Pierwsze 200 wierszy.
در پنج شنبهی مقدس، پادشاه" "پای کودکان مسکین را میشست
اعلیحضرت برای دریافت خدمت دیگران نیامده اند بلکه آمدهاند تا خدمت کنند
به زودی "سُم" در میارم
Ce Traduction est Dédiée à Tous le Patriotes du Monde - Mardin
"یک خلق و پادشاهش"
"رایحهی آزادی"
"چهاردهم ژوییه"
!آب بیارین زود
اگه مجبور به جنگ باشیم، میجنگیم
با بیل و کلنگ، با تفنگ، با توپ و چکش
...مبارزه برای دفاع از خودمون جرم نیست
چی رو آزاد کردین؟
چهارتا شیطونک فقیر، یک دیوانه، یک آهنگر ...یک مرغ دزد
!گور پدر زندانیها - ما باروت گرفتیم -
سیصد بشکه. برای تفنگهامون
!"کلمانس" عقلت رو از دست دادی؟
تو. مراقب خواهرت باش. زود
آبمون داره تموم میشه
!برای "پروسپر" کوچکم جا باز کنید
آب رو تقسیم کن تا خوشبخت بشی
"مارگو"
خوبه فرانسواز. برو پیش دخترت
پاریس در برابر سربازان پادشاه مقاومت خواهد کرد
! باستیل به دست پاریس سقوط کرد
!من برادرم رو از دست دادم
خم شده بودم. چاقوم تو جیبم بود
فرمانده دیگه حرکت نمیکرد
یه حرکتی احساس کردم و بعدش چاقو رفت تو گردن فرمانده بین دوتا استخون
بعدی - آهنگ -
!تو سر فرماندهی باستیل رو بریدی
قسم آشپزی میخورم، گفتم که ناخواسته بود
از وقتی که این دو برج شوم !خون و استخونمون رو یخ بزنن
انکار نمیشه کرد. عالی بودید
!چه عجب
عالی مانند مردان بی خدا
خب تصمیم گرفتیم که "دنو" تا صبح سر رو پیش خودش نگه داره
میدونید مردک چی جواب داد؟
اگه متاهل باشم و کلهی کثیف فرمانده رو ببرم خونه
!احتمال داره با زنم دو نفری انقلاب کنیم
چیکارش کردین؟ - کله رو؟ -
خب همون کاری که تو میکردی
"میخوای ببینیش "کلمانس؟
کله سفتی داره جناب فرمانده
!اون نیست
"به تازگی پس گرفتیم"
قلعهی باستیل رو
!آه چه روز زیبایی
چه روز زیبایی
سنت آنتوان فتح کرد
این برجهای بدسگال رو
"و من، "ملکه اودو
میتونم بعد بگم که مبارزه کردم
با زمان همه چیز تمام خواهد شد
و نان و نمک به سفرههایمان بازخواهد گشت
بعد از خار، گل خواهد رویید
در گلدانی پر از شراب
هللويا
هللويا
باد بزن
فوت کن
فوت کن
خوبه
!بیاین ببینین
!سولانژ
اولین باره از این زاویه خورشید رو میبینم
!فرانسواز! بیا زود ببین
!روشنایی
!بیا. بیا اینجا
!ببین چقدر زیباست
به خورشید دست بزن و یه آرزو بکن
!ایست
!ایست
!"زنان "هال
!زنان حاشیه نیشین. همهی شما
!گوش گنید
!میخوایم که شاه از کاخ ورسای بره
!و دربار ننگینش
!ما گندم، نان و حقوقمون رو میخوایم
!میخوایم که پادشاه از ورسای بره
بیاد پاریس، بین دیوارهای شهر
آزادی به ما، نان و گندم خواهد داد
میخوایم شاه و دربار ننگینش از ورسای برن بیرون
"میخوایم شاه و دربار ننگینش از ورسای برن بیرون"
دیروز بروی نشان کشور پای کوبیدیم فردای روی توپ و تفنگتان
ما به ورسای خواهیم رفت، به دنبال شاه
ما به ورسای خواهیم رفت، به دنبال شاه
ما گندم و نان میخواهیم، نان و عدالت
!همه با هم
شاه باید از ورسای بیرون بیاید داخل دیوارهای پاریس شود
شاه باید از ورسای بیرون بیاید داخل دیوارهای پاریس شود
آزادی به ما نان و بال برای پرواز خواهد داد
آزادی به ما نان و بال برای پرواز خواهد داد
"کاخ ورسای، اولین مجلس ملی فرانسه"
باهاتون حرف داریم
کجان اون پست فطرت هایی که به شاه حق وتو دادند؟
اینجا صحن مجلسه
آردها رو از چنگ محتکران در بیارید و به ما برگردونید
کاری کنید که به نشان فرانسه بی احترامی نشه
نان نایاب شده
باید نصفه شب به امید یه تکه نان از خونه بری بیرون
نان... و قانون خوب، یه چیزن. امید همیناست
قانون های تازه
برابری - به ما گوش کنید -
ما همینو میخوایم
گفتم هر بار یک نفر صحبت کنه - گرسنهمونه -
بین شما کی صحبت میکنه، لطفاً
شهروند "مایار" هستم وطن پرست و فاتح باستیل
آقایان آقایان
آقایون، پاریس داره عذاب میکشه
پاریس گرسنهست
در ده روز گذشته چندتا کیسه به شهر برگشته؟
پنجاه و سه - !دروغه -
بله آقایون
پنجاه و سه کیسه و دو تن گندم - !دروغ محضه -
و برای صدها هزار پاریسیِ گرسنه
داریم جون میدیم
با گل که نمیشه نان پخت
آقایون
نمیبینید که این یک نمایشه؟
!ما خسته شدیم - ما گرسنهمونه. دیگه نمیتونیم -
این زنان درس داده شدن. به دست دوکِ اورلئان
من اتریشی نیستم
من اهل "آل"ـم
من "رِن اودو" هستم
و در شکمم سنگی دارم
تو چی نازپرورده، تو چی در شکمت داری؟
کباب؟ بوقلمون؟
...این رختشور
شش روزه نوزادش رو خاک کرده
!براشون تعریف کن تا بدونن
جناب رئیس، واقعاً مجبوریم حرفهای این مردم فرومایه رو گوش بدیم؟
!خفه شو
!عوضی - !شماها فرومایه این -
!یادتون باشه باید به این مکان احترام بذارین
باید برای فرانسه قانون اساسی بنویسیم
چیزی که ما رو نجات میده، اینه که شاه بیاد در داخل پاریس اقامت کنه
که متحکرا و دلال ها رو دستگیر کنه
یک شاه نباید دور از مردمش زندگی کنه
!لویی شانزدهم باید بیاد پاریس
!شاه باید بیاد پاریس
مزهی آزادی اینطوریشون کرده
!شاه هیچوقت نمیاد پاریس
!جای شاه در کاخ ورسای ـه
تا آخر عمرتون شاه رو در پاریس نخواهید دید
آقایون
جناب رئیس
بریم نزد شاه. با یک هیئت
وضعیت وخیم پاریس رو به کاخ برسونیم
و امضاش رو برای حکم ماه سپتامبر میگیریم
کشور منتظرشه و کشور بهش امیدواره
شاه به خاطر این زنان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت
پس بریم امضاها رو بگیریم
!مارگو
از کاخ برگشتن
ترسوندی منو
سه ساعت منتظر موندم
"در سالن "چشم گاو
بعد یک پیشخدمت اومد
تا سالن مشاروه باهام اومد
...شاه
...شاه
آقای "مونیه" . شما پذیرش من رو دارید
ممنون اعلیحضرت
امکانش هست اعلیحضرت به نوشتار موافقتشون رو به بنده بدن
بیاینیهی حقوق بشر و شهروندان
مادهی اول
انسان آزاد به دنیا آمده و زندگی میکنه
امتیازات اجتماعی تنها باید بر سودمندی اجتماعی مقرر باشند
ماده دوم
!برو به جهنم
هدف تمام اجتماعات سیاسی و محافظت حقوق طبیعی
برای افراد محفوظ است
...این حقوق شامل: آزادی
دارایی
امنیت
و مقاومت در برابر ستم میشود
اصول هر حاکمیتی در درون ملت وجود دارد
شاه امضا کرد
!درود بر مجلس ملی
خوب مراقب ورسای بیچارهی من باش
...بلاخره شاه
داره از ورسای میره
تا مستقیم بیاد پاریس و دور از مردم مستقر بشه
ملکه هم داره میاد به همراه بچههاش
به همراه بچههاش
انگار قبول نمیکرد بیاد
و روی پرچمهامون میرقصید
پس باید میرفتیم سراغش و پانزده بیست نگهبانش رو شکست میدادیم
با دیدن توپهامون، شاه مثل یک بره ترسید
شاه مثل یه بره آروم شد
حالا که تو پاریسه
و از آب رود سن میخوره
شاه شاد و شنگول با ملکه عشق بازی میکنه
تا براش، همونطور که کشیش گفته یه تخم بذاره
یه پسر بزاد تا تو آب مقدش شستشوش بده
نمایندهها هم از ورسای میرن بیرون
مجلس در مانژ اسب سواری قدیمی شاه ساکن شد
"بغل باغ "تولیر
آقایون
کمیتهی قانون اساسی به شما پیشنهاد میده کشور رو به 80 استان تقسیم کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.