Pierwsze 200 wierszy.
ظاهر شدن ماهِ بد
.تیم ترجمه دانلودها تقدیم میکند
دانلودها
Sep Sensi
Translater:Sep Sensi
این همه چیز رو عوض میکنه
مطمئنی فرمول رو درست برداشتی؟
البته که مطمئنم
...سه قسمت سنگ اهک - وووو-هووو -
سه قسمت سنگ اهک - اه -
تمومش کردم
دو قسمت ماسه سنگ
ماسه سنگ
یک قسمت سنگ اهن
بالا،پایین،پایین - اره -
و حالا،راز مخفی
یک قاشق بزرگ از گدازه های سرد و سخت گرونکل
گدازه گرونکل!البته
!ویولا
تو اهن گرونکل رو داری
خوبه بیا ببینیم این اهن گرونکل
چجوری درمقابل تیغ ها دووم میاره
مهمون ما باش
استورم فلای!تیغ
... بزرگ
!دندون - تاف ،نه -
حتی دندون هاشم خز داشت
!ممنون لوکی
...شما قصد دارید باور کنید چه اتفاقی افتاده؟
ما درموردش بعدا حرف میزنیم
من بودم ،من بودم و خودم
تاف،اونجا چه اتفاقی افتاد؟
تاریک بود
خیلی تاریک،هیکاپ حتی ماه هم راه منو روشن نکرد
و بعد از اون داخل تاریکی
چشم های قرمز ،دندونای وحشی
منقارش جوری بود که انگار پوست مرغ میکند
ببخشید،متافور
اون منو گرفت و تو هوا چرخوند
مثل عروسک،یه عروسک خیلی خوش تیپ
و بعدش منو برای مرگ رها کرد
میتونی یه چیزی درباره چیزی که بهت حمله کرد بگی؟
اون خیلی سریع بود
....باهوش،سریع یه اسم دیگه به من بدید
"این چطوره؟"خیالی
اگه میخواید بخندید
اما هیولای خیالی یه همچین چیزی بهتون میده؟
هیچکدوم از اینا باهاش هم خونی نداره
کتاب اژدها ها،مقاله های برک
حتی چشم اژدها
تو هیچکدوم از اونا نیست - گابر؟ -
واضحه که همه داریم به یه چیز فکر میکنیم
من میتونم بهت اطمینان بدم که ما نیستیم
اما چرا تو بهمون نمیگی که به چی فکر میکنی
لیکانوینگ
لیکانوینگ اژدهای نادریه
اون نیش باعث تغییراتی میشه
اونا محکوم به عنوان نصف انسان،نصف لیکانوینگ
در زمانی که ماه کامله
وایکینگ محکوم شده به اژدهای وحشتناکی تبدیل میشه
بال هاش اندازه یه خونست
دندوناش از اهن گرونکل هم قوی تره
و تشنه خونه
تاف،لیکانوینگ یه افسانه است
اون واقعی نیست
گابر،تو تاحالا اونو دیدی؟
.نه
تا حالا کسی اونو تو برک دیده؟
نه اما یکی بوده
من که باور نمیکنم
...اما داستان ها
اونا موهای گاو کوهان دار رو سیخ میکنن
اسمش کسلره
اسم وحشتناکیه - کودک عجیبیه -
موی قرمز براق چشمای سیاه مثل ماه
و شیطان رو به عنوان مرغ تو قفس داره
اون واقعا یه شیطانه
درست گفتم؟بالای سه تا
به هیچ وجه
یه شب،کسلر کوچولو در برابر رویاهای خانوادش ایستاد
به کاوش در جنگل رفت
چند روز گذشت و هیچ نشونی ازش نبود
فقط جیغ از اون چوب ها میومد
اون هیچوقت برنگشت
یا ؟
هرسال وقتی
وقتی که تولدش میشه اون اطراف
خونه خانوادش با اژدها چشم قرمز میچرخه
و یکی از گوسفندا رو بلعید
اژدها به نظر میرسه برگشته
اما من نگران نیستم،تافنات تو نمیخواد نگران باشی
ما میتونیم واقعا اینو بگیم که
چه اتفاقاتی براش میافته؟
فقط برای یک بحث الکی
فکر نمیکنم اون فکر خوبی باشه،اسنوتلوئت
اولین،به نور حساسیت داری
تو همیشه به من نمیگی که سر درد میگیری
وقتی به خورشید نگاه میکنی؟
اره،میگم
تشنگی
تو تشنه به نظر میرسی - هی!اون همیشه تشنست -
دیگه چی،گابر؟ باید بیشتر از این باشه
دستاش مثل بال اژدها شروع به بالا و پایین کردن میکنه
ببین!وای
ببخشید
دیگه؟
اخریش،علاقه به خوردن ماهی تازه
طعمش وحشتناکه
چه شگفت انگیز بود؟ چه احمقی
تو نمیدونی چیکار کردی
تافنات،چیکار داری میکنی؟
من این گرز رو به تو میدم
اونو از صمیم قلبت نگه دار
اون دوست داره بشینه و ماه رو ببینه
ماه کامل اهنی
تور من
فیشلگز،من کاسه مورد علاقه ام رو بهت میدم
اون کاسه منه
و حالا،حالا تو پیداش کردی
خوب بخور،دوست من
خوب بخور
هیکاپ،هیکاپ،هیکاپ،تو به کسی که همه چیز داره چی میدی؟
این - هی!تو منو نمیتونی به کسی بدی -
این برای تو
خیلی سخته
و برای مدت طولانی ای عزاداری میکنی
اون یه برادر دوقلو جدید میخواد
من پیشنهاد میکنم
این کار وحشتناکیه و اون بوی بدی میده
تو باید مثل من لباس بپوشی و موهات رشد کنن
پس قدرت میخوای
خب،خب،داری چیکار میکنی؟
من فقط خودم رو اماده میکنم
برای چی؟ - آسترید،تو تا حالا اون ماه رو دیدی؟ -
هنگامی که اون به اوج خودش میاد
که من فکر کنم به معنی نوک بالا باشه
من یه اژدهای کامل میشم،تافنات لیکانوینگ
تو خیلی پسر بامزه ای هستی،اسنوتلوئت من تورو اول میخورم
تاف،ما میخوایم اینو تموم کنیم لیکانوینگ یه اسطوره است
اون واقعی نیست
تو به اژدها تبدیل نمیشی
فیشلگز میشه بهش بگی؟ - ...اه -
حالا،من باید برم و سخت ترین خداحافظی رو انجام بدم
اگه میخوای عذر خواهی کنی
من چی بهت گفتم؟ من چی بهت گفتم؟
میشه کمکم کنی که این مشکل رو حل کنم ،اسنوتلوئت
میشنوی؟
اونا واقعا میتونن انقدر تعجب کنن؟
بارف،برلچ،برادرای بالدار من من تورو توی اسمون های دوستی میبینم
کی میدونه؟شاید با رنگین کمان دوباره به هم برسیم
باشه،اماده ای؟
این باید کار کنه
...با کشتن خودم
میتونم دوستام رو در امان قرار بدم وقتی تغییر کردم
حست میکنم،برادر حیوونم
اخرین شب به عنوان من
برای فردا ،همین زمان،من دیگه انسان نیستم
من تافنات لیکانوینگ میشم
!ماشین کشنده
در حال تغییر،تغییر
من بهترین کارمو انجام دادم
اون با هیچکس به جز مرغه حرف نمیزنه
و اون متقاعد شده که دیشب ماه به اوجش نرسیده
پس باید امشب باشه
با من حرف بزن،مرغ
چی داری میگی؟ - خب،عالیه -
...اون - رافنات،با هوکفانگ؟ -
اسنوتلوئت کجاست؟ - اونجا -
کنار اون با چهره پر از اشک
!وای
چه خشن
شما دوتا چیکار میکنید؟ ما میتونیم الان ازت استفاده کنیم
ما نمونه جمع اوری کردیم
نمونه از چی؟ - !اهه-
!نیش اژدها یکی از اینا برای مطابقت با تافه
و اونو متقاعد کنیم که این لیکانوینگ نیست
و اون یکی دیگه از توهماتشه
...و ،چرا اسنوت لوئت
اون این کار احمقانه رو با اون شروع کرد
هنوز گمراه کننده است
اینا همش تغصیر اسنوتلوئته
برادرم به اندازه کافی فکر میکنه که اژدها شده
به نظر میرسه یاد گرفتی اسنوتلوئت
الان زیاد بامزه نیستی؟
نه،رافنات،نیستم
خب بریم
!هیکاپ!هیکاپ
تو اینو باور نمیکنید
بعد شوخ طبعی من ،بیاین فکر کنیم
هر چیزی میتونه به این کمک کنه هنگامی که فرشته کوچک
میزمو نابودکنه و ببینید چی پیدا کردم
این یکی از اوناییه که توی غار گوستاو پیدا کردیم
من میگم اونو پس بدیم هیکاپ
من معمولا غیر مسئولانه رفتار نمیکنم
فیشلگز،ما باید بریم ببینیم چی توشه
من بهتون گفتم،این تخت نیست گرد یا مستطیل
بهش فکر کن ماه میچرخه،خورشید میچرخه
سرم
...من متنفرم بخوام این بحث رو تموم کنم
برگرد،خواهر!امن نیست که الان اطراف من باشید
No comments yet. Be the first to leave one.