Pierwsze 200 wierszy.
تــــرجــــــمــــــه از فــاطــمــه FaTeme
سلام عزیزم
صبح بخیر میو
اخر شب میکردی یا حرف میزدی؟
تو فقط با این کارها پول میگیری
وقتی ازم راضی باشن
بهم پول هم میدن
و همیشه هم به خاطر چزی نیست که وسط پامه
به چی نگاه میکنی؟
شلیک نکن
تازه وارده
به نظر خشن میرسه
یه بطری بهم بده
به بیشتر از یدونه نیاز داری
تا اون همه چرکو از روش پاک کنی
برو ی نگاه تو اینه به خودت بندار.سرووعضتو مرتب کن
این با من
نباید الان لباساتو دربیاری؟
اره درمیارم عزیزم ولی گمون میکنم
تو قبلش ارضا شده باشی
خودشه
چه مرد بزرگی
همه جات بزرگه
جز اونجایی که باید باشه
عزیزم حالا که من این لطفو در حقت کردم
فکر کنم باید در اضاش چیزی به من بدی
هر چی
خودشه
خجالتی نباش
لعنت
خب حالا
کجا بودیم؟
- اینو تا حالا به کسی نشون دادی؟ - به کی میخاستم نشون بدنم؟
اینکه قضیه یدونه چاقوی سوییسیه یکی از مهمونا نیست که
کار یکی از ادمای خودمون بوده
اول فکر کردم کار توعه
بعد یادم اومد که تو خیلی وقته که اینجایی
و اگر میخاستی خرابکاری کنی
سالها قبل می کردی
ممنونم ازت
خب
میزبان هامون دیوونه نشدن
بلکه داشتن جاسوسی میکردن
خب این
یه موقعیت همو خوب و هم بده؟
ما مهندسیم
و میگیم که سازه ها
با مشخصات اشتباهی حتما ساخته شدن
نمیدونی چجور اطلاعاتی رو
داشتن جا به جا می کردن؟
بهتریت کاری که باید بکنیم اینه که
اون کسیکه داشته اطلاعات جابه جا می کرده رو پید کنیم
ولی باید زمان دقیقی که اونجا بوده رو پیدا کنیم
ولی اطلاعات مکانیش پاک شدن
نه همشون
دوستمون از نمونه های اولیه بوده
میزبان های قدیمی از یک سیستم مکانیابی قدیمی استفاده میکنند
همونطور که خودت گفتی من خیلی وقته که اینجام
اطلاعات هنوزم اینجا هستن
ولی سیستم جدید اونها رو پشتیبانی نمیکنه
یعنی نمیتونیم بهشون دسترسی داشته باشیم؟
یعنی اگر بخایم بهشون دسترسی پیدا کنیم
باید برم طبقه ی پایین
Floor B82
فقط پرسنل مشخص شده
و،برنارد،من در سیستم تعبیه شدم
اطلاعات زخیره شده برای سیستم مکانیابی قدیمی رو نشون بده
دنبال اختلاف بگرد
از این مکان شروع شده
نگاش کن،علم
کی به انتها رسید؟
مکان رو به من نشون بده
این هارو در سیستم جدید هم چک کن
اینها همون میزبان هایی هستن که در سیستم جدید ثبت نشدن؟
خب اگر بخوایم دره رو تا اینجا بکشیم این مکان باید از بین بره
ما میتونیم جمعیت اینجا رو بین مزارع کناری نقسیم کنیم
یا اینکه از رده خارجشون کنیم
و فکر کنم به اندازه کافی
برای یک روز کار کردیم
نه تا قبل شهر کافیه برای دره
خودم برمیگردم
باشه
ادامه بدین
برات معنی ای داره؟
چیز زیادی نمیدونم
هزار تو یک افسانه سرخپوستیه قدیمیه
بگو تئودور
هزارتو خلاصه ی زندگیه یک مرده
و تمام انتخاب هاش
رویاهاش
و در مرکز اون،مردی افسانه ایست
که بار ها و بارها مرده
ولی باز هم به زندگی برگشته
مرد برای اخرین بار برگشت
و تمام دشمناشو در نبردی خستگی ناپذیر شکست داد
اون خونه ای ساخت
و در اطرافش هزارتویی چنان پیچیده ساخت
که فقط خودش راه خروج از اون رو میدونست.
فکر کنم به اندازه کافی جنگ دیده بود
اوووه
سربازای عوضی مرزو بستن
یه مشکل تو پاریا به وجود اومده بوده
خیلی خب
وقتشه که لطفشونو جبران کنی
چجوری میتونیم از مرز رد بشیم؟
وایت چیزیو که هردومون دنبالشیم رو داره
و اونهم اونطرف مرزه
یک راه دیگه هم هست
ولی به یکم خیانت نیاز داره
نگران نباش
نمیذارم دستاتو کثیف کنی
نگران کثیف شدن دستام نیستم
هرکاری که خودت میدونیو انجام بده
منم همون کارو میکنم
و دلوریس رو پیدا میکنم
هرکاری که انجام میدی رو
مهندس های طبقه ی بالا
برات برنامه ریزی کردن که انجام بدی
اختیار نداری
هیچکس نمیتونه منو مجبور به کاری بکنه
که دلم نمیخاد،عزیزم.
اره اما
این بخشی از شخصیتته
که سخت قبول میکنی
حتی زمانی که مهمون هارو هم رد میکنی
باز هم جزوی از برنامته
و تو هم شبیه اونایی نه من..هوم؟
درسته
خب من نمیتونم وارد پارک بشم
ولی
اره من هم انسانم
مثل مهمان ها
از کجا میدونی؟
چون میدونم
من به دنیا اومدم
تو رو ساختن
ولی مثل همیم
ما اینروزا
تو بیشتر چیزها مثل همیم
ولی یک فرق بزرگ داریم
نیرویی که اینجاست
فرارتر از چیزیه که ما داریم
اما یک اشکال هم داره
چیه؟
تو تحت کنترل مایی
خب کنترل اونایی
اونها هرطور که بخان میتونن تو رو تغییر بدن
یکاری کنن فرلموش کنی
خب فکر کنم در مورد تو صدق نمیکنه
نمیفهمم چجوری تمام این قضایا تو یادت مونده یا
اینکه چجوری خودت خودتو از خاب بیدار میکنی
ولی هر چیزیکه تو سرته کار اونهاست
مزخرفه
- هیچکس نمیدونه تو فکر من چی میگذره - الان نشونت میدم
یه لحظه
باید به این وصلت کنم
به چی وصلم کنی؟
تو یکم میتونی فلبداهه صحبت کنی
ولی بیشتر حرفات برنامه ریزی شده است
درست مثل بقیتون
این فقط یک حقه مسخره است
من 10 ساله دارم اون بار رو می چرخونم
و میدونم که کی داره کسی بهم
حقه میزنه
این ممکن
نمیتونم نمیتونم
نمیتونم
میو؟
میو؟
یک دقیقه وقت داری؟
باید در مورد چیزی باهات حرف بزنم
الان میخاستم بهت زنگ بزنم
همه چی خوبه؟
فورد در مورد ما میدونه
مگه مهمه؟
ما ادم بزرگیم نیاز به اجازه نداریم
تو اینجا داریم
برای همون نباید دست از پا خطا کنیم
رابطه ما برای هیئت مدیره در مورد نحوه رفتار من
سوال برانگیزه
تو که هیچوقت به هیچکس اسون نگرفتی که
رابطه ما نمیتونه ادامه پیدا کنه برنارد
هر چقدرم که خوب بوده باید تموم شه
رابطمون تمومه
یکم بهم اعتماد کن.من میتونم بی طرف باشم
در مورد تیمت،در مورد فورد چی؟
باید قبول کنی
رهبری اون خیلی وقته که زیر سواله
فکر نکنم مشکل اون باشه
با احترام باید بگم که فکر نکنم این شغل تو باشه
که امنیت پارک رو برقرار کنی بلکه این شغل منه
خب اگر چیز دیگه نمونده
میتونی بری
لعنت
باشه
یالا یالا
- گفتی طبقه بالا - خدای من
تو حالت خوبه؟
میخام ببینمش
طبقه بالا رو؟
No comments yet. Be the first to leave one.