The Wind

The Wind

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

The Wind 1928 Avi worldsubtitle com
Komentarz od sinatram
"sinatram" ترجمه و تنظیم: علی [email protected]

Tagi

other
Opublikowano: 2013-07-22
Pobrania: 41
Dla niesłyszących: Yes

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 62 wierszy.

جهان زیرنویس تقدیم می کند

"باد" "اثر "ویکتور شوستروم

مردیست نحیف اما پر طاقت و صبور،برنده ای بلامنازع بر روی زمین

راز عجیبش در این است که به تدریج می رباید

با کنترل عناصر خانمان براندازش زمین را فتح میکند

این داستان زنیست که خودش را به باد می سپارد

من "وایرت رودی" هستم،در این مسیر گاو و گوسفند میفروشم

به منم میگن "لتی ماسون"،از "ویرجینیا" اومدم

وای خدای من،چقدر وحشتناکه،به نظر شما یه کم ترسناک نیست،خدا کنه زود تموم بشه

ترس نداره که خانوم کوچولو،تو اگه اراده کنی تموم میشه

ویرجینیا" رو واسه همیشه ترک کردم،دارم" واسه زندگی میرم به مزرعه یکی از اقواممون

سرخپوستان این سرزمین میگن که وزش باد تا ابد ادامه داره

هر روز بدون وقفه با غرش ترسناکش مردمو از زمین بلند میکنه به ویژه خانومارو

نمیتونی با این چیزا منو بترسونی آقای "رودی"،تا خودم نبینم باور نمیکنم

من همسایه دیوار به دیوار "بورلی"ام..از من خواسته که بیام دنبالتون

این شاسکولم که می بینی ،شریکمه ما25کیلومتری مزرعه شما زندگی میکنیم

همینجا منتظر می مونم تا خیالم از بابت رفتنت راحت بشه

لطفاً پاتو بذار اینجا عزیزم

پس هرکی که برنده شد میتونه کنارش بشینه

ای گُه بزنن به این شانس

من این بابا رو زیاد دیدم،میگن بیزینس خر و گاو میکنه..آره؟

این اسبای وحشی همشون از سمت شمال شرق به اینجا میان

از ترس شیطان کوهستان همشون سرازیر میشن به سمت پایین

.. این باد شمالی سرخپوستان واقعاً چیز عجیبیه

میگن روح یه اسب سفیده که داخل ابرها زندگی میکنه

الان این باد شمالیه..؟

..اگر بود که الان ما اینجا نبودیم و

دست و پاهامون از هم جدا شده بود و در هوا واسه خودشون میچرخیدن

تا جایی که چشم کار میکرد وزش باد بود و شنهای بیابان معلق در هوا

هی "کورا"،بلندشو بیا که "لتی" اومده

اومده که اومده..نمیتونه یه کم صبر کنه

واسه اومدنت لحظه شماری میکردم عزیزم ،امسال خیلی بهمون سخت گذشت،سرفه هام بدتر شدن

مادرم "بورلی" رو بزرگ کرده مثل دوتا خواهر و برادریم باهم

غذا آماده ست

دوست دارین از غذای منم بخورین خانوم "ماسون"؟

"پس باید از غذای منم بخورین دیگه خانوم "ماسون

این غذا از دل و روده گوسفند درست شده،حتی کبد..ریه

"میخوام یه لطفی بکنین اینو امشب بدین "لتی

داری چیکار میکنی احمق؟ من میخوام بدم

میشه یه کاری کرد..که باهم درخواست بدیم

نمیتونی حدس بزنی "لتی" که چرا اومدم به یه همچین جای مزخرفی و اینجا نشستم؟

عجله کنین که یه گردباد سیاه داره نزدیک میشه

"واقعاً نباید در یه چنین جای مزخرفی بمونی "لتی

با من بیا بریم..واقعاً دوست دارم دختر

گردباد دیگه تموم شد..بیاین بالا واسه ادامه بزن و برقصمون

خوب به حرفام فکر کن "لتی"..فردا شب باید جواب بدی

تو یکی از ما دوتارو انتخاب کن آخه هردوتون جذابین

اصلاً خودت واسمون شیر یا خط بنداز

همه چیو جدی گرفته بودن بیچاره ها

مجبوری که یکی از این دونفرو انتخاب کنی

!!واقعاً نمیفهمم که هدفت از این بازی مسخره چیه دختره شیاد

درسته که عاشق "بورلی" شدی ولی عمراً بذارم اونو از چنگ من دربیاری

هرچه زودتر باید دُمتو بذاری رو کولتو از اینجا بری دختر جون

اگه نری خودم میکشمت

نگران نباش "کورا"،خودم میدونم کجا ببرمت

یه نگاه نافذ و دلنشینی داری

می بینی "لتی"،اول از همه یه همسر ایده آلم تا یه تاجر خرو گاو

اگه با من بیای "لتی"،میبرمت یه جایی که باد به گرد پامونم نرسه

بیشتر از یه شب حق نداری اینجا بمونی دیگه

قول میدم هرکاری که بگی انجام بدم اونم بدون پول آخه من که جایی رو ندارم برم

این دوتا احمق میخوان با تو ازدواج کنن باید به یکیشون جواب مثبت بدی

اگه منو انتخاب کرده بودی واست بهترین غذاهارو میپُختم

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left