Hannibal

Hannibal

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Hannibal - 01x07 - HDTV-480p-MovieCenter srt
Komentarz od crissangel
ارائه ای از سه تیم ترجمه : پرشین ترنس | ناین مووی | تی وی سنتر | مترجمین : عرفان.س.ا و امیرحسین

Tagi

HDTV
hdtv
480p
480
HD
Opublikowano: 2013-05-09
Pobrania: 79
Dla niesłyszących: Yes

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

... آنچه در هانيبال گذشت

...دليل اينکه هنوز نتونستي

قصاب چساپيک" رو دستگير کني ، اينه که"... . من قبلاً اونو گير انداختم

، من اون سلاخ رو ميبينم . اما احساسش نميکنم

. فرانکلين" ، شير توي اتاق نيست" - . اون ، اممم...، اونا رو ميخوره -

قصاب چِساپيک " اصلي ، ميخواد مطمئن بشه که" . همه اين موضوع رو ميدونن

فکر نميکنم تا حالا با هم توي يه اتاق تنها بوديم ، اينطور نيست ؟

. اسم من "ماريام لَس" هستش . من درواقع يه کارآموز هستم

. اون زن جوون خيلي شجاعي بود

. جَک " ، "ماريام" هستم " . نميخوام اينطوري بميرم

قصاب چِساپيک " ، قتل هاش رو به صورت " . دسته هاي سه نفري انجام ميده

. اون اولين قرباني هاي خودش رو تو مدت 9 روز به قتل رسوند

...، "در " آناپوليس" ، " اِسِکس

...بالتيمور " . بعدش به مدت 18 ماه "

، قتلي انجام نداد . و بعد از اين مدت... ... دوباره به کشتن يه دسته ي سه نفري ديگه پرداخت

. که همه ـشون توي "بالتيمور" به قتل رسيدن...

...من از واژه ي

: دسته " استفاده ميکنم ، چونکه معنيش ميشه " " گروه کوچيکي از خوک ها "

، اون قرباني هاش رو به عنوان يه خوک ميبينه . نه به عنوان يه انسان

. نه به عنوان يه قرباني

. به عنوان يه مشت خوک ميبينه

يازده ماه بعد از ششمين قرباني ،نوبت به قرباني . هفتم رسيد

. دو روز بعد ، قرباني هشتم ، توي کارگاهش به قتل رسيد

...، از تمامي ابزاري که براي آويزون کردن استفاده ميشه ، روي اون شخص استفاده کرده

...، و مثل قتل هاي قبلي...

. اعضاي بدنش برداشته شده...

... برداشتن اعضاي بدن و قطع عضو کردن اونا

به اين معني هست که اون شخص با علم... . تشريح و جرائي آشنايي داره

...اين

. ميزان وحشيگري و بيرحمي رو نشون ميده...

و همينطور کارآموز اف.بي.آي که ...، اسمش "ماريام لَس" بود

زماني ناپديد شد که در حال بررسي... ...مخفيانه ي

. پرونده ي پزشکي قرباني هاي مَد نظر ما بود...

...اون معتقد بود که قرباني نهم اون سلاخ هستش ، اما

... هيچ اثري از اون پيدا نشد ، تا اين اواخر...

... يعني دو سال بعد...

. زماني که دست بريده ي اون پيدا شد...

. فقط به اين خاطر که اون سلاخ ميخواسته اينطوري بشه

...با توجه به

...، الگوهاي بدست اومده از اون...

بايد گفت که "قصاب چِساپيک" هنوز هم پشت يه... . چهره ي نمايشي مخفي شده

از آخرين باري که يه آشپزي درست و حسابي براي . "ما کردي ، خيلي ميگذره "هانيبال

.بهم سر بزن تا برات آشپزي کنم

: من گفتم " درست و حسابي " که معنيش ميشه ." آشپزي و نمايش "

تا حالا آشپزي کردن اونو ديدي ؟ . اون يه نمايش به تمام معناس

اون با حرکاتش نمايشي سعي ميکنه . يه شام دلپسند رو بهت بده

. شنيدي چي گفتم ، سعي ميکني

، و منم دوباره ميگم . اينا همش يه مشت توهمه

. من نميتونم خوشگذروني رو به زور ايجاد کنم . خوشگذروني خودش بايد ايجاد بشه

... اين يه پارتي معموليه

. يه مجلس خيلي عالي نيست - . اوه ، اما خوش گذروندن يعني زندگي -

شما خيلي اين دنيا رو سخت نميگيري و . راحت زندگيت رو ميکني

. به نظرم اين مرد جوون داره سعي ميکنه توجه شما رو به خودش جلب کنه

. سلام

. سلام . خوشحالم که ميبينمت

. ايشون دوست من ، "توباياس" هستن - . عصر بخير -

شما دو نفر از کجا همديگه رو ميشناسيد ؟

...بهتره که يه سري از اسرار زندگي من رو

. خارج از محيط کاري حفظ بکنن...

. من يکي از بيماران اون هستم

از نمايش لذت بردين ؟ - . خيلي خوشم اومد . از هر دقيقه ـش لذت بردم -

توجه اون بيشتر به شما جلب شده بود تا به نمايشي که ...داشت روي صحنه

...اوه ، ادامه نده . بالاخره بايد يه موضوعي رو

. براي بحث هفته ي آينده مون باقي بذاري... . فرانکلين " ، از ديدنت خوشحال شدم "

. منم همينطور - . " توباياس " -

چه کسي گرسنه ـس ؟

: مترجمين عرفان.س.ا اميرحسين

بله ؟

. قرباني مورد نظر توي حمام هتل پيدا شد

بريدگي شکم و حذف عضوي از بدن ، توي صحنه ي . جُرم اتفاق افتاده

بيشتر شبيه يه "افسانه ي شهري " هستش تا اينکه کار "قصاب چِساپيک" باشه ، درسته ؟

. هنوز براي من مبهمه . تو موضوع رو برام روشن ميکني

روشن ؟ مثلاً چقدر روشن ؟

به اون اندازه اي که برام مشخص کني که . کار اون سلاخ هستش يا نه

. بعدش ميتوني برگردي سر کلاس

. اوه ، تو از من نميخواي که سر کلاس باشم

... تو ميخواي که من فکرم رو روي اون سلاخ متمرکز کنم

. من تا زماني که اون دستگير نشه ، برنميگردم سَر کلاس...

. از بد شانسيت هستش که تو کار خودت بهتريني ، رفيق

توقع جنازه هاي ديگه اي هم بعد از اين يکي داري ؟

. اگه کار اون سلاخ باشه ، آره توقعش رو دارم

. اجازه نده اون "سلاخ" تو رو تحريک بکنه

...اون به اين خاطر دست "ماريام لَس" رو برات گذاشت

. چون با اون ميتونست تو رو تحريک بکنه...

چرا بقيه ي بدنش رو نذاشت ؟

...قرباني هاي ديگه ي اون

. اون ميخواسته يه مرگ تحقيرآميز براشون رَقم بزنه

. يه چيزي مثل کالبدشکافي عمومي . اون فرق ميکرده

احتمالاً اون سلاخ تحت تأثير قرار گرفته که . ماريام " ميتونسته پيداش بکنه"

."شايد داره يه چرخه ي جديد رو شروع ميکنه ، "ويل

...اون سلاخ مستقيماً با تو

. تماس گرفت...

، اگه ميخواست دوباره قتلي انجام بده . هيچ وقت اينکار ناشيانه رو انجام نميداد

. اينطوري فقط به ما سرنخ ميده

بازم باهات تماس داشته ، "جَک" ؟

. نه

، ببين ، اگه اينم کار اون سلاخ باشه ...پس حداقل دو تا جسد داريم

و بعدش به مدت چند ماه يا شايدم يه سال... . خبري ازش نميشه

. ما يه سرنخي داريم که ميتونيم اونو باهاش گير بندازيم

. اگه حواسمون رو جمع نکنيم ، اين سرنخ ميپره

، آخرين باري که سرنخ رو از دست دادم . اون سلاخ و "ماريام لَس" رو از دست دادم

. نميخوام دوباره اين اتفاق بيفته

کسي به جسد دست زده ؟ - . فقط يه بار پليس محلي خودش اونو بررسي کرده -

. کاملاً مشخصه که اون مرد فقط با نگاه کردن بهش مُرده

. من به جسد دست زدم . کارهاي زيادي روي جسد انجام شده

. اول جراحي شده و بعدش ترميم شده

.جراحي و ترميم اون با دست هاي خالي صورت گرفته ، بوسيله ي بخيه هاي باز پنجه دار

. منم ، يه ذره به جسد دست زدم

تکه هايي از بدن اون ، جدا شده و از تخت به . حموم منتقل شده

. مثل پودر سوخاري

. جراحي اينجا انجام نشده . اگه اينطور بود ، بايد خون بيشتري اينجا ميبود

...اگه اون قرباني هاش رو جابجا ميکنه ، ميتونه

عمليات قطع عضو کردن رو هم در حين جابجا... . کردن انجام بده

. ماشين رو پيدا کن ، قاتل رو پيدا کن

. اون بخيه هاي خودش رو پاره کرده بوده - . اون نميخواسته کليه ـش رو دربياره -

. اون مَرد سلاخ از قبل کليه ـش رو در آورده بوده - . شايدم اون زن . اگه من بودم ميگفتم اون مَرد -

از سينه ـش چه چيزي برداشته ؟ - ...به سمت قلبش رفته -

. احتمالاً ميخواسته وقفه اي ايجاد کنه ...اون دست نخورده ـس . صدمه ديده

. اما دست نخورده س...

. همه بيرون

...علائم درگيري ، نشون ميده که

، اون از يه درد شديدي رنج ميبرده... . از حالت آرام بخش خارج شده

! اوه

. اون دچار حمله ي قلبي شده

. من دريچه ي سينه ي اون رو باز ميکنم

. دنده هاش رو از هم باز ميکنم

. قلبش رو ميگيرم توي دستم

. ماساژ قلبي داخلي

جک " ؟ "

. اين يه حرکت وحشيانه نبوده

. قاتل ما قتل انجام نداده . داشته سعي ميکرده اونو نجات بده

اون سلاخ از اينکارها هم بلده ؟

. کار همون "قصاب چِساپيک" ـه - . کار اون نيست -

. شباهت هاي زيادي وجود داره - . کافي نيست -

...بريدگي ها با چاقو ايجاد شدن

، علم تشريح ، مهارت کالبدشکافي ...قطع عضو

برداشتن عضوها ، در معرض نمايش گذاشتن قرباني . در حالي که لباس تنشه

...ما 22 تا مدرک داريم که همشون

. به يه قاتل مربوط ميشن... - ...22تا -

. مدرک احتمالي... - . کار اون سلاخه -

مطمئني ؟ - . کم و بيش -

. بهم بگو چرا مطمئني

...سلاخ ، آخرين قرباني خودش رو"

توي کليساي "پيو" رها کرد و از زبون اون به عنوان...

يه نشان براي کتاب مقدسي که در دست داشت... ". استفاده کرد

. اين کار اون نيست

... اين کار يه دانشجوي پزشکي

يا شايدم يه کارآموز يا يه نفريه که داره سعي... ...ميکنه توي جراحي کردن

زياده روي کنه که البته... . خيلي بَد انجامش داده

. خيلي هم بد

. تو در نهايت اون سلاخ رو دستگير ميکني

، درسته ، خب . ميخوام همين الان دستگيرش کنم

و وقتي دستگيرش کنم ، شانس شليک کردن به اون ...رو نخواهي داشت

. چون خودم اينکارو ميکنم

، تو نميتوني همينطوري تا اون رو گير انداختي . بزني ناکارش کني

نميتونم ؟

بهم بگو اون سلاخ رو چطور ميبين ، "ويل" ؟

...من اونو

...مثل همون چيزهاي رقت انگيزي ميبينم که...

...بعضي وقت ها تو بيمارستان...

. به دنيا ميان...

... اونا بهش غذا ميدن ، گرم نگهش ميدارن

. اما اونو توي دستگاه نميذارن

. اجازه ميدن تا بميره

. اما اون نمُرده

. اون طبيعي به نظر مياد

. و هيچکس واقعاً نميتونه اونو توصيف کنه

. صبح بخير . لطفاً بياين داخل

مايليد درباره روبرو شدن اتفاقي ما با همديگه صحبت کنيم ؟

. ما به طور اتفاقي همديگه رو نديديم

من يه جورايي....يه جورايي فکر کردم ....که شما اونجا هستي

. که البته من به اين دليل اونجا نبودم ... من اونجا بودم

. چون از اينجور نمايش ها خوشم مياد

....آه ، به ذهنم رسيد که شايد . شايد شما هم از اين نمايش ها خوشتون بياد

. در حقيقت ، خوشم مياد

. سعي کردم توجه ـت رو جلب کنم

. خودم فهميده بودم

...، ميدونستم که فهميدي

. با اين حال که داشتي وانمود ميکردي که نفهميدي

...اين يه امر غير اخلاقيه که توي فضاي

...خارج از اين اتاق به بيمارت نزديک بشي...

تا قبل از اينکه اون بيمار خودش رضايتش رو... . اعلام بکنه

اما من واقعاً نميدونم که شما بيرون از اين اتاق . چه شخصيتي داري

. من روانشناست هستم

. ازت ميخوام دوست من باشي - . معلومه که ميخواي -

. من شناخت صميمانه اي از شما دارم

. و هردومون از چيزهاي مشابه خوشمون مياد . همين ميتونه مارو به دوست هاي خوبي تبديل کنه

، اين مَنو ناراحت ميکنه که من براي ديدن شما . بايد پول بدم

...، من منبع پايداري

. "و روشني هستم ، "فرانکلين... . من دوست تو نيستم

. من دوست خوبي هستم

...، ديشب داشتم به آهنگ "مايکل جَکسون" گوش ميدادم

... و حسابي گريه ـم گرفت و...

، همين الان که دارم درباره ـش حرف ميزنم... . چشم هام ميسوزه

...ميدوني ، به نظر من ناراحت کننده ترين چيز

درباره ي مرگ اون اينه که من هيچ وقت... ...، نتونستم با اون ملاقات کنم

... و حس ميکنم که اگر دوست اون بودم...

... ميتونستم...

. کمکش کنم تا از خودش نجاتش بدم...

، "تو اين داستان "مايکل جَکسون اين رابطه ي دوستيت چه نتيجه اي داشت ؟

More Farsi Persian subtitles for Hannibal

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left