Sezon 1

Informacje o wydaniu

Delico's Nursery - 06
Komentarz od Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

Tagi

hdtv
Opublikowano: 2024-09-11
Pobrania: 41
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 184 wierszy.

خوب ، مطمئنم همتون گرسنه اید

... بیاید همگی بریم سر میز

! کلارا ، یه مشکلی داریم

نمی تونم اورو رو پیدا کنم

بقیه ی بچه ها هم ناپدید شدند

اینجا چه خبره ؟

مهدکودک دلیکو

می خواهی بری سر کار ؟

! بیا یه کمی دیگه بازی کنیم

یه ماجراجویی کوچیک

ببخشید ، دخترها

اما سریع کارم رو تموم میکنم و مستقیم برمی گردم اینجا

! بهتره جدی گفته باشی

! قول میدم

آره ، این یه قوله

... خوب

من میرم بیرون

! باشه

رافائل ، وقتی نیستم مراقب اورو باش

نمی خوام

گوش کن ، رافائل

تو تنها برادری هستی که اورو داره

اگه اتفاقی برای من بیوفته ، تو باید ازش محافظت بکنی

نمی خوام ، به هر حال ، اینطور هم نیست ! که بتونم ازش محافظت کنم

مشکلی پیش نمیاد ، می دونم از عهده اش برمیای

به هر حال ، تو پسر منی ، مگه نه ؟

نمی خواهی چیزی بگی ؟

مثلاً چی ؟

یه خداحافظی گرم برای بابات

لازم نیست ، من که بچه نیستم

! خیلی بیچاره ای

! اما هر کاری که دلت می خواد بکن

! نزدیک بود

! بیا بعدش توپ بازی کنیم

! بیا توی اتاق گرفتن توپ بازی کنیم

... واقعاً باید یه بازی آرومتر پیدا کنید

! جداً عجب بچه هایی هستید

درسته

ما بچه ایم

اینجا برای کتاب خوندن خیلی پر سر و صداست باید آرومتر باشید

!چی گفتی ؟

لازم نیست اینقدر عصبانی بشی

بی خیال ، بی خیال ، فقط منظورش اینه که بهتره آرومتر باشید

... شاید شما و تئودور-ساما بتونید

! فکر عالی ایه ! باید با ما گرگم به هوا بازی بکنی

! فکر خوبیه

اوه ، النا-ساما ... حالت خوبه ؟

! از النا معذرت خواهی کن

خفه شو

! اگه کار اشتباهی بکنی ، باید معذرت خواهی بکنی

! من معذرت خواهی نمیکنم

! معذرت خواهی کن

! خفه شو ! از من دور شو

!چطور جرات کردی ؟

! معذرت خواهی کن ! معذرت خواهی کن

! اربابهای جوان ، لطفاً تمومش کنید

! معذرت خواهی کن

! ... تو

دیگه کافیه

چی باعث همه ی اینها شده ؟

تئو با لوچیا و النا بدجنسی کرد

متوجهم که دارم همچین فکری رو بهتون تحمیل میکنم

اما واقعاً دلم می خواد اگه بشه با هم کنار بیاید

! اون چیزیه که ما هم می خواهیم

! وقتی دعواتون میشه ، باید بعدش آشتی کنید

متوجه میشید ؟

! آره ، می فهمیم

! همه باید با هم کنار بیایم

ارباب جوان تئودور و ارباب جوان آنجلیکو اون شامل حال شما هم میشه

باید از همدیگه معذرت خواهی کنید

ببخشید

ارباب جوان تئودور ؟

بفرما ، بهتره زودتر معذرت خواهی بکنی

نه ، من متاسف نیستم

با اینکه می دونی کار اشتباهی کردی ؟

من کار اشتباهی نکردم

اما دلت می خواد با همه کنار بیای ، مگه نه ؟

احتیاجی ندارم با یه مشت بچه کنار بیام

چی داری میگی ، تئو ؟

خودت هم یه بچه ای

! نه ، نه ، نه

! من بچه نیستم ! از من دور بشید ، مزاحمم نشید

چی شده ؟ هیچکس اونجا نیست

ارباب جوان تئودور ؟

ظاهراً

داره توهمات مرحله ی پیلگی رو تجربه میکنه

... شما

! مامان

با اجازه

من زنگ زدم ، اما کسی جواب نداد

من از آژانس ولاد ، کیت لورکا هستم

مادر لوچیا و النا

! پس شما ... هنریکه-ساما

! بله ، اون مامان ماست

! مامان و بابا یه ازدواج سیاسی داشتن

لازم نبود اون بخشش رو به بقیه بگی

! چشم

و من مادر ارباب تئودور هستم

دقیقتر بخواهیم بگیم ، مادر جایگزینش هستم

به عنوان پیشخدمت در کلاسیکو خدمت میکنم آلبرخت هستم

از آشناییتون خوشحالم

اتفاقی که افتاد رو به عنوان توهمات ... مرحله ی پیلگی توصیف کردید

ارباب جوان تئودور تازه هفت سالشون شده

نباید ممکن باشه

همچین مواردی در گذشته هم بوده

گمان میکنم که اون پسر مرحله پیلگی زود هنگام رو تجربه میکنه

معمولاً ، علائم مرحله ی پیلگی در دوران بلوغ شروع به آشکار شدن می کنند

تقریباً در حدودهای سن سیزده چهارده سالگی

خون آشامهایی که توی مرحله ی پیلگی هستند می تونند توهماتی که هم شنیداری هستند و هم دیداری رو تجربه کنند

به همراه وهم ، حسادت و تغییرات خلقی شدید

به خاطر این وضعیت شدید ناپایداره که اونها رو

برای تحت نظر بودن به کلن می فرستیم

و در موارد نادر

یه بچه می تونه حتی توی سن کمتر هم به مرحله ی پیلگیش برسه

چی می تونه باعث همچین چیزی بشه ؟

... باید برم جیش کنم

باید خودت تنهایی بری ، تو که بچه نیستی

گمان کنم که ارباب جوان شدیداً دلش می خواد هر چه زودتر بزرگ بشه

احتمالاً بخاطر اینه که دینو-ساما آرزوشون برای اینکه تئودور-ساما

رئیس بعدی خانواده بشن رو بیان کردند

امکانش هست که اون

احساسات تمام این مدت ارباب جوان رو نگران کرده بودند

... اون هم وقتی هنوز اینقدر جوانند

این سرنوشت اونهاییه که توی خانواده های اصیل بدنیا میان

البته ، خانوادشون مشکلات زیادی هم دارند

که برای همونه که سعی میکنم به عنوان ... یه مادر جایگزین رفتار کنم

قصد ندارم از مسائل خانواده ی یه نفر دیگه انتقاد کنم

فقط اومدم دخترهام رو ببرم خونه

اما از کجا می دونستید کجا پیدامون کنید ؟

افسران ارشدمون دستوری برای تمام اعضای آژانس ولاد صادر کردند

که در جایی بجز خونه هاشون مخفی بشند

و همسرم اصرار داشت که بچه هامون رو در این به اصطلاح مهدکودک پناه بدیم

برای این که سر در بیارم که چیکار می خواد بکنه افرادم رو فرستاده بودم که تحقیق کنند کجا می تونه باشه

چه تصادفی ، راستش من هم مخفیانه کارفرمام رو تعقیب کردم

... بخاطر نگرانی برای ارباب جوان

... همه ی اینها بخاطر شوخی مسخره ی لرد دالی بوده

ای بابا ، مایه ی دردسره

گوش کن ، رافائل

تو تنها برادری هستی که اورو داره

من هیچوقت نخواستم که یه برادر بزرگتر باشم

رافائل ؟ کجا داری میری ؟

تا از شرش خلاص بشم

از شرش خلاص بشی ؟

! رافائل ! تو نمی تونی از شر اورو خلاص بشی

داره از شر اورو خلاص میشه ؟

... نه ، از این وضعیت خوشم نمیاد

! هی ، تئودور ، باید جلوی رافائل رو بگیری

! اگه یکی از شر اورو خلاص بشه ، دلم بحالش می سوزه

چرا دارید به من میگید ؟ به بزرگترها بگید

! اما تئودور ، تو گفتی که بچه نیستی

اگه بچه نیستی ، یعنی بزرگسالی

زود باش ! اگه اینقدر بزرگی ! باید جلوی رافائل رو بگیری

! لطفاً

فقط بگو نه ، تو یه بچه ای ، این برات زیادیه

بهتره بری یه بزرگسال رو پیدا بکنی

! لعنتی

! ما هم باید بریم

! آره

خوب دیگه ، من النا و لوچیا رو می برم خونه

بله ، منم زحمت ارباب جوان تئودور رو کم میکنم

متاسفانه نمی تونم همچین اجازه ای بدم

کارفرمای من وظیفه ی

مراقبت از بچه ها رو در اینجا در غیابشون به من محول کردند

اگه کل آژانس ولاد الان هدف یه گروه تبهکار قرار گرفتند

اون باعث نمیشه که اینجا امنتر باشه ؟

مطمئنم تو اینطور فکر میکنی

ارباب من دالی دلیکوست

بدون اجازه ی ایشون نمی تونم اجازه بدم که اون بچه ها از اینجا برند

... این مشکل بزرگیه

بنظر میاد نمی تونم با تو به جایی برسم

می خوام که مستقیماً با لرد دالی صحبت کنم

پس تا وقتی که ارباب برگردند اینجا می مونید

بله ، گمان کنم بمونم

در اون صورت ، چرا برای غذا به ما ملحق نمی شید ؟

می تونم فوراً یه مقدار خوراک گرم کنم

خوب ، مطمئنم همتون گرسنه اید

... بیاید همگی بریم سر میز

! کلارا ، یه مشکلی داریم

نمی تونم اورو رو پیدا کنم

مهدکودک دلیکو

! خیلی متاسفم

... اگه از بچه ها چشم برنداشته بودم

نه ، کلارا-سان ، این تقصیر تو نیست

بله ، با درنظر گرفتن اینکه ما بدون اطلاع قبلی اومدیم

Delico's Nursery subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Delico's Nursery

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left