Pierwsze 182 wierszy.
= دوشیزه هلمز =
بالاخره گرد و خاک خوابید
،شما بچه ها ممکنه ندونین
اما شایعه ها ظالمانه ان
می گفتن که مارکیز چهار حلقه ی جنگ رو
از شین جیانگ شمالی آورد تا ارواح رو از بین ببره
بیمارای درمانگاه ضعیف و نحیف بودن
اما وقتی درموردش حرف زدن
خیلی سرزنده به نظرمیومدن
،ارباب جوان
من هنوزم نگرانم
خدمتکارای این قصر
خودکشی کردن
فکر نمی کنم به این سادگی که به نظر میاد، باشه
این یه مسئله ی داخلی قصره
ما حتی نمی دونیم که
کی درگیر این مورد بوده
فقط کار خودتونو بکنین و مقصر رو بگیرین
دیگه درمورد بقیه ش کاری نمی تونین بکنین
فقط چند روز گذشته
به نظرمیاد سیاست رو الان بهتر می فهمی
فکر نکن نمی دونم که
منو به خاطر نادونیام مسخره می کنین
من که جراتشو ندارم
ما بالاخره پرونده ی شو ژی رو تموم کردیم
اما هیچ سرنخی درمورد پرونده ی خودکشی لباس عروسی نداریم
چندین ساله که حل نشده باقی مونده
و مجرم هیچ سرنخی از خودش به جا نذاشته
طبیعیه که نمی تونی این موردو حل کنی
برادر سو
به خودت استرس نده
بعضی وقتام باید مسائلو ساده بگیری
شاید بتونی به جواب برسی
آره
جشنواره ی میانه ی پاییز داره میرسه
یه مقداری غذا واسه همه می پزم
بعد می تونیم با هم جشن بگیریم
عالی- عالیه-
مغازه هوان جین
فی یوان
داری اینا رو واسه سو کوچولو و خلافکاراش می خری
یا واسه خودت؟
معلومه که واسه اوناست
کم پیش میاد که دور هم جمع بشیم
و این فستیوالو جشن بگیریم
معلومه که باید یه مقدار اضافی خرید کنم
نگاشون کن. عالی ان
یه نگاه بنداز
این چنده؟
هشت سکه مسی
هشت سکه مسی؟
روش بافتشو ببین
و طراحی شو
خیلی ارزونه
مطمئنم نمی تونی غرفه ی دیگه ای به ارزونی من پیدا کنی
یه تخفیفی بهم بده
چرا سو کوچولو داره لباس دخترونه می خره؟
ما امروز جشن داریم
خوشمزه ان
...این
یواشتر
بفرمایین ظرف آخر
این غذای موردعلاقه ی من نیست؟
همه چی موردعلاقه ی توئه
خوشمزست
ارباب جوان
این روزا خیلی خرج غذا کردیم
یکی گفت اون پول غذا رو میده
اما گمونم هنوز هیچی نداده
فی یوان کوچولو، ماها مردیم، درسته؟
ما نباید روی هزینه های ناچیز حساب کنیم
ارباب جوان، بفرمایین
یه کم بیشتر ازش بخورین
این خیلی خوشمزست- فی یوان، غلط کردم-
حالا اشتباهمو می دونم
این چطوره؟
فردا جشنواره ی میانه پاییزه
من تو رستوران سان یوان ازتون پذیرایی می کنم
نظرتون چیه؟
!حتما
فکر می کردم خونه غذا می خوریم؟
من یه عالمه غذا تدارک دیدم
فی یوان کوچولو، تو متوجه نیستی
فردا خیابونا خیلی شلوغ میشن
ما می تونیم
همه جور وسایل و اسباب بازیای کمیابو ببینیم
واقعا؟
بهله
سو کوچولو
نظرت چیه؟
من هنوز یه کارایی دارم که باید انجام بدم
گمونم از جشن صرفنظر کنم
دفتر مینگ جینگ چطور می تونه باهات همچین کنه؟
حتی نمیذارن تو جشنواره ی میانه پاییز استراحت کنی؟
برادر سو، کار مهم تره
برات از جشنواره ی میانه پاییز یه هدیه میارم
پیشاپیش ازت ممنونم
خواهش می کنم
رو شوانگ، اینو بچش
خوشمزست
ارباب جوان، اینو بچشین
فردا هفتمین سالگرد مامان بزرگه
باید دختر خوبی باشی، باشه؟
فکر می کردم فردا جشنواره ی میانه پاییزه؟
سالگرد مرگ مامان بزرگ ماه پیش بود. مگه نه؟
دختر احمق
این قانون قبیله ی ماست
جشنواره ی میانه ی پاییز بعد از مرگ وابستگان
بهش میگیم سالگرد هفتمین سال
اونایی که زنده ان
باید اسم مرده ها رو روی لباساشون
گلدوزی کنن
و در نهایت صداقت رو به ماه دعا کنن
دعا کنن که ارواحشون بتونن به قبیله مون برگردن
و خانواده رو متبرک کنن
واسه همینه که تو باید دختر خوبی باشی
و درسای گلدوزیتو یاد بگیری. باشه؟
وگرنه خجالت آوره اگه تو
وقتی ما مُردیم، گلدوزی بلد نباشی
نباید اینو بگی
ترجیح میدم تا آخر عمر نادون بمونم
دختر احمق
کیه؟
منم
بیا تو لطفا
برادر پی، چیزی لازم داری؟
بفرما
میوه های کنسروی ازطرف فی یوان
دریاچه ی ماه؟
...تو
کمکی ازم برمیاد؟
هیچی
برادر پی، اگه ببخشید
باید یه مقداری پرونده بخونم
باشه
میرم الان
بیا از فانوسا لذت ببریم
باشه
دخترخانوم، لطفا یه فانوس آسمانی بخر
اینو برای برکت خونوادت بخر
ببین، فقط سه سکه ی مسیه
ممنون، خانوم
چرا اینقدر مسیر ساکته؟
هیچ کسی نیست
دفعه دومه که رقصتو می بینم
تو زیبایی
تو جمعیت رو متفرق کردی؟
چطور این کارو کردی؟
از شاهزاده چی خواهش کردم
شاهزاده چی؟
چطور با پیشنهادت موافقت کرد؟
بهش گفتم
یه دختری هست که خیلی دوسش دارم
اون گفته که می خواد
درطول جشنواره از منظره ی دریاچه ماه لذت ببره
اما
خیلی خجالتیه
نمیخواد هیشکی ببینتش
هرچند منو مواخذه کرد
ولی درخواستمو قبول کرد چون که این
اولین باره که ازش کمک خواستم
تو سزاوارش بودی
،پس
از کجا فهمیدی که من میام اینجا؟
لازم نیست بدونی
فقط لازمه بدونی که
نمیذارم توی خطر بیفتی
،اما
،دفعه بعد
اگه می خوای ریسک کنی و مثل این بار عمل کنی
لطفا پیشاپیش بهم بگو
می ترسم
می ترسم که خیلی دیر کنم
و نتونم ازت محافظت کنم
بهم اعتماد کن
باشه؟
ممنون
پس
بیا فانوس آسمانی رو هوا کنیم
باشه
حالا یه آرزو کن
امیدوارم آرزوش به حقیقت بپیونده
No comments yet. Be the first to leave one.