Pierwsze 200 wierszy.
همه شخصیت ها، نامها، سازمانها، گروه ها ساختگی ست و تمامی دستورالعمل های ایمنی حیوانات، رعایت شده
حالت خوبه؟
خوبم
خدارو شکر
ممکن بود بدجور صدمه ببینی
آقای سئون
!آقای سئون
نمیدونم الان چه اتفاقی افتاد
بابت همه چی، عذرخواهی میکنم
سئون اوه هیول معمولا وقتی مست میشه، میخوابه
پس نمیخواد نگران بشین
نیازی به عذرخواهی نیست
اگه اون نبود، الان تو بیمارستان بودم
واقعا ممنونم
!دقیقا
هیچ کسی صدمه ندیده، این مهمه
خودتو اذیت نکن
احتمالا خیلی شوکه شدین ازتون ممنونم که درک می کنین
تمام تلاشمو میکنم تا مهمون خونه رو اداره کنم
من بهت ایمان دارم -❤ @moonriverteam _sns ❤-
همه میدونن که مدیر شین دست به خاک بزنه طلا میشه
منم تو همه کارایی که نیاز داشته باشین، کمک میکنم
ممنون
ممنون که امروز اومدین
به سلامت برسین
باشه، بازم می بینمت
بهت زنگ میزنم
چطور تونست اون همه هشدار منو، نادیده بگیره؟
!همیشه هر جور عشقش میکشه رفتار میکنه
هه سون
!همش درباره هه سون حرف میزنی
!رفت خونه شون، لعنتی
!هه سون
!هه سون
...هه سون
جالبه
یعنی چشمام اشتباه دیدن؟
نباید دیگه بهش فکر کنم
...این دیگه چه
من کجام؟
مردم پوست میگو رو برای هرکسی نمیگیرن
هه سون
!وای، نه
جلو هه سون، عین خنگ و خلا رفتار کردم
خدای من
الان به خودت اومدی؟
با توجه به این حالی که داری احتمالا یه چیزایی یادت اومده
...واسه چی
یه کاری نکردی که جلومو بگیری؟
کردم
بدنم همه چیو به یاد میاره
بعد خوردن اون همه غذای انسانی احساس میکنم حالم بده
... پس با اجازه میرم یه هوایی بـخــ- !به همین خیال باش-
چی بهت گفته بودم؟
اول، درباره هه سون حرف نزن
!دوم، تماس فیزیکی ناگهانی، ممنوع
!سوم، زل زدن ممنوع
هزار بار بهت گفتم یه کاری نکن که !هویتت لو بره
گفتی
چطور نمیتونی سر قولت بمونی؟
...خب
همشونو شکوندم؟
...حالا با خودشون چی فکر میکنن
بدون اینکه یه قطره الکل بخوری این ماجراها رو درست کردی؟
متاسفم
...ولی چطور وقتی واسه من، میگو پوست کنده بود
بهش نه میگفتم؟
الان مثلا بهونه آوردی؟ -❤ @moonriverteam _sns ❤-
از حالا به بعد، هر مدل غذای انسانی، ممنوعه فهمیدی؟
!تکون بخور
خدایا
سرم سوت میکشه
اینم مدرک
این مدرکه؟
پس تو زیرزمین عمارت که طلاها ...توش دفن شده بود
یه دونه سیبیل گربه پیدا کردین که فکر میکنین مال آقای کو ـئه؟
واسه همین هم فکر میکنین آقای کو، طلاها رو دزدیده
فکر نمی کنین یهویی نتیجه گیری کردین؟
این... چطوری باید اینو تفسیر کنم؟
درسته، فرض کنیم یه موی دراز اینجا پیدا کردیم
...از روش نمیشه نتیجه گیری کرد که
آها! دونگ سئوپ، دوست دختر داره؟
منو چیکار دارین حالا؟
مثال زدم بابا
یه دونه سیبیل، مدرک کافی محسوب نمیشه
...نمیخواستم اینو بگم، ولی
چیه؟- گربه ها به دزدی، معروفن-
همش اینور اونور میرن و غذا میدزدن
دیگه مسخره شدی
حرف گربه زدیم
اینو واسه " شیطان اهریمنی " به کار نمیبرن؟
!درسته- !درسته-
هی
این روزا کسب و کار خیلی کساده پس حالشو ببر
سس سویاش کو؟
این چه کوفتیه؟
دادمش به یه گربه
شما؟
از دیدنتون خوش وقتم من کو نام یانگ ـم
همون آقای کو که وصفشو شنیدیم؟
آقای کو؟- آقای کو؟-
رئیس، امروز بعدازظهر با یه مشتری قرار دارین
آره، میدونم
حالتون خوب نیست؟
نه، خوبم
آقای گو
بله، قربان
...احیانا
به روح یا خرافات، اعتقاد داری؟
خرافات؟
...همینطوری میگم ها
به موجودات ماورای طبیعی که تو فیلما می بینیم، باور داری؟
مطمئن نیستم
تا حالا باهاشون برخورد نداشتم
می فهمم
البته
چطور میتونی باور کنی هستن وقتی هیچ وقت ندیدیشون؟
اگه با چشم خودت می دیدیشون بعد باور داشتی؟
معلومه
من هیچ وقت به چشمای خودم، شک نمیکنم
به چشمات شک نمیکنی
می فهمم
البته
باید چیزی که می بینم رو باور کنم
موضوع چیه؟
...پس
میزاری یه بار به چشمای تو، اعتماد کنم؟
اینم سس سویا
خودتی، همونی که اومده بودی فالتو بگیرم، نه؟
حداقل تو حواست جمع ـه
میدونستم یه رهگذر معمولی نیستی
فورا از راز کارم سر درآوردی
تمام اسرار کسب و کارتون خیلی درب و داغونه
چطور ممکنه خون رو میز بزاره یکی؟
!و اون موهاتو کوتاه کن
این چه مشکلی داره؟
سس سویا بد شده؟
حالا گوش کنین
یه سوال ازتون میپرسم
و شما هم حقیقت محض رو میگی
طلایی که تو زیرزمین عمارت بود
شما برش داشتی، نه؟
چی داری میگی تو؟
بفرما
مدرکم دارم
پس فکرشم نکن انکارش کنی
نمیدونم درباره چی حرف میزنی
تو اوه هیول ساده رو گول زدی
که اگه صد سال تو تابوت زالزالک بخوابه میتونه انسان بشه
و موقعی که خواب بود -❤ @moonriverteam _sns ❤-
تمام طلاهای تو زیرزمین رو بردی
این موی سیبیلت هم ثابت میکنه تو اونجا بودی
حق با توئه
من تو زیرزمین بودم
بشین
با این وجود
طلا هیچ اهمیتی واسه من نداره
سئون اوه هیول
رفتم اونجا که شرایطشو بررسی کنم
اوه هیول عین تخم مرغ عسلی ـه
اون نه یه خون آشامه، نه انسان
...ولی این وسط
چیز عجیبی حس نکردین؟
اوه هیول هیونگ نیم، همیشه خدا عجیب غریب میزد
کجای یه خون آشامی که میخواد آدم بشه، عادیه؟
اون حساسترین و درواقع خطرناکترین زمان زندگیش رو میگذرونه
و به کمک شماها نیاز داره
اتفاقی براش افتاده؟
یه تخم عسلی میتونه تبدیل به یه تخم مرغ پخته بشه
ولی هیچ وقت جوجه ازش بیرون نمیاد
جوجه؟
چی میگه؟
منظورت چیه؟
...چرا اون باید
گفته میخواد جوجه بشه؟
چطور جرات میکنی درباره هیونگنیم ما !این مدلی حرف بزنی؟
!حالا جو نگیردت، بشین
مراقب اوه هیول باشین
و اگه چیز غیرعادی دیدین، خبرم کنین
خودم میتونستم بیام دفترتون
تمام روز تو دفترم هستم
گفتم بیای که یه هوایی بخوریم
دیشب راحت رسیدین خونه؟
آره
راستی
آقای سئون چطوره؟
اصلا لب به مشروب نزده بود ولی خیلی ناجور، مست شده بود
همینطوره
منم نمیدونستم در این حد، بی ظرفیته
بزار از طرف اون، عذرخواهی کنم
متاسفم
تو نباید واسه این، عذرخواهی کنی
تقصیر تو نبود
...درسته
تقصیر من نبود
درسته
میخواستم درباره بازسازی باهات صحبت کنم
متوجه ام -❤ @moonriverteam _sns ❤-
...کارگرای وارد و کار درست میزارم سر این کار
روند بازسازی رو سریعتر میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.