Sleepaway Camp

Sleepaway Camp

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Sleepaway Camp 1983 [@ScaryVerse1]
Sleepaway Camp 1983 720p BluRay x264-BiRD
Sleepaway Camp 1983 720p BluRay x264-YIFY
Sleepaway Camp 1983 1080p BluRay x264-HD4U
Komentarz od Mehdisk
💀زیرنویس اختصاصی | t.me/ScaryVerse1 | لینک دانلود فیلم💀

Tagi

bluray
Opublikowano: 2025-02-15
Pobrania: 61
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

،هی، نزدیک من نشو !خیس بشم میکشمت

هوی، واسه چی با آرنج منو زدی؟

!ایول قشنگ بود !برو دو، برو دو

!بسه دیگه !بابایی بهش بگو ولم کنه

!پیتر شروع کرد - من شروع نکردم دروغگو -

چرا چرا - نخیر نخیر -

،خیله خب عیب نداره دعوا نکنین

اون خودش شروع کرد

!اون چه باحاله بابایی منم میتونم سوار شم؟

،ایشالا چند سال دیگه هروقت یه قایق موتوری خریدیم

میشه یه تابستون بریم به اون کمپ؟ مطمئنم همه جا رو بهمون نشون میدن

راستش نمیدونم، معلوم نیس

،همینجوری بمون دولور !کارت عالیه

میشه دیگه وایسیم؟

،هی کریگ چطوره بذاری یه بار من قایقو برونم، ها؟

!بیخیال مری آن میدونی که نمیشه

،اه، انقدر چس نباش من بلدم چجوری اینو برونم

بابای من یه قایق داره بزرگتر از این

آها، بعد اگه از کار اخراجم کنن بابات خرج منو میده؟

!بابا انقدر نترس این وسط که کسی ما رو نمیبینه

!عه، خودتون شروع کردینا !کوچولو موچولوها

بیخیال دیگه، میذاری؟

خیله خب

!ایول

ببین، فقط واسه یه دقیقه

خیلی هم تند نرو

هی جان، با دکتر قرار داریم

!جان، ساعت 4و نیمه الان دکتر میرسه

،بریم بچه ها دکتر توماس داره میاد اینجا

عمه مارتا هم میاد؟ - ریکی هم میارن؟ -

نه، این هفته قراره پیش باباش باشه

چرا مثه اسکی بازا قوز کردی؟ !صاف وایسا

!دور بزن !قایقو بچرخون

چی داره میگه؟ - نمیفهمم -

!هی

!قایقو بچرخووون

...نمیفهمم چی !یا خدا! دور بزن

!فرمونو بچرخون

!نمیتونم بچرخونم - بدش من -

!جان

!یا خدا

!یکی بره بهشون کمک کنه !یکی بپره تو آب

!برید بیارینشون تو قایق !وای خدا زدیم بهشون

!وای خدا

!توروخدا یکی بره کمکشون

!توروخدا کمکشون کنین !دارن میمیرن، توروخدا

!زودباشین، کمکشون کنین !توروخدا کمکشون کنین

‍!وای خدا زدیم بهشون

«هشت سال بعد»

!زودباشین عشقای من به اتوبوس نمیرسیما

!وای، نه اینجوری که نمیشه

!ریچارد! آنجلا !عه، اومدین

!ببینین چیکار کردم !واسه تو و دخترداییت یه پاکت پر از خوراکی گرفتم

خوشت اومد، مگه نه؟

چیپس نداره؟

،چرا، داره !ینی باید همه چی داشته باشه

...یعنی مطمئنم که داره

دختر خوشگل من آنجلا چیزی نمیخواد، ها؟

،باید بریم مامان داره دیر میشه

،حق با توئه عزیزم دلمون نمیخواد که بدون ما برن، مگه نه؟

...نه، نه، فکر نکنم اینو بخوایم

،بریم فرزندانم !بریم که راه بیفتیم

باز چی شده؟

،مطمئنم یه چیزی رو فراموش کردم ینی چی میتونه باشه؟

!آها، یادم اومد چیه !میدونستم فراموشش میکنم

!مدام به خودم یادآوری میکردم ...راستش بخاطرش یه چیزی گره زدم

،گره زدم به انگشتم... که فراموشش نکنم

میبینین؟

!و فراموشش نکردم آدم نمیتونه همیشه حواسش به همه چیز باشه

خب حالا چی هست؟

!آها، یه لحظه وایسین الان برمیگردم

!از دست این کارای مامان

!بفرما !همشون پر شده و امضا شدن

خوشت اومد، هممم؟

اونا دیگه چی ان؟ - !خب اونا مربی هاتونن دیگه -

نمیتونیم که بدون مربی هامون بریم کمپ، میتونیم؟

فقط حواستون باشه به کسی نگید چجوری این برگه ها رو بدست آوردین

ای وای، میترسم که یه موقع ...اونا این برگه ها رو تایید نکنن

!با اینکه میدونن من یه دکترم

،مهم نیس اونا چیکار کنن من بهشون چیزی نمیگم

!آخ، تو عزیز دل منی

خب، دیگه راه بیفتین

!دیر شد مامان - !خدانگهدار فرشته ی من -

،امیدوارم بهت خوش بگذره البته میدونم که خوش میگذره

مراقب دختر کوچولوی من باش، ریچارد

خدافظ مامان - خدانگهدار عزیزم -

...نگاشون کن، چه دخترایی !تو محل ما به اینا میگن بچه

...دهن آدم آب میفته ناموسن

آرتی، اونا هنوز انقدر کوچیکن که اصلا این حرفا رو درک نمیکنن

،بن، داداش هیچ دختری واسه این چیزا کوچیک نیس

تویی که خیلی پیری

!هییی ریک چطوری پسر؟

پائول، خوشحالم میبینمت - چه خبرا؟ -

هیچی، مثه همیشه

راستی، این دخترداییمه، آنجلا - چطوری؟ -

،اون یه کم خجالیتیه راستش اولین باره که از خونه دور میشه

،ببین، من آنجلا رو میبرم سمت خوابگاه بعدش پایین تپه میبینمت، حله؟

حله دادا

هی ریک

!وایسا ببین جودی چه شکلی شده

!اصن نگم برات

جون من؟

!حالا خودت میبینی

من و جودی پارسال تابستون توی یه کابین بودیم

اصن شاید کابین تو و اون باهم یکی باشه

اینجا خوابگاه دختراس

،اونور اتاق کنفرانسه اونور کلبه ی رانی ئه

.اونجا زمین تیراندازیه !اوناهاش

!جودی هی جودی! چطوری؟

.خوبم

اون اسکوله کیه؟

آها، اون ریکیه

همون بچه هه که پارسال پرستارش شده بودی؟

...بنظرم دیگه با من حال نمیکنه

خب، برو آنجلا

اگه چیزی لازم داشتی من توی کابین شماره 19 ام

تخت دومی از پایین

اون پسرا کی بودن؟ - چندتا پسر که امروز باهاشون آشنا شدم -

فکر نمیکنی یه کم واسه تو بزرگن؟

مگه نمیدونی دخترا زودتر از پسرا بالغ میشن؟

این که چرت و پرته، خودتم میدونی

!ریکی، الان اصلا حوصله ی مزخرفات تو رو ندارم

!واقعا معذرت میخوام !هرزه

!خیله خب خانوما زودتر وسایلو خالی کنید که اینجا رو خلوت کنیم

،واسه اونایی که منو نمیشناسن اسم من مگ ئه

میم، اِ، گ

،ایشون سوزی ئه هر مشکلی داشتید میتونید بهش اطلاع بدید

حله؟ فهمیدین؟ شیرفهم شد؟

به چی نگاه میکنی تو؟

چیه، شناسنامه میخوای؟ !بس کن دیگه

تو باید آنجلا باشی درسته؟ رانی راجبش بهمون گفته بود

!مثه اینکه یه رقیب پیدا کردیم

!وای نکشتمون

!ساکت لطفا

!مرسی که ما رو تحویل نگرفتی

!ساکت لطفا

دیدی رانی؟ اصن لب به غذاش نزده

آنجلا، مگ بهم گفت از وقتی اومدی اینجا هیچی نخوردی

راست میگه؟

!منتظر جواب نباش توی این سه روز یه کلمه هم حرف نزده

ببین، نظرت چیه دوتایی بریم توی آشپزخونه یه گشتی بزنیم؟

،شاید یه چیزی پیدا کردیم که دوس داشتی نظرت چیه؟

،میبرمش پیش آرتی حله اوکی میشه

احتمالا حال به حالی شده، همین

بیا آنجلا

از همین الان داره لوسش میکنه

هی بن، آرتی اینجاس؟ هی آرتی، میشه یه لحظه وقتتو بگیرم؟

هی آرتی، میشه فعلا بیخیال آبجو بشی؟

چشم ران، چیشده؟

.میخواستم با یکی از بچه های جدید آشنا شی !آنجلا، ایشون آرتیه، سرآشپزمون

!به به، سلام عرض شد آنجلا

بن، میشه لطفا تلفنو جواب بدی؟

همون طور که میبینی زیاد اهل حرف زدن نیس

راستش از دستپخت تو هم زیاد خوشش نمیاد

میتونی یه چیز خوشمزه واسش بیاری؟ ...مثلا بستنی یا از این چیزا

تلفن با تو و مل کار داره، ران

یه لطفی بکن، برو دنبال مل، ممنون

!ببینم چیکار میکنی آرتی من میرم و برمیگردم

حله، یه چیز خوشمزه واسش پیدا میکنم

مطمئنم اگه بریم یه دور بزنیم یه چیز جذاب و خوشمزه پیدا میکنیم

روحتم خبر نداره اونجا چه چیزایی پیدا میشه

دخترداییم کجاس؟

رانی بردش تو آشپزخونه

چیزی خورده؟ - خودت چی فکر میکنی؟ -

اون دختره چشه؟ !نه چیزی میخوره، نه حرف میزنه، نه کاری میکنه

تو چرا دست از سرش برنمیداری؟ دختر کم حرفیه دیگه، همین

اگه یه ذره کم حرف تر باشه !تبدیل میشه به زامبی

خب آنجلا، چیزی پیدا کردی؟

شاید منم بتونم کمکت کنم

!تو خودت مثل یه کیک خوشگل و خوشمزه میمونی

آره، فکر کنم یه چیزی داشته باشم که عاشقش بشی

هوی، چیکار میکنی؟

دهنتو ببند، فهمیدی؟

هیچی ندیدی، خب؟ !فهمیدی؟ هیچی ندیدی

!خیله خب باشه - حالا گمشید بیرون -

هی، چیشده؟

چه خبر شده بود؟

فکر کنم ترسوندمش

!حق داشته بنده خدا

،یه نگاه به آب بنداز بنظرم دیگه جوش اومده

،بهتره که داغ شده باشه !نیم ساعته منتظریم... دهنتو

!اون صندلی رو بده بینم - بفرما، همش واسه خودت -

هنوز یکی دو دقیقه دیگه مونده

،باید تا قبل از شام یه کم کاه و یونجه جمع کنم میای؟

آره، بذار ذرت ها رو بندازم تو آبجوش - پس میبینمت -

جوش اومدی یا نه؟

بنازم

!حرومزاده، داشتی منو میکشتی

!گمشو بیا اینجا کمکم کن

زودباش بچه جون

کمک کن بیام پایین بعدش یه بستنی خوشمزه واست میارم، خب؟

هوی، چیکار... چه گوهی میخوری؟

!تخم سگ

!بیام پایین پدرتو درمیاره توله سگ

!بن! بیا کمک! بن

!بن بیا کمک !بن

!کمک !بن! بن

!بن

متاسفانه آرام بخش قوی ندارم که بتونه دردی که داره رو آروم کنه

مثل اینه که تمام عصب های بدنش دچار سوختگی شده باشن

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left