Partners

Partners

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Little Women S01 WEB-DL
Little Women S01 1080p WEB-DL
Little Women S01 720p WEB-DL
Komentarz od MichaelJon
هماهنگی و ویرایش: مایکل اسکافیلد

Tagi

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
Opublikowano: 2022-02-06
Pobrania: 43
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

آماده شین

ساکت، ساکت

آوردمش جو،اون قیچی آشپزخونه هست

هم خوبه هم تیز لطفاً اول از من شروع نکن

نه... اول امیه

اگه من باید این ایین مقدس رو انجام بدم، با خوش حالی این کارو می‌کنم

اما بیشتر از نیم اینچ نبر

نامه ای برای پست کردن دارین، پاستور مارچ؟

با قطار پستی امشب بفرست؟ - بله، قربان. - خیر ببینی، پسر

سرده

کریسمس مبارک، پدر. با عشق و علاقه ما، مگ، جو، بیت و امی

‫مترجمین: «مجید و شاینی»

‫ ویرایش: Michael Scofield

کریسمس بدون هدیه کریسمس نمیشه

جو، از روی قالیچه بلند شو

لباس های مهمونی به اندازه کافی بد هستن

ما توافق کردیم که هیچ هدیه ای امسال نگیریم. گفتیم که به ذهن هم نمیاریم

تا زمانی که ما مارمی و پدر و هم‌دیگه رو داریم

بت، پدرمون نیست

و فکر می‌کنم تا مدت زیادی اون نیاد

نه تا زمانی که جنگ تموم بشه مگ!من دستکش های جو رو پیدا کردم

پر از چین و چروک و به هم چسبیده ان

با هاش یه مقدار لیمو ناد پاک کردم تو رقص جشن تولد سالی ریخته بودم

جو، چرا تمیزشون نکردی؟

نمیتونی بدون دستکش بری مهمونی

فکر نمیکردم که به یه جشن دیگه ای دعوت بشم

من باید با لباس مبدل با پدر میرفتم

و به عنوان یه پسر طبل زن ثبت نام میکردم و مثل پدرم به وظیفه ام عمل میکردم

جو،فکر نمی‌کنم اجازه این کار رو بدن یا اصلا ممکن باشه

بعلاوه،نمی‌تونم فکر کنم که این یه کار قابل قبول باشه

برای چی میخواهی تو چادر بخوابی

و اونقدر آب بخوری تا لاغر بشی و از اون غذا های... بد مزه بخوری؟

چون که، امی، اون فراموش کرده که یه خانم جوان هست

و این که من باید لباس هاش رو تمیز کنم

نمی‌تونم کمک کنم من لباس های پسرانه دوست دارم و کار کنم

و تولد به عنوان یه دختر یه چیز ناامید کننده ای هست برام

اتفاقی که برای من افتاده

من باور دارم که امروز شلوغ ترین روز برای انبار بود

مجبور شدیم ۲۰۰ جعبه امکانات راحتی برای سربازها تا قطار ساعت پنج آماده کنیم

و برای بعضی هاشون هم دستکش گذاشتیم

خب مجبور شدین بشینین و با دستتون بدوزین مثل پیر زن ها

جو،مراقب باش

به نظر خیلی خسته میای عمه مارچ امروز من رو روی پنج هام نگه داشت

بسیاری از آدم ها در کریسمس دلنشین میشن اما اون نه

می‌تونم یه بوس گرمت بکنم، امی؟

وقتی همتون میایین خونه مثل یه درمان میمونین

و یه چیزی هم برای تو دارم

یه نامه؟ از طرف پدره؟

بله، هست

دیر کردی، تئودور

شرمنده،پدر بزرگ

سفرت چطور بود؟

همانطور که بهت گفتم رفتی روی عرشه و به افق خیره شدی؟

تقریبا

تقریبا جواب داد

احتمال میدم که تو خبر های مهمت رو برام آوردی تا بخونم

یه سال زمان خیلی زیادی هست که دوباره بتونیم همدیگرو ببینیم

اگه به سختی هممون کار کنیم روز ها رو هدر نمیدیم

از طرف من همشون رو با عشق ببوس

بهشون بگو هر روز به فکرشون هستم و براشون دعا می‌کنم

شاید کشورمون به دو بخش تقسیم بشه

بخاطر اینکه نمی‌تونیم روی چیزی درست موافقت کنیم

اما حتی در این لحظات تاریک

زمانی که ارتش در گیر میشه و خونی ریخته میشه

می‌تونیم نوری از مهربانی در هم‌دیگه ببینیم

و این ها نبرد های کوچکی هستن که ما برنده میشیم

با قلبمون و نزدیکی به خونه

می‌دونم که دختر هام شجاعانه با دشمنان درونشون میجنگن

و خودشون رو با زیبایی تسخیر میکنن

"که وقتی من پیششان برگشتم،شاید بیشتر از همیشه عاشقشون بشم و بهشون افتخار کنم

"دختر های کوچک من."

کریسمس مبارک، جو

هانا، میدونی مامان کجا رفته؟ تو اتاقش نیست

نیستش، چون که چندتا پسر بچه پا برهنه اومدن

و داشتن در رو میکوبیدن واز جا میکندن و گفتن مادشون داره از گشنگی میمیره

و بیماره و داره میمیره و همه بچه‌هاش هم مثل خودش دارن میمیرن

انگشت نکنین تو اون. - شرمنده. - شرمنده.

بنابراین، مادرتون با اونا رفتش تا ببینه چکار می‌تونه براشون بکنه

و چوب های زیادی رو برای اتش از اینجا برد

پس به اندازه کافی چوب داریم که بیکن(گوشت نمک زده) درست کنیم

کریسمس مبارک، هانا

اگه منو رها نکنی، خانم جوان موذی،

خبری از پنکیک نخواهد بود

دختر ها

از خونه یه شخص محروم و بدبخت دارم میام

تا حالا همچین چیزی ندیده ام

یه مادر با یه بچه تازه به دنیا اومده

و پنج تا بچه دیگه که لباس های کهنه پوشیده بودن از سرما

براشون اتیش درست کردم..اما کافی نبود

خامه! ما هیچ وقت خامه نخوردیم

من دارم بیکُن می‌برم

بوش من رو مثل یه سپاه سر درگم عذاب میده

عجله کن، بت، عزیزم. نزار اون رول های شکری سرد بشن

بیا، جو

اوه، ستاره من! خانم، خیلی شرمنده

ممکن بود سینی قهوه شما رو بندازم

تقریبا نزدیک بود وسط های راه خودم بندازمش

یا اینکه کنترلم رو از دست بدم و همشون رو بخورم

ما داریم صبحانه کریسمسمون رو میبریم بدیم

به یه خانواده فقیر آلمانی که تا حالا ندیدیم

ایده تو بود؟ نه. فکر مادرمون بود

این توپ مال من نیست مال پدربزرگمه

اون فکر می‌کنه که یکی پسر تو هم سن و سال های منه

اقای لارنس پدر بزرگ توئه؟

ده سال بود که ندیده بودمش تا قبل از دیشب

اما دارم باهاش زندگی می‌کنم حداقل تا زمانی که برم دانشگاه

چه خوب عجله کن

من باید برگردم. پدر بزرگ داره از پنجره نگاه می‌کنه

باید بیرون یه کم خوش بگذرونم

کریسمس مبارک اوه، بله

جو، عزیزم، رسیدی

اول نوشیدنی گرم بده به خانم هومل

سینی رو بده به مگ

بت و امی

میشه شروع کنین به بچه سوپ بدین؟

جو، ببین میتونی اون پنجره شکسته رو درست کنی

با چی؟

با کلاه هانا

اگه مشکلی نیست

حتی نمیدونستم آدم ها اینجوری زندگی میکنن

اما اونا زندگی میکنن

بیا پایین

چیزی هست که باید بیای ببینی

شما اینا رو درست کردید؟ نه

بستنی صورتی و سفید داریم. و ژله

تا حالا چیزی به این زیبایی دیدی

همسایمون آقای لارنس بزرگ فرستاده

یه پاداشه،چون که شنیده ما صبحونمون رو بخشیدیم

اون پسره مادرش رو از دست داده باید بهش خوش آمد بگیم

داره میسوزه. داره میسوزه، جو! داری موهام رو میسوزونی

باید این انبرک ها دود کنن؟

معلومه که باید!فقط رطوبت شون داره خشک میشه

چیزی داره میسوزه، جو

و می‌تونم بوش رو حس کنم و مستقیم میخوره به دماغم

مزخرف نگو! وقتی این کاغذ ها رو بردارم، همتون میبینین

حلقه های کوچکی از ابر

اوه، مگ... اوه، نه.خیلی متأسفم

خیلی متأسفم! خیلی

چکار کردی؟ جو چکار کردی/

کاری که ازم خواستی رو کردم،موهاتو فر کنم

اصلا چرا ازم خواستی؟ خودت میدونستی که همیشه همه چی رو خراب می‌کنم

اوه، حقیقت نداره، جو امشب حقیقت داره

چطوری می‌تونم بدون مو بر مهمونی؟

هنوز یه عالمه مو پشت سرت داری که هنوز هم نرم و زیبا هستن

و تو مثل جو نیستی، موی کی تنها زیبایش هست

پیانو نه

چیز بود... خیلی متأسفم، قربان. نمیدونستم

ببین، اگه میخواهی بنوازی، یه پیانوی بزرگ تو اتاق پایینی هست

بله، آقا

دیگه کسی نمی‌تونه این پیانو رو بنوازه. اجاز نمیدم

خیلی تابلو مو هام، جو؟

بیشتر شبیه به یه مُده جدیده

دوست داری دستکشت رو بامن عوض کنی؟

مال من هنوز چسبیده به هم هست و چروک داره

نتونستم اون لموناد رو پاک کنم منظورم اینه که فقط یکیش رو عوض کنیم

بانبراین هر دومون می‌تونیم یه دستکش شیک بپوشیم و اونی که خرا بهست رو بزاریم کنار

اگه تو رو خوشحال می‌کنه؟

بله، خوشحال می‌کنه

مگ، اگه هر کار اشتباهی کردم، میتونی بهم چشمک بزنی؟(هشدار بدی)

من همچین کاری نمی‌کنم!ابرو هام رو می‌ندازم بالا

این خیلی باوقار تره

چی؟ لبخند بزن

نمیتونی کل وقتت رو تو اتاق استراحت بگذرونی، جو

اصلا رقصیدی؟

نه. نرقصیدم

ند موفات منو به شام دعوت کرده

خیلی سخت می‌تونم بشینم، کفش هام یه جوراییه

اوه. خواهش می‌کنم برگرد به مهمونی

فکر میکنن ما بی ادبیم

سوزی برکینس سه تا کلاس طراحی نقاشی در هفته داره

اون میگه برای رسم و نقاشی زندگی هیچ جایگزنی وجود نداره

می‌تونیم ببینیمش؟

خیلی تیره و سیاه دیده میشی

انگار که تازه از معدن زغال سنگ بیرون اومدی

هیچ کس نمی‌تونه بگه که دختر های من ماهر نیستن

میدونی که جو داره یه رمان مینویسه؟

کاغذ های انباشته شده اش رو توی میز اتاق زیر شیوانی دیدم

بزار جو در آرامش بنویسه

سلام، دوباره.به مهمونی اهمیت نمیدی یا؟

اوه،، دوست داشتنیه. فقط اینکه این آدم ها رو نمی‌شناسم

منم نمی‌شناسم. و یه سر دردی دارم

منم همینطور. - فکر می‌کنم ممکنه که آنفولانزا گرفته باشم

من فقط ۱۹ گیره مو تو سرم دارم

و تو آرایش کردن مو های خواهرم رو خراب کردم

اون یه کوچولوی سیاه ست یا اینکه خوشگل؟

خشگل هست.تو همه ما ها رو می‌شناسی؟

ما همسایه ایم. باید اسم های هم‌دیگه رو بدونیم

و وقتی که تو نامه تشکر شام رو فرستادی،

نوشته بود "مارگارت، جوزفین، الیزابت و امی مارچ."

اما هنوزم نمی‌دونم که کدومتون هستید

خب، من جوزفین هستم، اما همه صدام میکنن جو، به جز یکی

عمع باستانیم کسی که من منتظرش میمونم و کسی که معمولا اذیتم می‌کنه

منو تئودور صدا می‌زنن، و ازش متنفرم

پسرا تو مدرسه تو سوئیس منو دورا صدا میزدن

و آخرش هم اسم رو عوض کردن و گذاشتن دوئرا. منم قبول کردم

اونجا فرانسوی یاد گرفتی؟

~

اوه، آه. من با مربیم اومد اینجا

اما اون تو اتاق دخانیات با بقیه مرد ها هست

- "درباره جنگ حرف می‌زنن." تو مربی داری؟

Partners subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Partners

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left