Pierwsze 200 wierszy.
Hossein.HM Presents
حرومزاده
عزیزم- این آخرین باره-
وایسا، خواهش میکنم
اون کیه؟
من زنشم- چی؟-
تو گفتی که طلاق گرفتی- اوه، خواهد گرفت-
بیا حرف بزنیم- دیگه هیچ شانسی نداری-
من نمی دونم چرا هی این کارو می کنم
قسم می خورم اون برام هیچ ارزشی نداره- عوضی-
تو 19 سالو به خاطر این خراب کردی
متاسفم
می تونی با خونت و بچه هات خدافظی کنی
نه، خواهش میکنم من بدون خانوادم هیچی نیستم
باید قبلا فکرشو میکردی
قبل از اینکه این ولگردو بیاری تو زندگیت
...ولگرد؟ تو نمی فهمی
هی، کمک می خوای؟- نه نه، فکر کنم از پسش بر بیام، ممنون
تو ساختمون مشکلی پیش اومده؟
نه، یکی از دوستام اون بالا زندگی میکنه
بله؟
سلام، من سندرا ویلسون هستم دنبال خانم جنسن میگردم
اون قراره منو ببره به آپارتمانم
طبقه پنجم، در اول سمت چپ
ممنون
اوه- اوه، ببخشید-
نه نه، ببخشید، تقصیر خودم بود
این اواخر یه کم بی قرار شدم
خب، اینا آخریاش بود
اوه، میتونین بزاریدش اینجا خیلی ممنون
لازم نبود زحمت بکشید- خب، این حد اقل کاریه که می تونم بکنم-
وقتی میبینم خدمتکارو فرستادم مرخصی
نمی دونم بعضی روزا عقلم کجا میره
اووه، بزارین کمکتون کنم- ممنون-
چه دستگاه قشنگی- اوه، ممنون-
تو خط کامپیوتر هستی؟- من؟-
راستش نه، بیشتر تو نخ کاغذ و قلمم، از اون دخترام
که پولشونو تو تشک قایم میکنن
ولی، واقعا فکر میکنم خجالت آوره
که دارن همه ما رو به چیزی که نیستیم تبدیل میکنن
نه؟- نه، من میگم اونا بهترینن-
شاید بعضی وقتها یه چیزایی نشونت بدم
این خیالتو بیشتر راحت میکنه- خیلی محبت داری-
تو میتونی از کارایی که میتونی بکنی شگفت زده بشی
تازه، من این خونرو هم از تو اون پیدا کردم
چطوری؟
یکی از دوستام تو"فیس اسپیس"یادم داد
یکیو مشناخت که یکی دیگرو میشناخت
فیس...اسپیس؟
اوه، آره
میبینی؟ کلی سوژه داریم راجبش حرف بزنیم
آره واقعا
...خب خوش اومدی
ممنون دوباره از کمکت ممنونم
خواهش میکنم
کاری داری؟
خب، بشین اونجا
چرا اینقدر طول میکشه؟-
من فقط یه چیز خواستم- و لیاقتشو داری-
چیه؟- نمونه سوال-
انگلیسیه، رابرت
یه مشت سوالاییه که باید به وکیل مدافع جواب بدی
خب، قبلا به اندازه کافی بهشون نگفتم؟
من همه فرمها رو پر کردم بهشون گفتم چه اتفاقی برام افتاد
خب، اون یه شهادت به همراه شکایت بود
اونا فقط نمی خوان کاری کنن که بمیرن، لیندزی
آره خب، من خوب میتونستم بمیرم
ولی نمردی، زنده ای
و تو می خوای به چیزی که در انتظارته برسی
ولی این زمان میبره
باشه، اون با من
سندرا؟ کریستینم
بیا تو
باشه
سلام- فکر کردم باید خیلی کار داشته باشی-
که برا خودت غذا درست کنی پس یه چیزی برات درست کردم
اوه، تو یه عروسک نیستی؟ بیا
فقط یکم پاستاس با سیر و روغن و یکم سالاد
و خب اگر غذا خوردی می تونی فردا بزنی تو گوشش
شوخی میکنی؟ یعنی درسته کامپیوترم سر پا و روشنه
ولی قابلمه و ماهی تابه هام تا چند هفته باز نمیشن
اووه، چه بویی داره
ممنون- خواهش میکنم-
می خوای بمونی؟ ...یعنی من تقریبا الان وصل شدم(به اینترنت)ولی
اگر مزاحمت نمیشم
راستش، من خیلی همنشینی رو دوست دارم
میرم یه لیوان شراب برات بیارم
خب، از خودت برام بگو
میبینم که مجردی زیاد قرار میزاری؟
اوه خدا، ببخشید
مردم میگن من یه کم فضولم
عیب نداره
...فکر کنم من
فعلا تنها میپرم
خــــب، بیا
"فیس اسپیس"- آره، بدجوری معتاد میکنه-
خب، فقط یه کلیک
و وارد میشیم
اینا چین؟- این پروفایل شخصی منه-
که بلاگهام، عکسام، چیزای شخصیم توشه
بعد مردم میتونن یه نگاهی به صفحم بندازن
و بعد درخواست بدن که بیا تو شبکه دوستام
میبینی؟ من بیشتر از 1000 تا دوست دارم
ممکنه اگر بخوای برا خونه جدید مهمونی بگیری یه کم جا کم بیاد
خب، من بیشترشونو نمیشناسم
ولی فقط چند نفرمون میریم تو یه اتاق که چت کنیم
می خوای ببینی؟ اوه، وقته خوبیه
من"ساسی پلنر"(سندرای برنامه گذار)هستم
چون یه عمره برنامه جلسه هارو من میزارم
بعضیهامون میکروفون دارن پس میتونیم بدون نوشتن با هم چت کنیم
و حتی بعضیهامون دوربین دارن پس میتونیم همدیگه رو ببینیم
میبینی؟- چه جالب-
به دنیای اینترنتی من خوش اومدی
واقعا؟
چرا؟
چه سودی برای من داره؟
مایکل من می خوام فیلم ببینم می خوای تو هم بیای؟
الان نمیتونم عزیزم، باید سخنرانی فردا صبحو آماده کنم
باشه
چی از دستم رفت؟
پس الان هفتاتون هستین- در واقع 8 تا-
ما تو شبکه دوستامون از همه به هم نزدیکتر شدیم
پس گروه خودمونو راه انداختیم- اوه-
سلام عزیزم
این مارکه
اون طراح جلوه های ویژه سینماست
اون میزبان اتاقمونه و بازیهامونو مدیریت میکنه
سلا عزیزم
بیا جلو دوربین که بتونن بهت سلام کنن
...نه، نه نه من- اوه، بی خیال-
موهام بهم ریختس نه نه ول کن
ولوت کجاس؟- اون کلاس داشت-
ممکنه دیر بیاد- ولوت؟-
ولوت50"یکی از دخترای چته"
گفتم تو چت میبینمش
اون کسی بود که منو به این خونه رسوند
اوه، خب پس ما ولوت50 رو دوست داریم
"هی مارک بهتون خوش گذشت"
وقتی اون دختره اومد اونجا؟- اوه آره-
اون دختره باحالیه
وقتی راجب رابطش با برادرش حرف زد یه جوری شد
گوش کن
بیچاره بدجوری اینجا سردشه
خب مارک، چیز باحال چی داری
برامون بزاری؟- هیجان لازم داری عزیزم؟-
"بیا تو "بیگ استاف- بی خیال-
حالا، عسل از زیبایی خوشت میاد
وقتی حاضری بد باشی
می تونی بیای تو لونه من بازی کنی عزیزم
..."اون"ملتنیوموسه اون یه اپراتور سکس تلفنیه
این بازی کوچولوی فریب دادن
..جالب و مهیج نیست حتی برای ملکه ای مثل من
ولی معتقدم وقتشه که بازی این ماه رو راه بندازیم
هان؟
هر ماه ما یه رقابت یا بازیئی میکنیم که مارک میگه
سناریوهای مصخره ای که بازیش بیشتر از یه ماه طول میکشه
و مارک کلی تلاش میکنه- چه باحال-
آره، و هر کی ببره یه جایزه میگیره
معمولا یادگاریهای یه فیلم باحالو
اوه، راستش من تازگی یکیشو بردم نگاش کن
این منوییه که"جان تراولتا"و"اوما تورمن"نگاه میکردن
"تو فیلم"پالپ فیکشن
شیک 5دلاری، یادته؟- واو-
خب بعد از اینکه سالها با آخرین نفسم مبارزه کردم
خجالت میکشم قبول کنم که نیش خوردم
(توسط حشره "ریلیتی تی.وی"(نام یک شبکه تلویزیونی
خدا کمکم کن
پس، من تصمیم گرفتم یکمی از اونو تو
اثر این ماه تلفیق کنم
اوه نه
میدونم. میدونم
و از اونجا که این ماه تو تعطیلات مورد علاقه من، تموم میشه
...هالووین
...فکر کردم میتونیم
...یه کم از وحشت و طعمش
استفاده کنیم، اگر بخواین
خب این ماه
ما یکم حقه خونین داریم
واقعا؟- رنگ و بوی تأتر-
و بله...به جرأت میگم؟
و یکم پاشیدن از قوه ذهن اون بازمانده
برای بازی حاضرین؟
پس قوانین اینان
چطوری جوجه لطیف؟- دیرم شده-
برای چی؟- خب معلومه، کلاس
از اون کتابخانه ای که انبار کردی معلومه
داری گنده تر از دهنت حرف میزنی فراش مدرسه
اگر اون چیزی که من دارمو نمی خوای، قبوله
نه نه، چی...چی داری؟ گوش میدم
نـــــــه، اول تو
چیو اول من؟- معامله-
اوه نه عزیزم تو دستت به هیچ کدومش نمیرسه
من هیچکدومشو نمی خوام- آره، جدا-
شاید بخوام- آهان-
گوش کن چیزی که من می خوام دانشه- دانش؟-
آره، علم کامپیوتر مثل خودت
آه، که حالا من میتونم بهت کمک کنم- آره-
ولی اول، می خوام بدونم تو اون ساختمون چه خبره
من می خوام بدونی آمی که این کار خوبه
خیلی خوبه ولی این مکانیکیه
No comments yet. Be the first to leave one.