Sezon 1

Informacje o wydaniu

Song of the Samurai S01E06 WEB-DL
Komentarz od shine021
سریال آواز سامورایی‌ها قسمت ششم

Tagi

webdl
Opublikowano: 2026-06-24
Pobrania: 33
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

زيرنويس از مهدي shine021

شما دو تا همینجا بمونین.

گوش کنین، تا وقتی علامت ندادم تکون نخورین.

حتی اگه ببینین رفقامون دارن می‌میرن.

وظیفه‌تون اینه که

به محض خسته شدن دشمن، سر نییمی رو بیارین.

سوجی.

چشم.

ببخشید ولی خودم میکشمت.

هرکی زودتر برسه مال خودشه.

من از همه تندترم، پس احتمالاً مال من میشه.

- اینقدر پررو نباش. - یامانامی.

سایتو.

منو اینجا بذار.

گفتم باید بری خط مقدم.

یه نفر چی فرقی می‌کنه؟

این به تو نیس که تصمیم بگیری.

ما ده نفریم مقابل ۱۵۰ نفرشون.

حتماً می‌دونی که تک‌تک ما چقدر ارزش داره.

خواهش می‌کنم.

سایتو.

این دیگه چه بازیه؟ می‌خوای خودتو نشون بدی؟

مسئله این نیست.

من اون کسم که

باید نییمی رو بکشه.

- ولی... - یامانامی.

خب، راستش من خودم دلم می‌خواست برم خط مقدم.

هیجیکاتا.

جنگ

اگه فرماندهی نباشه لذتی نداره.

«آواز سامورایی‌ها»

بمیر نییمی!

تو!

عوضی لعنتی.

بزن بریم!

از دست من در نمی‌ری!

یه نوکر حقیر چطور جرئت می‌کنه اینجوری به من زل بزنه؟

دیدن یه مرد که روی زمین غلط می‌زنه اینقدر برات خنده داره؟

واقعاً عوضی‌ای و سزاوار همین وضعی.

سایتو.

این به خاطر ایسابوروئه.

گفتم که قرار نیست راحت بمیری.

می‌خوای یه چیز خنده‌دار بشنوی؟

درباره‌ی آبیروئه.

نمی‌خوای بدونی چطور مُرد؟

گریه می‌کرد.

«نمی‌خوام بمیرم! نمی‌خوام بمیرم!»

یه آدم بدبخت بود که ناله‌کنان جون داد.

شمشیر مخفی. تیغش رو به زهر آغشته کرده.

فهمیدم.

پس قضیه از این قراره.

پس با این ایسابورو رو کشتی؟

انگشتت رو قربانی کردی که غافلگیرم کنی؟

محاله. چطور ممکنه؟

وقتی جسد ایسابورو رو دیدم فهمیدم.

زخم به اندازه‌ی کافی عمیق نبود که کشنده باشه.

با یه ضربه مرده بود، که فقط یه معنی داشت.

تیغه‌ات حتماً به زهر آغشته بود.

لعنتی! از اول دستم رو خوندی؟

علاوه بر این، اگه ایسابورو عادی با تو می‌جنگید،

هیچوقت نمی‌باخت!

بردم. بردم!

خداحافظ ای بی‌عرضه‌ها.

قسم می‌خورم پشیمون میشین!

حافظه‌ات چقدر کوتاهه.

بهت گفتم.

«گفتم که قرار نیست راحت بمیری.»

بسیار خب.

م... من باختم!

پس التماست می‌کنم!

ببین. انگشتم قطع شده.

پام پاره شده.

با این جراحت‌ها دیگه هیچوقت نمی‌تونم شمشیر بزنم.

خواهش می‌کنم، رحم کن!

آره، بعد از همه‌ی کارهایی که کردم،

خیلی خودخواهانه‌س که همچین چیزی بخوام.

برای همین...!

این کافیه که منو ببخشی؟

اینقدر تشنه‌ی زنده موندنی؟

واقعاً رقت‌انگیزی.

فراموشش کن.

دیگه نمی‌خوام.

جدی؟

آره. برو گمشو.

من بردم.

فکر می‌کنی بردی؟

نییمی نیشیکی.

تنها کسی بودم که بخشیدمت.

اما کسی که واقعاً باید ازش طلب بخشش کنی،

متاسفانه اینجا نیس.

برو اون دنیا ازش بخواه.

خیانت نییمی نیشیکی هیچوقت فاش نشد.

گفتن که به خاطر فساد مالی، سپوکو کرده.

بیا ایسابورو، این رو بهت پس می‌دم.

یادگاری برادرت.

حالا دیگه می‌تونی آروم بگیری.

شاید کمکم کرد تا نییمی رو شکست بدم.

ولی هاجیمه، رفیق...

«هاجیمه، رفیق»؟

یه چیزی رو یادت نره.

من خودم به راحتی می‌تونستم اونجا نییمی رو بکشم.

ولی دیدم تو چی می‌خوای،

به خاطر همین با بی‌میلی ولش کردم برات.

گوش کن! تو فقط به خاطر من تونستی نییمی رو دربیاری!

توشی، تو هم همون توشی قدیمی. چه چرت مسخره‌ای می‌گی...

- کجاش مسخره‌ست؟ - تقریباً بهش آدم باید احترام بذاره.

هی ایسابورو، می‌بینی؟ توشی مثل همیشه یه احمقه.

این رو از دهان خودت می‌شنویم، احمق.

- درست نمی‌گم، ایسابورو؟ - «از دهان خودت»؟

ببین کی احمقه.

ببین ایسابورو، معلومه که توشیه.

هی، تو!

آیجیرو، فکر کنم دفعه‌ی بعد باید اون دنیا با هم تمرین کنیم.

تا اون موقع مواظبم باش، حتی اگه استعداد ندارم.

فهمیدم. پس نییمی سقوط کرد.

به روش خودش، یه آدم غم‌انگیزی بود.

برام توضیح بده یامازاکی.

گفتی که گروه کوندو کمتر از ده نفر بودن، درسته؟

چطور تونستن نییمی و ۱۵۰ نفرش رو شکست بدن؟

برد و باخت شانسه. از حیطه‌ی من خارجِ.

نییمی استاد تو بود، نه؟ پشیمون نیستی؟

پول!

پشیمونی؟

مگه پشیمونی خوردنیه؟

واقعاً فاسدی. ولی دوست دارم.

پول! این رو به عنوان تعریف قبول می‌کنم.

خب حالا چکار کنیم، استاد سریزاوا؟

مردای زیادی دارن میرن سمتشون.

هیرایاما.

همیشه یه جنگ واقعی و بی‌دغل می‌خواستم. می‌فهمی چی می‌گم؟

حتماً، متوجهم.

ولی...

به نفت بیشتری برای آتیش نیاز داریم.

شروع کنین.

اوه. گورو، تو بی‌خیال شدی.

ایچیجی، عوضی!

نیجی، تو هم اینجایی؟

چرا اینجوری نگاه می‌کنی؟ مشکل دارین که ما اینجاییم؟

آره دارم.

ما تو میتو غوغا به پا کردیم، نه؟

خب، همه جمع شدن.

خب کامو، نفر اول کیه؟

اگه آدم مهمی نبود، ما رو صدا نمی‌زدی، درسته؟

بله. شوگان!

می‌خوای شاهزاده ایموچی رو هدف بگیری؟

هنوز همون آدم احمقی.

ایچیجی! گورو الان به من گفت احمق!

- هرکی به کسی بگه احمق، خودش احمقه! - ابله!

گورو، زیادی مغرور نشو.

قراره دست راستش باشی،

پس چرا کامو هنوز دنیا رو فتح نکرده؟

می‌بینی؟ گورو خودش احمقه!

خفه شو ابله. می‌خوای له‌ات کنم؟

بیاین دیگه! چه گروه پرجنب‌وجوشی.

دلیل اینکه صداتون کردم سادست.

همه چیز اونطور که من می‌خوام پیش می‌ره. می‌خوام از تک‌تک ثانیه‌هاش لذت ببرم.

می‌فهمین منظورم چیه، مگه نه؟

خشونت ویرانگرتون رو آزاد کنین و کیو رو به هم بریزین.

عالیه!

دارن میان.

سریزاوا کامو داره حرکت می‌کنه.

متحدای جدیدی پیدا کرده و به نظر نقشه داره.

این مرد دیگه چه غلطی می‌خواد بکنه؟

هیچ ایده‌ای ندارم.

فقط می‌دونیم که...

خواهش می‌کنم ادامه بده.

این رو به کی گفتی؟

همه چیز اونطور که من می‌خوام پیش می‌ره. می‌خوام از تک‌تک ثانیه‌هاش لذت ببرم.

می‌فهمین؟

این صدا... کاموئه؟

خشونت ویرانگرتون رو آزاد کنین و کیو رو به هم بریزین.

یامازاکی عوضی! فکر می‌کردم طرف نییمی‌ای.

طرف هیچکس نیست.

در برابر پول کافی، هر کاری می‌کنه.

اون شایعه‌ی دیدار کوندو و کاتاموری رو پخش کرد.

پس یه جاسوس دوطرفه‌ست.

یه چیزی شبیه به این. وفاداری من به کسی‌ست که پول بیشتری بده.

به هر دو طرف خدمت می‌کنی و از هر دو پول می‌گیری؟

تو یه عوضی خاصی هستی.

ممنون.

سریزاوا کامو می‌خواد با ما درگیر بشه.

نبرد اصلی الان شروع میشه.

- اوه، چقدر قشنگه. - چقدر قشنگه.

در همین گیرودار، یه قدرت تازه به کیو پا گذاشت: خاندان ساتسوما.

نیرویی از غرب که با آیزو متحد شده بود.

چه خبره؟ حالت خوبه؟

حالت خوبه؟

حالت خوبه؟ هی! هی!

این هائوری... شما از شین‌سنگومی هستین؟

این لهجه... شک ندارم که ساتسومایی هستن.

بله.

از ما چی می‌خواین؟

شما از خاندان آیزو هستین! ما ساتسوما و آیزو هستیم...

کمتر حرف بزن، بیشتر بجنگ، وگرنه می‌میری.

شما راه گشت ما رو بستین. برید کنار!

اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گه. یه مشت سامورایی سیب‌زمینی‌خوار.

چی گفتی؟

سیب‌زمینی عصبانی شده. می‌ترسم ایچیجی.

عوضی! جرئت نکن به ساتسوما توهین کنی!

بگیریدشون! بزنیدشون زمین!

Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left