Pierwsze 200 wierszy.
آمريکاي لاتين يکي از منطقه هايي که بچه ربايي در هر شصت دقيقه اتفاق ميفته و هفتاد درصد قربانيان نجات پيدا نميکنند
بله؟ بفرمائيد؟
خانواده همه چيز آدمه, مگه نه؟
حالا, آيا پسرتو دوست داري؟
بله
حالا, ميفهمي؟
تو يه قرارداد ده ميليون دلاري بيمه اي داري من اينو ميدونم
از اين دستوراتي که بهت ميدم متابعت ميکني
يا خدا به داد بَچت برسه
تو بايد پيراهنت رو در بياري
و اونو تو دستت بيرون از پنجره ماشينت بگيري
ما حرفه اي هستيم
تنها بيا
ال پاسو, تکزاس آمريکا خطه مرزي مکزيک
جورجيا!از من تبعيت کن من دوستت دارم زودباش
پس اينطوريه, ها؟ درسته
اين زن خواهر داره؟
کار چطوره؟
ژاپني ها اينجا بطور عجيبي رخنه کردند
کار کم, فضاي بزرگ کارخونه اما اونا احساس امنيت بيشتري اونطرف مرز تو ال پاسو مي کنند
من مرتب اونارو ميارم و مي برم فکر ميکنند من جان وين هستم
من اينجا مثل يه پادشاه زندگي مي کنم آره, همينطوره
کار ميکردي؟ آره نه
نه داشتم اين اطراف ميچرخيدم ميدوني که کلمبيا يه چندتا مکان بودم که نميتونم اسم مکانشو بهت بگم
چيز جالبي توجه منو جلب نکرد
تو فکر ميکني خدا اعمال مارو ميبخشه؟
نه اينطور فکر نميکني؟
منم همينطور
چند وقت ميموني؟ نميدونم, من فقط ميدوني
ميخواستم بيام ببينمت, ري ببينم تو داري چيکار ميکني
همينطور سَرزَده و ناگهاني پاشدم اومدم
من از اين جور کاراي ناگهاني بلدم
چه اتفاقي افتاده؟
خانواده خون بها رو پرداخت کرد و بعدش يکي, دو روز بعد بچه رو فرستادند خونه
البته, بدون يه گوش
الان هر مادري تو مکزيکوسيتي با يه کمي پول, محافظ بزرگتر و بهتري ميخواد
از جمله زن خودم متنفرم از اينکه اينو بهت بگم, اما اونم حق داره
اونم حق داره
ببين, سَمي, تمامي مشتري هاي من بيمه عمر و آدم ربايي دارند
منم يه بيمه دارم, که پدرم بهم داده
آره, ميدونم من براي پدرت گرفتم
اما بعد از شصت روز ميخواي چيکار کني وقتي نميتوني تمديدش کني براي اينکه محافظ شخصي نداري؟
ميدونم مجبور بودم بذارم اميليو بره
خب, بايد ليسارو راضي کني منظورم اينه که يه همچين تيکه اي پيدا کردنش کار مشکليه
ببين
يه محافظ ميتونه برات هر کاري بکنه هر چي پول بدي برات جبران ميکنه, باشه؟
ميتوني اينکارو بکني يکي رو پيدا کني که سابقه خوبي داشته باشه
ما که اينجا دنبال سوپرمَن لعنتي نميگرديم درسته؟يه آدم اَرزون قيمت پيدا کن
تا بيمه رو تمديد کني و بعدش اونو به يه دليلي اخراجش کني مثلاً بعلت عدم صلاحيت
از شوخي گذشته مهمترين چيز اينه که دخترت به مدرسه ميره
و اينکه همسرت امنيت ميخواد
اينطوري تو تنها خانواده بدون محافظ توي محله نخواهي بود
درسته, يه محافظ اسپانيايي تو به اندازه کافي خوبه
تو ديوونه اي حتي به قيافت ميخوره که محافظ باشي
با وضعيتي که من دارم من نميتونم حتي از يه جسد محافظت کنم
اين فقط براي چشم و هم چشمي پولداراست هيچ اتفاقي نمي افته
آره؟ تو فکر ميکني يه آدم الکلي رو استخدام ميکنند؟
تو بايد مشروب خوردنتو کنترل کني
مثلاً اگه اونجا, ميدوني فقط ميگم يه بچه ربايي صورت گرفت چي؟ انوقت چيکار کنم؟
تمام تلاشت رو بکار بگير اونا اونقدر بهت پول نميدن که بخواي معجزه کني
اينکه کلاهبرداري نيست, کريس حتي با نصف سرعت, بازم تو خوبي
آره اما يه محافظ بايد نزديک مردم باشه, به هرحال
بايد دائماً حرف بزنه ميدوني من بدَرد اينکار نميخورم
تو از نوع ساکتش باش اونا بيشتر ازت تقدير ميکنن
محافظ خب حالا اين يارو کيه؟
ساموئل راموز يه مرد جوون
اون مالک يه کارخونه صنعتي تو خوآرزه جدي؟
کار صنعت ماشين سازي ژاپن داره به توالت کشيده ميشه
اون داره فورد رو متقاعد ميکنه که باهاش شريک بشه
فکر ميکنم اون تو دَردسَر افتاده خانوادش تو مکزيکو سيتي زندگي مي کنند
اون ازم پرسيد که آيا شخص مورد اعتمادي رو ميشناسم
و تو منو پيشنهاد کردي؟ آره
اين شغل رو قبول کن کريس يه کمي هوا بخور
بعد تصميم بگير که ميخواي ادامش بدي يا نه
بعلاوه, از اينکه اينجا هستي خوشحالم, ميدوني که؟ من اينجا هيچ همدمي ندارم که باهاش صحبت کنم
گوش کن, همسرم يه آدم مرتب و مؤدب ميخواد
تو پنجمين نفري هستي که اون توي اين هفته مي بينه
سابقه تو کاملاً تحسين برانگيزه
يه شانزده سال تجربه تو ارتش داري تجربه طولاني مبارزه عليه تروريسم
تعجب ميکنم اگه کسي بتونه از عهده تو بربياد شعارت چيه؟
يه نوشيدني
چه تأثيري روت ميذاره؟
هماهنگي, زمان عکس العمل
اگه آدماي حرفه اي بخوان دخترت رو بدزدن من تمام تلاشم رو بکار ميگيرم
اما خدماتي که ارائه خواهد شد بستگي به مبلغ پرداختي داره
اگه افراد آماتور بخوان دست به آدم ربايي بزنن چي؟
احتمالاً مي کشمشون اينطوري خوبه؟
نه
هيچکس نبايد از مشروب خوردن تو باخبر بشه از جمله همسرم
!ليسا
!ليسا
همسرم ليسا و اينم جان کريسي
تو آمريکايي هستي شما هم همينطور
همش اينجاست
مشروب ميل داري؟ بله, ويسکي با آب خوبه
از اينجور کارا قبلاً انجام دادي؟
نه, خانم
اما تجربيات زيادي در زمينه هاي مشابه داشته
شما تشکيل خانواده داديد, آقاي کريسي؟ نه
پيتا؟پيتا
بله, مامان؟ عزيزم, ايشون آقاي کريسي هستند
به انگليسي, عزيزم ميخواي اتاق آقاي کريسي رو بهش نشون بدي؟
از اينطرف, آقاي کريسي باشه
ممنونم
به همين راحتي؟
من فکر ميکنم اون يه آمريکائيه خيلي خوبه
بنظر من که اون فوق العادست تو مطمئني؟
ممنونم
ممنونم
حالا خيالم راحتتر شد
!سلام, برونو
اين بورنوئه, باغبون اينجا و اونم مارياست, آشپزه اينجا
!سلام, ماريا !سلام, پيتا
اين اتاق رو اين بالا دو هفته پيش درست کرديم از قبلش خيلي بهتر شده
اينجا هم تلويزيون داري هم پخش سي دي چه نوع موسيقي دوست داري, آقاي کريسي؟
نميدونم نميدوني؟
نميدونم
صداي پرنده است اميليو فراموش کرده وقتي داشت ميرفت اونو با خودش ببره
اميليو آخرين محافظ من بود
تا حالا از بچه هاي زيادي محافظت کردي, آقاي کريسي؟
کريسي ميتوني منو کريسي صدا کني و نه, تو اوليش هستي
کريسي
خداحافظ, کريسي
خداحافظ, پرنده
فردا بايد بري مدرسه ما ميتونيم يه سگ بياريم؟
پدر بهم قول داد وقتي مدرسه شروع بشه يه سگ برام بگيره
آره, حالا بذار ببينم
اگه يه سگ بياريم, دست از سَر خرس بر ميداري؟ تو ديگه براي اين خرس پير شدي
از آقاي کريسي خوشت اومد؟ کريسي اون گفت فقط کريسي صداش کنيم
اين که بي احترامي نبوده, بوده؟ نه, نه اگه اون خودش ازت خواسته
بيا بيا بگير بخواب
اونم شبيه خرسه
آره؟ يه خرس بزرگ و غمگين
مگه اون غمگينه؟ فکر کنم
شب خوش, عزيزم
ميشه فردا صبح يه کمي نخ ابريشمي بهم بدي؟
نخ ابريشمي؟ آره, از نوع توت فرنگي
حتماً
شب بخير, خرسي
کريسي خرسه
اون يکي براي چيه؟ لا ويرجين ده گوآداموپه
کار براي تويوتا براي فورد
اگه يکي بميره, شايد اون بتونه روحش رو در ديگري بدَمه نميدونم
اون اَزَش خوشش اومده
درباره چي حرف ميزني؟ کريسي
پيتا ازش خوشش اومده
پيتا از مدرسه خوشش مياد پيتا اگه دراکولا رو هم ببينه خوشش مياد عزيزم
باشه؟
هي تو حالت خوبه؟
نميدونم خوبي؟
نميدونم, ليسا دارم سعي ميکنم
درسته, درست شنيدي زودباش
خيله خب
حالا برو پيش اميليو
برو خونه تو آزادي, عزيزم
اهل کجايي, کريسي؟ آمريکا
ميدونم, کدوم ايالت؟ ايالت خاصي نيست
تو ميتوني هم رانندگي کني و هم حرف بزني نه, نميتونم, پيتا, پس لطفاً بذار کارمو انجام بدم
قصد داري بموني؟
آخرين محافظ من از اينجا رفت يه کسي پول بيشتري بهش پيشنهاد کرد
فکر کنم پس من بايد چونه بزنم, ها؟
سياه پوست بودن تو مکزيک يه امتيازه مثبت يا منفي براي محافظ بودن؟
زمان اينو ميگه
تو اين شش روز اَخير بيست و چهار تا بچه ربايي تو مکزيک اتفاق افتاده
چهارتا در روز جداً؟بيست و چهار تا؟
بيست و چهار تا نظرت در اين باره چيه کريسي؟ من فکر ميکنم تو بيشتر از سن و سالت ميدوني
خب, ممنونم
بعداً ميبينمت بايد امضا کني
چي؟ بايد بياي داخل امضا کني و کارت شناسايي نشون بدي
زودباش
اونجا
سلام, مانوئل سلام, پيتا
!سلام, پيتا !سلام
پيتا!خوشحالم که دوباره تورو ميبينم
خواهر آنا اين کريسي محافظ جديد منه
خواهر آنا, سرپرست معلم هاست آقاي کريسي
عجله کن کلاست داره شروع ميشه برو, برو خداحافظ, کريسي
خواهر
بايد مراقب پيتاي ما باشي اين خوب نيست که اون امروز دير کرده
من خيلي متاسفم بايد به قوانين اينجا عادت کنم ديگه اين اتفاق پيش نمياد
جسارت نباشه اما جاي تاسفه که شغلي مثل شغل شما بايد وجود داشته باشه
منم همينطور, خواهر منم همينطور
تو کاري که انجام ميدي تا حالا شده که کمک خدارو حس کني؟
نه, مدتهاست که نديدم
تو انجيل اومده بر شيطان نمي شود غلبه کرد مگر آنکه
با نيکوکاري بر او غلبه کني
اين قسمت دوازده لاتين شعر بيست و يک
من همون گوسفند گم شده هستم, خواهر مقدس
کريسي, وقتي که بچه بودي از مدرسه خوشت مي اومد؟
يادم نمياد يادت نمياد؟
نه, يادم نمياد نه, خوشم نمي اومد
چرا نه؟
چون که مدرسه من مثل مدرسه تو نبود پيتا ما هيچ خواهر آنايي نداشتيم
ناراحت بودي؟
ناراحت بودن, يه حالت ذهنيه من واقعاً يادم نمياد
چه اتفاقي براي دستت افتاده؟
يه عيب مادرزادي نه نيست
ببين, ديگه سوال نپرس, باشه؟
اينکه واقعاً سوالي بود بنظر مثل سوال مي اومد
نه, ممنونم ممنونم, نه, نه
No comments yet. Be the first to leave one.