Pierwsze 200 wierszy.
ده ماه قبل
اون چیه؟
اولین مقاله جونی
فکر کردم که منشیه
ترفیع گرفت
و یک خبرنگار هم هست
"آره، ببین. "نوشته شده توسط جونی کانوی
باحال نیست؟
بیگ استار" دیگه چیه؟"
فکر کنم یک جور گروه موسیقی باشه، مرد
اولش فکر کردم اسم یک تره بار فروشیه
باید راجب ال گرین بنویسه
مرد، خفه شو. بدش من
فکر کردم از دستت عصبانیه
نه، اون... اون هنوزم از دستم عصبانیه
برای اینکه شاید درست عمل نمیکنی
این دلیل عصبانیتش نیست - هست -
تا حالا دیدی روث از دستت عصبانی باشه؟ - همیشه دیدم که از دستت عصبانیه -
آره، اما همیشه عصبانی نمیمونه
برای اینکه من کارمو درست انجام میدم
!تفنگدار ها - کاپیتان -
بزن بریم - !موفق باشین، پسرا. موفق باشین -
تو هم باید بری، پریویت. بجنب
پرایوت، اون لعنتی رو بیاریش اینجا و گمشین. بریم
!بریم، پرایوت. تکون بخور، بجنب دیگه
خیله خب، نقشه از این قراره
با هم عمل میکنیم
و قراره که جای این پناهگاه مهمات نظامی "ان وی ای" رو چک کنیم
خارج از بانام، باشه؟
یک کمونیست آشغال کوچولوی که بهش میگن کوان تنگ
به شما سه تا و کالینز و پیزوتی نیاز داریم
اونا کدوم گورین؟ - هی، پیزوتی -
خیکی، بیاین اینجا - بریم، بجنبین -
کدوم یکی از این کسخلا خوبن؟
چند تا کسخل لازم داری، کاپیتان؟
میدونی، یک بانک اونجاست. اون تو اینکار قویه
و اون استریک لند بچه خوشگل که اونجاست
باشه، برو بیارشون
ساعت 5 میریم
همین
آهای، هوی، هال
فکر کردی من میارمش؟ بجنب
ترجمه از «Farshid ACE» & «هومن HomaN»
!کانوی
یا خدا؟
میدونی که من کیم
حالا اون تفنگ لامصبو بنداز زمین
باید از اینجا گورتو گم کنی
!گفتم اون تفنگ صاب مرده رو بنداز زمین
!بندازش زمین
!دستای واموندتو ببر بالا
روحتم خبر نداره که خودتو تو چه مخمصه ای داری میندازی، خب؟
باید به حرفم گوش کنی
آره، فکر نمیکنم
ببین، من تو یک گپ کوچولو میزنیم
...راجب کلیف ویلیامز
...نه، باید گورتو از اینجا گم کنی
و اینکه چجوری تا ته کرده بود تو زنت...
برو از اینجا گمشو، مرد
!سرجات بمون
هی
میخوای یک دور بزنیم؟
دو نفره است
نه، نمیخوام
هر جور راحتی
آینده روشنه، کواری
دقیقا برای تحویل گرفتن یک چیز ویژه به موقع اومدی اینجا
بجنب
مطمئنی الان باید این بیرون باشیم؟
یکم فقط طول میکشه
فکر میکنی که این کارسازه؟
این اولین بارمون نیست، کواری
هیچوقت نتونستیم بفهمین اون شلوارو از کجا خریده بود، فهمیدیم؟
راجب کاراگاه خوبمون احساس بدی داری؟
فکر میکنم اون باید تنهایی میرفت
خب، بزار اینجوری بگیم... تو یک مشکلی داشتی
و راه حلشو پیدا کردی
!کارل
برای چی لفتش میده؟ - !اه، لعنتی -
مشکلی داری، بادی؟
فقط یکم زمان لازم دارم
کارت خوب بود، پسرم
کارت خوب بود
از دعوتتون یک مقدار سورپرایز شدم
خب، با هم کار میکنیم
میدونستی فالکنر چهارتا روزس خورده بوده؟
کدوم خری رو میگی؟
ویلیام فالکنر
اوه، نه
نه، نمیشناسمش
اوه، راستی، یک چیزی پیدا کردم
واقعا بابت این همه راهی توی این زمان کم از اونجا
اومدین باریکلا داره
مشغولم میکنن دیگه
خب، من سعی میکنم که حواسمو جمع کنم
مقالت درباره موزه بروکز چند هفته قبل
واقعا خیلی خوب بود
خب، ممنونم، سوسان. خیلی برام ارزش داره
اینو یادته؟
آره
مال مامانه
اره، وقتی که داشتم اتاق زیر شیروونی رو تمیز میکردم پیداش کردم
میدونم که باهم دیگه بهشون گوش میکردین
هر وقت که نبودم
آره، خب، اون میدونست که چقدر ازش متنفری
بیشتر شبیه هنک ویلیامز/ روی آکیوف بودم
ممنون که دعوتمون کردین
میدونم که برای مک خیلی با ارزشه - البته -
الان یک مدتی هست که میخواستیم دعوتتون کنیم
بفرمایید - بفرمایید -
اوه
اوه، خدایا، نگاش کن - بفرما، قند عسلم -
خب
یکم شک برانگیزه
اما، فکر میکنم این آدما به پول
کلانی دسترسی دارن
والدینشون کمکشون میکنن
موفق شدم تا بهشون مزایای پیشنهاد نقد
رو نشون بدم
پول؟
این یعنی اینکه میتونیم پولو سریعتر بگیریم؟
خب، امم
یک یارویی رو میشناسم
میتونن واسه فردا یک بازرسی ترتیب بدن
با توجه به این که تعمیرات اساسی نباشه
که بخوان انجام بدن
دلیلی نمیبینم که هفته دیگه درشو تخته نکنین
میتونین تا یک هفته دیگه پولو بگیرین
یکی از بهترین های پیشنهادات جدیدیه
و اونا... اونا کین؟
یک زوج جوونتر
هم سن شما حدودا. یک دختر کوچولو دارن
فکر کنم، یکی دیگه هم تو راهه
اما راجب استخر خیلی هیجان زده ان
آره، خب، کار دستیه مک بالاخره جواب داد
خب، لازم نیست که اینو بهشون بگیم
خب میخوان اسباب کشی کنین برین کجا؟
...هنوز، امم
هنوز در مورد اون قسمتش صحبت نکردیم
خب، میدونی اون روی دیگه بستنش
باید خیلی سریع از اونجا برین بیرون
چقدر سریع؟ - یک چند هفته بعد از اینکه ما میبندیمش -
...اما توی ممفیس میمونین دیگه، یا
اوه، خدا رو چه دیدی؟
شاید تا موقعی که خونه پیدا کنیم پیش شما بمونیم
استخر یک مشکلی داره
"تو گفتی که، "لازم نیست که اونا بدونن
انگار که استخری که ساخته یک مشکلی داره
...اوه، نه، من فقط - احتمالا استخر مسبب فروش خونه بود -
البته. منظورم این بود که حرفه ای درست نشده بود
خب، استخر عالیه - خب، من از استخر خوشم میاد -
...اما تو نباید بزاری مردم - مشکلی نیست، بابا -
جونی، بیخیال
...نمیتونم
نمیتونم اینکارو بکنم
چی؟ - نمیتونم... نمیتونم اینکارو بکنم -
قضیه چیه؟
نمیتونم خونه رو بفروشم. شرمنده ام، لوید
عزیز دلم، شاید درست متوجه نشدی
این دقیقا همون مبلغی که میخواستین رو گفته
بهتر از این گیرتون نمیاد نه تو این محله
هی، من فکر کردم این چیزی بود که تو میخواستی - میدونم، فکر کردم میخوام -
فکر کردم که این تنها راهه
اما نمیتونم. شرمنده
خونه ماست - باشه -
متاسفم، لوید - داری باهام شوخی میکنی -
هی، بابا، آروم باش - تو خبر نداری -
که چی کشیدم تا اون قراردادو جور کنم
بابا، لطفا. بیخیال - بدون هیچ کمیسیونی -
نه، باید با هم هماهنگ بشین
جدی میگم. و متاسفم که اینطوری میگم - گفتم که متاسفم
فکر کردم که میتونی - اوه، خدایا -
اونا فقط ازمون پول میخوان
پول؟
خب، مگه همه این مسخره بازیا راجب این نیست، ها؟
وقت همه رو تلف کردن
ازمون میخوای که بهت پول بدیم؟
اگر بدونین از موقعی که ...رسیده خونه چی بهش گذشته
نه، جونی. جونی، نگو - اون بیعانه نمیخواد. کمک لازم داره -
آره، فکر کنم که جنگ بین جانیا خیلی سخت باشه
واو - باشه -
باشه، باشه - نه، میدونی چیه؟ اون به ما نیاز داشته -
هنوزم داره و ما پیشش نبودیم
من نبودم شما هم نبودین
و شما! شما حتی نمیزارین که پدر خوشو ببینه؟
اوه، ولم کن تورو خدا - باشه، جونی. هی، باید بریم -
گوش کن، میشه یک نفسی تازه کنیم - نه. بابا -
مک، میشه بشینین سر جاتون؟ - ما میریم -
بریم - لطفا؟ -
چقدر؟
چقدر؟
لوید گفت که ازش خواستین
تا 4000 دلار بهتون قرض بده، درسته، مک؟
عزیزم، لطفا؟
...میشه - خیله خب -
...این چک رو بگیرین
نقدش کنین
و ما دیگه هیچوقت قرار نیست که
شما دوتا رو ببینیم یا باهاتو سرو کله بزنیم
چرا اینقدر باهاش بد جنسین؟ - !برای اینکه ناخلفه -
No comments yet. Be the first to leave one.