Pierwsze 200 wierszy.
... میخوای از
شرِ من خلاص شی؟
... منتظری تا
... من بگم که
کلِ مسئولیت رو میپذیرم؟
دارم بهت یه فرصت میدم
... یه فرصت میدم تا اشتباهت رو اصلاح کنی و
همه چیُ درست کنی
پس یعنی من باید مسئولیتِ همه چیز رو بپذیرم
حتی رها کردنِ کیم وو سونگ رو
... باید بهش یه سرِ نخِ مشخص بدی
تازه یه برگِ برنده ی مخفی هم داری که میتونی ازش استفاده کنی
... من برایِ خدمت به شما
تمامِ تلاشم رو کردم
هر کارِ کثیف و سختی از دستم بر میومد انجام دادم
حالا اینه جوابم؟
شرمنده ولی من تنهایی سقوط نمیکنم
... اگه دهنمُ باز کنم
واستون سخت میشه که دادستانِ کل بشید
حرص نخور چایی بخور
تویِ هر چیزی زیاده روی کنی آخرش لبریز میشه
... وقتی لبریز بشه
دیگه جبران نمیشه کرد
نباید منُ دشمنت کنی
... همیشه میشه یه فنجونِ شکسته خرید
ولی این در موردِ روابط صدق نمیکنه
... من
فکرم کار نمیکرد
فکرتُ به کار بنداز
تویی که باید تصمیم بگیری
.. ولی هر تصمیمی باشه
من پایانش رو تعیین میکنم
حتما یادم میمونه
من نبودم
ما یه فایلِ ضبط شده داریم
چطور میخوای انکارش کنی؟
اون زن تهدیدم کرد
زیادی واسه غلط بودن مُفصله
نمیدونم
یه چیزی پروندم دیگه
ما چوی میونگ هون رو دستگیر کردیم و شهادتش رو بررسی کردیم
اون دزدین و قتل رو تایید کرد
ولی نمیگه کی یک سال پیش به امونِ خدا ولش کرده
کسی که یادداشت رو رسونده پیدا کردی؟
از پیک ها تا دوربین هایِ مخفی هر جایی میشد رو گشتم ولی چیزی پیدا نکردم
هیچی قرار نیست به طرزِ واضحی ... فاش بشه
... از جمله کسی که یک سال پیش ولش کرد
و اینکه چطور وقتی منتقل شده بود فرار کرد
... اگر نتونیم ارتباطِ یو سونگ رو و
... کیم وو سونگ رو اثبات کنیم
تمامِ تلاش هایِ سوجی به فنا میره
تو هیچ ایده ای نداری؟
آزادی کیم وو سونگ ایده ی من بود
میخواستم اشتباهاتِ گذشته ی رئیسم رو مخفی کنم
... به مطبوعات میگم که همش به خاطرِ
من و وفاداری نا درستم به رئیسم بود
یک سال پیش باید این ماجرا رو خاتمه میدادم
دیگه دردسری براتون نمیسازم
... میدونم دیره همچین حرفی بزنم
ولی نامزد شدنتون به عنوانِ دادستانِ کل رو تبریک میگم
... میخوای از شرِ دادستان اوه خلاص شی
و سِمتشُ بگیری؟
میخوام براتون مفید باشم
میتونم قضیه ی کیم وو سونگ رو حل و فصل کنم
... به جز حقه های مزخرف
چی تو چنته داری؟
جو سوجی رو دستگیر میکنم
... همونطور که حتما حدس زدید
سوجی پشتِ این قضیه س
... ماجرایِ دزدی و گروگان گیری ثابت میکنه
که دنبالِ کیم وو سونگه
این پرونده هم ممکنه ادامه ی پیگیریش باشه
... اون
میخواد شما رو گیر بندازه قربان
... چه گیر بیفته چه نه
براتون مشکل ساز میشه
برایِ همین به کسی تویِ تیمتون نیاز دارید که قابلِ اعتماد باشه
به کسی نیاز دارید که چنان به پرونده ...رسیدگی کنه
که اشتباهاتِ گذشته فراموش بشند
و اگر بهت یه فرصت بدم؟
... اگر بهم یه فرصت بدید
حتما دستگیرش میکنم
... اگر بهم یه فرصت بدید
حتما دستگیرش میکنم
فقط یه بار بهت فرصت میدم ها
دوباره برم سراغِ نقشه ی اصلیم؟
... یا
ازش بگذرم؟
... مجرمِ تجاوزِ جنسی که در سال 2002 اتفاق افتاد
بعد از 15 سال دستگیر شد
... گرچه ، مردم در فضایِ مجازی انتقاد کردند
که چرا در حلِ پرونده به دلیلِ احساسات عجله شده بوده
... دادستانِ اوه که مسئولِ پرونده ی
... سوپرِ مارکتِ سامیل در سالِ 2004 بود
امروز استعفا داد - .. این چرا به جایِ یون سونگ رو -
استعفا داده؟
اینم همچین لیاقتِ دادستان بودن نداره
اصن به جایِ اینکه خودش استعفا بده باید اخراجش میکردن
باهاش پدرکشتگی داری؟
خب مردِ خوبی نبود دیگه
قیافه شم مثلِ عوضی هاست
... ولی اتهامِ اینکه
یک سال پیش با استفاده از قدرتش مجرم واقعی رو ول کرد رو تکذیب کرد
در این حین یو سونگ رو - ... چی؟ -
... اعلام کرد که تحقیقاتِ - حرفِ دیگه ای ندارن؟ -
... مشترکی بینِ - یون سونگ رو -
... پلیس و دادستانی رسما
شروع شده است - باز هم قسر در رفت -
... پلیس و دادستانی
... تحقیقاتِ مشترکی شروع کردند تا
مجرم جو سو جی رو دستگیر کنن - همون مسئولِ پرونده ی یونا نیست؟ -
... اون متهم به تجاوز و
آشوب شده - درسته -
حالا داره واسه یون سونگ رو کار میکنه
عجب جربزه ای داره داداشمون
ولی نباید اینجوری زندگی کنه
... پلیس و دادستانی
تحقیقات رو بر اساسِ اطلاعاتی که در اختیارِ ماست پیش میبرند
... ما گمانه میزنیم که شریکانِ جرمی وجود دارند
که در فعالیت های جنایت کارانه ی جو سوجی بهش کمک میکنند
الان این با ما بود؟
... کمکش میکنند - از کجا فهمیدن آخه؟ -
همونطور که رئیس گفته بود باید قایمکی کار میکردیم
حالا جیکمون هم نباید در بیاد - مجبورشون میکنم مسئولیت قبول کنند -
... اون گفت شریکان
ولی اطلاعاتِ دقیقی نداد
میخواد توجهِ عموم رو به چیزِ دیگه ای جلب کنه
منظورت چیه؟
... اصلا منطقی نیست
مگر اینکه مدرکی داشته باشن
یکی داره تحقیقات رو کنترل میکنه
کیونگ سو ، چیزی از خودت به جا گذاشتی؟
چی؟
نه بابا ؛ هک کردنِ من مو لا درزش نمیره
باورم نمیشه - کوتاه بیا -
تو منو باور داری نونا؟ - باید بیشتر مراقب باشیم -
یعنی نداری؟
اینطور نیست ، فقط ممکنه شما دو تا هم تو خطر بیفتید
ما نمیدونم اونا تا کجا میدونن
باید گوش به زنگ باشیم
افسر لی ، ما همه ی منطقه رو گشتیم
افسر لی وایسا ، داری چیکار میکنی؟
تکون نخور ، من فهمیدم مجرم کجاست
اونا منو پیدا کردن - یعنی گیر افتادیم؟ -
یه ماموریتِ جدید داریم
یه ساعته میتونم شریک هایِ سوجی رو دستگیر کنم
دیدنِ دوباره ی همگیتون لذت بخشه
نــاجور لذت بخش
... اگر قبلا جو سو جی رو دستگیر کرده بودید
... لازم نبود یه دورهمی لذت بخش داشته باشیم
و دادستانِ ارشد جانم مجبور نبود قاتی ماجرا بشه نه؟
درسته ، به هر حال این پرونده رو بی چک و چونه قبول کردم
حالا که داریم روش کار میکنیم بیاید بیشترین استفاده رو ازش ببریم
امروز هوا پر از گرد و غباره جون میده جو سو جی رو دستگیر کنی
طرفداری رئیسِ دادستانی رو میکنی؟
... اینهمه چاپلوسی براش
دادستان کیم ، تو نمیتونی راجع بهش منصفانه نظر بدی
اومدی اینجا چیکار؟ که بهم تبریک بگی؟
فکر کردی کار بهتری واسه انجام دادن ندارم؟
پس چی شده؟ اینجا واسه کار نیومدی
تو اینجا کار نمیکنی ، تو دهات کار میکنی
اون تا دیروز بود از امروز اینجا کار میکنم
اینجا؟ خداوکیلی؟
به خاطرِ حرفی که زدم زنگ زدی بابا جونت تا بهت یه لطفی کنه؟
تویی که اینجوری کارارو پیش میبری دیگه
من اینجام تا کاراگاه جو رو بگیرم
میخوای بگیریش؟
نمیتونم بذارم کسی مثلِ تو بگیرش
چه خوب ، پس حالا عمرا بیخیالش شم
تازه داستان جالب شد
بیا عادلانه بازی کنیم این روابط پیچیده رو دوست دارم
هی ، باهام دست بده
همگی سلام کردید؟
من پارک جونگ پیو هستم و مسئولِ دستگیر کردنِ سو جی ام
چطوری؟ - سلام -
امیدوارم با هم کنار بیایم
چه خبره؟
نمیتونیم بذاریم سوجی تا عمر داره متواری باشه
با این کار فقط جرمِ بیشتری مرتکب میشه
اینجوری واسش سخت تر میشه که برگرده
واقعا میخوای بگیریش؟
درسته ، دادستان ها و کاراگاه ها باید متواری ها رو دستگیر کنن
اینو بزن بر بدن و همراهم بیا سئول
چرا باید همراهت بیام؟
میخوای واسه ی اتفاقی که سالِ پیش افتاد انتقام بگیری؟
من کمکت میکنم
بیا با هم بریم تو کارش؟
شما؟
شما اگر ما فوق هات بخوان الکی برایِ مجازاتِ سال پایینی هات پاپوش میسازی
اون زمان چاره ای نداشتم ، مجبور شدم
من و تو هر دومون بی قدرتیم
دو تا مردِ بی قدرت میتونن با هم کار کنن
ولی اگه یکی از بالایی ها دستور بده تغییر میکنی
همه که به سونگ رو وفادار نیستن
... بعضیا مخالفشن
از بیرون هم کسانی هستند که کمک میکنن
من مسئولِ تیمی هستم که برایِ دستگیری سوجی تشکیل شده
اگه خواستی بیای زنگ بزن
من متاسفم
متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.