Pierwsze 196 wierszy.
چی میخواستی بگی؟
چی؟
... تو میخواستی یه چیزی بگی
چی؟
من باهاتون حرف دارم
پدر جانگ دوهان
... دادستان
لی کوان وو
ما چند باری همدیگه رو دیدیم و من حتی اسمت رو نمیدونستم
داری درباره ی چی حرف میزنی؟
دیگه نمیتونی گولم بزنی
میدونم برایِ انتقام گرفتن از یون سونگ رو چیکار کردی
چیکار کردم؟
کافیه
بیا دیگه مردم رو فریب ندیم
درسته ، کلی سختی کشیدی تا همه چیُ از مردم مخفی نگه داری
فکر نکنم دلت بخواد به سادگی لو بری
این پیام هاییه که ما از رئیس گرفتیم
ششمیش رو پلیس تو خونه ی بومی توقیف کرد
... و اینُ
از توی خونه ت پیدا کردم
همشون از کاغذهایی با یه طرحِ مشابه بودن
... این مدرکیه که ثابت میکنه
تو همون رئیسی هستی که برامون پیام میفرستاد
از همون اولش نباید قاتی ماجرا میشدی
کاراگاه جو
همش کنجکاو بودم که دیروز تو اتاقم ... چیکار کردی
پس همچین کاری کردی؟
چی با خودت فکر میکنی؟
خیال کردم یه نفر میخواد مدارکم رو جعل کنه
میدونستم همچین حرفی میزنی
ولی این بار راهِ فراری وجود نداره
گروهِ تحقیقاتِ مشترک؟
کاراگاه ما؟ خیلی وقت بود باهات حرف نزده بودم
خودتی سوجی؟
واقعا خودتی؟
محلش رو ردیابی کنید
چی شده؟ چرا زنگ زدی؟
میخوام خودم رو تحویل بدم
میخوای خودت رو تحویل بدی؟
... اگر میخوای خودت رو تحویل بدی
باید بیای دفترِ پلیس ، این چه کاریه؟
خانمِ لی الان داری ردِ محلی که هستم رو میگیری؟
البته که آره
منتظرتم
... قبل از اینکه نظرم عوض شه
بیا دستگیرم کن
! هی
... چطور تونست
فهمیدی کجاست؟ - نه هنوز -
حالا دیگه دستور میده بریم دنبالِ خانم
! سریع پیداش کنید
... اگه گیر بیفتی
فاتحه ت خونده س
... اگر گیر بیفتم
فاتحه ی تو هم خونده س
انگار بازیگریت از من بهتره
ولی من بیدی نیستم که با این بادا بلرزم
من دروغ نمیگم
دادستان جانگ ، جو سو جی خودش رو تحویل داد
ما داریم ردِ گوشیش رو شناسایی میکنیم چند دقیقه ای طول میکشه
باشه
زودی میام
... تا وقتی همه چیُ بهم نگی
از جام جُم نمیخورم
... قبل از اینکه سر و کله ی پلیس پیدا شه
... بگو از اون اول تنهایی
چه نقشه ای داشتی؟
تو من ، بومی و کیونگ سو رو دورِ ... هم جمع کردی
تا از یون سونگ رو انتقام بگیری ، درسته؟
آره
منم مثلِ شماها هستم
یه نفر هست که بدجور به خونش تشنه ام
ولی از اول مگه توافق نکردیم ؟
... از اول قرار نبود که
انتقام بگیریم؟
... تو فقط داری از من استفاده میکنی
تا انتقامِ خودتُ بگیری
من همونجور که قول داده بودم بهت اطلاعات دادم
.... و تو کار کردی تا انتقامِ خودتُ بگیری
نه انتقامِ من رو
چرا از یونا استفاده کردی؟
تو هم میدونستی
من تنهایی انجامش دادم
منم چون جلوشُ نگرفتم گناهکارم
شما عینِ هم میمونید
تو از من استفاده کردی تا یون شیوان رو ... دستگیر کنی
ولی بعدش آزادش کردی
تو هم لام تا کام حرف نزدی
یون سونگ رو هر جوری شده بود یه نفر رو پیدا میکرد تا لاپوشونی کنه
این دلیل نمیشه که کارهایی که کردی ناپدید شه یا عادلانه باشه
دخترم مرده
یه آدم مرده
... ولی تو از اون مرگ استفاده کردی
تا بتونی به اون کثافت نزدیک شی
... تو
هیچ فرقی با یون سونگ رو نداری
... زندگی یه نفر دیگه رو نابود کردی
.. تا به هدفت برسی
و قبول نمیکنی که کارِ اشتباهی کردی
همه چیُ ضبط کردید؟ - بله -
... خصوصا اون بخشی که
گفتش یون سونگ رو بالاخره یه نفر رو برایِ لاپوشونی پیدا میکرد
ایناهشش
یه کلام حرف بزنید همه چیُ تو نت پخش میکنم
فهمیدی کجاست؟
بله تو راهیم ، آدرس رو برات میفرستم
منم راه میفتم ، به دادستان جانگ خبر دادی؟
... آره ولی قطع کرد
از اون موقع هم در دسترس نیست
باشه
چی میخوای؟
هر چی درباره ی مادرم میدونی رو بگو
خیلی بیشتر از من درباره ش میدونی
چجوری میخواستی یون سونگ رو رو نابود کنی؟
بهتره حقیقت رو بگی
باشه
... تا جایی که بتونم جواب میدم
داستانش طولانیه
پلیس ممکنه بیاد و گیرم بندازه
عجله نداشته باش وقت زیاد هست
سوجی
همینجاست؟
میدونستم ؛ داشت بازیمون میداد
سوجیِ کله خر
هیچکس اینجا نیست فقط یه گوشی هست
به دادستان جانگ زنگ زدی؟
چرا همش سراغشُ میگیری؟
یه حسی بهم میگه الان پیشِ سوجیه
دنبالِ فیلم هایی میگشتی که سوجی رو نجات داد
ارتباطی به هم دارن؟
منم میخوام بفهمم
میشه بررسی کنی الان کجاست؟
گولم زدید
ما جین گی از تیمِ تحقیقاتِ مشترک هستم
تیمِ تحقیقاتِ مشترک؟
کاراگاه ما؟ خیلی وقت بود باهات حرف نزده بودم
خودتی سوجی؟
منتظرتم
قبل از اینکه نظرم عوض شه بیا دستگیرم کن
بیشتر از یک ساله که تو داری سوجی رو گول میزنی
الان خیلی بدجور گیج شدیم چون سوجی خودش رو تحویل داد
تو کجایی؟
دارم میرم دفتر
جدی؟
.. شنیدی خودش رو تحویل داد
و برات مهم نیست که دستگیرش کردیم یا نه؟
مطمئنم دلت براش تنگ شده
از تو خواسته بری دستگیرش کنی؟
عجب اعجوبه ای
پلیس ها هستن؟ چطوری فهمیدن ما اینجائیم؟
کجایی دادستان کیم؟
دارم میرم سوجی رو بگیرم
شما فرار کنید من معطل ـشون میکنم
چه خبره؟
بهتره با ما همکاری کنید
ما دنبالِ یه فراری میگردیم
این آدم ها رو اینجا دیدید؟
نه ، من داشتم تنهایی تو کلیسا دعا میکردم
اول دور و اطراف رو بگیردید
باشه - وایسید -
اول کلیسا رو بگردید
نشنیدی چی گفت؟
کلیسا رو بگردید
حرکت کنید
همونطور که گفت هیچکس اینجا نیست
ماشینِ دوهان همین نزدیکیا باید پارک شده باشه
دوربینِ مداربسته رو چک کن
به رویِ چشم همراهم بیاید
چیزی شنیدی؟ - نه -
اینجا نیستن
! اونجا رو ببین
بــرو
بومی - برو -
یالا بــــرو - بی حرکت -
کجا داره میره ؟ بگیریدش
سو بومی
... ما شما رو طبقِ قانون جنایاتِ بندِ 212 به دلیلِ
پناه دادن به یک فراری بدونِ حکم بازداشت میکنیم
... نه ، بومی بیچاره
مریضی؟
مشکل چیه؟ چه خبره؟
نمیتونم ... نمیتونم نفس بکشم
زنگ بزن کمک بیاد - باشه -
مریضی داری؟
به آمبولانس زنگ زدید؟
خدایا
چجوری نجاتش بدم؟
فهمیدم چیکار کنم
اسپیکر
چی بود؟ چه صدایی بود؟
کنارش بمون
فقط یه لحظه صبر کن
باشه ، گرفتم
ماشینِ دادستان جانگ رو پیدا کردن
! جانگ دو هان
No comments yet. Be the first to leave one.