Pierwsze 194 wierszy.
.توانایی من تو رو می کشه
.بخاطر همین، مهم نیست که توانایی تو چیه
.بیا شروع کنیم،کورویوا
.بیا، اول یکم احوالپرسی کنیم
.توانایی تبدیل تیله ها، به توپ های ویرانگر
.شنیدم که تو توانایی های متعددی داری
.تفاوت چندانی با توانایی من نداره
.گرچه فکر می کنم مال من برتری داره
!باید یه جا نگهشون دارم
!لطفا،نه
!لطفا! کمکم کن
قدرت کورویوا اینطوری کار می کنه؟
...درست همونطور که رینگو گفت
اوگامی و کورویوا از گروه قرمز
.قدرتاشون رو برای بوجود آوردن برده ها ترکیب می کنن
بوجود آوردن؟
.آره
،درست بعد از اینکه اونا ما رو گرفتن
.اوگامی می خواست ما رو بکشه
.ولی بعدش کورویوا نجاتمون داد
.به عبارت دیگه، اون کاری کرد که ما اینطور فکر کنیم
.اینطوری اون تواناییش رو تحریک می کنه
> آقای. ماسایا کورویوا توانایی شما توانایی جمع آوری اجباری .بدهی هایی هست که طلب دارید
ماسایا کورویوا توانایی داره که بهش این اجازه رو می ده که بدهی هایی که طلب داره رو به صورت اجباری جمع آوری کنه
.وقتی اون جون تو رو نجات می ده
برده می شی، و مجبور می شی در ازاش جون خودت رو براش به خطر بندازی
.اون کاربرهایی با توانایی های متعددی تحت کنترلش داره
.کورویوا پادشاه واقعیه
...آکیرا شیرویاناگی
انقدر تو رو خوب می شناسم که می دونم
.احتمالا با یه برنامه تو ذهنت به اینجا اومدی
.اما تو کاملا تو قدرت من هستی
.بهت گفته بودم ظاهرت، تو دستای من نقش بسته
.این بخاطر اینه که، من کنترل کامل همه چیز رو تو دستام دارم
..داشتم
.و به داشتنش ادامه می دم
منظور از پادشاهیت اینه؟
از کجا در موردش می دونستی؟
،یا باید بیش تر نگران این باشم که گفتی بهم یه وقفه می دی
و ممکنه در حال برنامه ریزی چیزی باشی؟
اوه؟ یکمی در مورد چیزی که می دونم نگران نیستی؟
.مهم نیست
این نقطه ضعف توئه،مگه نه؟
.شماها چیزی در مورد من نمی دونید
،واقعا نمی دونید توانایی من چیه
.یا چرا می تونم از توانایی های متعدد استفاده کنم
.درست مثل توانایی رهبرمون
.تو فقط می دونستی که اون مانع حملات می شد
...اما اون روز، توانایی واقعیش رو دیدی
،همون موقع بود که اون رو در رو دشمن
.تونست قدرتشون رو به خودشون پس بده
حتی احتمالا قبل از اون هم،مشکوک شده بودی چیزی بیش تر از اون هست
.اگه علاقه مند بودی می تونستی زود تر افشاش کنی
،فکر می کنم که تو خیلی قوی هستی
.و بخاطر همین ما رو دست کم گرفتی
.کسی که انقدر مغروره که، این جا رو پادشاهی خودش می دونه
..و برای اثبات این
شما در نظر نگرفته بودید،مگه نه؟
.که ما هم می تونیم بینتون جاسوس داشته باشیم
و؟
،حتی اگه بین ما هم جاسوس داشتید
چطور می خواد وضعیت فعلی تو رو تغییر بده؟
.می ده
.غرورت بهم این اجازه رو می ده تا شکستت بدم
.تو اون کسی هستی که چیزی در مورد ما نمی دونه
هدف تو الان، خریدن زمانه
.تا اون دختر پنج برابری و دوستاش ایچی رو شکست بدن
...اما
.تلاشت بی فایدست
چی؟
.رفقات بزودی یه برنامه کامل رو تماشا می کنن
.هر چند تو وقت نداری تا دربارش فکر کنی
واقعا فکر می کنی من با حرفات متوقف می شم؟
.تو می خواستی زمان بخری، و منم خوشحال شدم که بهت دادمش
...اگه بعد توقف، یه لحظه فکر کردی، خدارو شکر
.اون به یه بدهی به من تبدیل می شه
!چی؟
.تو شرایط رو برآورده کردی تا توانایی من فعال بشه
،به محض اینکه جلوی من ظاهر شدی
،مبارزه تموم شد
.آکیرا شیرویاناگی
دنیای انیمه تقدیم می کند
مترجم MrManjiro
زیرنویس های بیشتر در کانال تلگرامی @awsub
قسمت یازدهم : رباخوار
من واسه مدتی حمله هام رو متوقف کردم
.تا بهت اجازه بدم بتونی زمان بخری
.این یه بدهی جزئیه
.هرچند برای دزدیدن زمان ازت کافیه
.اما این بیش تر از حد نیازه
.آکیرا شیرویاناگی
باز پرداخت تو اینه که بطور موقت نمی تونی از پای راستت استفاده کنی
توانایی کورویوا اینطوری کار می کنه؟
.من می گم که تو الان محکوم شدی
...آره
.تو الان فقط یه گزینه داری
.از اون توانایی استفاده کنی
من فکر می کردم یه چیزی اشتباهه
.چون تو بصورت مکرر توپت رو ظاهر و محو می کردی
.مثل این بود که انگار داشتی سوئیچ می کردی
،با وجود خطر در طول مبارزه با غول غول پیکر
.قبل از اینکه مشکلت رو حل کنی، تو دنبال نقطه کور گشتی
...و بعد
.جاسوسی که تو گروه سبز دارید کمکم کرد تا فرار کنم
.با یه پیام
.اون بچه باید تو اون حمله کشته می شد
.اما بنابر دلایلی زنده موند
.و بلافاصله بعدش، با توپش شلیک کرد
.بهم گفتن که این رو بهتون بگم
.اون از توپ استفاده می کنه، اما توپ تواناییش نیست
.تمام چیزی که نیاز داشتم بدونم همین بود
.حالا ازش استفاده کن
!استفاده کن
!چی؟
می دونستم وقتی اسلحه مخفی خودت رو نشون می دی
.می خوای به اندازه کافی بهم نزدیک شی تا کارم رو تموم کنی
.بخاطر همین برده ها رو اونجا گذاشتم
.من علاقه ای به دونستن توانایی تو ندارم
،تو از اون توپ استفاده می کنی
.و یه جور توانایی تله پورت
وقتی این رو فهمیدم، فقط کافی بود تا مجبورت کنم ازش استفاده کنی
.و بعدش بکشمت
،اینطوری موقعیت گذاری کردن برده ها
،اجازه دادن بهت برای خرید زمان
...و دزدیدن کارایی پات
،همه این کارا رو انجام دادم تا از تله پورتت استفاده کنی
.و درست بیارمت همینجا
.من گزینه های تو رو محدود به یکی کردم
،آکیرا شیرویاناگی
.از همون اولش تو، کاملا تو قدرت من بودی
جدا بودم؟
،چی می شه اگه فکر کنی تو من رو به این موقعیت آوردی
چون من فقط کاری کردم تا اینطور فکر کنی؟
...به هر حال، من درست جایی هستم، که می خوام باشم
!رو در رو با دشمن
!چی؟
.چیزایی که قبلا گفتم در مورد خرید زمان نبود
،من کاری کردم که اینطور بنظر برسه
.اما چیزایی که گفتم مهم بود
توانایی واقعی استفاده از توانایی های متعدد
.من داشتم حرفایی که تو سرت گذاشته بودم رو به خاطرت میاوردم
توانایی واقعی استفاده از توانایی های متعدد
از حمله مستقیم صرف نظر کن
...واقعیتی که من می تونم از توانایی های متعدد استفاده کنم
جاخالی دادن از حمله های مستقیم دشمن
.و طبیعت توانایی رهبرمون
توانایی حقیقی مبارزه رو در رو منحرف کردن همه چیز توانایی های متعدد جاخالی دادن از حمله
!برده ها
-بگیریدش و
!دیگه خیلی دیره
.اون فکر می کرد که من شاهم
.که این یعنی اون قبلا رهبرمون رو کشته
...اون وقت بود که تصمیم گرفتم از تواناییم استفاده کنم
.توانایی رهبرمون، برای کشتنش
.من قبلا همچین احساسی نداشتم
،حتی با وجود زندگی تو معرض خطر
.این بازی،بازم یه بازی بود
.من فکر کردم همه چیز مثل همیشه هستش
..مطمئن بودم
..اما
..چی می شه اگه چیزی که تغییر کرده باشه
!شکست مذاکره
!شکست مذاکره
!زنجیرا
!آزاد شدیم
!نجات پیدا کردیم
..ایول
.روی منم تاثیر می ذاره
.اما فکر می کنم خوب پیش رفت
.خوشبختانه با آمادگی اومدم
.دیگه تمومه
.کارش تموم شد
...تو
تو همه اینا رو برنامه ریزی کرده بودی؟
.آره
.من نیاز داشتم تا جلوی چاقوت رو بگیرم
.و رهبر ما یه کتابخونه بزرگ از کتابا داشت
تو واسه چاقوی من... آماده شده بودی؟
...قبلا که بهت گفته بودم
بنظر می رسید که تو کنترل مبارزه رو تو دستت داری، اما اینطور نبود
من همه اینا رو
.قبل از شروع مبارزه برنامه ریزی کرده بودم
.صبح بخیر
ببخشید که می پرسم، اما می شه امروز رو با هم بگذرونیم؟
باشه، قراره چی کار کنیم؟
،باید با کوماگیری صحبت کنم تو این فاصله
.آماده شو بریم جایی
.ظاهرا یکی از شکارچی های برده گروه قرمزه
،من گرفتمش
،اما از اون جایی که بزودی قراره با گروه قرمز مبارزه کنیم
.خواستم نظرت رو بدونم
...کوماگیری
.فکر می کنم که تو مشکل ما رو حل کردی
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.