Pierwsze 200 wierszy.
عزیزم، تو می خوای تمام شب و اونجا باشی ؟ دارم میام بیرون.
.نمی تونم باور کنم که هیچ تلویزیونی وجود ندارده
.اه این طوری قهر نکن
فکر کنم عجیبه
هی ما طبقه بالا نیستیم؟
آره، فکر کنم این چیزی است که منم راجبش فکر کردم
فقط زمانی که من تو حمام بودم
ی صدای عجیب شنیدم مثل صدای شکوه
این ی خانه قدیمیه
راست می گی
معمم!
پس می خوای فردا بری به انتیگویینگ؟
نه می خوام برم موزه جادو.
موزه جادو؟همه رفتن موزه جادو
...می دانم، اما وقتی که تو رم
بسیار خب می تونی بری موزه جادو
ازت متشکرم
هر چی عزیز دلم بخواد
اما ما الان باید بخوابیم
چون باید زود بیدار شیم
خوب.
- شب بخیر. - شب بخیر.
دن، دیدم که مکان رو پیدا کردی.
درسته و ایندفعه از دستش نمی دم
گرچن"این همسرم جسیکا.جسیکا این گرچن
از ملاقاتتون خوش حالم.سلام
این عمه منه روز اون مالک فعلی است.
رز، این دن و جسیکا کافیه
اونا اومدن خونه رو ببینن
سلام. خونه شما خیلی دوست داشتنیه.
باید ببخشید عمه منو
این بسیار سخت است برای او... داره کارشو به غریبه ها میده.
مطمئنم که شما می فهمید.البته
این خونه 350 ساله است
این یکی از قدیمی ترین خونه ها در تمام انگلستان، است
قدمت آن به استعمارگران اولیه بر میگرده
به کمی بازسازی نیاز داره
اما این بخشی از جذابیتشه .
وای.
نماش عالیه
کاملا.
این خوبه درسته ؟ آره.
ما ی مسکن بزرگ داریم
و پس از آن سه اتاق مهمانوجود داره در طبقه بالا،
چند وقته که تخت خواب و صبحانه در اینجا بوده؟40 ساله
عمه و عموی من تغییرش دادن وقتی برای اولین بار خریدنش
اگه اجازه بدید می خوام بدونم چرا دارین این جا رو می فروشین؟
او یک سال پیش فوت کرد،ی حمله قلبی . بسیار ناگهانی بود.
اون برای حفظ اینجا خیلی تلاش کرد
اما اینجا براش خیلی بزرگ بود
اونا ی خدمتکار و یا مستخدمی نداشتن؟
نه فقط دو نفر از انها بود
عموی من اینجا بود
دوست داشت خودش کارهایش را انجام بده.
پس چه اتفاقی برای اون افتاد؟
زندگی سخت
ما ی مکان زیبا پیدا کردیم. فقط ی چند مایلی از اینجا دوره
من باید به شما هشدار بدم.طبقه بالا ی ظرف غذاست
پس چه چیزی درباره این وسایل وجود داره؟
شما بچه ها نقشه دارید با این چی کار کنید
این پره.به زحمت حرکتش می دیم
گذشته از این اون متعلق به این خونه است
پس به چی فکر می کنی؟
می تونیم از عهده اش بر بیایم
بله. ما خواهید بود... ما خوب است.
- آیا شما... - قول می دهم.
خوب. بیایید آن را انجام.
- واقعا؟ - آره،
- اگر شما فکر می کنم ما می توانیم این کار را. - من می دانم ما می توانیم.
باشه
دوستت دارم - من هم دوستت دارم.
این بزرگ است.
باشه.بسیار خب من بر میگردم اداره و کارامو مرتب میکنم
از کار کردن با شما لذت بردیم
کاملا. خیلی ممنون.
- تبریک می گویم. ممنون
من می دانم که اجرا ب و ب دیوانگیه ،
اما این رویای تو بود از زمانی که من تو رو شناختم
می دانم. فقط
خب حدس می زنم این الان رویای ماست
من کاملا خوبم با آن.
باشه دفعه بعد به اینجا میایم
این خونه خونه ما میشه
عزیزم این یکی کجا رفته؟
آه، آشپزخانه.
آشپزخانه. باشه. وایلی، بیا، پسر.
عالیه.
عزیزم، تلفن کار میکنه.
شما ستاره طلایی یا چیزه دیگه ای میخواین؟
بله، در واقع، من یک ستاره طلا دوست دارم. متشکرم.
بسیار خب"خب"چرا برامون غذا یا ی چیز دیگه ای سفارش ندادی؟
من گرسنه هستم.
چطوره؟
- آره؟ - اوهوم
اوه.
اوهوم
لیوانارو باز کردیم؟
هنوز نه
خوب.
باید انجامش بدیم
خانم.
خوب.
به سلامتی
خانه جدید و کسب و کار ما است.
به ما نگاه کن.
درجه یک بود
بسیار خب "می خواید شماره شانس منو بدونید؟
بله. نه، من می خواهم چیز خودمو بخوانم- مال تو چیه؟
تسلی دادن رویاهاتو به خاطر داشته باش
در آینده"
اه"چه کار هایی داریم انجام می دیم.اره
و اوم"برای گرفتن سرما هست
- هان؟ - دقیقا.
هی، عزیزم؟
فردا صبح چه ساعتی می خوای بیدار شی؟
زود
مثل ساعت، 06:00
خوب.
بسیار عالی است.
ما صبحانه در رختخواب داریم.
شما چه می خواهید، پنکیک یا وافل؟
پن کیک.
من خیلی خسته هستم.
آره؟ روز طولانی بود
آره.
اوم اوم
- چی؟ - چی؟
من فقط داشتم همسر زیبامو چک می کردم
الاغ فوق العاده زیبا.
میتونیم فردا انجامش بدیم
فردا؟
- قوانین رو نمی دونی؟ - چی؟
تو باید این کارو تو خونه جدیدت و تو تخت جدیدت انجام بدی
یا اینکه خیلی بد شانسی
چک کردن بارون؟چک کردن بارون؟
آره، من خسته هستم.
اون کارتو روی من کشیدی؟
خوب، اما به یادم بیار
روغن تخت جدید رو
برای بررسی باران.
- رویاهای عرقی، عزیزم. - "SW... رویاهای عرقی"؟
بله.
تو خیلی بی رحمی
منو دوست داری؟اره دوست دارم
- سلام. - سلام.
فراموش کردم امروز صبح کجا بودم
نگرانش نباش .کمی مورد استفاده قرار گرفت
پس اولین دستور جلسه چیه؟
همه کاراتو کردی؟
نه
خوب. ام...
اون یکی چطوره؟
آه، نه.
بسیار خب، پس از آن.
اون یکی چطوره؟
اوه، بله. تو آشپزخانه است.
که... آشپزخانه است. خیلی خوب.
این یکیه
یک رقم از ی رمز
خوب، پس من همه کارا رو انجام دادم.
کول میتونی کمکم کنی واسه این جعبه ها؟
- شاید. - بجنب.
دن؟
این پایین هستی؟
بیب؟
اوه، هی.
اینا چیه؟
آه، من نمی دانم.
ی نوع انبار کالاست"حدس می زنم
اوه.
- اوه، عجیبه . به این صندلی نگاه کن. - میدانم.
حداقل، من فکر می کنم ی صندلیه . این چیست؟
نمی دانم اما اگه من جای تو بودم بهش دست نمی زدم،
اون خیلی کریه
چرا باید تسمه روش باشه؟
نمی دانم. بهم بگو.
نمی دونم چرا ی تسمه روشه
من نمی دانم.
تو یکی خیلی باهوش هستی.
به قدری برای چک کردن اون بارون
شب خوب، چیزهای داغ.
من باید به آنها غذا بدم.
من در انتظار تو هستم.
دن! دن. دن.
دن، از خواب بیدار شو!
اوه، عزیزم. من بیدارت کردم.
نه"من "نمی دونم چطور اون منو گرفت
منظورت اینه وقتی ما بیدار شدیم اون تو اطاق خواب بود
آره، درست است. نه نه نه نه نه.
چی؟مناونا رو صدا کردم
بچه ها
مراقب بچه ها باش
نورمن من.
شیرینم " نورمن شیرینم
به این ترتیب، خانم استانتون.
چنین دختر خوبی.
- خیلی بده. من بسیار متاسفم در مورد این .
ظاهرا، او فقط رفت.بیرون
پس تمام این کارا رو اون کرد
خوب، این چیزی است که او می داند.
No comments yet. Be the first to leave one.