Eastwick

Eastwick

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Eastwick S01E05 HDTV XviD-2HD
Komentarz od mehrdad_wizard

Tagi

HDTV
hdtv
XviD
HD
Opublikowano: 2010-03-05
Pobrania: 25
Dla niesłyszących: Yes

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

مي خواستم از شما سه تا براي اينکه

منو به جشن خودتون دعوت کرديد ، تشکر کنم

من دوست دارم با دخترها باشم

مي دوني اين تو بودي که ما رو دعوت کردي ، درسته؟

آره ، به هر حال ، اين مرغابي حرف نداره

بيا ، يکم بخور

شما هم دوست داريد يکم مرغابي بزارم توي دهنتون؟

مارچوبه چطوره؟

به سرآشپز گفتم که مطمئن بشه که ترد در بياد فقط براي شما

ممنونم. اين...اين عاليه

خوبه

اون پيشخدمت واقعا مي خواستت

ميدونم. سلام آقاي تابلو

حتي من هم جرقه هايي ديده ام

هيچي نبود ، باور کنيد

ميدوني ، بايستي باهاش لاس مي زدي. الان ديگه وقتشه

تو 10 سال توي زندان بودي

يه زندان دوست داشتني با 5 بچه ي قشنگ

آره ، اما تو حالا آزادي و و کارهاي زيادي هست

که مي توني با اين آزادي انجام بدي کت ، پس برو جالشو ببر

اين چيزيه که من ميگم

واقعا؟ خب شما مارچوبه ي ترد دوست داريد؟

مي دوني ، اين...اين چيزيه که من در موردش حرف مي زنم

تقسيم کردن احساسات ، دعوا با غذا

غلغلک بازي

من عاشق اينم که با شما خانوما جشن بگيرم

غلغلک بازي؟

يکم بيشتر شراب بخور

خداي من

اين همون دوست عکاست نيست؟

بايد دعوتش کنيم؟- نه ، نمي تونيم-

چرا نه؟- چونکه من قلبشو از سينه در آوردم و کوبيدم توي صورتش-

چونکه فکر مي کردم با نامزد سابقم به جايي مي رسم

خب ، مطمئنم که عذرخواهي کردي

آره ، هر روز به مدت دوهفته

و هنوزم عصبانيه؟

سلام ، ويل

خيلي خوشحالم که مي بينمت ، اين عينک جديدته؟

آره ، هنوزم عصبانيه

اطلاع داري که جوانا فرانکل چقدر

زيباست ، گذشته از اين باهوش و شيرينه

و يه هديه براي کسيه که بتونه اونو بدست بياره؟

اصلا ميدوني اون با من چيکار کرده؟

اون گيج شده و يه اشتباه کرده

خودت قبلا اشتباه نکردي؟

تمام اين زنها دارن در مورد اينکه تو چقدر زيبا و معرکه و

خوش چهره اي حرف مي زننن من بايد بگم

الان اينا رو توي تو نميبينم

خب ، زيبا و معرکه به کنار

موهاي قشنگي داري

تو يه دوست خوبي

و تو هم داري مثل يه احمق رفتار مي کني

عاقلانه رفتار کن و با جوانا خوب باش

تو اين کار رو نکردي- هيچ کس نبايد جوانا رو بزاره کنار-

خب ، به افتخار شجاعت

و چرخ و فلک کنتاکي

خيلي خوشحالم که شما رو ميبينم

داره به شما خوش مي گذره ، خانم فرانکل

خانم دون- شما آبروي همسر من رو برديد-

و خانواده ام رو با اين کاري که بهش مي گيد "روزنامه نگاري" تحقير کرديد

بچه هام ديگه پدري ندارن ، اونم بخاطر کار شما اينو مي دونستيد؟

آره ، اين روزا پاستور دون کجاست؟

بعد از اون که روزنامه چاپ شد غيبش زده

شما با اين کارتون يک مرد خوب و نجيب رو نابود کرديد

اميدوارم که راضي شده باشيد- خوب و نجيب"...خيلي ديگه داريد گنده اش مي کنيد"-

منظورم اينه ، بعد از اين همه...جنده بازي

آروم باش ، اليس. تمام اون چيزي که جوانا گزارش داده حقيقت بوده

روزي که من ادب و نزاکت رو از شما ياد بگيرم روزيه که

هممون داريم توي جنهم ميسوزيم ، روکسي تورکولتي

با پسري ميري بيرون که سنش به اندازه ايه که ميتونه با دخترت قرار بزاره؟

و تو...تو هم خانواده ي خوبي داشتي

و انداختيش دور که بتوني دنبال زنا

بيوفتي با اين دوتا زن و اين مرد؟- کي زن بازه؟من که زن باز نيستم-

همتون حالمو بهم ميزنيد ، شما حال همه رو بهم ميزنيد

شما مايه ي ننگ اين جامعه هستيد

فرار کردن از رستوران خودم توسط مردم

فکر ميکردم مي خواي يکي از دخترها باشي

ميدونيد چي چيزي ، طبق افسانه هاي باستاني

سرزمين ايست ويک رو خاص کرده؟

گردابي از قدرتهاي ماوراء طبيعي و انرژي

يه افسانه ي قديميه که ميگه

هر قرن يه بار اين گرداب آشفته ميشه

بوسيله ي يک پديده ي عجيب جايي که ماه

سه برابر اندازه ي معموليش نشون ميده

مغزهاي کسايي که

توي اون منطقه ي خاص زندگي مي کنن قاطي مي کنه

و ما رو غرق خوشي و خماري ميکنه

حالا تارک دنياها بهش ميگن ماه ديوانه

و اينم داستانيه که تو تعريف مي کني

خب ، اين واقعيه

و فردا شب قراره اتفاق بيوفته

آره ، درسته

ميدونيد ، ستاره شناساي مدرن بهش مي گن بازگشت 93 ساله

هر 93 سال ، ماه کامل ، توي حضيض

حرکت دوراني ماه به زمين نزديک تر ميشه

و ماه با تمام سياره هاي

منظومه ي شمسي در يک راستا قرار مي گيره

اين يه پديده ي بسيار نادرنجوميه. ااتفاق ميوفته

فردا شب ، حيوان دروني تمام شهروندان

آزاد ميشه

چطوري آزاد ميشه؟- نمي دونم-

بايد صبر کنيم تا ببينيم چي ميشه- خب ، من آرزو مي کنم که راست باشه-

اين شهر مطمئنا ميتونه ماه ديوانه خوبي داشته باشه

چيزي که بتونه اونا رو يکم حال بياره

آيا من تنها کسي هستم که از اينکه بشينه و قضاوت کنه حالش بهم مي خوره؟

خب ، من يه نوشيدني پيشنهاد مي کنم

براي بازگشت 93 ساله

که ممکنه باعث آزاد شدن

لذت دروني در مردم خوب ايست ويک بشه

لونا سولوو

"لاتينه ، معنيش ميشه"ماه آزادي بخش

لونا سولوو

\-= Mehrdad Wizard Present =-/

باشه ، آماده اي؟ اين يکي خيلي سخته- بگو ببينم-

باشه ، کدوم يکي رو ميخواي؟

خانم"ساموئلسون"معلم جبر و احتمال يا خانم"تالبوت"معلم انگليسي؟

"نياز به فکر کردن نيست ، خانم"ساموئلسون

اون يه جورايي زيبا به نظر مياد

و خانم"تالبوت"زيادي مثل مردهاست

چندش آور

من ميدونم از چه دخترهايي خوشم مياد

اون پوستر يه اژدهاست که زدي به ديوار؟

چي؟

نه

اين پوستر يه تيمه

من ورزش مي کنم

ميدوني ، بايد برم

هيولا هر لحظه ممکنه بياد خونه- هنوز بهت سخت ميگيره؟-

آره ، خيلي رنجش آوره. منظورم اينه که اون ميخواد

تمام جزئيات پسري رو که باهاش هستم رو بدونه

اين احمقانه اي ، منظورم اينه

ما که با هم نيستيم ، درسته؟

من اومدم

شام چطور بود؟

خوب ، زن پاستور سرمون داد زد و بهمون گفت فاحشه

اون که توي کامپيوتر بود کي بود؟

يه پسر بود؟ دوست بود؟ دوست پسر بود؟

يه پسري از مدرسه بود. ما توي يه کلاس هستيم

چه کلاسي؟ اسمش چيه؟

مامان ، بسه

ببين ، نياز نيست تمام پسرهايي که باهاشون حرف مي زنم رو بشناسي

خب ، درواقع ، بايد بشناسم

چونکه آخرين باري که با يه پسر رفتي بيرون

مورد حمله قرار گرفتي

آره ، ميدوني چيه؟ دارم سعي مي کنم فراموش کنم

اما يکم سخته وقتي که تو دائما اينو به يادم مياري

ميبخشيد ، خانم کوچولو؟

"شما اجازه نداري به من بگي"خانم کوچولو

براي 15 سال ، تلاش کردي که دوستم باشي

نمي توني همينطور يکدفعه بشي مادرم

من هروقت که دلم بخواد مي تونم تو رو"خانم کوچولو"صدا کنم ، خانم کوچولو

و باور کن من مادرتم اينو بهت ثابت مي کنم

ميدوني ، اگه نمي خواي بهم اعتماد کني

شايد من بايد يه دليل بهت بدم که هيچوقت نتوني بهم اعتماد کني

دوست داري حبست کنم؟

تو نمي توني

آره؟ پس ببين تو حبسي

به تو که گفتم که مي تونم

جوانا فرانکل ، گزارشگر بزرگ من چطوره؟

ببين ، چاپ فردا زياد خوب نيست

تو چيزي نداري که بتونيم اضافه اش کنيم؟

در حقيقت ، مي خوام يه چيزي رو فاش کنم

خوشمزه به نظر مياد ، چي داري؟

خب ، خب از يه منبع قابل اطمينان گير آوردم

که"جان ويلبورن"ديشب مجاني توي

گريسي استول مجاني نوشيدني خورده

و؟

و"جان ويلبورن"مسئول تمام منطقه هاست

کلايد ، همه مي دونن که استول براي اون داره لابي مي کنه

پس اونا مي تونن پول بيشتري بزنن جيب

اينم يه رسوايي از رشوه خواري

چي فکر ميکني؟- نه-

وقتي که لابي کردن و اين چيزا رو مي شنوم ، خوابم ميگيره

يه داستان بزرگ ميشه ، کلايد- مثل"پاستور و فاحشه ها"بزرگ نيست-

من به داستانهايي مثل اين نياز دارم

مردم خيلي دوستش داشتن

اينجور داستانها هر روز اتفاق نمي افته

ميدوني چرا قديمي ها ميگن که

تو به اندازه ي سرخط خبرهاي ديروز خوبي"؟"

اين حرف کليشه ايه چون درسته

جوانا ، ستاره ي مني يا طالع نحس من؟

چونکه اگه تو ستاره ي من باشي ، من به يه داستان آبدار و بزرگ

روي ميزم براي چاپ فردا صبح نياز دارم

و اگر طالع نحس مني

خب ، تولد پيرترين گربه ي ايست ويکه

يکي بايد در موردش يه چيزي بنويسه

من بايد چيکار کنم؟- در مورد موهات ميگي؟-

مگه موهام چشونه؟

هيچي ، اونا فوق العاده هستن

من ازشون خوشم مياد

...اگه نتونم يه داستان خوب گير بيارم

براي نوشتن گزارش بايد برم به مهموني حيوانات

تو الان يه داستان بي نقص و زيبا تو دستته

منظورم اينه الان روش نسشتي منتظر که گفته بشه

چي؟ دارل رو ميگي؟ اون يه داستان نيست

اون فقط يه مشت حدس و گمان و تئوري هاي اثبات نشده است

و مدارک توي آپارتمانم هم دزديده شدن

من هيچي ندارم- اين درست نيست-

منبع مخفي من چند تن از اطلاعات دم در خونه ام گذاشته

منظورم اينه ، تو اصلا با اين يارو

More Farsi Persian subtitles for Eastwick

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left