Pierwsze 200 wierszy.
...آنچه گذشت
بالاخره تونستیم محل زندگی عمه و عموی
خواهرزادت تو مکزیک رو پیدا کنیم
اونا یه وکیل گرفتن
و دارن اقداماتی انجام میدن تا سرپرستی سارا رو به عهده بگیرن
دلم برات تنگ میشه
عمو چین
منم دلم برات تنگ میشه
!اون رو دزدیدن استیو
من باید برم مکزیک
ازت ممنونم
!که اومدی
...تمام این ماجرا
چیزی جز یه بازیه انتقام نیست
صبرکن ، صبرکن، صبرکن ...شماها قرار مداری با
دیگو داشتین؟ آره
چند ماه قبل یه پرونده به دستمون رسید
خوان دیگو تو یه درگیری مسلحانه به قتل رسیده
...برادر خوان دیگو
کارلوس سردستهی باند قاچاق مواد مخدره
!باشه، این خون در برابر خونه
و من این رو گردن کس دیگه ای نمیندازم مسئولیتش با خودمه
ماشین عمو خورخه رو پشت سرم میبینی؟
اونا تو رو میبرن یه جای امن
کونو
اون زنده ست
اون زنده ست و ما باید پیداش کنیم
اینجا مکزیکه
میدونم
قاچاقچیا هر کسی رو بخوان میکشن
یه پلیس اهل هاوایی اینجا هیچی نیست
من راجع بهش باهات بحث نمیکنم حق با توئه کونو
حالا بزار یه چیزی در مورد پسرعموت بگم
اون قویه، اون خوش فکره
!و داره طاقت میاره
...اون طاقت میاره چون میدونه
ما قراره بریم و نجاتش بدیم
و ما نجاتش میدیم
و برش میگردونیم
درو باز کن
آدام
آدام
نمیتونستم یه گوشه بشینم !و هیچ کاری نکنم
چطور پیدامون کردی؟
کار راحتی نبود
میدونی، من مطمئنم داری قولت رو زیر پا میزاری
آره، خب الان تنها نگرانیم چینه
چیا میدونیم؟
ما یکی از آدمای دیگو رو گرفتیم
مک گارت سعی داره بفهمه
!چین ممکنه کجا باشه
هی
تو نباید میومدی
ولی خوشحالم که اومدی
خب چه خبر
اون یه حروم زادهی سرسخته
داداش آدام
من اینجام که هر کاری ازم میخواین انجام بدم
ممنون مرد
به تمام کمکی که بتونیم داشته باشیم نیاز داریم
خیلی خب، طبق گفته های این پسر
دیگو یه مقر تو جنگل داره
فکر میکنه چین رو بردن اونجا، باشه
ولی اونجا سی مایلی شمال اینجاست پس زودتر باید بریم
برای رفتن حاضریم، دنی اون بیرون داره ماشین رو روشن میکنه
!اون پسره رو هم حاضر کن
اونو برای پیدا کردن راه لازم داریم
بیاین بریم
آخرین بار کی بهشون غذا دادین؟
شیش روز پیش رئیس
میدونی، همیشه از قلاده استفاده نمیکنیم
ولی ممکنه سگا شاهرگت رو پاره کنن
!دوما اینطوری خیلی سریع تموم میشه، میدونی؟
!خیلی خنده داره
داری همه اینکارا رو برای شرف برادرت میکنی
!وقتی واقعیت اینه که هیچ شرفی نداشت
تو برادرم رو نمیشناختی
میدونم سعی کرد تو رو بفروشه
اون میخواست فرونترا رو لو بده ...با اینکه میدونست پلیسا
قراره ازش برای نابود کردن !تمام تشکلیاتت استفاده کنن
!اون بهت خیانت کرد کارلوس
...بفهم
این فقط راجع به خوان نیست
گابریل وینکرافت یکی از دوستام بود
!ازت میخوام سلامم رو بهش برسونی
!مغزش رو میترکونم
!چین هوات رو داریم
استیو
حالت خوبه؟
آره
!بیا از اینجا بریم
:ترجمه و تنظیم زیرنویس sin«سـینـا»cities
!عمو چین
سلام
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
سلام، حاضری - سلام -
تقریبا
هی استیو
وقتی با سارا خدافظی کردم
بهش قول دادم دوباره به دیدنش بیام
مرسی که کمکم کردی سر قولم بمونم
!قابلی نداشت
راستی یه چیزی رو انداختی
بیا اینجا
مجبوری بری؟
آره
ولی خیلی زود بازم میبینمت، باشه؟
میشه چند کلام باهات حرف بزنم؟
یه لحظه صبر کن
راستش، جرج منم میخواستم باهات حرف بزنم
میخواستم بگم متاسفم
نباید تو رو بابت اتفاقی که افتاد مقصر میدونستم
نه من اونیم که باید معذرت خواهی کنه
...و ازت ممنونم
!که سارا رو برگردوندی
البته
...میدونی من و ماریا
فقط صلاح اون رو میخوایم
برای همینم تصمیم خیلی سختی گرفتم
...اینا
مدارک سرپرستیه قانونیه
ما حضانت رو به تو میسپاریم
آره
اینجا جای امنی برای اون نیست
اون باید با تو برگرده هاوایی
تنها کاری که باید بکنی امضا کردنه
نمیدونم چی بگم
...فقط بهم قول بده
که میتونیم هر از گاهی بیایم بهش سر بزنیم
البته
حتما
ممنونم خورخه
حالا میتونیم بریم خونه عمو چین؟
آره، میتونیم
هی مرد
من به اندازه ای بهت حقوق نمیدم که یکشنبه هام بیای سر کار
تو اینجا چیکار میکنی؟
لعنتی، میتونم همین سوال رو از تو بپرسم
دارم وسایل سفر مکزیکم رو باز میکنم
تو چی؟
خب، من به دوک قول دادم کمکش کنم خودش رو جمع و جور کنه
بعدشم یه سمینار نیروهای ویژه برای گردهمایی پلیس ها
!اون دیگه چه کوفتیه؟
سلام
چه خبر؟
برگشتی
آره
سفرت چطور بود؟
خوب
اینجا چه خبره؟
خب جریان از این قراره
از وقتی که از خونه ی چین اومدم بیرون
یه جورایی بیخانمان شدم
...برای همین
بعضی وقتا میام تو دفترت میخوابم
ولی فقط وقتایی که جایی برای موندن پیدا نمیکنم
جری تو ماه ها قبل از خونه چین اومدی بیرون
چرا چیزی نگفتی؟
آره، جری تو نباید تو دفتر بخوابی
نه، اشکالی نداره
کم کم دارم راه و روش آوارگی رو یاد میگیرم
و اینجام خیلی راحته
ببین، من پایین تو اتاق خودم میخوابیدم
ولی اونجا پنجره نداره
و من دوست دارم با نور طبیعی بیدار شم
تا ساعت طبیعی بدنم مشکلی پیدا نکنه
تو میفهمی الان تقریبا ساعت 10 صبحه دیگه؟
جری
تو باید یه خونه بگیری
به جایی برای زندگی نیاز داری
سعی میکردم پیدا کنم !ولی سخته
وقی سابقه ی درست و حسابی نداشته باشی
من ضمانتت رو میکنم باشه؟
این چیه؟ این دیگه چیه؟
اوه، بزار ببینم
اونا وقتی اومدم اینجا بودن
فهمیدم برای تو گذاشتنش
پس چرا چهار تاش نیست؟ - !هان -
!اوه نه
اوه نه" چی؟"
دوباره اینکارو کردم
چیکار کردی؟
تو خواب غذا خوردم
خب، این خوابمم توجیه میکنه
فرمانده مک گارت لطفا موافقت کنین
دکتر جی کیمبو
دکتر کیمبو کیه؟
سلام
میخوای چیزی بهمون بگی مکس؟
خب، به نظر دکتر کیمبو
اشتباهی فکر کرده تو اینجا مسئول
!تمام تصمیمات راجع به استخدامی
واقعا مایه ی تاسفه چون اون
!کاندید قدرتمندی بود
کاندید قدرتمند؟
حتی یکی بهمون تعارف نمیکنی؟
یه پلیسایی میشناسم
که این رو توهین قابل دستگیری میدونن
مکس، چرا داری یه پزشک قانونی جدید استخدام میکنی؟
خب، حتی با حضور نولانی
No comments yet. Be the first to leave one.