاشقشم

خیلی نزدیکه

خیلی نازه

خیلی عاشقشم

موهاش امروز خیلی به هم ریخته است

اوه لعنتی ، خیلی عصبی ام

موهای به هم ریخته اش خیلی نازه

اول صبحی تونستم اینقدر از نزدیک ببینمش ؟

قراره امروز بمیرم ؟

! نمی تونم ، خیلی نازه

آداچی ؟

جدی ؟

Cherry Magic!

Cherry Magic! Thirty Years of Virginity Can Make You a Wizard?!

قسمت 1

! امکان نداره ، همچین چیزی ممکن نیست

صبر کن

فکر می کردم قدرتهای جادویی پیدا کردم ، اما اگه همه اینها رو فقط تصور کرده باشم چی ؟

اگه همه ی چیزهایی که شنیدم توهم بوده باشه چی ؟

! خودشه ! باید همین باشه

به هر حال ، منطقی نیست که من قدرت جادویی بدست ! آورده باشم یا کوروساوا منو دوست داشته باشه

بله ، آخر هفته

قربان ، چرا یه مقدار میل نمی کنید ؟

اوه ، ممنون

در هر صورت ، اون خیلی بی نقصه

حتی رئیس کج خلقمون هم چاپلوسیش رو میکنه

! آداچی-کون

بله ، مدیر

جمع کردن اون اسناد برای شرکت آلبریو رو تموم کردی ؟

چی ؟

! تا آخر امروز لازمشون دارم

ائـ ، مگه نگفته بودید تا هفته ی دیگه لازمشون دارید ، رئیس ؟

نه هیچی ، ببخشید ، اشتباه از من بود

امکان نداره

اصلاً کوروساوا از چیه یه آدم بدرد نخوری مثل من

خوشش اومده ؟

هیچوقت تموم نمیشه

هنوز اینجایی ؟

واقعاً خیلی سخت کوشی

باید بیشتر از بقیه کمک بگیره

چاره ای نیست ، خودم کمکت میکنم

یا ، باید بیشتر از من کمک بگیره

ممنون

فقط توهمه ، توهم

پس ، میشه زحمت اینو بکشی ؟

باشه

روی گردنش یه خال داره

هی

عجب جایی برای خال

این اعداد برات عجیب بنظر می رسند ؟

... دلم می خواد لیس

! یه لحظه ! دستشویی

واقعاً یه خال اونجا هست

پس توهم نبوده

بالاخره تمومش کردیم

فکر کنم در مورد همه ی اونها جدی بوده

احتمالاً ما تنها کسانی هستیم که هنوز توی دفترند

درست میگی

اگه بپره روم ، هیچکس برای کمک به من نمیاد

امروز سرده ، مگه نه ؟

می تونی اینو قرض بگیری

خوشحالم که امروز یه شال گردن آوردم

! شرمنده

اشکالی نداره

چشمهاش خیلی قرمز شدند

چون سخت کوشه ، مدیر نباید اینقدر کار بریزه سرش

اگه سرما بخوری ، کار من بیشتر میشه

اصلاً نمی تونم تنهاش بذارم

چه آدم مهربونیه

ببخشید که فکر کردم می خوای بپری روم

بیا بریم خونه

ممنون ، خوشحالم که امروز اینجا بودی تا کمکم بکنی

قابلی نداشت

نه ، واقعاً کمک بزرگی بودی

... در اون صورت

شاید مجبورت کنم دفعه ی بعد با بدنت برام جبران بکنی

چی رو تصور کردی ، منحرف ؟

یه موقع شام مهمونم کن

باشه

!داشت شوخی می کرد یا نه ؟

راستی ، به آخرین قطار میرسی ؟

چی ؟ اوه

دیگه قطاری نیست

جدی ؟

آه ، باید پول تاکسی بدم

پس ، می خواهی خونه ی من بمونی ؟

چی ؟

با تاکسی خیلی راه نیست

چیکار باید بکنم ؟

اشکالی نداره وقتی کوروساوا منو دوست داره همینجوری بلند شم برم خونش ؟

اما اون آدم خوبیه

... و تا الان اتفاقی نیوفتاده

یه انگیزه ی پنهانی داره یا نه ؟

! اوه ، درسته

! اگه بهش دست بزنم می فهمم

خیلی خوب ، خیلی عادی

... نمی دونم

! حالا فرصت دارم

!حالت خوبه ؟

آره

عجب احمقیم

بیا

خیلی صداش بلند بود ، امیدوارم صدمه ندیده باشه

پس به هر حال واقعاً آدم خوبیه

ببخشید که بهت شک کردم

کوروساوا

اگه خیلی زحمت نیست ، میشه امشب خونه ات بمونم ؟

آره ، حتماً

کوروساوا ، کوروساوا ، کوروساوا

خیال پردازی در مورد تعدادی از کلمات خاص به عنوان تصویر خودشون رو نشون میدن

اون دیگه چی بود ؟

بفرمایید ، اونجا یه جایی بنشین

خونه اش داد میزنه که خونه ی یه آدم محبوبه

نمی تونم آروم بگیرم

... این مانگا

وقتی دیروز خوندنش رو شروع کردم نمی تونستم زمین بذارمش

مثل بچه ها می مونم ، مگه نه ؟

منم

چی ؟

منم این مانگا رو دوست دارم

نمی تونی وسط آرک 12 آزمون نصفه ولش بکنی

مگه نه ؟ آرک آزمون آرک مورد علاقه ی منم هست

اون کلک فوق العاده است ، مگه نه ؟

تعجب کردم که سلایق یکسانی داریم

اوه ، راستی ، وان رو پر کردم ، برو حموم کن

بفرمایید این هم یه دست لباس

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left