Pierwsze 191 wierszy.
...یو...ها...خ
...یو...ها...خ
...یو...ها...خ
جدایی
اوه عزیزم من نمیدونم قلبم کجا رفته
اون رویایی که یکبار دیده بودم رو فراموش کردم
بزرگسال شدن یک چهره اجتماعی و بلوف زدن؟
بگو تو آیینه نقاشی شده چی انعکاس پیدا کرده؟
عکست داره محو میشه
همونطور که عوض میشم، ترکم میکنی
با صدای بلند فریاد میزنم انگار که تو شب شنیده میشه
ترس بی قاعده و فراگیر سینه ـمو میسوزونه
اشکالی نداره اگه مثل اون روز، نتونم بخندم
غم، زخم و همه چیزای دیگه میخوام همه چیو با خودم ببرم
نمیتونی حس و حالمو از بین ببری، عزیزم
الان دارم مثل یه شهاب سنگ، میسوزم
نمیتونی حس و حالمو از بین ببری، عزیزم
الان دارم مثل یه شهاب سنگ، میسوزم
بلیچ:جنگ خونین هزار ساله -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- @moonriverteam _sns
کاخ سلطنتی - ورودی اصلی
کوروساکی ایچیگو
همونجوری که در جریانی جامعه روح بدجور صدمه دیده
چقدر شرم آور
واحد سوارکاری صفر، سوارکاری هیوسوبه
واحد سوارکاری صفر، سوارکاری هیوسوبه صلح هزارساله، شینیگامی ها رو ضعیف کرده
و واحد صفر فقط نظاره گر بود ❤ @moonriverteam _sns ❤
بخشی از وظیفه ما اینه که ...به سادگی فقط نظاره گر باشیم
و اینکه، به تو آموزش بدیم
...اونا به زودی
دوباره میان
میدونم
بابت کمکتون ممنون
کجا به سلامتی؟
معلومه، میرم جامعه روح
باید قبل اونا برگردم
انقدر دوست داری بمیری؟
...همونطور که مشخصه
نمیتونی یوهاخ رو شکست بدی
سیلبرن-کلیسای جامع
!صلیباتونو بیارین بالا
درود !اعلیحضرت یوهاخ
همتون اینجایین، اشترنریتر
...هزاران سال قبل
شینیگامی ها، وحشیانه بهمون حمله کردن
رزمنده های زیادی رو از دست دادیم و نسلمون در خطر انقراض قرار گرفت
ما با پنهان شدن در معبد شاتن تونستیم جون سالم به در ببریم
و هزاران سال این بی آبرویی رو ...تحمل کردیم و صبر کردیم
به زودی آخرین مبارزه شروع میشه
وقتشه که جامعه روح و شینیگامی ها رو نابود کنیم
و شرافت کویینسی ها رو برگردونیم
قبل از نبرد، میخوام یه چیزیو اعلام کنم
بیا جلو
اون دیگه کیه؟- اون پسره...؟-
چرا پهلوی اعلیحضرت وایستاده؟
ایشیدا اوریو
آخرین بازمانده کویینسی ها تو این دنیاست
...من
به این وسیله، جانشینم رو اعلام میکنم
ولی چرا؟
جانشین اعلی حضرت؟
اون پسره؟
چه خبر شده...؟
یوگو
اعتراض قبول نمیکنم
جای نگرانی هم نیست
همتون به زودی قدرتهایی که تو نبرد پیش رو لازمتون میشه رو یاد میگیرین
!همین
اصلا منطقی نیست
!تو
بله؟
!حالم خوب نیست، بیا تو اتاقم
!همین الان
!باعث افتخارمه
!بیخیال
!ببین باز چه گندی زدی
!بامبی چان
حداقل تو اتاقم این کارو کردم
واسم مهم نیست تو اتاقت این کارو بکنی یا بیرون اتاقت
میگم باید واسه این اشتیاقت برای کشتن ...پسرای خوشگل، تو عصبانیت
!یه کاری بکنی
خب، چی میخوای؟
باز-بی بازم داره اونجا شلوغ بازی در میاره
چرا نمیری پیشش؟
توام حسابی قاطی کردی، درسته؟
...نه راستش، خیلی احمقانه ست
اصلا درک نمیکنم
اون کیه؟
میشه یکی بهم بگه اینجا چه خبره؟
و کی میخواد توضیح بده؟
فقط اعلیحضرت میتونه اینو توضیح بده
چیزی واسه توضیح وجود داره؟
این اولین باره که داریم درباره !مساله جانشینی می شنویم، خنگ خدا
موندم که یعنی اعلیحضرت دیگه زیاد عمر نمیکنه، که این کارو کرده؟
کندی چان، چرا نمیری رو اون پسره یه حرکتی چیزی بزنی؟
!چی؟
انقدر با من مثل هرزه ها رفتار نکن
!چقدرم نیستی
!عوضی
!لعنت بهش !من اینو قبول نمیکنم
کجا داری میری باز-بی؟
تو چی؟ تو چرا جایی نمیری؟
...میدونی
تحت تاثیر قرار گرفتم که تو جانشین اعلیحضرت بودی
اگه تو جانشین بودی ❤ @moonriverteam _sns ❤
هیچ کدوم از شوالیه ها نباید لب به شکایت باز کنن
با همه اینا، هیچ کدوم واست مهم نیست؟
حرف اعلی حضرت، حکم آخره
من که نمیتونم باهاش مخالفت کنم
!بزدل شدی
ازت ناامید شدم
اگه میخوای اینطوری باشی !فورا بیخیال جایگاهت بشو
اگه واقعا واست مهم نیست که یه تازه وارد، جاتو ازت بگیره
!ممکنه، من ازت بگیرمش
!آروم باش باز-بی
چی؟
!من آرومم
!میدونی، خیلی بیشتر از تو
راست میگی، آرومی
زود تصمیم نگرفتی
!خیلی آروم، واقعا آروم
...ناک له وار
به نظرت، داری چه غلطی میکنی؟
میخواستم نجاتت بدم
دعوا کردن خوب نیست
هردوتاتون، بیخیال شید
از این دعوا، هیچی عایدتون نمیشه
در واقع، واسه یکی مثل تو میتونه خیلی سم باشه
خودتم اینو میدونی
درسته، امپراطور بعدی ما؟
یه سوال هست که میخوام قبل مراسم ازتون بپرسم
چرا من جانشین بعدی شمام؟
داری انتخاب منو، زیر سوال میبری؟
اگه یکم بهش فکر کنی باید برات واضح باشه
که چرا تو رو به عنوان جانشینم، انتخاب کردم
نمیتونی متوجه بشی؟
بزار اینو از بپرسم چرا هنوز زنده ای اوریو؟
الانشم خودت میدونی
تو طول تاریخ، تو تنها کسی هستی که از قدرت من جون سالم به در بردی
فقط یه دلیل واسه زنده موندنت وجود داره
از روزی که مادرمو از دست دادم ...برام سوال بوده که
چرا من زنده موندم و اون مرد؟
هدفم چی بوده؟
جوابش تو دفترچه یادداشت پدربزرگم نوشته شده بود
...طبق صحبت های شما
تایید میکنم که همشون درست بودن
کویینسی ها و شینیگامی ها ... هرگز نمیتونن با هم
!و اینکه من واقعا کی هستم، کنار بیان
برای همین
همه روابطم رو قطع کردم و خودمو وقف اینجا کردم
تا شینیگامی ها رو نابود کنم
باهام بیا
آینده ـتو نشونت میدم
بله، اعلیحضرت
با این، قدرتهای تو زودتر بیدار میشن
این شریفت رو به شما تقدیم میکنم
درست عین من، همون حرف "آ " ـئه
هئوکو موندو
...این عکس العمل
پسر...حتما راه درازی واسه رسیدن نگال رویین، داشته
به نظر میاد سالم رسیده اونجا
خوب
گمونم اونی که واسه جمع و جور کردن کارا، وقت بیشتری میخواد، منم
گفت از طریق پرئو، نظارت میکنه
ولی حتی وقتی واقعا تو خطر بودم
واسه کمک بهم نیومد
میفهمم
بیا تمریناتمونو شروع کنیم
وقت زیادی نداریم
آره، حق با توئه
...موندم کوروساکی تو چه حالیه
...ایچیگو
با این وضعیت، نمیتونی یوهاخ رو شکست بدی
برای همین باید از یه شینیگامی، فراتر بری
از هر چیزی که میخوای فراتر میرم
...واسه همین
برای همین باید مهارتهای زانپاکوتو تا جایی که میخوای، تقویت کنی
ولی همچنان یه شینیگامی باقی میمونی
این واسه چیه؟
بیا شروع کنیم، باشه؟
اینجا یه مکان مقدسه
که بدون اجازه پادشاه روح محاله بتونیم واردش بشیم
...پادشاه روح
باید تست کنم تا ببینم
که "لیاقت" اینو داری که از یه شینیگامی فراتر بری؟
امیدوارم اوضاع ایچیگو، خوب پیش بره
نگران هستین، قربان؟
پادگان تیم یک، دروازه ورودی اون مرد خیلی حیله گری ـه
پادگان تیم یک، دروازه ورودی ...ایچیگو رو گرفت، ولی
پادگان تیم یک، دروازه ورودی کی میدونه در جهت منافع سریتی داره کار میکنه
چی؟ ❤ @moonriverteam _sns ❤
اوپس، اشتباه از من بود
No comments yet. Be the first to leave one.