Pierwsze 200 wierszy.
[دارايي دولت ايالات متحده آمريکا کپي نکنيد]
پرونده شماره ... کارت حافظه ديجيتال "رويت چندباره خلاصه پرونده "کلاوِرفيلد
دوربين يافت شده در محل حادثه "يو اس 447" "ناحيه اي سابقاً مشهور به "پارک مرکزي
ساعت 6:42 صبح
خونه باباي بث
از شهر رفته بيرون
بنابراين همين الانم روز خوبي داريم
بث
- راب، چيکار ميکني؟ - هيچي
- پس قطعش کن - هيچي
- اين... - قطعش کن
...خانم خجالتي هستن
آخه ممکنه آخرش اينو ببينم که سر از اينترنت درآورده
...خب، پس خودتو بپوشون، ببين برام فرقي ميکنه يا نه
- من به چيزاي ديگه اي علاقه دارم - مثل چي؟
مثل تو
- اوه، پسر - نزديک بود ها
بده بياد... من ميترسم
- همش 30 دقيقه راهه - خفه! من تا حالا اونجا نرفتم
تو تا حالا جزيره کُوني نرفتي؟؟
چطور ميشه که تو تا حالا جزيره کُوني نرفته باشي؟
...نميدونم، تا حالا نرفتم ديگه
اوه، اونجا... خيله باحاله من ميبرمت... با هم ميريم
خداي من، تو خيلي ذوق کردي ها
- آره، خيلي مشتاقم که... - اينو بده من
چيکار ميکني؟ چيه؟
خيله خب، قبول از گردن به بالا، باشه؟
اين تنها راهيه که من به اين کار رضايت بدم
راب، خواهشاً راب... هيچکس روي اينترنت واسه "اين" پول نميده
- خب، ديگه چي؟ - چيو ديگه چي؟
غير از آبنبات کتوني و قطار هوايي؟
- ميخواي امروز چيکارا بکني؟ - اگه اينو جواب بدم
- خيله خب، اين دوربينه روشنه؟ - مواظب باش
عزيزم، اين دوربين من نيست
نميدونم اين دکمه روشن/خاموشه يا دکمه زوم
خيله خب، اينجا، اينجا، اينجا فکر کنم فهميدم... اين روشنه؟
! عاليه، حالا ميتونيم يه فيلم خوب از جشن "پر باز کني تو" رو بگيريم
اين خنده داره؟
مهمونا از ساعت چند ميان؟
- داره دير ميشه ها - يکي دو ساعت ديگه
- براي همين بايد عجله کنيم - کجا داريم ميريم
ما داريم ميريم... همينجوري داريم ميريم يه مغازه اين بغل
ازت ميخوام که با دوربين برادرت توي مهموني بچرخي
و از همه پيغام يادگاري و سفارش جمع کني
چرا؟ منظورم اينه که عروسي که نيست
ميدونم عروسي نيست گفتم مثل عروسي
من که نميفهمم
نميفهمم... يعني که من اصلاً نميدونم براي چي بايد همچين کاري بکنم؟
چون که... نميدونم من حتي نميدونم با اين جوري کار کنم؟
- اين همون اتفاقيه که من فکر ميکنم بيافته - ولي من نه
- چرا... شما فکر ميکني - کجاشو ديدي...؟
خب، بذار ازت يه سئوال ازت بپرسم
منو از توي کادر دوربين ميبيني؟
...آره، دارمت
خوبه، پس الانم داري ميبيني که من دارم زور ميزنم همه اين بسته ها رو با هم بردارم، نه؟
!آره، داري عالي عمل ميکني
دارم تمرين ميکنم دو تا کار رو همزمان با هم انجام بدم
- خوبه، خوب بود. - ممنون
...من اينو به خودم آويزون نميکنم برم اينور اونور
- اونم تمام مدت مهموني رو - اون برادرته بابا
موضوع مهمه، ضد حال نباش ديگه
اينو ميفهمم لي لي، ولي آخه خيلي کار تخمي ايه
- نه نيست - چرا هست، من اينکارو نميکنم
جيسون! من دو هفته داشتم واسه اين مهموني برنامه ريزي ميکردم
- تنها چيزي که ازت ميخوام اينه که کمکم کني - باشه عزيزم
...باشه، خيله خب؟ انجامش ميدم، قبوله
! حسابي عصبانيش کردم ها
عزيزم، بيخيال داشتم فقط باهات شوخي ميکردم، بيخيال
هاد؟ هاد؟ گوش کن چي ميگم واست يه کار سراغ دارم
...من همين حالاشم يه کار دارم
- دارم علامتا رو نصب ميکنم - آره، نه... اونو که ميبينم
ولي اين کار از نصب علامت مهمتره ميدوني که توي عروسي ها
قوم و خويشا چطوري به دوربين پيغام ميدن و آرزوي موفقيت ميکنن، نه؟
نه
خوب باشه، تو فقط دوربين رو برميداري و ميري توي مهموني ميچرخي
و از کسايي که براي راب آرزوي موفقيت ميکنن فيلم ميگيري
فکر نکنم بتونم
- فکر نکنم پسر - اين خيلي مهمه
و تو بايد تمام شب اينکارو ادامه بدي
...تازه مارلينا هم قراره امشب بياد
- واقعاً؟ - آره، واقعاً مياد
- پس ميتوني اينو بگيري - صبر کن
- و بعدش بري باهاش صحبت کني - من که
- بخاطر راب - من که هنوز نگفتم انجامش ميدم
- فقط سعيتو بکن - باشه، يه چندتايي ميگيرم
ميتوني پيغام منو الان بگيري
- آماده اي؟ - آره برو
خيله خب
راب، داداش من حتي نميدونم که چي بايد بگم
توي ژاپن موفق باشي خيلي هم دوستت دارم
و بهت افتخار ميکنم
- تمومه - همين؟
- آره، همينطور مختصر کافيه - آره، البته باحال هم شد
- حالشو ببري هاد - ممنون رئيس
...آره، من دارم
هي، چه خبرا پسر؟
هي، رفقا؟ هي
- چي بگيم خب؟ - هر چي
آقاي دريانورد، راب يا هرچي که به ژاپني بهش ميگين
آره، خوبه آره، خيلي خوبه
- !هاد، چيکار داري ميکني؟ - دارم از مهموني امشب فيلم مستند ميگيرم
...ولي فکر کنم من به جيسون گفته بودم اينکارو بکنه
آره، خب جيسون از من خواست که من اينکارو بکنم منم داشتم انجامش ميدادم
که البته خيلي هم خوب انجامش دادم
خب، ببينم اينکار رو جدي گرفتي يا نه؟
چون واقعاً کار مهميه
نه، البته، معلومه... من خيلي خيلي جدي گرفتمش
- خيلي جدي؟ - قول ميدي؟
آره، ميخواي پيغامتو الان بدي
- باشه - الان بگو
باشه
خب، فقط خيلي گرم باهاش صحبت کن چون اين قراره که
- آخرين چيزي باشه که از تو ميبينه - باشه هاد، گرفتم -
رابرت هاکينز
من باورم نميشه که تو داري منو ميذاري اينجا و ميري که تنهايي مواظب برادرت باشم
...اوه، آروم، آروم انگار من خودم اينجا وايستادم ها
...و من ميدونم که ما رسماً فاميل نيستيم، البته هنوز... ولي
- انصاف نيست، چون من قراره - اي بابا
- باشه - بعداً اونو حدفش ميکنم
...ولي من تو رو برادر خودم ميدونم، اميدوارم تو هم منو خواهرت خودت بدوني
براي همين بهتره بهمون زنگ بزني
حالا که اين موقعيت شغلي رو بدست آوردي پولت ميرسه که بهمون زنگ بزني
- هاد؟ - بله
بله، شرمنده، نه، خوب گفتي خوب بود، خوب بود
- خوب بود - تموم شد؟
بنظر من که خيلي خيلي خوب بود
...آره، ولي تو حتي حواست هم نبود که
خوب، خوب، تو از پسش برمياي
آره، عرضه اش رو داري پسر... عرضه اش رو داري
- چه خبرا رئيس؟ - تو چه خبرا خوش تيپ؟
چه خبر؟
عذر ميخوام، هي، مارلينا
- هي، چه خبرا؟ - سلام، سلام
ميدونستي که من دارم اطراف مهموني ميچرخم
و دارم...؟ شما ميدونين که راب داره از اينجا ميره؟
- انگار اينهم مهموني خداحافظي اونه - آره، آره
درسته... واسه همين ما داريم حرفهاي اطرافيان راجع به اون رو ضبط ميکنيم
آه نه، ممنون من تقريباً اصلاً راب رو نميشناسم
من فقط اومدم که سري به لي لي بزنم براي همين يک کمي عجيبه که
اگه من بخوام راجع به اون صحبت کنم، ولي بهرحال ممنون
باشه، درسته ولي خب، من قراره از همه فيلم بگيرم
خب، شما تا حالا عروسي که رفتين، نه؟
نه، من متوجهم تو داري چيکار ميکني، من فقط.... نميخوام اينکارو بکنم، ولي ازت ممنونم
خب درسته، ما هم فقط يه تيکه کوتاه و مختصر ميگيريم
باشه
هي راب، مارلينا هستم
فکر کنم ما قبل از اين، جمعاً سه بار همديگه رو ديده باشيم
...و هر سه دفعه هم من کاملاً مست بودم
براي همين من واقعاً نميدونم الان چي بايد بگم
...ولي شغل باحالي پيدا کردي، واقعاً خودش خيليه
- مثلاً تو رئيس يه جايي باشي - نايب رئيس
اونهم خيلي باحاله
پس توي اون کار موفق باشي ما هم اينجا ميمونيم
و تا وقتيکه برگردي نيويورک رو امن و امان و سرحال نگه ميداريم
- ايول، واقعاً خيلي خوب بود. - جدي؟
آره، اگه بخواي ميتونيم يکي ديگه هم بگيريم
ببينم شما کارت ويزيت يا چيزي مثل اون دارين؟
خب، آژانس من... ما داريم ميريم ما داريم واسه يه عقب نشيني احمقانه اي ميريم
و اونها هم همشون از همچين فيلمي خوششون مياد
- ...مثل، کاراي رهن و ضمانت و اينا - آه بله، من در واقع
- بطور حرفه اي تو اين کار نيستم - چي؟
- من بطور حرفه اي تو اين کار نيستم، اسم من هاد است - هاگ؟
نه، نه،نه... هاد من دوست راب و لي لي هستم
- ما قبلاً هم چند بار همديگه رو ديديم - آها، آره، آره
ميدونين، شما دوربين رو گرفتين جلوي صورتتون
- احتمالاً براي همينه که من... - باشه، بيا اگه ببرمش کنار
- آه بله، چه خبرا؟ دقيقاً - آره
آره، خوشحال شدم دوباره ديدمتون
- واقعاً از ديدنتون خوشحال شدم، خيلي خوبه - خب، برنامه تون امشب چي بود؟
من حقيقتش... دارم ميرم يه کم غذا بردارم
...ولي خب شما هم موفق باشي با اون
...من هنوز هم اگه بخواين ميتونم کار فيلمبرداري آژانس تون رو براتون انجام بدم ها
داره از پله ها مياد بالا همه آماده باشين
ميشه يکي لطفاً موسيقي رو قطع کنه؟
...سورپريز، سورپريز
...نه، نه، نه، نه، نه
شماها چجوري تدارک همه اينها رو ديدين؟
آسون، تو خيلي ساده اي ها، بزن بريم
- هي، چطوري تو؟ - اينو بگير، اينو بگير
- ببخشيد، بله، ممنون - چه خبرا؟
...اوه، هي، آره خوبه
- !چه خبرا رئيس؟ - سخنراني! سخنراني
- آره، سخنراني، سخنراني - سخنراني، سخنراني
- ...اين خيلي سورپريز بود - اميدوارم
- ظاهراً - اين مهموني سورپريزه ديگه
آره
ولي کار قشنگي بود، پس ممنونم لي لي؟
همه کمک کردن، کار همه بود
...نه، ممنونم، تو، همه ممنونم، واقعاً
...خيلي برام ارزشمند بود، پس... همين ديگه همينو دارم بگم، نميدونم
- خوش بگذره - آره، مهموني
آره
هي پسر، سورپريز شدي، نه؟ - نخير، اصلاً هم سورپريز نشدم
نه؟ پس لطفاً ميشه حسي که الان داري رو برامون توضيح بدي؟
نميدونم، تقريباً سرخوش... انگار که يک کم حوصلم سر رفته باشه
- نه، سر نرفته، پس تبريک - نه بابا، خيلي باحال بود
تو داري با اون دوربين چيکار ميکني؟
- راستي - من دارم از امشب فيلم مستندميگيرم
که تو بتوني با خودت ببريش ژاپن
آها، وقتي رسيدم اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.