Pierwsze 200 wierszy.
فانتوماس علیه اسکاتلندیارد
سر والتر براون، از دیدنتون خوشحالم
من آندره برتیه هستم
من منشی لرد مکراشلی هستم
والتر عزیز، ادوارد منتظرته
بفرمایید تو
والتر عزیز، خیلی خوشحالم که میبینمت
بیا تو و کتت رو دربیار
چقدر خاطره زنده شد
آکسفورد رو یادته؟
انگار همین دیروز بود
ولی زمان زود میگذره
تا وقتی منشیم بهم یادآوری نکرد، متوجه نشدم
پسر فوقالعادهایه! جدی، مرتب و باانضباط
و وفادار
تا چند لحظه دیگه، همسرتون بالاخره بیمه عمر میشه
مبلغ بلافاصله و بدون هیچ تشریفاتی به شما پرداخت میشه
در صورتِ
عزیزم، طفلکی
خدا حفظش کنه
در سریعترین زمان ممکن
بریم سر اصل مطلب
همون بیمهنامهای که برام فرستادی
تمام بندهاش رو با دقت خوندم
واضح و منطقی به نظر میان
به جز بند ۶ که دربارهش به مشورتت نیاز دارم
این بند توی هر شرایط و کشوری به جز چین
تمام ریسکهای مرگ طبیعی یا حادثه رو پوشش میده
اما خودکشی رو پوشش نمیده
که از قرارداد استثنا شده
الان وقت دزد و پلیس بازی نیست
برگردیم سر مسائل جدی
میخوام این بند صراحتاً خطر قتل رو هم پوشش بده
بیخیال والتر
برای اینجور شوخیها یه کم پیر نشدیم؟
لرد مکراشلی
منظورت اینه که فانتوماس اهل شوخی کردنه؟
فانتوماس
نگران نباش، نیومدم اینجا که بکشمت
ممنون
یا حداقل نه به این زودی
بستگی به خودت داره
تو سومین آدم ثروتمند دنیایی
نه دقیقاً
از تواضع الکی و آدمهای ریاکار متنفرم
خیلی افتخار میکنم
که بزرگترین جنایتکار دنیام
برای اینکه بهت نزدیک بشم
خودم رو جای دوستت، والتر براون جا زدم
این صورت فقط یه ماسکه
ولی این ماسک اونقدر عالیه
که گولت زد
راستی، حالا که حرفش شد
بذار یادت بندازم
دو سال پیش
در لباس فاندورِ خبرنگار
با یه عالمه جواهرات پرواز کردم و رفتم
اینجا هم در قالب کمیسر ژوو دارم دستبرد میزنم
اینجا هم دوباره دارم نقشههای دشمنام رو نقشبرآب میکنم
اونم توی زیردریایی جیبیم
اینم آزمایشگاه مخفی منه
دارم ابزاری میسازم
که هر وقت تصمیم گرفتم برم یه سیاره دیگه، این یکی رو نابود کنم
ولی دیگه با ماشین پرنده پرواز نمیکنم
اون اسباببازیِ پارسال بود
فعلاً قصد ندارم این سیاره رو دخلش رو بیارم
این سیاره مثل غازیه که تخم طلا میذاره
تصمیم گرفتم بشریت رو سر کیسه کنم
چطوری؟
از اون شعار قدیمی و تکراریِ عامهپسند استفاده کردم:
ثروتمندها باید پول بدن
مجبورشون میکنم بابت حق زندگی مالیات بدن
چی؟
مگه من صاحب اختیار جونت نیستم؟
خب... شاید باشی
آره دیگه
یه سیستم برای مالیات مستقیم راه انداختم
یه واحد وصولِ مطالباته برای گرفتن مالیات
از کلهگندهها بابت حق زنده موندن
یه اظهارنامه برات نوشتم، فقط امضاش کن
البته که قسطبندی هم داریم
میتونی توی دو سال، یک سال یا شش ماه پرداخت کنی
فقط اینکه قسطهای شش ماهه ممکنه خستهکننده بشه
و برات کلی آب میخوره
با توجه به سلامتیت و وضعیت مالیِ توپت
بهترین و بهصرفهترین راه
قطعاً نرخ ثابته
نرخ ثابت؟
میلیارد فرانک یا ۶ میلیون دلار ۳
و دیگه هرگز خبری از فانتوماس نمیشنوی
این یه ثروت عظیمه
با این هزینههای زندگیِ امروزی، این که چیزی نیست
و یک ماه هم بهت وقت میدم
همونطور که میبینی، هر مبلغی که تا موعد مقرر پرداخت نشه
خودبهخود ۱۰ درصد جریمه بهش اضافه میشه
میشه ۶ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار! اونم قبل از مالیات
اگه بذاری مهلتِ یک ماهه دوم هم بگذره
قبل از اینکه اعدامت کنم، یه اخطار دیگه برات میفرستم
منو اعدام کنی؟ بله
اگه به کسی درباره قراردادمون حرفی بزنی
اعدامت فوری خواهد بود
یه نامه سفارشی با رسید دریافت میکنی
که شرایط و محل پرداخت توش مشخص شده
اون چیه؟
اومدن توی تراست دنبال من
اگه میخوای از گجت من، یعنی "مووی باکس" استفاده کنی
راهنماش اون توئه
زحمت نکش، خودم میرم
خدانگهدار لرد من، به زودی میبینمت
والتر
۳ عزیزم، نمیتونم تصمیم بگیرم کدوم رو بذارم صفحه
باز هم؟
خسته نشدی از این فانتوماس؟
معلومه که اون والتر براون رو کشته
هیچ مدرکی نیست، در ضمن از تیترش هم خوشم نمیاد
"فانتوماس در اسکاتلند."
سالی یه بار، مثل هیولای دریا پیداش میشه
ممنون، تیتر مقاله بعدیم رو پیدا کردم
"هیولای لوخنس در واقع همون فانتوماسه."
به یه تنوع احتیاج داری
برات بلیط هواپیما میگیرم
شاید اینجوری ایدههای بهتری به ذهنت برسه
کمیسر ژوو
که فانتوماس مقصر بوده
شما و دستیارتون دعوت شدین
در واقع من فرانسه رو خیلی خوب صحبت میکنم
من توی پاریس درس خوندم
تبریک میگم
فعلاً هم کار احمقانهای نکنین
وقتی من اونجا باشم هیچ خطری تهدیدتون نمیکنه
به کسی چیزی نگین. من ناشناس سفر میکنم
این دفعه دیگه نمیتونه در بره
فردا میبینمت
از شنیدن صدات خوشحالم
منم همینطور، شما؟
مشتاقانه منتظرم توی اسکاتلند با هم وقت بگذرونیم
منم همینطور، تو کی هستی؟
فانتوماس
سفر خوبی داشته باشی، به زودی میبینمت
کی بود؟ فانتوماس
فانتوماس؟ تا حالا اسمش رو شنیدی؟
یادت نمیاد؟
آقایان، من این جلسه مخفیانه رو تشکیل دادم
چون ما صاحب بزرگترین ثروتهای دنیاییم
فانتوماس بابت حق زندگی برای ما مالیات تعیین کرده
اونم با یه نرخ سرسامآور
مهاراجه کینپورا اجازه صحبت میخواد
بفرمایید
حضرتِ مهاراجه میفرمایند که بدترین قربانیِ فانتوماس ایشون هستن
هر سال مجبوره به اندازه وزنش به اون الماس بده
من میتونم آدرس یه ماساژور رو به مهاراجه کینپورا بدم
که تا آخر سال ۵۰ کیلو وزنش رو کم کنه
ریچارد، ما همیشه از حس شوخطبعیت لذت میبریم
ولی وضعیتِ امروز اصلاً شوخیبردار نیست
انگار یادت رفته که دوستمون والتر براون
به دست اون هیولا کشته شد
و همه ما ممکنه به همین سرنوشت دچار بشیم
مهاراجه کینپورا، ما با شما همدردی میکنیم
مهاراجه با سپاس فراوان، از رابیندرانات تاگور نقلقول میکنن:
"صاعقه میزنه، اما بارونه که باعث شکوفایی درخت گیلاس میشه."
خیلی قشنگ بود... ممنون، عالیجناب
همه ما مجبور شدیم این اظهارنامه رو امضا کنیم
من حکم دادگاه گرفتم. منم همینطور
ولی اگه حتی هیتلر هم نتونست منو بترسونه
فانتوماس قطعاً نمیتونه
این ترس نیست که آدم رو میکشه
با اجازه مرخص میشم. هر طور میلته
ولی داری ریسک بزرگی میکنی
شاید
خوش بگذره
این کاریه که انجام میدیم
برای فانتوماس تله میذاریم
تلهمون قصر منه
کمیسر ژوو که مسئول پروندهست
و فاندورِ خبرنگار و نامزدش هم اونجا هستن
اونا طعمههای این تلهان
فانتوماس دیر یا زود حتماً سر و کلهش پیدا میشه
اونا دشمنهای خونیش هستن
اونجاست که روی طعمهمون میپریم
گل! چقدر باملاحظه
کمیسر ژوو؟ بله
آندره برتیه، منشی لرد مکراشلی
اون دریاچه لوخنسه؟
به زودی میرسیم اونجا
لرد مکراشلی چیزی از اتفاقات یادش هست؟
نه، اون با دوستش والتر براون نوشیدنی خورد
بعدش دیگه حافظهش یاری نمیکنه
توی نوشیدنیش داروی بیهوشی ریختن
شایدم فقط اثرِ شوک بوده
تو کارت رو بکن، منم کار خودم رو
برای اینکه توی مه گیر نکنیم
از توی جنگل میرم
یه کم باریکه ولی زودتر به قصر میرسیم
محلیها زیاد از این جاده خوششون نمیاد
بهش میگن جاده "سه مرد اعدامی"
چرا سه مرد اعدامی؟
ادعا میکنن که سه نفر که داشتن از این جاده رد میشدن
فرداش جنازهشون رو حلقآویز توی جنگل پیدا کردن
ما که ۵ نفریم. اینا همش افسانهست
مواظب باش
No comments yet. Be the first to leave one.