Pierwsze 200 wierszy.
خیلیخب، عزیزم. میخوای چتر ساحلیت چه رنگی باشه؟
نیلی انتخاب کردم. لعنت، اصلاً نمیدونم نیلی چه هست
راستی، ببین. میخوای کسی که واسه ماساژمون میاد دختر باشه یا پسر؟
اووو. فکر نکنم بخوام یه ماساژ زوجی باهات داشته باشم
چرا نه؟
خب، عزیزم، چون همیشه آه و ناله میکنی و یه چیزهایی میگی مثل،
«اُه، آره. همونجا. همونجا. اوو، آره. بس نکن.»
آره. خوشم میاد، مرد.
وقتی قسمتِ درست رو لمس میکنن، دست خودت نیست که بهشون بگی چه حال خوبی داره
ماساژورها خوششون میاد
و به علاوه، من خیلی فشار ذهنی دارم، عززم
شاید اگه همیشه گوشیت دستت نبود اینقدر فشار نمیداشتی
عزیزم، دارم همزمان روی چهار تا پروژه کار میکنم
تو سرتاسر شهر باید از سازندههای مختلف استفاده کنیم
میدونی...
- ولی میدونی چیه؟ راست میگی - اوهم
اینو میذارم کنار، و واسه بقیه تعطیلاتمون دیگه گوشی بی گوشی
اُه، صبر کن
سلام، بابایی. نه، طوری نیست. تازه فرود اومدیم
آره. مارکوس، اینجاست
آره، بابایی. پرواز خوب بود. آره، پیش مارکوس هستم
هنوزم. راجبش حرف زده بودیم
بابا، میدونم. دوستش دارم
میز خدمات
میشه وصلم کنی به ماریلیو؟
خودشه، آقای پارکر
از کجا میدونستی منم؟
آه، بذار بگیم بعد از 8 یا 9 تا تماس،
با کیفیت صدات خیلی آشنایی پیدا کردم
فقط زنگ زدم تا مطمئن بشم همه چیزهایی که درموردش حرف زدیم ردیف کردی
بله. بله، بله. شخصاً انجام شدنشون رو دیدم
شرابِ دُوم پرنیون؛ برگههای رُز روی تخت،
پلیلیست بیل ویترز، «برترین آهنگها: بدون بُرش عمیق»
جناب، اگه بعد از اینا قبول نکنه، خودم زنت میشم
خیلیخب، ماریلیو. نه.. نه تو...
»» تــرجــمــه: رضا کارگران و سیروس فخری و حسین رضایی «« :.:.: greatR & Hitm@n & HosseinTL :.:.:
جناب؟ صدات ضعیف شد
همه چی خوبه. متشکر
اُه، عزیزم، اون دو تا رو ببین
- چی؟ این خُل و چلها؟ - چی؟ نه
به نظر داره بهشون خوش میگذره. باید امتحانش کنیم
- به نظر تو خوش گذرونی میاد؟ - بله
واسه همینه که خیلی سیاهپوستِ فلج نمیبینی. میدونی چرا؟
چون کارهای احمقانه مثل اون نمیکنیم
نگاهشون کن. جوری میرونن انگار بیمه ندارن
خدای من. هُتلـه اینه؟
شاید زیاد دیر نشده باشه تا یه اتاق توی «بست وسترن» نزدیک فرودگاه بگیریم
آقای پارکر! و شما باید امیلی باشی. من ماریلیو هستم، مدیر اینجا
لطفاً راحت باشین و «پاپایا پالتا»
که در پودر قهوه و کاکائوی خانگیمون خوابونده شده امتحان کنید
اوه. نمیدونم این چیه، ولی به سلامتی!
حتماً خیلی ذوق دارین که به سوئیتتون برسین
جایی که ممکنه یه سورپرایز منتظرتون باشه یا نباشه
- یه سورپرایز؟ - همم
نمیدونم. بیاین بفهمیم
- همم - باشه
حالا، امیلی، میخوام یه چیزی رو بدونی
این مرد که اینجاست، دوستت داره، خیلی خیلی زیاد
بله، داره
ولی تو از کجا میدونی؟
بذار بگیم یه حسی دارم
اول خانمها
تا اینطوری اولین نفری باشی که ببینی چی در انتظاره، اگه چیزی باشه
ممکنه هیچی نباشه
- مشکل کیریت چیه تو؟ - یعنی چی؟
- چی میگی؟ داری لو میدی - ردیفه
- ردیف نیست! - ردیفه
- نه، نیست! - بیخیال
- آه. بالاخره رسیدیم - ممنون
- آه - باشه
خانم، امیدوارم تا همیشه این لحظه رو با خاطر بسپاری
برای باقیِ عمرت
- باشه - اوو. میشه ازش عکس بگیریم
اوه
هرچقدر معذرت بخوام کمه
به نظر مهمونهای سوئیت ویآیپی
که اتاقشون بالای شماست، جکوزی رو زیادی پُر کردن
پس یعنی، میشه بذارینمون یه اتاق دیگه، درسته؟
بله، بله، البته
اگه اتاقی در دسترس بود، مال شما میشد
متأسفانه، هُتل کاملاً رزرو شده
چرا گفتی «البته» اگه میدونستی اتاق دیگهای ندارین؟
میدونی چقدر گمراهکنندهست؟
میشه هُتلهای دیگه که نزدیک اینجان چک کنی؟
البته. با تمام هتلهای پنج ستاره رابطه نزدیک داریم. مشکلی نیست
فقط یه لحظه
همم
خب، بذار برم هتلهای چهار ستاره هم نگاه کنم
آه. میدونی، آدمهای زیادی با هتلهای سه ستاره مشکل دارن،
ولی اونا هم دقیقاً به خوبی هتلهای پنج ستارهن
آره، بعد از سه تا، میدونی، زیادی اضافهست
و اینم خدمت شما
هتل یه ستاره با یه اتاق عالی توی فرودگاه «بست وسترن»
کیر کردی منو؟
خب، اینجور که اینجا نوشته، بهترین «بست وسترن» منطقهست
بذار یه چیزی بگم بهت، خب؟ مسیر مسافرت ریخته بودم من
میخواستیم بریم نهنگها رو ببینیم، میخواستیم بریم تکیلا مزه کنیم
- یه شام موقع غروب توی ساحل رزرو کردم! - ماریلیو!
- اون مادر به خطا کجاست؟ - بله!
ماریلیو! رفیق خودم
خیلی ممنون که اون جتاسکی رو برامون جور کردی
مرد، توی دور دوممون موجها سنگین شد
- خدای من. تا ناموس رفتیم بالا - آره
واسه همین مجبور شدیم بپریم پائین و رو موج شنا کنیم
آره، ولی وقتی سر چرخوندیم جتاکسیِ نبودش
ولی وحشت نکن چون از اونجا که جاش گذاشتیم عکس گرفتم
واسه پیدا کردن مشکلی نداری
مغزمون اونه
باشه، باشه. ممنون، خانم
قابلی نداشت
ببخشید، خانم که گوشیت تو یه کیسهی واموندهی ساندویچه
سلام. چطورین شما؟
شما داشتین حرف میزدین؟
چون فرض گرفتین که ماریلیو از قبل با کسی حرف نمیزد
همینجوری شاد و شنگول پریدین وسط حرف من
حالا، ببین. نمیخوام قاطی کنم. حالا خیلی ماجرا داریم
- یه خورده فشار رومه - طوری نیست
فقط میخوام خیلی سریع سرش داد بزنم. میشه بزنم؟
- آره. از روزت لذت ببر - ممنون
از این آب و هوای عالی لذت ببرین
ماریلیو. میدونی این سفر چقدر برامون مهمه
بله، البته. میخوای خواستگاریت معرکه باشه
- خواستگاری؟ - لعنت
- عزیزم. - نه، نه. درستش میکنم
امیلی
- ببخشید. نمیتونم درستش کنم - کیرم دهنت، ماریلیو!
منصفانهست
عزیز، بیا اینجا. بذار باهات حرف بزنم
- باشه. بله، بله. بله - بهتون خوش بگذره
- جواب پیامت رو داد؟ - نه، هنوز نه
ببخشید اونجوری که برنامه ریختم پیش نرفت
ببین، آم...
خدای من
همینجوری انجامش میدم
باشه، فقط سعی...
- رشته کلام از دستم در رفت - اشکال نداره. ادامه بده
فقط لطفاً، ادامه بده
عزیزم، ام...
- خفه شو! - ببین، خیلی برام ارزش داری
عزیزم، خیلی دوستت دارم
و میدونم امروز خیلی قاطی پاتی بوده...
و شاید یه خورده عقدهی کنترل داشته باشم،
و وقتی اوضاع طبق برنامهم پیش نمیره، بد اخلاق میشم،
- و زیاد فکر میکنم... - عزیزم
ولی یه چیزی که هیچوقت نمیتونم بهش شک کنم...
اینه که واقعاً چقدر تو رو دوست دارم
عزیزم، باهام ازدواج میکنی؟
بله!
- اُه، بله! - خدای من
- آره! آره! ایول، ماریلیو. بله! - بله!
کف کردم! اونجوری... قشنگ بود!
«تنها چیزی که لازم نبود بهش فکر کنم تو بودی»
بچهها! تو بودی
عزیزم، دوستت دارم! خیلی دوستت دارم
عزیزم، خیلی دوستت دارم. دوستت دارم
و میدونی چیه، برام مهم نیست که اتاقه از دستمون رفت
میدونم. میدونم چقدر سخت کار کردی. مهم نیست
میتونیم توی ساحل چادر بزنیم. من فقط میخوام زنت باشم!
نه! نه! هیچکس توی ساحل چادر نمیزنه
- همین الان از سرت بیرونش کن - دوستتون دارم
- مثلاً، باید بیاین پیش ما - پیش ما
فکر کنید، مثلاً، کادوی نامزدی ما به شما دو تا روحِ قشنگه
بله
- نه. آره. آره. ردیفیم - نه، خوبیم. اره. درسته
میخواین به سوئیت ویآیپی نه بگین؟
جکوزی و همه چیز هم داره
میدونم بد بلایی سر اون وان آوردیم، ولی جنس کارها بازار مشترک شده، نه؟
اِه
باشه. دادم ساکهاتون رو ببرن سوئیت بزرگه
اُه، دختر. خیلی زیادهرویه اون
چی؟ نه، نه، نه
راحت باشین. مهمون ما هستین
واقعاً حداقل کاریه که میتونیم بکنیم
بعد از اینکه احمقانه کیر کردیم توی خواستگاری قشنگت
خب، ببین. شاید...
شاید فقط امشب، خب؟
- تا وقتی یه هتل دیگه پیدا کنیم - آره!
- آره! اُه، پسر! - قبول. کی تشنهست؟
بشینید. راحت باشید
اگه نگران خلوت هستین و میخواین امشب سکس عجیب و غریب داشته باشین...
ما که خیلی پُر سر و صدائیم
نمیدونم این دیوارها جنسشون چیه، ولی بیشوخی هیچی نمیشنوه آدم!
باشه. گوش بدین
باورتون نمیشه. الان اونجا جیغ زدم
- آه... - آره، ما... صدات رو شنیدیم
مطمئنی صدای من بود؟
آره. مطمئنم
هی! اُه، نه، ردیفیم
نه، فقط خانمم جیغ میزد. آره، حتماً
هی، بچهها. نمیخوام فضولی کنم یا چیزی،
ولی شماها، مثلاً، مخفیانه میلیاردر هستین یا چی؟
- چرا میپرسی؟ - چون اینجا خیلی گرون به نظر میاد
فوق گرون. فکر کنم، تا قرون آخر پولی که داشتیم خرج اینجا کردیم
آره
وایسا. چرا همچین کاری کردین؟
رفیقم چارلی خیلی وقت پیش اومده بود اینجا و خیلی پوزش رو میداد
اگه میخوایم بریم تعطیلات، بهتره سوپرش رو پُر کنیم، درسته؟
و بعدش ورشکست شین؟
اُه، بازم پول در میاریم
من تو مطب دکتر کار میکنم. ران هم نگهبان پارکه
No comments yet. Be the first to leave one.