Pierwsze 200 wierszy.
تمایل
تمایل
در میان اختلال و عجله، آرام برو
و یادت باشه که چه آرامشی میتونه توی سکوت باشه
تا جای ممکن، بدون تسلیم شدن، با همهی انسانها رفتار خوبی داشته باش
از انسانهای پرسروصدا و پرخاشگر، دوری کن
اونا اختلال کنندگان روح هستن
نوشته: قبول کردم که تو با من به هم زدی اینم یه سری چیزایی که بهم دادی
شرط میبندم گهواره رو آوردن
و ما هم یه اتاق زیبا داریم، که بذاریمش اونجا
آقای مورفی؟
نه، ولی زنشو هر شب میکنم
شوخی میکنم، رفیق بدش ببینم
با رضایت کامل امضاش میکنم
میتونی کالسکه رو بذاری توی اتاق جدیدی که ته خونه ساختیم
تبریک بابت رویداد خوشآیندتون
و از طرف شهر، بدین وسیله به شما دستور داده میشه که اون اتاق غیرقانونی رو خراب کنید
خرابش کنیم؟
من از طرف دپارتمان ساخت و ساز و امنیت اینجام
ما از یه شهروند نگران تماسی دریافت کردیم...
که اون اتاق اضافه رو بدون مجوز ساختید
اوه، شوخی میکنی
این کار در راستای ایمنیه
کسی اون تو آسیب نمیبینه، واسه یه بچهست
یه جریمهی صد و پنجاه دلاری
به علاوهی روزی 50 دلار، پرداخت کنید و سازه سرجاش باقی میمونه
- خدایا، نه - یه خانوم باردار رو به گریه انداختی، عوضی
این کاریه که هر روز میکنی؟ از بین بردن رویای مردم؟
نه فقط تا ساعت پنج این کار رو میکنم. بعدش میرم رقص دو نفره
تو هیچوقت مادر نداشتی؟
با اون تخته شاسی توی دستت به دنیا اومدی؟
خب کس ننت که تو رو زایید
کدوم یک از همسایهها خبر چینی من رو میکنه؟
غیرممکنه
کار چت بوده
خدای من سو، تو راجع بهش درست میگفتی
فقط وایساده وسط خیابون
عجب عوضی سادیسمی ایه
یه تحویل بار کالسکهی بچه دارم، واسه یه پدر و مادر خوشحال
اون کیری رو از اینجا دور کن
من که حاملهاش نکردم
ترجمهای از: thetrueali
Telegram: @thetrueali
حالا کدوم دو تا رفیق...
دوست دارن بازی واگن زغال اسباب بازی هوبو جوجو رو انجام بدن؟
- من رو انتخاب کن، هوبو جوجو - من رو انتخاب کن
خیلی خب، راز بردن بازی پرتاب حلقه رو میدونیم
حالا باید بفهمیم چی کار کنیم که هوبو جوجو واسه بازی انتخابمون کنه
من بیشتر از هزار قسمتشو توی دو سال اخیر دیدم
پنجاه و هشت درصد اوقات، بچههای مو بور رو انتخا میکنه
این واسه ما خوب نیست
میدونی... میدونی چیه؟
-میدونی چ... میدونی چیه؟ - آروم بگیر آنتونی
صد در صد از مواقع بچهی رنگین پوست انتخاب نمیکنه
شرکت کننده های خوش شانس...
اون خانومه عین مامان مارین یه بچه قورت داده
این دو تا بچهی شیطون و خوشحالن
مادرشون حاملهست
از منافذت زیبایی میتابه
میخوام سنگ کاریت کنم بکنمت سنگ مرمر
خیلی خب، هوبو جوجو، کارتو بکن
بکش عقب، ری
یه زن حامله تنها چیزیه که هیچوقت شکست نخورده
اگه بتونیم مامانتو راضی کنیم که ما رو ببره به نمایش،
انتخابمون تضمین شدست
مطمئنی جواب میده؟
خدای من، مطمئنم هالهی دور پستونت خیلی بزرگه
اون دلقک کولی باید بهش تیراندازی بشه. میدونه چیکار کنه
فرانک، متنفرم از اینکه روز مرخصیت، مزاحمت بشم
اوه، با کی دارم شوخی میکنم؟ بی نهایت ازش لذت میبرم
یه مشکل بزرگ داریم
میخوام همین الان بیایی به فرودگاه
باب، من یه وضعیت اظطراری خانوادگی اینجا دارم
خب منم وضعیت اظطراری خانوادگی موهیکانی دارم
مراسم رونمایی از بوئینگ 747 جدیدمون تو راهه...
و باند پرواز جدیدت واقعاً کیریه
13 درجه شیب کج داره
باب، چرا پسر خالهتو استخدام کردی که آسفالتش کنه؟
اون یارو توی بانک کار میکنه
توی یه جوجه خوری خانوادگی، حین یه خاموشی برق، دهنمو بد موقع باز کردم
باید کمکم کنی، فرانک
خدایا، آروم باش باب
فردا اونجام و اولین کاری که صبح انجام میدم، اینه که ترتیبشو میدم
و باند پرواز تا موقع مهمونی درست میشه
ممنون، فرانک
تو جای ویژهای توی دوتا دریچهی فعال قلبم داری
یه مرد چقدر عن میتونه بخوره؟
آخ
کس کلک بازی رو بذار کنار و تلفن رو قطع کن
هر چی تو بخوای، پدر
به من نگو پدر، میکوبونمت توی اون دیوار کیری
از پشت تلفن صدای غلهی صبحانه شنیدم
سلام بچهها
اینجا چیکار میکنی، کوین؟
مامانم نباید اجازه میداد برگردی اینجا
اوه، اون بی هوش شده
نگران نباش، به پهلو خوابوندمش، همونطوری که گفتی
گوش کنید، میدونم من رو از گروه انداختید بیرون...
چون آهنگای افسرده کننده میزدم و راجع بهش لاشی بازی در میآوردم
ولی، یه تحول توی زندگیم رخ داد...
وقتی داشتم واسه دومین بار غرق میشدم
کوین قدیمی مرده
ولی، با هر مرگی، تولدی دوباره هست
توی خونهمون بهش میگیم کِرم بدن
گمشده بودم، اما الان خودمو پیدا کردم
و دلم واسه شماها تنگ شده
شرمنده که آدم کیری ای بودم، و واقعاً امیدوارم بتونید برم گردونید
- باشه - عالیه
ولی دیگه کسشر راجع به پادشاه اِلف ها نداریم
با ریتم گیتار پیش میری
خوندنی در کار نیست، از تک خوانی 17 دقیقهای خبری نیست
شنل نمیپوشی، حتی توی مراسم تمرینی
هر چی شما بگید، ناامیدتون نمیکنم
خیلی خب، پس بیا راهت بندازیم...
واسه لیست آهنگایی که فردا توی مراسم میزنیم
با ماور لیفتد ریفزمون شروع میکنیم کیرمو تا ونوس بمال
بقیهاش همه شعرای خودمونه. زاده شده زیر وزن نرمال
ده سِنت در میشیگان
خوابیدن زیر پلکان بهشت
خب، بریجت... خداحافظ تا ابد
سلام جیمی...
کس ننت، بیل مورفی
سوراخ چشمتو میگام، بیل مورفی
اگه منو بکشی روح میشم میام کونتو پاره میکنم
آخ
بهت هشدار دادم که از خواهرم دوری کنی
چرا از من متنفری؟
دارم ازت محافظت میکنم
بریجت واقعاً روانیه
اولین کلمههاش این بود...
صبر کن ببینم. تو نمیخوای منو بکشی؟
چرا باید این کارو کنم؟
تو بهترین دوستمی
همیشهی خدا داری منو میزنی
- نه که نمیزنم - آه
بگو که بهترین رفیقتم، وگرنه توی چاه فاضلاب غرقت میکنم
هی
گمشو از اینجا قبل از اینکه دوباره توی انسولینت برق ناخن بریزم
یا خدا، یا خدا
هنوز چشم چپم خوب نمیبینه
یا خدا، یا خدا
سلام
اوه، سلام
این چیه، ها؟
یه چند تا عکس
و چیزایی که مجبورم کردی از قبرستون بدزدم
میخوام بدونی که...
من دیگه با به هم زدنت با من کنار اومدم
من باهات به هم نزدم
چرا زدی
نه نزدم
ممنون بابت یازده روز فوقالعاده؟
تو آشغال کله قرمز
هیچکی با من به هم نمیزنه. من باهات به هم میزنم
تو به هم زدی باهام
البته که زدم
این کارتو جبران میکنم
دیگه خبری از بریجت آقای مهربون نیست
تو تا الان مهربون بودی؟
هر وقت به این اتاق فکر کردی، به یاد من باش
جانی جنگی بی ناموس
خدا لعنتش کنه
اوه، خیلی خوب ساختتش
عجب آدم حرفهای ایه
فرانک، آروم باش خودتو به سکته میدی
آره، اونو سکته میدم
درست پشت کلهی کیریش
چطوره یه کم حمایت کنی ازم سوزان؟ ها؟
منم به گا رفتم، فرانک
ولی اینجا کول د سکه، نه کُره
نه نه نه
اینجا دیگه رسماً یه میدون جنگه
فرانک
می این یارو رو میشناسم، تازه داره شروع میکنه
کاری که با دهکدهی وین وین کرد رو با این خونواده هم میکنه
تنها تفاوتش اینه که بعد از این که کارش تموم شد، قرار نیست با من سکس کنه
فرانک، تمرکز کن. منم ازش متنفرم
من اول ازش متنفر شدم
مسابقه که نیست، سو
فقط دارم میگم، الان باید روی خراب کردن این اتاق تمرکز کنیم
کلی رفیق این دور و بر داری...
که مطمئنم خیلی خوشحال میشن که کمکت کنن
بوم بوم واسه گوم گوم
اوه، این خیلی حال میده
میبینی؟ این شد یه مهمونی
مادر به خطا
نگاه کن آدو، منم مثل تو چروک شدم
اوه، آره
اوه، ببین چقدر میتونم نفسمو زیر آب نگاه دارم
هی
فرانک، خوش حالم که میبینمت
همین الان یه مهمونی دقیقه آخری راه انداختم
خدایا، خیلی داغونی. چه اتفاقی واست افتاده؟
خیلی خوب میدونی چی سرم اومده
شهر مجبورم کرده اتاق بچهمو خراب کنم
بخاطر این که تو زنگ زدی به سازمان ساخت و ساز و من رو لو دادی
خدای من، این خیلی بده. خب من هرگز این کارو نمیکنم
کس نگو
- تو مار دو روی بیناموس - فرانک، وای، آروم باش
No comments yet. Be the first to leave one.